هنرمندان و كودكان اعدامى

تاريخ سرشار اززيبايى هاى اقداماتى است كه توسط هنرمندان ،نويسندگان،ورزشكاران،روشنفكران،و نمادهاى سياسى انجام گرفته و ازسويى ديگر مالامال از پليدى هاى تهوع آورى نيز هست.

زيبايى ها را در سينه ثبت مى كند و زشتى ها را جهت عبرت استفراغ مى كند .

چهره هاى بر جسته هر جامعه اى اعم از هنرمندان ،نويسندگان،روشنفكران،ستاره هاى ورزشى چشمان باز جامعه خود هستند آنها مى توانند كه دور ترها را ببينند و بر زشتى هايى كه قدرت ها مرتكب مى شوند پرتو افكنى مى كنند ،اين نمادهاى گوناگون و جامعه بدون ديگرى معنى نمى دهند مكمل همديگر و باهم زندگى را معنا مى دهند ،وظيفه اقشار بيناى جامعه يا نمادهاى رنگارنگ زيستن در زير سايه قدرت نيست بلكه بايد بر قدرت باشند،آنها وجدان بيدار جامعه بوده و انتظار ميرود كه دور تر ها را كه افراد عادى جامعه قادر به ديدن آن نيستند ببينند و تعلق به هيج ،حزب ،فرقه و گروه سياسى نداشته باشند ،وگرنه بسرعت قدرت تأثير گذارى خود را از دست ميدهند ،همچنين بايد مهمترين دغدغه فكرى آنها عدالت،آزادى،امنيت و انسان باشد.

اينها را همه گفتم كه از اقدام هنرمندگرامى عزت الله انتظامى، در دفاع از كودكان اعدامى كه بخاطر آن مورد غضب قوه قضائيه قرار گرفت ستايشى كرده باشم .

اعدام كودكان پديده اى واپسگرايانه و كهنه است كه منحصر به چند سيستم حكومتى بسته و قرون وسطايى همچون ايران،عربستان،پاكستان،وسودان است و زخم آن براى دهه ها باز خواهد ماند .

عفو بين الملل در بيانيه اى با عنوان "ايران آخرين جلاد كودكان " اعلام كرد كه از سال ١٩٩٠ ميلادى تا كنون ٢٤ كودك در ايران اعدام شده اند كه ١١ نفر از آنان در هنگامراعدام زير ١٨ سال بوده اند .

يكى از وكلايى كه در دفاع از حقوق كودكان محكوم به اعدام فعال است معتقد است :"بسيارى از پرونده هاى اعدام زير ١٨ سال بر اساس اقرار خود اين افراد صادر مى شود در حاليكه بسيارى از آنها نه از حقوق خود آگاهند و نه عواقب چنين اقرارهايى كه معمولا تحت فشار از آنها گرفته مى شود را مىدانند آنها نمى دانند كه اين اقرار ها به صدور حكم اعدام براى آنها منجر مى شود ،همچنين برخى از اين كودكان گفته اند كه تحت شكنجه از ايشان اعتراف دروغين گرفته شده است.

بهنود شجاعى يكى از اين كودكان است كه در سال ١٣٨٨ اعدام شد در خاطراتش مى گويدتا قبل از اعدام سه بار به پاى چوبه دار برده شده

"بار اول كه پاى چوبه دار رفتيم پنج نفر بوديم ،چهار نفر را جلو چشمانم بالا كشيدند ،سرى دوم يازده نفر بوديم هشت نفر را بالا كشيدند بار آخر هفت نفر بوديم دو نفر را بالا كشيدند "

آيا جان كندن ١٤ نفر دربرابر چشمان كودكى اگر جنايت عليه بشريت نباشد چه مى تواند باشد ،اينجاست كه بر سر سفره روحانى نشستن محمود دولت آبادى و دفاع جانانه صادق زيبا كلام از سيستمى كه اينگونه انسانيت را در قربانگاه مثله مى كند در تاريكترين صفحات تاريخ قرار مى گيرند.

آيندگان شهامت آتنا دائمى ،شجاعت نسرين ستوده و چهره رنگ پريده نرگس محمدى را كه در يك سيستم توتاليتر و استبدادى قامت بر افراشته اند گرامى خواهند داشت .

اميد است كه ساير هنرمندان  اين حركت والا و مترقى خواهانه اين عزيزان را الگوى خود قرار دهند و مهر خود را بر بهترين جايگاه تاريخ بزنند.

برگرفته از: 
ایمیل دریافتی
بخش: 
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: