درباره چندگانگی اپوزیسیون و چالش جدی سکولار دموکراتها

چندگانگی اپوزیسیون به خارج و داخل ربطی ندارد. خارج آزادتر است به همین دلیل این واقعیت اپوزیسیون ایران بیشتر آشکار است. آیا بطور کلی چندگانگی بد است؟ خیر، جوامع دموکراتیک اتفاقاً نه تنها در عرصه سیاسی، بلکه در عرصه فرهنگی، مدنی، اجتماعی و اقتصادی هم چندگانه هستند و همواره انعکاس این واقعیت را در مطبوعات غرب به خوبی می توان دید. اما جوامع غرب در زمانهایی نظیر دوران جنگ جهانی دوم، در برابر فاشیسم، نه تنها اتحادهای جهانی نظیر متفقین را شکل دادند، بلکه در داخل جوامعی نظیر آمریکا، متحد عمل کردند

چندگانگی اپوزیسیون به خارج و داخل ربطی ندارد. خارج آزادتر است به همین دلیل این واقعیت اپوزیسیون ایران بیشتر آشکار است. آیا بطور کلی چندگانگی بد است؟ خیر، جوامع دموکراتیک اتفاقاً نه تنها در عرصه سیاسی، بلکه در عرصه فرهنگی، مدنی، اجتماعی و اقتصادی هم چندگانه هستند و همواره انعکاس این واقعیت را در مطبوعات غرب به خوبی می توان دید. اما جوامع غرب در زمانهایی نظیر دوران جنگ جهانی دوم، در برابر فاشیسم، نه تنها اتحادهای جهانی نظیر متفقین را شکل دادند، بلکه در داخل جوامعی نظیر آمریکا، متحد عمل کردند. اریک هوفر این حقیقت را در کتاب "معتقدین راستین" در سال 1951 در پاسخ به جریانات فناتیک که دموکراسی ها را به دلیل چندگانگی ضعیف می پنداشتند، اینگونه توضیح می دهد:
"داستایوفسکی این سخنان را از زبان «اسقف تیهون» می گوید: لامذهبی کامل بیشتر قابل احترام است تا لاقیدی این جهانی ... لامذهب کامل یک گام از ایمان کامل فاصله دارد ... اما فرد لاقید هیچ ایمانی ندارد به غیر از هراسی بد." .. "همهء «معتقدین راستین» عصر ما – کمونیست ها، نازی ها، فاشیست های ژاپن، و یا کاتولیک ها، همگی با حرارات می گفتند، و کمونیستها هنوز هم با سخنوری ادعا می کنند، که دموکراسی غرب منحط است. دلیلشان هم این است که مردم غرب خیلی نرم و نازک، خیلی لذت طلب، و بیش از آن خودخواه هستند که بخواهند برای ملت، یا خدا، یا هر هدف مقدس دیگری خود را فدا کنند. به ما گفته می شود که این عدم آمادگی برای مردن، نشانگر فساد و پوسیدگی درونی، اخلاقی و حتی بیولوژیک است. دموکراسی ها کهنه، فاسد، و منحط هستند. آنها هیچ رقیبی برای جماعت خروشان معتقدینی که قرار است وارث کرهء ارض شوند به شمار نمی آیند..."
در نتیجه اینکه بخواهیم اپوزیسیونِ چندگانه ایران، در برابر جمهوری اسلامی، متحد عمل کند، انتظار غلطی نیست. اما واقعیت این است که اپوزیسیون ایران فقط چندگانه نیست بلکه وقت خود را به اندازه زیادی با دعواهای بین خود تلف می کند. درست است در آمریکا نیز احزاب دموکرات و جمهوریخواه و حتی فراکسیونهای داخل هریک، هر روز با هم در کشمکش هستند، با اینحال زمانیکه کشور در برابر فاشیسم برخاست، همگی متحد شدند. مهمتر اینکه اپوزیسیون ایران با وظیفه مشخص پایان دادن به رژیم اسلامی روبرو است کاری که نیروهای سیاسی در آمریکا 243 سال پیش انجام دادند هنگامیکه وظیفه پایان دادن به رژیم استعماری را در برابر خود قرار دادند، و در آنزمان، اساساً دو جریان اصلی در اپوزیسیون بود یکی جریانی که همیلتون نمایندگی می کرد دیگری هم دیدگاهی است که نماد آن جفرسون بود و بالاخره نیز چند سال پس از پیروزی انقلاب 1775، در حزب دموکرات آمریکا تجسم یافت. در نتیجه واقعاً چندگانگی که ما امروز در جنبش سیاسی و مدنی ایران می بینیم در آمریکای دوران انقلاب وجود نداشت.
داستان چندگانگی در اپوزیسیون روسیه در 40 سال اول بعد از انقلاب اکتبر 1917 آن کشور، خیلی شبیه 40 سال گذشته در ایران بعد از انقلاب بوده است. اما کم کم بعد از سال 1956، نیروهای اپوزیسیون قدیمی روسیه، از طرفداران بازگشت رژیم تزاری گرفته تا تروتسکیستها تا نیروهای دیگر سیاسی بازمانده از گذشته، از صحنه خارج شدند و جایشان را به جریاناتی که با نامهایی نظیر ساخاروف و سولژنیتسین (1) تداعی می شود، سپردند، نیروهایی که اصلاً ربطی به جریانات سیاسی تاریخ گذشته روسیه نداشتند. آیا دلیل آن تغییر، روی کار آمدن خروشچف و اصلاحات او بود یا که در واقع عمر آنهایی که بازمانده دوران انقلاب بودند، اساساً تمام شده بود. تازه علاوه بر این دو عامل، حتی در سطح بین المللی جنبش پرقدرت مائوئیسم همان سالها بلند شد در حالیکه اثرش بر اپوزیسیون روسیه تقریباً صفر بود. بنظر می رسد واقعاً جنبشی که پس از 40 سال در روسیه، علیه شوروی برخاست اساساً ایدئولوژیک نبود و به همین دلیل جریانات بازمانده از گذشته که جملگی جریاناتی ایدئولوژیک بودند، دیگر در رهبری این حرکت تازه در روسیه، بی اهمیت شدند، و امثال سولژنیتسین و ساخاروف اهمیت پیدا کردند. شاید ایران هم کم کم اینطور شود اما فعلاً هنوز اینطور نیست و جریانات ایدئولوژیک همچنان بخش اصلی اپوزیسیون را تشکیل می دهند، و حتی جریان سکولار دموکرات که ایدئولوژیک نیست، در این اپوزیسیونِ ایدئولوژی زده، با چالشهای جدی روبروست (2).

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com
نوزدهم مرداد ماه 1397
August 10, 2018
پانویس:
1. توضیحاتی درباره دوران سولژنیتسین در این مقاله که بتازگی درباره سهیل عربی نوشته شده است
http://www.ghandchi.com/2183-soheil-arabi-gulag.htm
2. سکولار دموکراسی ایدئولوژی نیست؛ اما..
http://www.ghandchi.com/2197-secular-democracy-ide...

secular-democracy-ideology

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: