جنگ اصلی بر علیه ایران


امروزه آمریکایی ها تلاش دارند صادرات نفت و گاز ایران را به صفر برسانند چون بر چاه های مشترک ایران و همسایگانش مسلط شده اند، در قطر همه چاه های گاز و نفت در اختیار آمریکایی ها و فرانسوی ها است، در عربستان و عراق و آذربایجان در اختیار آمریکایی ها می باشد و در کویت و امارات بصورت مشترک میان آمریکایی ها و انگلیسی ها تقسیم شده. حال اگر صادرات نفت و گاز ایران به صفر برسد با استفاده از فناوری چاه های مورب که در اختیار دارند نفت و گاز ایران را از چاه های مشترک و چاه های مرزی خالی می کنند

معمولا همه بحث ها در مورد اختلافات آمریکا و متحدانش با ایران روی مسایل سیاسی و یا ایدئولوژیک می چرخد وبرخی نمی توانند باور کنند دلیل اصلی دشمنی آمریکا با ایران چیست، وچرا حتی از قبل از انقلاب آمریکایی ها با ملت ایران مشکل داشتند.
برخی ماجرا را به نفرین نفتی ربط می دهند که می توان گفت بخشی از آن صحیح است اما ماجرا فقط این نیست بلکه می توان گفت ماجرا همه نعمت های خدادادی ایران است که آنها تلاش دارند از ایران سرقت کنند.
سرقت هم به قول معروف شکل های مختلف دارد.
حکایتی است که می گوید اگر یکی آفتابه دزد باشد همه مردم خود را محق می دانند تو سرش بزنند.
اگر طرف در حد یک دزد خانگی باشد پلیس تو سرش می زند.
اما اگر یکی کشوری را بدزدد آنوقت فاتح بزرگ می شود و تو سر همه میزند و هنه توسری خور اش می شوند.
طی قرن های متمادی اروپایی ها کشور های دیگر را استعمار کردند ونعمت های خدادادی آنها را به یغما بردند و هر آنچه امروزه ثروت در غرب و اروپا وجود دارد بر اثر سرقت ثروت های خدادادی کشورهای دیگر است.
سیاست معروف اروپایی ها در آفریقا معروف به سیاست کونگو هنوز هم بر این مبنا است که درخت های کونگو را قطع کنند و چوب آن را به بلژیک بفرستند و کارخانه های بلژیکی دسته بیل از آن بسازند و به چند برابر قیمت به کشاورزان آفریقایی بفروشد تا با آن کشاورزی کنند و هیچ کس حق ندارد کارخانه دست بیل سازی در کونگو احداث کند و چند کارگاهی که توسط برخی از کونگویی ها ساخته شد در درگیری های فرقه ای که بلژیکی ها پشتش بودند به آتش کشیده شده.
ماجرای ما هم خیلی دور از ماجرای کونگو نیست فقط با سیاستی دیگر.

اولین تحریم های انگلیس و آمریکا بر علیه ایران زمانی گذاشته شد که مصدق نفت ایران را ملی کرد، پس از سرنگونی مصدق توسط عوامل آمریکایی ها (که اسما دارای تابعیت ایرانی بودند) و بازگشت شاه آنها خواهان آن بودند که شاه تصمیم ملی شدن نفط را ملغی کند که وی هم نمی توانست و هم احتمالا خود هم ذره ای وطن پرستی در وجودش بود که حاضر نباشد دست به چنین خیانتی بر علیه ملت ایران بزند وبه همین دلیل روابط او با غرب شکرآب شد.
شاه در مقابل دقیقا همین کاری که امروزه کشورهای عرب خلیج فارس با آمریکا انجام می دهند را انجام داد یعنی بخش بزرگی از درآمد نفتی ایران را از طریق خرید اسلحه و یا سرمایه گذاری در آمریکا و اروپا با آنها برگرداند و امیدوار بود که با این روش آنها را نمک گیر کند اما متوجه نبود که اینها نمک گیر بشو نیستند و در نهایت نمک دان را میشکنند.
البته این ماجرا فقط برای ایران اتفاق نیافتاده و بسیاری از کشورهای جهان در تاریخ معاصر خود چنین تجربیاتی دارند.
پس از انقلاب در ایران آمریکایی ها باور داشتند که حکومت اسلامی توان جمع و جور کردن مملکت را نخواهد داشت و برنامه ای که بعد ها برای لیبی و عراق پیاده کردند را می خواستند برای ایران پیاده کنند و حتی برای شتاب دادن به نقشه خود عراق و دیگر کشورهای عرب خلیج فارس را تحریک کردند تا یک جنگ تمام عیار بر علیه ایران شروع کنند اما با نهایت ناباوری دیدند که اقوام ایرانی نه فقط با یکدیگر بلکه بر علیه دشمن متحد شدند.
کاریزمای قدرتمند امام خمینی (ره) و خودداری عرب های خوزستان از همکاری و همسویی با دشمنان دو نکته اصلی ای بود که غربی ها از آن غافل بودند و درحالی که همه گزارش های اطلاعاتی و خبری تاکید می کرد که عرب ها به دنبال جدایی از ایران خواهند بود و در پی آن بقیه اقوام به دنبال جدایی خواهند رفت ولی واقعیت چیز دیگری بود.
امروزه آمریکایی ها تلاش دارند صادرات نفت و گاز ایران را به صفر برسانند چون بر چاه های مشترک ایران و همسایگانش مسلط شده اند ، در قطر همه چاه های گاز و نفت در اختیار آمریکایی ها و فرانسوی ها است، در عربستان و عراق و آذربایجان در اختیار آمریکایی ها می باشد و در کویت و امارات بصورت مشترک میان آمریکایی ها و انگلیسی ها تقسیم شده.
حال اگر صادرات نفت و گاز ایران به صفر برسد با استفاده از فناوری چاه های مورب که در اختیار دارند نفت و گاز ایران را از چاه های مشترک و چاه های مرزی خالی می کنند و به نام کشورهای همجوار به فروش می رسانند.

یکی از اصلی ترین دلایل درگیری آنها با ایران در عراق و سوریه هم همین است.
آنها تلاش دارند بر عراق و سوریه تسلط پیدا کنند تا به جای اینکه نفت و گاز منطقه را با نفتکش از تنگه هرمز عبور دهند لوله های عظیم انقالی نفت به سمت اروپا را از خاک عراق و سوریه ایجاد کنند و با سرعت بیشتر بتوانند نفت و گاز منطقه را خالی کنند.
ماجرا امروزه به آب هم کشیده شده.

در شرق ایران کمپانی های آمریکایی در حال سد سازی روی رود هیلمند هستند تا به عنوان ایجاد نیروگاه های برق آب هیلمند را به سرقت ببرند و ایران را از این آب محروم کنند.

سدهای احداث شده روی روخانه های دجله و فرات هم به همین ترتیب است و کمپانی های آمریکایی و اروپایی آب این رودخانه ها را به صورت شیشه ای با برند های اروپایی در جای جای جهان به فروش می رسانند، جالب اینکه قیمت آب بطری ای در برخی کشورها از نفت هم گران تر است.
اگر این مسایل را کنار هم بگذاریم متوجه می شویم مشکل آمریکا با ایران نه نظام جمهوری اسلامی است و نه تامین امنیت اسرائیل و نه...
مشکل فقط این است که باید نظامی در ایران استوار باشد که مانند دیگر کشورهای منطقه به آمریکایی ها و غربی ها اجازه بردن منابع خدادادی را بدهد، آنوقت دیگر ایران می شود یک کشور خوب که عضوی سازنده از جامعه جهانی است!

 

لینک مقاله   https://ir.sputniknews.com/opinion/201807053736144...

منبع: 
اسپوتنیک
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: