دانشمند شاعر

او آرزوی قوی میهنی را با مهر مادر، برادر، دوستان، علم بطور انسانی مثبت، کارآ، آینده نگر ابراز کرد. شاهرخ مسکوب گفت: دکتر اعتماد ناستولوژی/ محنت برای برگشت به زادگاه را با ناراحتی از غرب در آمیخت. او از آرمانهای عدالت جوانی با "دلم از رنگ کدورت دگرش تابی نیست"به خدمت به میهن در صف 200 عضو سازمان ملل رسید. برای برادرش در وصف احساسات خود برای برگشت به میهن در ثنویت ایرانی "بیگانه و کشور، کدورت و مداوا، خار و بیخار" شعر زیر را در 1344 نوشت:

بشر معمولاً بنا بر سیرت خود فكر می كند؛ بنا بر دانش خود و افكار عمومی رایج سخن می گوید؛ اما عموماً بنا بر عادت عمل می كند .فرانسیس بیکن
در شعر 1000 ساله فارسی 2گروه شاعر دیده می شوند: 1- شاعر حرفه ای که تمام وقت شعر می گوید- مانند حافظ، مولوی، شهریار. 2- شاعر با مشغله اصلی معمولا علمِ، شعر در اوقات فراغت سراید- مانند خیام و دکتر هشترودی. دانشمندان در 3 رده جهانی چون خیام، کشوری چون دکتر اعتماد، تخصصی در خارج دکتر ملایری می باشند.
شعرهای این عالمان همه عروضی؛ یعنی در قالبها سنتی مثنوی، رباعی، 2بیتی اند. دانشمند عناصر6گانه شعر زیر را بکار برده؛ آنها در شعر و علم مشترک اند. آیا تخصص علمی در شعر مفری برای احساس می یابد؟ شعر محصول 2نیمکره چپ و راست 6عنصر دارد: احساس، تخیل، خلاقیت در نیمکره راست؛ فکر زبانی، منطق، کلام بیانی در نیمکره چپ. تالاموس مرکزی جایگاه شجاعت، آمیگدال جایگاه ترس و لذت اند.
شاعر دانشمند منطق با احساس را در توازن دارد. ریاضیات زبان اختصاری مکالمه با طبیعت است. لذا شاعر عالم زبان دقیق ریاضی را در شعر بکار می برد. در علم احساس جای خود را به منطق داده؛ پس در شعر عالمان احساس شدید است. البته در شعر هم منطق هست؛ ولی احساس اولویت دارد. خلاقیت اصیل و نو بودن ایده است؛ در علم، شعر، کسب بروز می کند. تخیل توان تصور اقلام غیر حسی است. تخیل در کودکی آغاز شده؛ فرهنگ قوم بیان تخیل را همسو با جامعه می کند.
کلام زبان ارتباط برای ترابری فکر و نیت است؛ شعر اغلب ریتم دارد. رعایت ریتم ساختار جمله را بهم می ریزد. در شعر مجاز، استعاره، تشبیه، ایهام/2پهلو گویی، آرایه های ادبی همراه اند. کلام علمی الگوریتم خبرنگاری، منطق، واقعیت، ساده گویی، زبان مشترک دارد. فکر ایده کلامی در ذهن است که کتره ای/ اتفاقی یا ارادی با نیت خاص می باشد.
در شعر فکر کتره ای و در علم فکر ارادی بکار می روند. تم فکر در علم کشف راز طبیعت و در شعر امور خصوصی شاعر یا اجتماع است. احساس مترادف عاطفه و هیجان بیانگر حال شاعر است که با استدلال و دانش تفاوت دارد. شجاعت توان انجام کاری خطیر و پذیرش فشار است که با همدردی، همدلی، ایثار همراه است.
وقتی یک دانشمند شعر می سراید؛ ذات علمی او در منطق گرایی، علیت، چارهجویی در شعر نشت می کند. آیا موضع دانشمند با شاعر توفیر دارد؟ در کل می توان گفت عالم بر نیمکره مغز چپ منطق تکیه داشته؛ شاعر بر نیمکره مغز راست بصیرت تکیه دارد. شعر عالم را می توان در محصول مغزی شعر و کارکردهای 100گانه مغز او تبیین کرد.
گستره کلام و گزینه بحور بیشتر در شعر شاعران حرفه ایند. شاعران علمی تخیل، احساس، خلاقیت قوی دارند. آیا خلاقیت و تخیل علمی و شعری تفاوت دارند؟ دانشمند واژه های تخصصی حوزه خود را گاهی بکار می برد. عاطفه در شعرش بیشتر است. در واکاوی شعر آنها جنبه های غالب، محرک، آرایه های ادبی دانشمند یافته می شوند. شاعر مصالح حوزه تخصص خود را- در معماری، موسیقی، عکاسی، نقاشی، فیلم، کسب– بکار می برد.
خیام 427-510 فیلسوف، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس و رباعی‌سرا بود. نامدارترین عالم شاعر در جهان خیام است. او تهیه تقویم خورشیدی جلالی عهد خواجه نظام الملک را سرپرستی و معادلات درجه 3 را حل کرد؛ تا یک گامی اعداد منفی و موهومی در معادلات رسید. این اعداد 6سده بعد نامگذاری شده؛ در عصر مدرن در برق کاربرد یافتند. او بیش از یک دهه در اصفهان زیست.
کتابهای نورونامه، میزان الحکمه، مسایل حساب، رباعیات او عالمگیر اند. هالیوود هم فیلمهایی در باره زندگی این شاعر تهیه کرد. صادق هدایت رباعیات خیام را در تمهای زیر گروهبندی کرد: راز آفرینش، درد زندگی، از ازل نوشته، گردش دوران، ذرات گردنده، هر چه باداباد، هیچی، دم را دریاب.
خیام در عصر تحجر، رباعیات خود را در محافل خصوصی نخبگان، دوره های دوستان، حلقه های بازرگانان روشنفکر ارایه کرد. شاید هم دستخط خود را در اجاق سوزاند؛ مانند هدایت و کافکا. لذا ضبط آنها مخفیانه از ذهن حضار، نوشتجات دوستان، دستنویسهای شاگردان زبده از 2سده بعد به کتب خطی راه یافتند. در رباعیات زیر او دقیق، زیبا، استادانه "علم/ معلوم" ساده را بیان کرد. در فارسی معاصر معلومات معنی دانش آموخته دارد.
او اعداد حساب را استادانه بکار برد: 4عنصر آب، آتش، هوا، خاک زمین، 7طبقه / سیاره آسمان در تقدیرگرایی، اعداد 72 و 7000 سال. او هندسه، نجوم، دقیقی ریاضیات، تصویرسازی را در رباعیات بکار برد. بیان شعری او چنان پخته و ساده است که شنونده خوب بیادش مانده؛ تا دوباره خوانده یا بنویسد. نزدیکی به جمله نثری، سادگی، زیبایی، فضای شعری- خیام را بی نظیر می کنند: ابر آمد و زار بر سر سبزه گریست. یا: روزیست خوش و هوا نه گرم است و نه سرد. در 3 رباعی زیر خیام دانشمند و خیام شاعر در تراز جهانی اند.:
هرگز دل من ز علم محروم نشد/ کم ماند ز اسرار که معلوم نشد
هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روز/ معلومم شد که هیچ معلوم نشد
دوری که در او آمدن و رفتنِ ماست/ او را نه بدایت نه نهایت پیداست
کس می نزند دمی در این معنی راست/ کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست
ای آنکه نتیجهٔ چهار و هفتی/ وز هفت و چهار دائم اندر تفتی
می خور که هزار باره بیشت گفتم/ باز آمدنت نیست چو رفتی؛ رفتی
ابن سینا 359-416 ش/ 980-1037م پزشگ، فیلسوف، منجم، منطقدان، وزیر 450 کتاب نوشت. او دانشمند جهانی دیگری بود که شعر برای دلش در محافل دوستان سرایید. 2کتاب شفا و قانون در پزشگی او تاعصر روشنگری در برنامه دانشگاههای اروپا بوده؛ 20 اثر فارسی با واژه سازی فارسی داشت. نمونه: بُرینش= قطع، روان= نفس، کرده= مفعول، کُنا= فاعل، بالِش= نمو، ترازو= منطق. او به ارسطو و فارابی ارادت داشت؛ در پیری به عرفان گرایید.
رباعی زیر، نیز منسوب به ابوسعید ابوالخیر، از ابن سینا ست: دل گر چه درین بادیه بسیار شتافت./ یک موی ندانست و بسی موی شکافت. /گرچه ز دلم هزار خورشید بتافت./ آخر به کمال ذره‌ای راه نیافت. غلو، ایهام مو برای دانش کم و موی بیشمار سر، مجاز کل و جزء خورشید و ذره را بکار برد. او به فارسی و عربی شعر نوشت.
تاثیر فکری او را در رباعیات خیام و عبرت و آموزش رودکی را در شعر ابن سینا می توان پی گرفت. دید فلسفی خیام از گستره کیهان تا لاله ای کنار جو را دربر می گیرد. دید اجتماعی ابن سینا مربوط به سیاست با "هجو و طمع" قدرت است. در بیت آخر "کجا رفتم .. کجا بودم" در رباعی خیام " آمدن از کجا و رفتن به کجا" طنین دارد. ابن سینا 4عنصر "خاک، باد، آتش، آب" را در شعر زیر گنجاند:
روزکی چند در جهان بودم/ بر سرِ خاک باد پیمودم
ساعتی لطف و لحظه‌ای در قهر/ جانِ پاکیزه را بیالودم
باخرد را به طبع، کردم هَجو/ بی‌خرد را به طمع بستودم
آتشی برافروختم از دل/ و آبِ دیده ازو بیالودم
با هواهای حرص شیطانی/ ساعتی شادمان بغنودم
آخرالعمر چون سرآمد کار/ رفتم تخم کِشته بدرودم
گوهرم باز شد به گوهر خویش/ من از این خستگی بیالودم
کس نداند که من کجا رفتم/ خود ندانم که من کجا بودم
می توان نمونه های دیگر دانشمند شاعر چون شیخ بهایی در معماری تا عصر پسا مشروطه را آورد. در سده 20 دانشمندان در مدیریت فنی و استادی دانشگاه بوده؛ شعرشان در نشریات و کتاب چاپ شدند. اکنون آنها اشعارشان در شبکه های مجازی، سایتهای فرهنگی، وبلاگها نشر می شوند.
دکتر هشترودی 1286-1355 استاد ریاضی، با تحصیل در دارالفنون و سوربن؛ سپس رییس دانشکده علوم تهران شد. کتاب سایه ها مجموعه شعر، خیام یا شاعر ریاضیدان، کتب فیزیک به زبان ساده – برخی آثار ادبی اویند. او واژه های نجوم، کوکب، اختر، جهان را در شعرش بکار برد. دکتر هشترودی دقیق بودن ریاضیات، انسانگرایی، برخی صفات هدایت را در این شعر گنجاند. در برنامه هفتگی رادیو، او ساعتی در باره کهکشانها به زبان گرم حرف می زد.
در ریاضیات تجرید، منطق، استدلال، نمادها، معادلات برای اثبات امور اند. ریاضیات با نجوم هم نزدیکی داشته؛ زیرا نمادهای ریاضی و اجرام سماوی با هندسه و مثلثات "اختر، کوکب، خورشید" بیانگر روابط تابع-متغیر اند. به یاد صادق هدایت با ثنویت "سیه و سپید، مرده و زنده" با تلویح "زنده بگور " ش دکتر هشترودی شعر کوکب امید را نوشت:
آن سوی تر ز کشور اندیشه و خیال/ راهی به سنگلاخ جهان های آرزوست
تا وا رهند از غم جانکاه پُر ملال/ دلهای نا امید در آن راه کامجوست
راهی به نیستی است از این جلوه گاه راز/ پوشیده از مزار دل آشفتگان سوز
در انتهای این ره پر سوز جانگداز/ تابنده اختری است چو خورشید نیمروز
رهرو سپرده است بر این اختر امید/ در عمق شام تیرۀ هجر آن نگاه خویش
در تیرگی ظلمت نا دید و نا شنید/جوید به نور کوکب رخشنده راه خویش
روُیای او وصال جهان های آرزوست/ بر اختر امید نگه خیره تر شده است
سوزنده التهاب و عطش همچنان در او است/ امید مرده است و شبش تیره تر شده است
رهرو ز راه ماند و در رنج انتظار/ بیهوده دیدگان سیه می‌کند سپید
وین انتظار بیهده ناید دگر به کار/ روشن نمی‌کند ره او کوکب امید
دیری ست مرده رهرو و اندر مزار گاه/ افتاده خاکسار به راه دراز و دور
زنده است در دو دیده او واپسین نگاه/ در انتظار خواب ابد در میان گور.
دکتر اکبر اعتماد، زاده 1309 همدان دکترای اتم را در لوزان گرفت. "پدر فنآوری هسته ای ایران" لقب او ست. کتاب خاطرات دکتر اعتماد 6 بخش با پیوست اسناد و تصاویر است. همانطور که ابن سینا وزیر بود؛ دانشمند مدرن نهادی کشوری را مدیریت می کند. در زندگی و شعر دکتر اعتماد- فیزیک هسته ای، شجاعت، هوش، احساس عمیق میهنی دیده می شوند. نیروی هسته ای مهار شده نمادهای فیزیک را درمهندسی نیروگاه می سازد. انجمنهای دانشمندان هسته ای در جهان مراکز تبادل نوآوریها، خلاقیتها، آزمایشات می باشند.
او آرزوی قوی میهنی را با مهر مادر، برادر، دوستان، علم بطور انسانی مثبت، کارآ، آینده نگر ابراز کرد. شاهرخ مسکوب گفت: دکتر اعتماد ناستولوژی/ محنت برای برگشت به زادگاه را با ناراحتی از غرب در آمیخت. او از آرمانهای عدالت جوانی با "دلم از رنگ کدورت دگرش تابی نیست"به خدمت به میهن در صف 200 عضو سازمان ملل رسید. برای برادرش در وصف احساسات خود برای برگشت به میهن در ثنویت ایرانی "بیگانه و کشور، کدورت و مداوا، خار و بیخار" شعر زیر را در 1344 نوشت:
آرزو دارم از ایـن مـخمـصه جــان در ببـــرم/ جـــانـب یـــار شــوم روی بـه یـاور ببــرم
خــدمت دولــت بـیـگـانه بــه پـایـان آرم /مختصر دانـش خود هـدیـه بـه کشــور ببـرم
دلـم از زنـگ کـدورت دگـرش تــابـی نیسـت/ مگـــرش بهـر مــداوا بــرِ مــــادر بـبــرم
سال‌ها شد که ز یــاران و عـزیـزان دورم/ این چه عمری‍‌ست که با محنت و غم سر ببرم
ای صبــا یـار مـرا گـوی که عمـرم تلف است/ در فـراقـت گرش این گونـه بــه آخـر ببـرم
مـوج و طوفان همه پر زور و به جان می‌کوشم/ شاید این کشتی گُم‌گشته بـه بنـدر ببرم
مـژده دادنـد که فـردای خوشـی در پیش است/ مهلتـم بــاد کـه ایـن روز بـــه دیگر ببــرم
دست من گـر همه خوبـان نه بـه یـاری گیرند/ تــرسم از پــای فتـم رخـت بـه بـستـر ببرم
مِـی گُلگون اگـــرم پیـر خــــرابـات دهــد/ قـــلم نفــی دگــر بــاره بــه دفتـر بـبــرم
سوی میهن‌که روم سعی‌من‌این است که دست/ پـر ز گُل سازم و چـون زینـت و زیـور ببـرم
گُل ‌اینجاست‌ پـراز خــار و زهــی دولت من/ گُل بــی خــاری اگــر جـــانـب خـاور ببرم
اعتـماد ار کـه به خوبـان و عزیـزان باقی است/ بــی خـطـر ره بــه ســر چشمه‌ی کوثر ببرم

https://www.youtube.com/ دقیقه 20 شعر را با بغض می خواند. مستند "من اکبر اعتماد اتم می‌شکنم"، کارگردان سید وحید حسینی و احمدرضا گنجه‌ای، زندگی این شخصیت علمی در ۱۳۹۱ ساخته شد.

تصویر: اکبر اعتماد

منبع: 
عصر نو
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: