دلبر ما، "مادرگلی"

بانو دلبر قربان نژاد (مادرگلی) که سه فرزند و یک دامادش را که همگی هم کمونیست بودند رژیم ولایت فقیه از دستش گرفته بود سرانجام پس از رنج های فراوان درگذشت و به روزبه، پروین، ویدا گلی آبکناری و مهران شهاب الدین پیوست!

 

 

شمعی فروزان که چندین دهه در راه آزادی روشنی و گرما بخشید اینک خاموش شده است! دلبر ما که به مکتب نرفت و خط ننوشت / چگونه بود که مسأله آموز صد مدرس شد؟ کسانی که مادرگلی را دیده اند و یا با او حشر و‌ نشر داشته اند حتما جاذبه جادوئی این زنِ ساده، فروتن و خنده رو را کم و بیش احساس کرده اند اما شاید به درستی ندانند که این جاذبه ریشه در کجا دارد؟

جاذبه مادر را پیش از آن که خودش را ببینم ابتدا در فرزندش ویدا همرزم و رفیق و همسرم دیده بودم (۱) اما در نخستین دیدارها منشأ این زیبائی و جذابیت جادوئی را به ویژه در مادرشان پیدا کردم، گرچه پدر هم خود حکایتی است دگر، زیبائی دلبر ما که شاید بشود آن را در سادگی، جدیت و بی تکلفی و محبت بیکران خلاصه کرد اما پرریشه و چند جانبه است، دلبر از خانواده ای با فرهنگ و فروتن گیلانی است، سر سبز و پاک، او در سنین جوانی با عشق همسری گزید که زندگیش را وقف آزادی و رهائی کرده بود و دلبر همه وقت و همه جا با جان و دل و تا به آخر یاور او بود، احمد گلی آبکناری از مبارزان صدیق توده ای، شاعری متواضع، عاشق دلبر بود، این زوجِ عاشق پدر و مادر  فرزندانی شریف شدند که سه تنشان (روزبه، پروین و ویدا گلی آبکناری) در رژیم اسلامی بر سر اعتقاداتشان به سوسیالیسم و آزادی جان باختند و فرزندان دیگر همچون پدر و روزبه یا زندانی شاه بوده و یا در رژیم اسلامی زندانی شده، شکنجه و آزار دیده اند!

لذا دلبر یک مادر و راهبر خانواده می شود، دلبر یک فعال جان بر کفِ بی سر و صدا و عمیقا متواضع بود، هر خطری را به جان می خرید و در همه مأموریت هایش موفق بود، چه وقتی که همسرش با تعدادی از توده ای ها در جنگل های گیلان مخفی بودند و دلبر برایشان قوت و لباس و خبر می برد و چه وقتی که از زندان خبر می آورد و می برد و چه در روزهای انقلاب که در زیر چادرش اسلحه جا به جا می کرد! دلبر به رغم غیر حرفه ای بودن اما مشکل گشای انقلابیون بود، اگر به ستاد حمله کرده اند دلبر زیر چادرش آن چه را که نباید دست دشمن بیفتد به سهم خود حمل می کند، آن هم با جثه ای ریز و قامتی کوتاه! اگر خانه روزبه مشکوک به نظر رسیده است اوست که خبر می گیرد و کوچه را چک می کند و اسناد را جا به جا !

تمام زندگی دلبر همدلی و همراهی با همسر و فرزندان مبارزش بوده و رنج بیکران برده و آن را به جان خریده است، او نیز به زندان افتاده و همراه همسرش توهین دیده و شکنجه شده است، به رغم این همه اما خودش را به حساب نمی آورد و اینها را همه وظیفه ای کوچک می دانست، زیبائی و جذبه جادوئی او اما در همین متانت نهفته است که ذاتیِ چنین شخصیت هائی است، تبسم شیرین و مهر عمیق او در همه دوران زندگیش به رغم این همه سختی زبانزد آشنایان بوده است و به راستی  زندگی زیبای این زن بزرگ و متواضع را باید نوشت و مرور کرد و ‌از او آموخت چرا که این نوع از انسان ها به دلیل فروتنی و تواضع  کمتر شناخته می شوند و گمنام و ناشناخته باقی می مانند حال آن که نقش کلیدی و بس مهمی در آموزش زندگی و تربیت اساسیِ اطرافیان خود دارند که می بایست به طور جدی بازشناسی و ‌تقدیر شود.

مادر را در آخرین سفرش به نروژ زیارت کردم، به فراموشی دچار بود، چنان که فرزند خود آذر و دوست نزدیک روزبه و خانواده، زنده یاد هوشنگ عیسی بیگلو را ظاهرا نمی شناخت اما با دیدن من به زبان آمد: "هاشم جان، تی قربان، چرا زحمت کشیدی این همه راه آمدی؟!" و همه را به تعجب واداشت و قلبم را باز هم لرزاند و حالا هم دوباره اشکم را جاری کرده است، به عشق و زیبائی تو ادای احترام می کنم مادرگلی یار غار آقای گلی و مادر بی همتای فرخ، روزبه، پروین، ویدا، آذر، نکیسا، افشین و نیز شهاب و حسین و من و هزاران دیگر و تسلیت می گویم به بازماندگانِ این خانواده نیکو و انسان خو  و مبارز و شریف، به آبکناری های آگاه و به همه مادران رزمنده و داغدیده، به رفقا و آشنایانی که بستگان این خانواده نازنین و انقلابیند و همچون آنها به فردائی آزاد و آباد دلسپارند و رهپیما، ز راه میکده یاران عنان مگردانید / چرا که حافظ از این راه رفت و مخلص شد! (۲)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یک - ویدا حاجبی در مورد او می گفت: "نمی دانم چرا از او که خیلی از من کوچکتر بود حساب می بردم و منی که همیشه ضد اتوریته بودم در ویدا جذابیتی دیدم که اتوریته دلپذیری داشت!"

دو - حافظ خود اما به گونه ای دیگر سروده است: ز راه میکده یاران عنان بگردانید / چرا که حافظ از این راه رفت و مفلس شد!

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

 

 

 

منبع: 
http://dialogt.de/abas_hashemi_abk
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: