کارد و پنیر دیدار "کیم جان اون" و "دونالد ترامپ"

حالا باید با احتیاط چشم ها را باز کرد و در انتظار بود تا ببینیم سهم ایران از این تحولات بین المللی چه خواهد بود. هیچ ایرانی مسئولی خواهان این نیست که وضعیت مردم ایران از شرایط فعلی بدتر بشود. خصوصا کسی خواهان آن نیست که وضعیت امنیتی منطقه و ایران با دخالت های بین المللی با وخامت بیشتر روبرو گردد.

کارد و پنیر دیدار "کیم جان اون" و "دونالد ترامپ"
دونالد ترامپ بازرگانی ماجراجو و خارج از ساختارهای حاکمه اقتصادی امنیتی سیاسی نهادینه شدن در دستگاه های قدرتی آمریکا می باشد که بعنوان ریاست جمهوری انتخاب شده است. او گرچه حامی نئولیبرالیسم و سرمایه داری کلان آمریکا می باشد، اما با زاویه حمایت از سرمایه داری و بازرگانی ملی داخلی غیر حاکم و با شعارهای حمایت از مردم به حاشیه رانده شده آمریکا به میدان آمده است.
ایشان از بابت بدهی های بیش از صد تریلیونی دولت آمریکا گله مند بوده، از هزینه نظامی سرسام آور آمریکا که یکی از عامیلین چنین بدهکاری کلان بوده اند، شکایت داشته و معتقد میباشد که دوستان جهانی آمریکا نه تنها سهم لازم خود از بابت هزینه های امنیتی جنگی را در پروژه های امنیتی جنگی نمیپردازند، بلکه بیشتر کشور ایشان را میدوشند، تا اینکه با آن به تجارتی مساوی و برابرحقوق پرداخته باشند. دیدار جی هفت در کانادا نمونه بارز چنین تقابلی با انگلیس، آلمان، ژاپن و فرانسه می باشد.
ایشان جهت ساکت کردن اسرائیل، سفارت خود در آن کشور را به اورشلیم منتقل کرد، اما به موازات آن، حمایت آمریکا و دوستان منطقه آن از داعش، جبهه النصر و جیش الاسلام و غیره را به حالت ایستا در آورده و موجب پایان یابی تقریبی جنگ سوریه شده است. لازم به یادآوری میباشد که دولت انگلیس اصرار خاصی در تداوم این جنگ از طریق حضور مستقیم خود، حمایت از کلاه سفیدها و پروپاگاندا سازی های شیمیائی خویش داشته است. جای هیچ شکی نیست که استعمار پیر انگلیس خواب قدرت یابی بیشتر مشابه دوران قبل از جنگ جهانی دوم را در سر میپروراند.
با این مقدمه بپردازیم به دیدار سران کشورهای آمریکا و کره شمالی. مصاحبه مطبوعاتی بیش از یکساعته دونالد ترامپ بعد از پایان دیدار و امضای توافقنامه، گویای واضح تری از اصل ماجرا می باشد. وی در شرایطی که حضور سی و دو هزار نیروی نظامی آمریکا در کره جنوبی را برای منطقه تحریک کننده خطاب میکرد، به هزینه های سنگین حضور این نیروها پرداخت و از تزریق اندک کره جنوبی به تامین این هزینه ها انتقاد کرده اشاره ای هم به بازگشت مناسبات بازرگانی عادلانه تر کره و کشورهای منطقه با آمریکا اشاره نمود. ایشان با "ناآگاهی" غیر قابل تصوری گفت که از مسئولین پرسیده اند هواپیماهای آمریکائی از کجا آمده و در مانورهای نظامی آمریکا در کره شرکت میکنند، و بعد پرسیده اند "گوام کجاست؟". آیا واقعا رئیس جمهور آمریکا از مرکز فرماندهی و هدایت نیروهای آمریکا در اقیانوسیه و آسیای شرقی خبردار نیستند؟ در هر صورت به هزینه های بالای پروازهای شش ساعته از جزایر گوام تا کره جنوبی اشاره کرده و گفته اند میخواهند نیروهای آمریکا را از منطقه به پیش خانواده های خویش در آمریکا بازگردانند. ایشان از کاهش هزینه های نظامی آمریکا و کاهش تنش های تحریک آمیز در منطقه صحبت میکنند.
این موضع گیری نه فقط نهادهای سیاسی اقتصادی امنیتی حاکم بر آمریکا اعم از جمهوریخواهان و بخش های قابل توجهی از دموکرات ها را ناراحت کرده است، بلکه به انسجام آنها جهت تقابل با سیاست های وی سوق میدهند، بلکه خبرنگاران و نمایندگان رسانه های مسموم غربی با دیدگاهی منفی، مسموم و بدبینانه ، این توافق ها را ضد آمریکائی ارزیابی میکردند. دونالد ترامپ با این شلوغ بازی های خود از یک طرف و جمع کردن افرادی مثل مایک پامپئو و جان بالتون از ایدئولوق های بخش جنگی نئولیبرالی ها به دور و بر خودش از طرف دیگر، تا به حال افسار عملکردهای سیاسی را خود بدست داشته و معمولا تا وقتی که تنور داغ است، شروع به پختن نان نموده است.
در شرایطی که دولت آمریکا به یکی از پر هزینه ترین و بدهکارترین دولت های دنیا تبدیل شده است و دلار آمریکا از بابت یکه تاز بودن در دنیا بخاطر اسکناس تبادلی روز به روز موقعیت خویش را به میزان بیشتری از دست میدهد، نئوکان های آمریکا از نظر سهم خویش در سود بری سهم اقتصادی خویش در دنیا به عقب می افتند، کشورهای دیگری مانند چین، ژاپن، روسیه، خیلی از کشورهای اروپائی و حتی بعضی کشورهای جهان سوم از قبیل برزیل و بعضی کشورهای آفریقائی به میزان قابل توجهی در حال رشد میباشند. در شرایطی که سرمایه داری نفتی، نظامی، تبلیغاتی و مالی آمریکائی توسط نئوکان ها و بخشی های نهادینه شده آن در قدرت سیاسی تنها راه حفظ برتریت آمریکا را در تشنج آفرینی و جنگ افروزی های منطقه ای میجویند، این سیاست با عملکردهای دونالد ترامپ در همخوانی نبوده است.
این امر نه دیکتاتور منش بودن دونالد ترامپ را نفی میکند، نه منش تبعیض آمیز نژادی وی را. نه رفتارهای غیرقابل پیش بینی وی را توجیه میکند، نه دلال منش بودن وی را. معامله گری که در عرصه بده بستان های سیاسی اقتصادی بین المللی، از یک طرف میخواهد از هزینه های دولتی کاسته بدهی های آمریکا را پیایین آورده و برای تولیدات داخلی آمریکا توافقات بین المللی اقتصادی سودآورتری را ایجاد بکند. در این عرصه همانطور که ایشان مجبور شدند امتیازات قابل توجهی به اسرائیل بدهند، برای ادامه یافتن ریاست جمهوری خویش نیز به احتمال زیاد مجبور هستند امتیازاتی به نئوکان ها و عقاب های آمریکا و انگلیس بدهند. امیدواریم در این عرصه خطرناک بده بستان های امنیتی سیاسی نظامی، ایران قربانی این معاملات قرار نگیرد. بالاخره بعد از اینکه در مورد کره شمالی آبها از آسیاب افتاد، تمرکز بین المللی در عرصه سیاست خارجی به جاهای دیگری کشیده خواهد شد. نئوکان های جنگ طلب، به دنبال تشنج آفرینی در جاهای دیگری از دنیا میباشند.
رهبر کره شمالی به احتمال زیاد قبلا از چین در باره تامین امنیت کشورش اطمینان های لازم را گرفته است. قبل از این دیدار سرگئی لارورف، وزیر امور خارجه روسیه هم دیداری با ایشان به عمل آورده اطمینان های لازم را به ایشان داده بودند. به موازات دیدار دونالد ترامپ و کیم جان اون، شاید دو تصویر دیگر روز، گویاترین نمودار اوضاع سیاسی اقتصادی بین المللی باشند. یکی از این دو تصویر، عکس انگلا مرکل و دیگر رهبران جی هفت در حالی که با حیرت و تحیر به دونالد ترامپی که هیچ اهمیتی به تقابل آنها نشان نمیدهد می باشد. تصویر دیگر رهبران خندان شانگهای هشت که با توافق و شادمانی اجلاس خویش را خاتمه داده اند. این دو تصویر را در کنار دیدار ترامپ و کیم قرار بدهیم. این سه تصویر گویایی عینی وضعیت سیاسی اقتصادی و امنیتی بین المللی را به تصویر میکشد. باید دید رهبران کره جنوبی و ژاپن در این به هم خوردن توازن ترازوی سیاسی اقتصادی چه تغییراتی را در مواضع خویش اعمال خواهند کرد.
حالا باید با احتیاط چشم ها را باز کرد و در انتظار بود تا ببینیم سهم ایران از این تحولات بین المللی چه خواهد بود. هیچ ایرانی مسئولی خواهان این نیست که وضعیت مردم ایران از شرایط فعلی بدتر بشود. خصوصا کسی خواهان آن نیست که وضعیت امنیتی منطقه و ایران با دخالت های بین المللی با وخامت بیشتر روبرو گردد.
دنیز ایشچی 13 جون 2018

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: