یوگا؛ هیولا یا توتم!؟

این دست نوشته را در سال اول دانشجویی م در هنوستان (1385) در دفتر خاطراتم نوشتم.

آری یوگا...
- نه...نه! یوگا یک ورزش نیست حاج آقا!...
- یوگا یک بازی خوش آب و رنگ نیست برای همسران و فرزندان دلبند شما! ...
-من یوگا را می شناسم – من او را حس کرده ام!!...
- یوگا یک اژدهاست حاج آقا!– یک هیولای زیبا و قشنگ! ...

-نمی فهمی حاج آقا!؟

- OK یوگا یک بمب است حاج آقا!– یک بمب اتم!!
- آری یک بمب اتم....

- اما نه از آن بمب ها که شما می‌خواهید!... بمب اتم از جهت قدرت جاذبه و نفوذ و تخریب و ویرانگریی که دارد! - آری؛ قدرت جذب بشر ... قدرت نفوذ در اذهان ... قدرت تخریب اندیشه های متحجر .... و قدرت ویرانگری در باورهای امت شما ....

- آری، یوگا بوداست حاج‌آقا!.... بودا که در حال هجوم نرم به شما و به فلسفه وجودی شماست!! ....

- چاره‌ای اندیشیم هنوز دیر نشده!!...

- نه! راه رو در رو شدن با بودا شمشیر!؟ نیست حاج آقا! ... بودا که انسان نیست او را کشت!!؟ احمقها ....
- نه ... نه! راه رو در رو شدن با بودا بمب اتم!؟! هم نیست ... بودا که اسراییل نیست او را محو کرد! ابله ها....
- نه ... نه ...نه! چاره در حصارو سانسو رو فیلتر هم نیست!....بودا که مرز پذیر نیست کودنها ...

- بودا....
- بودا یک فلسفه است حاج آقا! آری یک فلسفه - فلسفه بوداییسم: تبلور نگرش و اندیشه و مرام بودا در هیبت یک ورزش ...

- چاره؟! .....
- ازآنجا که این جنگ جنگ سخت نیست – جنگ با صدام نیست برای چند متر زمین! – چاره در استخدام متدینین سبک‌مغز با آن فکرهای بسته که منطق آن‌ها حصارو سانسو رو فیلتر و شکنجه و زندان و تیمارستان و مسلسل و است و بمب اتم نیست حاج آقا! ....
- این جنگ جنگ رویا رویی اجتناب ناپذیر نرم اندیشه هاست و ادیان برای تسخیر اذهان بشر و بر پا داشتن تمدنها در هزاره سوم ...

- چاره پس در این زمان – در عصر قلم و اندیشه! – در استخدام اندیشمندان و فیلسوفان مسلمان اسلام ناب محمدی (ص) شناسی است که به اسلام "عشق می ورزند" کسانیکه قبل از هر چیز جسارت و توان نقد این سیستم بیمار و ویروس زده و فاسد را داشته باشند – جسارت نقد و هرس آن را از ریشه تا به انتها...
- آری اتاقهای فکر را باید شست.... اشکال از برگها نیست – چشمها ایرادی ندارند حاج آقا! - مشکل در ریشه است - در شیوه! – ریشه را باید شست که در این صورت فرهنگ نیز شسته خواهد شد – جلا خواهد یافت – و زمینه برای ظهور فرهنگ ناب محمدی (ص) مهیا خواهد گشت و .. و او پا به عرصه خواهد گذاشت – فرهنگی که زیبایی وصف ناپذیرش راه نفوذ بودا و فرهنگ غرب را بر اذهان خواهد بست....

=======================================
البته بعد از مدتی که با هند و هندی ها – بدون سانسور – آشنا شدم و همینطور خداوند ماهیت رهبران ایران را عریان به من نشان داد ذهنیتم راجع به آنها متحول شد که در سخنرانیم در دانشگاه هند بخشی از آنرا انعکاس دادم:
http://www.iranglobal.info/node/66303

* * *برایند آزار و اذیت های فاشیستی ای که بویژه بعد از سخنرانی فوق بعد از برگشتنم به ایران با من داشتند بارها من را تا آستانه نه تنها ضد انقلاب شدن که کافر شدن! هم برده است – ایمان معصوم من – در این شرایط – به تدریج در حال مجروح شدن است - من که پیغمبر نیستم – روح سرگردان من گیج و مبهوت شده. پاسخ سلولهای خاکستری درمانده من به آخرین توصیه های / تازیانه های ایشاه - که در هنگام خروجم/فرارم از ایران من را بازداشت کردند و به تیمارستان آزادی تهران بردند و 48 روز شکنجه کردند (مقاله منابع) - این بود:

حاج آقا/ سردار!
- قرص اعصاب و نیکوتین با طعم نعناع و تریاک و یا سکس با طعمه های دوره دیده شما...!!؟؟؟ را یاری آرام کردن روح دردمند و ستمدیده رمیده من نیست.... راه بهتری باید جست....
- چاره ای نیست ... راهی دیگر باید جست.....

- چاره در یوگاست ....
- آری، زین پس خودم را و روحم را با.... با یوگا آرام خواهم کرد سردار!....
- آری با یوگا - با بودا... یادت هست بودا را؟!!

- آری بودا.... همو که بعد از فرار از دست شما به سرزمینش پناه بردم – شمایی که مرا حتی تا به آن سرزمین دور هم تعقیب کردید و مرا مورد هجوم سگ گرگهای زنجیری خود قرار دادید – آنجا که شما شنزاری پنداشتیدش که من تک و تنها در آنجا به دام شما افتاده بودم و باید برای نوازش چشمان شما و قبیله شما آنقدر بر آن می رقصیدم تا غرق شوم! - در حالیکه شما بی رحمانه مرگ مرا به انتظار نشسته بودید- آری مرگ بعد از رقص مرا در شنزار!.... اما بودا و مردمش در آن سرزمین عجیب و غریب به داد من رسیدند و من جوجه اردک زشت بازیگوش اما ستمدیده را در آغوش گرم خود با مهربانی پذیرا شدند.

- آری بودا.... همو که مرا نوازش کرد و دلم را ربود.... آری دل - همان دل نجس؟؟!!!!...
- یادت آمد سردار؟! ... آری بودا مرا آرام کرد .... او روح طغیانگر و افسار گسسته مرا افسون کرد.....
- او مرا عاشق کرد....و ... و من اما حالا به او عشق می ورزم!.... یادت هست معنی عشق ورزیدن را؟! – تفاوت عشق ورزیدن با دوست داشتن را؟؟!!!!!...
- الحمدالله.

- نه ... نه! این نیروی بودا و فلسفه بوداییسم نبود که کسی همچون مرا جادو کرد سردار! ....بودا و بوداییسم را یارای چنین سحری نبود....
- این هنر شما بود!... شما کیمیا گران سبک مغز و کج اندیش به ظاهر مسلمان اما شیاطین فاشیستی که هنرشان تبدیل طلاست به مس! تبدیل مسلمان به کافر! – این هنرنیروی خارق العاده دافعه آخوندیسم بود سردار!!....

- خدای من! من... من دارم ریگی! می شوم انگار ....
- نه ... نه! آن ریگی نه....... من دارم ریگی می شوم در شنزار.... یادتان هست؟!!!
- یادتان هست آن شنزار را؟!!!
- اما....
اما این شنزار آن شنزار در هندوستان نیست..... این شنزار در سرزمین مادری من است - شنزار فلسفه طاغوتی شما در ایران .... و.... و شما...
- و شما در حال رقصیدن بر روی من و ویرانه های زندگی من!!!؟؟.... چه با شکوه!!!! چه با شکوه در حال غرق شدن هستید سردار !!!!......
- صدای غرق شدن شما که جهل و تاریکی و غارت و خون را به پاسداری نشسته بودید می شنوم!

....................................................................65

 .پروردگار من خداوند آن حاکم به ظاهر کافری است که مهر ورزیدن را پیشه او کرد و نه خداوند آن حاکم به ظاهر مسلمانی که ستم پیشگی و توحش مرام او و سپاه اوست. من و زبانم و قلمم زین پس به دین و آیین مهرورزان تعلق داریم ***
- دکتر سید محمدحسن حسینی -                                                                                                                                                                                                        
-------------------------------------------                                                                                                                                                                                       --

 
مقالات بیشتر از من

سخنرانی من در مسجد شهرمان که هشداری درباره "تحریف عاشورا و تشیع علوی" در عصر و شرایط حاضر بود.
http://news.gooya.com/politics/archives/2016/10/21...

ترجمه سخنرانی من در دانشگاه هندوستان درباره چشم انداز صلح در خاور میانه!
http://iranglobal.info/node/66303

ترعیب، بازداشت و شکنجه دکتر سید محمد حسن حسینی توسط سپاه پاسداران جهل و تاریکی و غارت و خون
http://bit.ly/2hdn653

مدیر کل اطلاعاتی قاچاقچی ای که قصد "کشتن" من را داشت و موفق هم شد!
http://iranglobal.info/node/66335

من در جمهوری اسلامی ام یا در زندان یزید؟!
http://www.iranglobal.info/node/66835

در سیطره سپاه شیطان پیغمبر نما
http://bit.ly/2zXaFX1

این کارها را با مسیولان مستقل هم انجام میدهند:
http://news.gooya.com/2018/04/post-14289.php

کتاب من و وحشت منجر به قتل آنها
http://iranglobal.info/node/67273

تاراج و قلع و قمع من و نسل و تبار من توسط سپاه ابن مرجانه
http://iranglobal.info/node/67272

در چرایی هدف واقع شدن من در جمهوری اسلامی!
http://iranglobal.info/node/66680

My second Letter to Khamenei, Iran's Leader
http://iranglobal.info/node/66352

ویدیوی روش تدریس (اسلحه آموزشی من)، کتب و مقالات علمی، اجتماعی و سیاسی من را که بواسطه خلق آنها مغضوب رژیم ایران شدم را در وبلاگ شخصی من ببینید:

http://beyondelt.blogfa.com

......................................................................
 ما و پدران ما انقلاب کردیم و یک دیکتاتور را سرنگون کردیم تا کرامات انسانی پایمال شده خودمان را باز یابیم و به عدالت و آزادی برسیم اما در چنگال یک دیکتاتور فاشیست سایکوپد افتادیم – دیکتاتوری که لباس پیغمبر را پوشیده بود و با خدعه ی بر سر نیزه کردن قرآن ما را فریفت و به اعتماد ما و به دین و آیین ما خیانت کرد.
                      - دکتر سید محمدحسن حسینی-                                   
                        -------------- ----------------------------                                -

منبع: 
http://beyondelt.blogfa.com

         

 

نظردهی با فیسبوک: