بسوی تشکیل حکومت های محلی در ایران ( بخش نخست )

در ایران اغلب طیف های حکومتی و مخالفین بدون توجه به تنش های قومی و ملی که به سرعت در حال گسترش است، خواستار حفظ ساختار به شدت مرکز گرای سنتی و ارتجاعی کنونی اند که در واقع میراث دار رزیم گذشته با افزایش شیعه گری و حاکمیت تک قطبی و ولایتی بر آن در سیاست....

بسوی تشکیل حکومت های محلی در ایران ( بخش نخست )
از مدت ها پیش دگرگونی های مهم در ساختار سیاسی و اجتماعی ایران پیش بینی می شد که با اعتراض گسترده مردم در دیماه گذشته ابعاد وسیعتری بخود گرفت. در این تظاهرات شعار های ساختار شکنانه که در بین مردم از ماه ها پیش زمزمه می شد، به یک باره وارد تظاهرات مردم تهیدست و بجان آمده از ستم فقر و ولایت در کوچه و بازار شد، ای رخداد ناگهانی همه طیف های گوناگون رژیم ولایت را به وحشت انداخت و شکاف عمیقی هم در نهاد ها و ارگان های رژیم پدید آورد، تا جائیکه برخی از ذوب شدگان در رژیم ولایت هم با نگرانی و ترس سخن از فروپاشی، سقوط و تغییر رژیم بر زبان آوردند و با گذشت زمان کلمات و جملاتی هم پیرامون ناتوانی رژیم در اداره جامعه در محافل گوناگون مطرح کردند تا از خشم مردم بکاهند و خود در آینده در امان باشند.
انتقاد از شرایط موجود را حامیان و مشاورین اقتصادی رژیم که سال ها از حامیان سرخت آن بودند از درون حاکمیت شروع کردند، سعید لیلاز در دومین کنگره استانی حزب کارگزاران و سازندگی کفت : فروپاشی نزدیک است... مردم کالری کافی دریافت نمی کنند، 3 میلیون و 200 هزار نفر مواد غذایی برای خوردن شام شب ندارند و من ندیدم کسی عمامه به زمین بکوبد ! این گفتار کنایه آمیز به روحانیت حاکم نشانگر جدایی خطوط در مدیریت جامعه است، زیرا اعتراضات گسترده و سراسری نشان داد که رژیم هیچگونه پایگاهی در بین مردم بویژه تهیدستان جامعه ندارد و گسست و ریزش از رژیم همواره رو به گسترش است. در این راستا .سید حسن خمینی در گفتگو با روزنامه « آرمان » بعد از یادآوری یاس و ناامیدی در جامعه از فروپاشی یا حاکمیت پوپولیسم اقتدارگرا و خشن می گوید و عباس آخوندی وزیر راه و شهر سازی دولت روحانی نیز در گفتگو با ایسنا ( 5 اسفند 96 ) ادامه می دهد: کشور در حال زوال اجتماعی است و جامعه دیگر نمی تواند امید را به خود تزریق کند. قدیانی، تاج زاده و بیانیه های پی در پی نهضت آزادی نشانگر آن است که فرو پاشی قابل پیش بینی و نزدیک است. محسن رضایی از فرماندهان سپاه و دبیر مجمع تشخیص مصلحت که مدتی لباس نظامی خود را از تن بیرون کرده بود و بار دیگر آن را به تن کرده با نگرانی از ناکارآمدی رژیم و گستردگی فساد می گوید و فروپاشی را از درون بر زبان می راند. در این راستا بیانیه سپاه پاسداران به مناسبت سالروز همه پرسی فروردینماه 1357 جلب توجه می کند که می کوید: کارنامه جمهوری اسلامی به شدت در معرض تهدید است. در این میان برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و روحانیت هم به صف منتقدین پیوسته آینده رژیم را نگون بخت و فروپاشی را عنقریب می دانند.
همسو با درون برخی از روزنامه نگاران، صاحبنظران و سیاستمداران بیرونی هم کارنامه رژیم را بسته، سرنگونی آن را با توجه به مخالفت های شدید مردمی، بحران شدید اقتصادی، کم آبی، زیست محیطی و تنش های قومی و اجتماعی اجتناب ناپذیر و غیر قابل برگشت می دانند. « فرانسیس فوکویاما » نظریه پرداز و استاد دانشگاه استنفورد در همایش « جهانی حکومت » که مدتی پیش در امارات متحده عربی برگزار شد گفت: در ایران جوانان تحصیلکرده و زنان با ساختار قدرت حاکم بر کشور سازگاری ندارند، ایران به سوی انفجار و بی ثباتی در حرکت است، بخشی از این آشفتگی ناشی از خشکسالی و کمبود آب است که اغلب خشونت به بار می آورد. همراه با آن از مدت ها پیش برخی از سیاستمداران کهنه کار و سناتور های ایالات متحده آمریکا هم خواستار تغییر رژیم در ایرانند که هر روز بر تعداد آنها افزوده می شود، در چند هفته گذشته « جان بولتون » سفیر پیشین ایلات متحده در سازمان ملل و مشاور کنونی رئیس جمهور ترامپ بار ها گفته است که تنها راه، تغییر این رژیم است ! و در دفاع از این دیدگاه برخی از رژیم های به شدت ارتجاعی منطقه هم به تکاپو افتاده نوید آن را می دهند، مانند « ضاحی خلفان » رئیس پلیس دبی که به تازگی گفته : نظام جمهوری اسلامی در ایران بزودی سقوط خواهد کرد.
از یک سو بحران شدید اقتصادی، گسترش روزافزون تظاهرات خیابانی ، کاهش تولیدات داخلی و ناتوانی رژیم از مدیریت اجتماعی و از سوی دیگر بن بست دیپلوماسی در روابط خارجی با خروج آمریکا از توافق برجام شرایط را برای رژیم بسیار دشوار کرده است، از این رو مخالفین سنتی رژیم همراه با پیوستگان به آنان از داخل رژیم هر کدام در راستای منافع خود تلاش می کنند، در داخل برخی از افراد و گروه ها که جنایات فراوانی در گذشته مرتکب شده و موقعیت خود را در خطر می بینند به نظامی ها متوسل شدند تا آنان دولت و رژیم را در دست بگیرند و کشور را از بن بست خود ساخته نجات دهند.حسین اله کرم از بنیانگذاران حزب اله و رئیس شورای هم آهنگی انصار حزب اله در گفتگو با « خبر آنلاین » می گوید: باید سکان اجرایی کشور را فردی استراتژیک، نظامی مانند قاسم سلیمانی در دست گیرد و به روزنامه « شرق » هم می گوید: یک رضا شاه حزب الهی می تواند ایران را نجات دهد. در این راستا افراد دیگری هم مانند ابراهیم فیاض که خود را تئوریسین رژیم می پندارد پا را فراتر گذاشته از هیتلر نازیست و فاشیست تقدیر می کند و می گوید: هیتلر نظامی در 6 سال کشورش را از ورشکستگی و بدبختی به بالاترین کشور جهانی در بعد اقتصادی، سیاست و تکنولوژی تبدیل کرد. این هذیان گویی ها نشانگر عمق بحران و ترس و نگرانی این جنایتکاران است که به وحشت افتاده اند.
در ایران اغلب طیف های حکومتی و مخالفین بدون توجه به تنش های قومی و ملی که به سرعت در حال گسترش است، خواهان حفظ ساختار به شدت مرکز گرای سنتی و ارتجاعی کنونی اند که در واقع میراث دار رژیم گذشته با افزایش شیعه گری و تقویت حاکمیت تک قطبی و ولایتی بر آن در سیاست، اقتصاد و نظامیگری است. انقلاب سال 1357 نه تنها خللی و ضربه ای به مرکز گرایی حاکمیت شکست خورده وارد نکرد بلکه آن را به شدت تقویت کرد و با سرکوب بی رحمانه جنبش های طرفدار هویت ملی در سال های نخست انقلاب، در راستای تقسیم قدرت نامحدود مرکزی و تشکیل دولت های محلی و قطب های جدید اقتصادی و سیاسی همچنان ادامه یافت.
ادامه تمرکز گرایی و تشویق آن به شکل های گوناگون از دوران رضا شاه تا کنون یکی از موانع بزرگ در راه رشد دمکراسی و توسعه اقتصادی و اجتماعی شده است. در این مدت تمرکز پول و ثروت در مرکز نخبگان پیرامون را به مرکز کشانده فقر مزمن و آشکار را در این مناطق گسترش داده است، در نتیجه رشد ناموزون اقتصادی و اجتماعی در گستره ایران بویژه در مناطق پیرامونی بقدری دامن گسترده که گاهی تولید سرانه در مرکز به سه برابر پیرامون رسیده و تنش پنهان و آشکار زمینه ساز تفرقه و جدایی و دوری روز افزون آن از مرکز شده است. بنابرین سیاست یکسان سازی زبانی و فرهنگی با کار برد زور و خشونت در راستای ایجاد ملت واحد نه تنها جواب نداده، بلکه ابزار دیگری برای استبداد پروری و زورگویی شده است که تا کنون هم ادامه دارد. در این مدت انباشت سرمایه در مرکز پایه های استبداد را تقویت کرده و بخش مهمی از بودجه کشور صرف نگهداری از نیرو های نظامی و انتظامی شده تا نگهبان استبداد نهادینه شده در مرکز باشند. در این میان هر روز حجم دولت و دیوان سالاری افزایش یافته از یک سو فرسوده و ناکارآمد شده و از سوی دیگر مخارج و هزینه ها را بالا برده، تعدادی رانتییر و جیره خوار وابسته به مرکز پرورده است.
اتقلاب مشروطه که با همکاری روشنفکران و تحول طلبان آن دوره تدوین، تکوین، تکامل و به اجرا در آمد و به مظفرالدین شاه قاجار تحمیل شد با توجه به شرایط جامعه و گوناگونی فرهنگی و جغرافیایی آن خواستار تقسیم قدرت و تشکیل حکومت های محلی بود که بتواند همراه با رشد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دمکراسی را نهادینه کند.قانون اساسی 51 اصل داشت ولی متمم آن شامل 107 اصل و یک اصل الحاقی بود که در روز 14 مهر 1286 خورشیدی به امضاء محمد علی شاه قاجار رسید.در منمم قانون اساسی کلیات حقوق ملت، قوای مملکت، حقوق اعضای مجلس، حقوق سلطنت، وزرا، عدلیه و محاکمات، انجمن های ایالتی و ولایتی و مالیه و قشون مطرح و مشخص شده بود.
پیش از مشروطه هم نوعی از حکومت های محلی در کشور وجود داشت که گاهی سنت و گاهی هم منصوبین از مرکز در آن حکمرانی می کردند که غیر دمکراتیک و کهنه بود، ولی متمم قانون اساسی مشروطه در اصل 90، 91، 92 و 93 موقعیت حکومت های محلی را مشخص و تثبیت کرد.در اصل 90 آمده بود: در تمام ممالک محروسه انجمن های ایالتی و ولایتی به موجب نظامنامه مخصوص مرتب می شود و قوانین اساسیه آن انجمن ها از این قرار است ( این اصل نشان می دهد که انجمن های ایالتی و ولایتی با تدوین قانون اساسی به استقلال سیاسی نزدیک بودند )، در اصل 91 آمده بود که اعضای انجمن های ایالتی و ولایتی بلاواسطه از سوی مردم انتخاب می شوند. ( در نتیجه پاسخگو به مردم و مطالبات آنها هستند و از سوی نهاد های مردمی نظارت می شوند )، اصل 92 می گوید: انجمن های ایالتی و ولیتی اختیار نظارت تامه در اصلاحات راجعه به منافع عامه دارند و با رعایت حدود قوانین مقرره آن را اجرا می کنند.در اصل 93 هم آمده بود: صورت دخل و خرج ایالات و ولایات از هر قبیل به توسط انجمن های ایالتی و ولیتی طبع و نشر می شود ( انجمن های ولایتی با دریافت مالیات می توانند برنامه و بودجه خود را تنظیم و به فعالیت های عمرانی بپردازند ).... ادامه دارد
محمد حسین یحیایی
mhyahyai@yahoo.se.
د
.

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: