خوشحالم که فرزندان غیور وطنم نگذاشتند جواد طباطبایی در مرکز آزربایجانچیلیق شو اجرا کند



تبریز جای شعبده بازی استعمارگری نیست.

خوشحالم که فرزندان غیور وطنم نگذاشتند جواد طباطبایی در مرکز آزربایجانچیلیق شو اجرا کند.

کسانی که نگران افتادن نسل جدید آزربایجان بر آغوش منطق قدرت اند و از قدرت منطق حرف می زنند باید بدانند جواد طباطبایی این روزها از فلسفه و منطق دور شده و به اجرای شوهای سطحی سیاسی و کلامی روی آورده است. از مرحله گفتمان به پرتگاه ستیز و پرخاشگری روی آورده است. کدام عقل سلیمی در این لحظات حساس و در حالی که آزربایجان بر علیه نظرات او در خشم است چنین کار غیرعقلائی انجام می دهد؟ طباطبایی هرچه خواسته و می خواهد بر علیه ما می گوید و اکثریت مرکزگرایی هم پشت سرش هستند حالا چرا اصرار دارد که حتماً در تبریز پشت تریبون برود؟

می دانید چرا؟ چون او به عنوان یک مانقورد از آغوش ملت شریف آزربایجان طرد شده و هضم این رانده شدگی برای او گران است. طباطبایی در این خصوص گرفتار نوعی روانپریشی است. به کشورهای اروپایی سفر می کند. با بازداشتگاهها و اماکنی که روزگاری شکنجه گاههای فاشیسم بودند عکس می گیرد. آنهمه آهو و سنجاب و حیوانهای زیبای غربی را نمی بیند و با خر عکس می گیرد. پیامهای کنایه آلود تصویری ارسال می کند. همه ی این رفتارهای کودکانه از آن روی است که طباطبایی دارد با بحران رانده شدگی مذکور سر و کله می زند.

من افتخار می کنم به نسل آگاه آزربایجان که با عقل و درایت جلوی شوی طباطبایی را گرفتند. طباطبایی در ستیز با آزربایجان آنقدر دغلبازی و شو اجرا کرده که گاهی فکر می کنم فردا پس فردا فیلم سخنرانی او در خانه مشروطه پخش خواهد شد. یک انسان چقدر باید بی منطق باشد که علیرغم نفرت ملی آزربایجان از او، بخواهد پنهانی و با زور در آزربایجان بر علیه آزربایجان سخنرانی کند؟ این منطق گفتمان نیست بلکه کاملاً بی منطقی است.

خوشحالی دیگر من از این روست که نسل آگاه و جوان آزربایجان با اینکار به کسانی که آنها را « ملغمه ای از بیشعوری و بیسوادی » می دانند یک هشدار جدی داد. آزربایجان در زمینه گفتمان آنقدر بانزاکت و منطقی است که مدعیان باید برای گفتگو با فرزندان باسواد و شریفش ذهن و زبان خود را از مغالطه و چرکاب راسیسم و فاشیسم تمیز سازند و پس از آن درب مکتب تبریز را به صدا در آورند.

من یک عدد آزربایجانی تبعیدی و مطرود از جانب استعمار و استبداد، امروز از دوردست غربتِ ناهنجار، خم می شوم و دستهای همه ی آنهایی را که نگذاشتند سخنگوی راسیسم و فاشیسم در تبریز بر علیه مبانی آزربایجان بزرگ بتازد می بوسم.
سیزی بؤیوک آزربایجان قَدَر سئویرم.
حؤرمتله، محمدرضا لوایی

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: