راه رهائی کارگران و زحمتکشان ایران!

در تاریخ معاصر خاورمیانه، حکومتی به درنده خوئی و چپاولگری رژیم جمهوری اسلامی به ندرت می توان مشاهده کرد. اینک، پس از چهار دهه ستمگری و شرارت، مبارزات عظیم توده های بپا خاسته، ناقوس مرگ رژیم کشتار و جنایت را به صدا در آورده، سرنگونی این رژیم ضد مردمی به دست توده ها را نوید میدهد.

راه رهائی کارگران و زحمتکشان ایران!
حسن جداری
ایران امروز، کشوری درحال تحول و تحرک و اضطراب است . از یک طرف، رژیم جمهوری اسلامی پس از چهل سال خودکامگی و زورگوئی، به پایان خط رسیده و در مقابله با مبارزات روز افزون توده های بپا خاسته، هر روز شکننده تر و ناتوان تر میگردد. از جانب دیگر، الترناتیوی که مدافع منافع کارگران و توده های محروم و زحمتکش باشد، در افق سیاسی کشور به چشم نمی خورد. چهل سال حکومت ننگین و سیاه اسلامی، در کلیه زمینه ها دمار از روزگار مردم ستمدیده ای در آورده است که پیش از به قدرت رسیدن رژیم جمهوری اسلامی، 25 سال تمام استبداد رژیم شاه را متحمل شده بودند. توده های محروم و ستمدیده ایران، چهل سال پیش بدان منظور دست به حرکات انقلابی زدند که از چنگال استبداد و استثمار و وابستگی به امپریالیسم رهائی پیدا کرده و در جامعه ای آزاد و دموکراتیک که در آن حاصل کار و رنج میلیون ها توده زحمتکش به جیب شاه و دربار و دیگر انگل های اجتماعی و کارفرمایان و سرمایه داران بیرحم سرازیر نشود ، زندگی کنند . اما نتیجه و حاصل آنهمه تلاش ها و قربانی دادن ها در مبارزه علیه رژیم شاه، به قدرت رسیدن رژیم خود کامه و عقب گرائی بود که از روز نخست کسب قدرت سیاسی، هدفی جز چپاول هستی توده های زحمتکش و تشدید پایه های ظلم و استبداد، دنبال نمی کرد.
+++++
درتاریخ معاصرخاورمیانه، حکومتی به درنده خوئی و چپاولگری رژیم جمهوری اسلامی به ندرت می توان مشاهده کرد. استثمار بیرحمانه کارگران و توده های زحمتکش، غارت بی پروای ثروت های عمومی و در آمد سرشار حاصله از نفت، سرکوب بی امان آزادی های دموکراتیک، اعدام ده ها هزار تن از مبارزین و مخالفین، شکنجه وحشیانه زندانیان سیاسی و ....، نشان دهنده ماهیت به غایت سرکوبگر وارتجاعی رژیمی است که چهل سال تمام است با زور سرنیزه و قتل و کشتار، در ایران اسیر و دربند، حکومت می کند. علیرغم تمام زورگوئی های رژِیم جمهوری اسلامی، در طول دهه های غم انگیز تسلط ارتجاع هاربر کشور، مبارزات کارگران و توده های زحمتکش ایران در جهت کسب حقوق حقه و علیه این رژیم ضد کارگری، بی هیچ وقفه ای همچنان ادامه داشته است. در ایران کنونی، تنها طبقه کارگر نیست که در معرص ظلم و تعدی رژیم خون آشام جمهوری اسلامی قرار دارد. بخش های مختلف خرده بورژوازی - اکثریت اهالی کشور- نیز از انواع ستمگریها و محرومیت ها رنج می برند . چهل سال تمام است حقوق مدنی و انسانی زنان ستمدیده ایران – نصف اهالی کشور - توسط رژیم قرون وسطائی ضد زن ، زیر پا لگدکوب میشود. چهل سال تمام است معتقدین به مذاهبی غیر از مذهب رسمی دوازده امامی، در معرض بدترین تحقیرها و ستمگری ها قرار دارند. در طول چهل سال گذشته، رژیم ضد مردمی با اتخاذ سیاست های به غایت شوونیستی و اجحاف آمیز، حقوق انسانی ملت های غیر فارس ایرا ن را که بیش از نصف اهالی کشور را تشکیل میدهند، پایمال ساخته و سیاست ارتجاعی رژیم شاه را در مورد این ملت های تحت ستم، ادامه داده است.
+++++
اینک پس از چهار دهه ستمگری و شرارت ، رژیم جمهوری اسلامی بطور جدی در معرض خشم و قهر توده های محروم وستمدیده قرار گرفته و شیرازه موجودیت ننگینش در حال تلاشی وفروریختن است. مبارزات عظیم توده های حشمگین به پا خاسته در شهرهای مختلف ، قیام ها و تظاهرات پر دامنه اعتراضی میلیون ها انسان رنجدیده و به ستوه آمده، ناقوس مرگ رژیم کشتار و جنایت را به صدا در آورده وسرنگونی این رژیم ضدمردمی توسط توده های زحمتکش را نوید میدهد. در چهل سال گذشته، رژیم جمهوری اسلامی هیچ وقت در مقابله بامبارزات پر دامنه توده های محروم و به ستوه آمده، اینهمه عاجزو ناتوان نبوده است . اینک که رژیم جمهوری اسلامی را خطر مرگ و نابودی حتمی تهدید میکند، باید دید جانشین این رژیم پوشالی و آن قدرت سیاسی که بدنبال سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی بر سریر قدرت تکیه خواهد زد، چگونه حکومتی خواهد بود و چه فورم و ترکیبی خواهد داشت. مساله اساسی در رابطه با نوع حکومتی که جانشین رژیم جمهوری اسلامی خواهد شد، هماناماهیت طبقاتی چنین حکومت و قدرت سیاسی میباشد. حاکمیتی که پس از سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی سرکار خواهد آمد، بدون تردید نمی تواند یک حاکمیت تمام خلقی باشد. این حکومت مثل دیگر حکومت های موجود درجهان، بلا تردید ماهیت طبقاتی خواهد داشت. حکومتی که به جای رژیم جمهوری اسلامی زمام قدرت را در ایران در دست خواهد داشت، یا در خدمت منافع سرمایه داران و استثمارگران خواهد بود یا با تمام نیرو از منافع حیاتی کارگران و توده های محروم و زحمتکش دفاع خواهد کرد . شق سومی وجود ندارد .
+++++
احیای سلطنت پهلوی که این روزها اینهمه گرایش های طرفدار برگشت سلطنت را به جنب و جوش وتقلا انداخته، امکانش بسیارضعیف است . در خاور میانه، همین چند دهه پیش، در مصر، افغانستان، لیبی، عراق و ایران رژیم های سلطنتی بر سر کار بودند، اما اینک از تاجداران با فر و شکوه حاکم در این کشور ها، اثر و نشانه ای وجود ندارد . به قول خیام : بهرام که گور میگرفتی همه عمر دیدی که چگونه گور، بهرام گرفت؟ بیش از نیم قرن تسلط رژیم پهلوی بر ایران، برای توده های محروم و زحمتکش، بار و ثمری جز استبداد و استثمار و فقر و بی خانمانی نداشت . اگر کسی فکر میکند که نتیجه و حاصل احیای سلطنت، استقرار اندک آزادی و دموکراسی و عدالت اجتماعی در ایران خواهد بود، دارد خود را فریب میدهد و خیال خامی در سر می پروراند. به قول شاعر: ذات نایافته از هستی، بخش کی تواند که شود هستی بخش! به احتمال زیاد ، حکومت آینده ایران که جای خالی رژیم جمهوری اسلامی را پر خواهد کرد، شکل و ترکیب جمهوری خواهد داشت . اینجا که میرسیم لابد می خواهیم بدانیم این جمهوری ، چه نوع حکومتی خواهد بود و به منافع کدام طبقه یا طبقات اجتماعی، خدمت خواهد کرد. رژیم های جمهوری به طور کلی به دو بخش ماهیتا متفاوت تقسیم میشوند. ا – جمهوریهای بورژوائی متعلق به سرمایه داران، مالکین ارضی و صاحبان ثروت و دارائی . 2 - جمهوری های سوسیالیستی از آن کارگران و توده های زحمتکش. نخستین بخش از جمهوری ها، با چنگ و دندان از منافع بورژوازی و سرمایه داران دفاع میکنند. بخش دیگر از رژیم های جمهوری، مدافع منافع کارگران و توده های محروم و زحمتکش می باشند. لازم به یاد آوری است که رژیم های سلطنتی کلاسیک که بر پایه دموکراسی محدود بورژوائی بنا شده اند ، نظیر پادشاهی های انگلستان ، سوئد و هلند ، بدون استثنا از منافع سرمایه داران در این کشورها دفاع به عمل می آورند. در انگلستان "دموکراتیک" و بهمین ترتیب در سوئد و نروژ، بورژوازی کارکشته، به قول معروف با پنبه، سر می برد . در جمهوری های دموکراتیک کلاسیک نظیرفرانسه و آمریکا و سویس نیز، دموکراسی محدود و صوری بوده و در خدمت منافع بورژوازی می باشد. بطور کلی در کلیه کشور های بورژوازی کلاسیک، اعم از سلطنتی یا جمهوری، دموکراسی همواره جنبه کاملا طبقاتی داشته و در خدمت رژیم های بورژوائی حاکم میباشند. در واقع امر، درهیچ نقطه جهان، دموکراسی ناب غیر طبقاتی و مافوق طبقاتی، نمی تواند وجود داشته باشد. دموکراسی از دوران باستان تا کنون، همواره جنبه طبقاتی داشته است.
+++++
در کشورهای سرمایه داری وابسته وعقب مانده ای نظیرایران کنونی،رژیم های مدافع منافع سرمایه داران تنها با توسل به حربه ترور و اختناق و اعدام قادرند سلطه ننگین خود را حفظ کنند. در حالیکه در جمهوری هائی نظیر فرانسه و کانادا و نظام های سلطنتی پارلمانی همچون انگلستان و فرانسه ، سلطه بورژوازی نسبته محکم است، رژیم های استبدادی و تا مغز استخوان فاسد حاکم در کشورهائی نظیر ایران، سخت ناپایدار و متزلزل می باشند. اگر در کشور های سرمایه داری کلاسیک مانند انگلستان، کارگران در طول ده ها سال مبارزه توانسته اند امتیازاتی از بورژوازی بگیرند، اگر در این کشور ها رژیم های سرمایه داری امپریالیستی به عللی می توانند امتیازاتی به کارگران بدهند، در کشورهای سرمایه داری وابسته ای نظیر ایران ، بورژوازی حاکم نه قادر است و نه خواهان آن میباشد که کوچک ترین امتیازی به انبوه عظیم اهالی یعنی کارگران و زحمتکشان بدهد. بدین جهت نیز فریاد حق طلبانه توده های زحمتکش را همواره با حبس و شکنجه و اعدام پاسخ می دهد. این واقعیت را تاریخ یک قرن گذشته ایران و خاورمیانه به روشنی نشان داده است. در فردای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، هر بخشی از بورژوازی ایران بر اریکه قدرت سوار شود، یقین داشته باشیم که استبداد و استثمار و مظلوم کشی به شکلی از اشکال همچنان باقی خواهد ماند. تنها جمهوری مطلوب توده های محروم و زحمتکش ایران، همانا جمهوری دموکراتیک کارگران و زحمتکشان است که آنرا نخستین بار کارل مارکس در اوایل دهه پنجاه قرن نوزده در مورد انقلاب آلمان مطرح ساخت و سالها بعد لنین مقوله "جمهوری دموکراتیک کارگران و دهقانان" را درجزوه معروف "دو تاکتیک سوسیال دموکراسی" در ارتباط با انقلاب روس، پیش کشید. در آن زمان اکثریت عظیم اهالی روسیه را دهقانان تشکیل میدادند. با در نظر داشتن وضع سیاسی و اقتصادی روسیه تزاری در سال های نخستین قرن بیستم - کشور پهناوری که بیش از هشتاد در صد ساکنین آنرا دهقانان تشکیل میدادند – لنین به این نتیجه رسید که در روسیه عقب افتاده دهقانی ، انقلاب سوسیالیستی می بایست از مسیر انقلاب دموکراتیک عبور کند. لنین می گفت: اگر در انقلاب دموکراتیک، رهبری انقلاب به دست بورژوازی سازشکار و غدار بیفتد، انقلاب با شکست و ناکامی حتمی مواجه شده و توده های محروم و زحمتکش، سودی از تلاش های خود نخواهند برد. برای پیروزی انقلاب دموکراتیک و به منظوراینکه انقلاب توده های زحمتکش پیگیر و مثمر ثمر باشد ، شرط ضروری این است که درانقلاب روس، رهبری در دست کمونیستها باشد. درچنین وضعی، پرولتاریا تحت رهبری حزب انقلابی خود، نخست با کل دهقانان انقلاب دموکراتیک را به ثمر می رساند و در مرحله بعدی، به محض اینکه شرایط سیاسی و اقتصادی امکان داد، در همراهی با تهی دستان شهر و ده ، در حهت انقلاب سوسیالیستی، گام بر میدارد. دیوار چینی انقلاب دموکراتیک را از انقلاب سوسیالیستی جدا نمیکند. در شرایط کنونی ایران نیز، نظریه مارکس و لنین در زمینه انقلاب پیگیر – انقلاب دو مرحله ای دموکراتیک، سوسیالیستی - کاملامصداق پیدا میکند.
+++++
از انقلاب توده های زحمتکش ایران در جهت کسب آزادی و دموکراسی و رهائی از چنگ رژیمی استبدادی و وابسته به امپریالیسم اینک چهل سال میگذرد. توده های محروم و زحمتکش ایران در طول این چهل سال اسارت در چنگ یکی از خودکامه ترین رژیم های موجود در جهان، انواع محرمیت هاو حق کشی ها را متحمل شده و سخت در معرض استثمار از جانب سرمایه داران زالو صفت داخلی و خارجی قرار داشته اند . پس از چهل سال که از سرنگونی رژیم شاه میگذرد، وضع حقوق بشر درایران نه تنها بهبودی نیافته، بلکه از زمان شاه نیز بدتر شده است . چهل سال تمام است اکثریت عظیم اهالی کشور در معرص انواع محرومیت ها وستمدیدگی ها قرار دارند . در حقیقت امر، ایران تحت سلطه استبدادی رژیم جمهوری اسلامی، نظیر روسیه تزاری قبل از انقلاب فوریه 1917، یکی از نقاطی است که انواع تضاد ها و ستمدیدگی های نظام جهانی سرمایه داری در آن بهم گره خورده و این کشور را به لبه انقلاب توده ها نزدیک ترساخته است . خیزش های طوفانزائی که در شش ماه گذشته در نقاط مختلف کشور وجود داشته و عصیان ها و حرکت های اعتراضی عظیم میلیون ها انسان به ستوه آمده از ستمگری های رژیم، نشانه آن است که توده های زحمتکش پس از چهار دهه تحمل بدترین فشارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، دیگر نمی خواهند وجود منحوس رژیم حودکامه را تحمل کنند. در شرایط حساسی که مبارزات طوفانزای توده های به پا خاسته، موجودیت پوشالی رژیم را سحت تهدید میکند، در داخل کشور حزبی انقلابی متعلق به کارگران و زحمتکشان که قادر باشد مبارزات توده های محروم وزحمتکش را با هشیاری و درایت رهبری کند، وجود ندارد.انقلابی که در آینده ای نه چندان دور به سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی منجر خواهد شد، بدون وجود حزب انقلابی طبقه کارگر در صحنه سیاسی کشور، بدون تردید باشکست و ناکامی روبرو شده، به واژگونی کاخ های ظلم و استثمار منتهی نخواهد شد.
+++++
برای پیشبرد پیروزمندانه امر انقلاب، قبل از هر چیز طبقه کارگر باید حزب انقلابی خود را داشته باشد . این حزب که از طریق پیوند محکم و پایدار بین روشنفکران انقلابی و جنبش سندیکائی طبقه کارگر ایجاد میگردد، باید در درون پرولتاریا حضور و نفوذ کامل داشته باشد. به عبارت دیگر، ضروری است که هزاران تن از کارگران در صفوف آن متشگل گردند. وگرنه حزبی که پیوندی با طبقه کارگر ندارد و صرفا سازمانی " انقلابی" و گرد هم آئی هائی از روشنفکران چپ می باشد، بهیچ وجه حزب طبقه کارگر نبوده و کوچک ترین تاثیری در روند مبارزات طبقاتی پرولتاریا ندارد. اگر قرار است تحولات سیاسی در ایران به سود اکثریت عظیم اهالی یعنی کارگران و زحمتکشان تمام گردد، لازم است که طبقه کارگر در حزب انقلابی خود متشکل گردد. چون در حال حاضر، طبقه کارگر ایران حزب انقلابی خود را ندارد، وظیفه مبرم نیروهای انقلابی همانا کوشش در جهت ایجاد چنین حزبی می باشد. تنها با قرار گرفتن حزبی آهنین مسلح به تئوری انقلابی در راس مبارزات خونین توده های زحمتکش می توان به پیروزی امر انقلاب و رهائی کارگران و زحمتکشان از بند اسارت و استثمار، اطمینان حاصل کرد . پرولتاریائی که از جانب حزب انقلابی خود رهبری میشود، نخست در اتحاد با کل خرده بورژوازی،- اقشار مختلف خرده بورژوازی خواهان سرنگونی رژیم می باشند- رژیم جمهوری اسلامی را سرنگون میسازد و در مرحله دوم، به محض پیروزی انقلاب دموکراتیک، با آماده بودن شرایط اقتصادی و سیاسی، در همراهی با انبوه تهی دستان شهر و ده در جهت استقرار سوسیالیسم ، گام بر میدارد . دیوار چینی ، انقلاب دموکراتیک را از انقلاب سوسیالیستی جدا نمی کند. انقلاب دموکراتیک تحت رهبری حزب انقلابی طبقه کارگر، انقلابی پیگیر و مداوم است و در وسط راه متوقف نمی شود. آنهائی که فکر میکنند انقلاب ایران، انقلابی یک مرحله ای یا انقلاب سوسیالیستی است، سخت در اشتباهند آنها یا از شرایط اقتصادی و سیاسی ایران کنونی اطلاع لازم ندارند، یا چسبیده به تئوری های حشک و بیرو ح، در تخیلات خود با ایده انقلاب یک مرحله ای – انقلاب سوسیالیستی بدون گذاراز فاز انقلاب دموکراتیک - کلنجار میروند. از این مدعیان انقلاب سوسیالیستی یک مرحله ای در ایران کنونی با ید پرسید راستی چقدر در بین کارگران ایران کار کرده و تخم آگاهی انقلابی و سوسیالیسم را در بین پرولتاریا پاشیده اید؟ آیا ده ها هزار یا حتی هزاران تن کارگر در ایران سراغ دارید که مسلح به تئوری انقلابی باشند ؟ نخست به این سئوال پاسخ دهید، سپس لاف از انقلاب سوسیالیستی " ناب" یک مرحله ای بزنید . فقدان حزب کمونیست در صحنه سیاسی کشور، - حزبی که هدف غائی آن واژگونی نظام سرمایه داری می باشد، فقدان پیوند اورگانیک ومحکم بین روشنفکران انقلابی و طبقه کارگر، نازل بودن سطح آگاهی سیاسی کارگران ، این واقعیت که طبقه کارگر در کل جامعه در اقلیت می باشدو انقلاب سوسیالیستی بر خلاف انقلاب های بورژوازی، انقلاب اقلیت نیست، وجود یار و متحدی پرقدرت برای طبقه کارگر در درون جامعه که با جان و دل خواهان سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی می باشد، وابستگی رژیم جمهوری اسلامی به امپریالیسم جهانی ، وجود استبداد قرون وسطائی در کشور ، اسارت زن و انواع سختگیریها و عملکردهای بغایت ضد دموکراتیک قرون وسطائی ، همه و همه نشان میدهد که بدون مبادرت به انقلاب دموکراتیک تحت رهبری حزب انقلابی طبقه کارگر، بدون پشت سرگذاردن مرحله دموکراتیک انقلاب، این امکان وجود ندارد که طبقه کارگر، انقلاب سوسیالیستی خود را به سرانجام برساند. آنها که از تز انقلاب یک مرحله ای سوسیالیستی در ایران دفاع میکنند و در نظرات بغایت غلط وغیر علمی خود در این زمینه اصرار می ورزند، در واقع امر، راه را برای سرکردگی بورژوازی در انقلاب آتی، هموار میسازند. پایان مرداد ماه 1397

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: