هدف در شعارها معین می شود

در دو سال اخیر مرتب شاهد اعتراضات خیابانی اقشار مختلف مردم می باشیم. در یکسال اخیر دامنه این اعتراضات و اعتصابات گسترده تر شده اند. هر روز طیفی از مردم در شهرها و شهرک ها دست به اعتراض می زنند تا نارضایتی خود را از وضعیت رقت بار معیشتی خود بیان نمایند. مردم عملا نشان داده اند دیگر جانشان به لبشان آمده است و طاقت شان زیر بار سختی ها و نابسامانی های روز افزون زندگی طاق شده است.

جمهوری اسلامی هم نه توانی در ساماندهی اوضاع دارد و نه می خواهد پاسخگوی باشد زیرا که زوالش در رفته و به آخر خط رسیده است. شاید بتوان گفت که امروز اوضاع آشفته مملکت به جائی رسیده است که نه بالایی ها توان اداره و مدیریت کشور را دارند و نه پائینی ها دیگر توان تحمل اوضاع حاکم بر کشور را دارند. اوضاع انقلابی است و راه گریزی نیست.

چیزی که در این ایام توجه ام را بخود جلب کرده است نوع شعارهایی می باشد که معترضین در حرکات اعتراضی خود سر میدهند. شعار عبارتی است که از طریق آن شعار دهنده و شعار دهندگان اهداف خود را مشخص و معین می کنند.

یکی از روش های شناخت از هدف و روند هر جنبشی شناخت از ماهیت و محتوای شعارهای آن جنبش می باشد. زیرا شعارها بیان کننده نگرش شعار دهندگان و اهدافی است که آنان مد نظر دارند. برای سنجش یک جنبش و حرکت اعتراضی باید شعارهای آنرا مورد بررسی قرار داد تا متوجه شویم اعتراضات به کدام سو می روند و معترضین بدنبال چه می باشند. شعارها نقش محوری در حرکات اعتراضی دارند زیرا شعارهایی که توسط معترضان داده میشوند خواست و اهداف آنان را بازگو می کند.

جنبش های آزادیخواهانه یک جنبشی ملی می باشند که اگر می خواهند به هدفی برسند باید شعار هایشان شفاف و روشن باشند. شعار ها علاوه براینکه باید دشمن اصلی را مورد هجوم قرار دهند باید حاوی آرمانی باشند. تا اهداف معترضان شفاف و روشن نباشند جنبش های اعتراضی پراگنده مبدل به جنبش همگانی نمی شوند و حکومت بر جای خود باقی می ماند.

از آنجاییکه شعارها هدف را معین می کنند شعار دهندگان به همان هدفی می رسند و همان چیزی نصیبشان می شود که بصورت شعار آنرا سر داده و درخواست کرده اند.

در انقلاب ۵۷ مردم شعار حمایت از خمینی می دادند.  مثل درود بر خمینی بت شکن؛ یا زندانی سیاسی مسلمان آزاد باید گردد ( غیر مسلمان به درک که چه سرنوشتی خواهد داشت و دارد)؛ و یا خواهان جمهوری اسلامی شدند. تمام این خواسته های نصیب شعار دهندگان شد.

خمینی آمد- همه را بجز مسلمانهای حامی خودش را که عمله و اکره او شدند نابود و تارو مار کرد. سپس مسلمان هایی که در ولایت فقیه ذوب نشده بودند سرکوب و دستگیر نمودند. جمهوری اسلامی هم برقرار شد و مردم به نوعی همان چیزی نصیبشان شد که در شعارهایشان آنرا طلب می کردند.

از سال ۱۳۸۸ و کودتای انتخاباتی علیه رای مردم تا به امروز شعارها در چارچوب قلمرو نظام ولایت فقیه مثل رای من کو بجای حق من کو، و یا عمدتا ماهیتی صنفی و معیشتی داشته اند. بجز شعارهای جنبش دی ماه که آرمانی در آن بود مثل استقلال ازادی حمهوری ایرانی و اکثرا سیاسی و بطور شفاف و روشن جمهوری اسلامی و رهبرش را هدف قرار داده بودند و خواهان برچیدن بساط استبداد دینی که عامل و موجد شرایط جهنمی کنونی است شدند؛ در دیگر اعتراضات اخیر شعارها عمدتا جنبه معیشتی دارند و برخی از شعارهای معترضان انحرافی و دست ساز می باشند .

چند نمونه می آورم.

سوریه را رها کن فکری به حال ما کن!

فرزند کوروشم کانون شورشم!

دلار ده تومانی نمی خوایم نمی خوایم!

مرگ بر فلسطین!!! خوب مردم ستمدیده و به اسارت گرفته شده فلسطین که ۷۰ سال است کشورشان اشغال شده است و توسط رژیم صهیونیستی اسرائیل با حمایت آمریکا سرکوب و کشته می شوند در اینجا چه گناهی کرده اند که باید مرگ بر انها بگوئیم. تا کی مرگ بر این و آن؛ چرا از زندگی و سازندگی و امید سخن نگوییم و آنها را شعار خود نسازیم. کافی نیست مرگ و میر! اصلا بالا رفتن دلار چه ارتباطی به فلسطینیان دارد که آنها باید بمیرند.

یا نه غزه نه لبنان جان فدای ایران! از یک طرف افتخار می کنیم به سعدی که گفته بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند.  از آن طرف تنفر خود را نسبت به دیگر آدم ها بیان می داریم و فراموش می کنیم چه بسا چنین شعارهایی را اسرائیلی های درون حکومت مخصوصا بر ضد مردم غزه و لبنان و فلسطین به خورد ما می دهند. اگر مبنا کمک جمهوری اسلامی است که جمهوری اسلامی به یمن و بحرین و بورکینافاسو هم کمک می کند. چرا اینها در شعارها متبلور نمی شوند.

مگر محمود عباس بارها نگفته ملت فلسطین هیچ کمکی از جمهوری اسلامی دریافت نمی کند و چندین بار گفته نمی خواهیم جمهوری اسلامی حتی در شعارهای روز قدس از مردم فلسطین دفاع کند.

بطور قطع آنانی که این شعارها را در میان مردم می برند می خواهند طوری وانمود سازند که مشکل نه استبداد دینی و شخص خامنه ای و سپاه پاسداران است که مشکل کمک هایی است که جمهوری اسلامی به دیگران می کند و خود جمهوری اسلامی به ذات خود که استبدادی است گناه و عیبی ندارد. کافی است جمهوری اسلامی به این و آن کمک مالی نکند مشکل مردم حل می شود.

خیر ابداْ چنین نیست. تا رژیم جمهوری اسلامی عوض نشود مشکلات و مصائب ایران و ایرانیان برجای خود باقی خواهند ماند. فرض کنیم از فردا هر کارگر و کارمندی در ایران سه هزار دلار حقوق ماهانه دریافت کند. آیا مردم ایران در صلج و آرامش بسر خواهند برد و زندگی شان بهبود می یابد؟  قدر مسلم خیر؛ زیرا تا نظام ولایت فقیه سرپا است و تا ساختار حاکم استبدادی جای خود را به ساختار دمکراتیکی ندهد. تا مستبدی بنام خامنه ای حکومت می کند مشکلات آشکار و پنهان جامعه از قبیل وضعیت آشفته اقتصادی و ناهنجاریهای اجتماعی و فساد ها و اختلاس ها باقی خواهند ماند. زیرا مانع اصلی حل و برطرف کردن این مشکلات استبداد دینی است و وجود آنان ناشی از وجود این استبداد می باشد.

شعار انحرافی دیگر رضا شاه روحت شاد است که بطور قطع و یقین اولین بار علم الهدی و رئیسی در مشهد در دهان مردم گذاشتند.

چگونه می شود اول شعار داد رضا شاه روحت شاد و درست بعد از آن فریاد زد مرگ بر دیکتاتور خود رضا شاه دیکتاتور بوده است و این تناقض شعار است.

واقعا ایران کم انسانهای بزرگ داشته است که باید ملتی یک چکمه پوش نوکر بیگانه را ستایش کند که وقتی او و پسرش را نخواستند بقول خود محمدرضا شاه در کتاب پاسخ به تاریخ مثل موش مرده بیرون بیاندازند.

اگر فردای روزگار با یک کودتا رضا شاه مسلمانی نصیب شعاردهندگان شد در آینده آنان نباید آه و ناله سر دهند و بعد بگویند غلط کردیم همان سید علی خامنه ای بهتر بود نور به قبرش ببارد.

همانطوریکه در فوق آوردیم شعار اعلان خواسته ها و اهداف ما می باشند. تلاش کنیم شعارها را از ماهیت صرف معیشتی و درخواست مرگ برای این و آن؛ به شعارهایی با مضمون سیاسی و  آزادیخواهانه مبدل سازیم. سطح شعارهای خود را با آزادی و دمکراسی و حق تعیین سرنوشت و دست‌یابی به حق و حقوق انسانی و شهروندی خود منطبق نماییم.

تا زمانی که ساختار استبدادی حاکم را مشخصاْ هدف مبارزه خود قرار ندهیم. تا زمانی که دستیابی به آزادی و حق و حقوق خود و برپایی حکومت دمکراتیک یعنی حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش را در دستور کار قرار ندهیم هر حرکت اعتراضی و جنبشی با ماهیتی معیشتی و صنفی بعد از چند روز یا توسط نیرو های سرکوبگر و یا توسط خستگی معترضان به خاموشی می گراید و جنبش همگانی برای تغییر جمهوری اسلامی بوجود نخواهد آمد. معترضان تنها و خسته در زیر بار پر مشقت ظلم و ستم کمرشان خم خواهد شد.

برگرفته از: 
ایمیل دریافتی
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: