زبان فارسی سوار بر اسلام و در لفافه الفبای مقدس قرآنی به آزربایجان نفوذ کرد

هیچ نوشته مکتوبی قبل از اسلام به زبان فارسی بجا نمانده، تنها یک بیت شعر شفاهی بیادگار مانده:
آهوی کوهی در دشت چکونه دوزا
او ندارد یار، چگونه بوزا

بعلت اینکه صداهای الفبای عربی نزدیکی و هم آوائی با زبان فارسی داشت، زبان فارسی توانست با الفبای عربی تلفیق یابد و با اضافه کردن حدود دو سه برابر لغات فارسی از لغات عربی، لغاتی که زبان فارسی فاقد آن بود و اکثرا لغات علمی، فلسفی و اجتماعی بودند، زبان فارسی توانست شکل و شمایلی بخود بگیرد، عربها بعد از جنگ تیسفون و مدائن در سال ۶۳۷ میلادی و سرنگونی حکومت ساسانی توانستند به مناطق فارس نشین تسلط کامل پیدا کنند و دین و الفبای اسلام را در همه جا گسترش دهند، و متغاقبا به کمک فارسهای مسلمان شده با افرادی مثل سلمان فارسی با کمک و شناسائی و راهنمائی آنها توانستند به راههای صعب العبور و برفی آزربایجان راه یافته و به آنجا وارد شوند، با توجه به اینکه سفر از عربستان تا آزربایجان، سوار بر اسب و شتر، بدون جنگ و توقف برای تهیه غذا و توشه راه و ایجاد پایگاه، سالیان سال طول می کشید، با در نظر گرفتن اینکه در آنزمان نه یخجالی بود و نه کنسروی و نه سیلوی آرد، و یا نقشه راه و یا گوگل مپ و در ضمن در آنموقع هنوز اتوبان و ریل آهن ایجاد نشده بود و نه قطاری بود و نه اتوبوسی و هواپیمائی، تازه مقاومت لشکریان مخالف و کوهستانی بودن آزربایجان زمان زیادی طول می کشید که به آزربایجان برسند، در واقع زبان فارسی و الفبای عربی به کمک فارسها و با پشتوانه شمشیر دینی و قرآنی عربها به آزربایجان حمل و تحمیل گردید، و چون کلیه الفبای غیر قرآنی و غیر عربی از جمله الفبای ترکی قدیم جزو الفبای زاله و کفار محسوب می شد، بدانجهت الفبای ترکی قبل از اسلام توسط اعراب و فارسهای تازه مسلمان شده کاملا قلع و قمع گردید، البته ترکها هم مجبور بودند به همان الفبای قرآنی و بزبان ترکی بنویسند، ولی بعلت اینکه زبان ترکی هیچگونه سنخیت و همخوانی و هم آوائی با الفبای عربی را نداشت، متنی را که بزبان ترکی با الفبای عربی نوشته می شد خواندش مشکل بود، مثلا: اوچ Üç عدد سه با اوچ Uç پرواز کن٫ و یا اوزوم üzüm انگور با اوزوم Özüm خودم٫ متفاوت بود، و صدها مثال دیگر که باعث اغتشاش بین نوشتن و خواندن می شد، عدم کارائی الفبای عربی در نوشتن متون ترکی عملا استفاده از الفبای عربی را ناممکن می ساخت، یعنی استفاده از الفبای اجباری اسلامی عربی برای زبان ترکی شبیه این بود که کسی بخواهد پیچ مهره ائی را که با واحد میلی متر ساخته شده را با آچاری که با واحد اینچ ساخته شده باز کند که بخاطر قالب نبودن آچار با سر پیچ، مهره له می شود و از حالت شش ضلعی به دایره تغییر شکل می دهد، مثلا باز کردن پیچ مهره ۱۲ میلی متری با آچار ۱/۲ اینچ که ۱۲،۵ میلیمتر است که مابین ۱۲ و ۱۳ میلیمتر می باشد، خیلی مشکل است، که متاسفانه هیچیک از تاریخ شناسان ایران مثل عباس جوادی٫ محمد امینی و تورج اتابکی و تاریخ نویسان ماقبل آنها هم به علل و ریشه ها و چرائی دیوانی شدن زبان فارسی با الفبای عربی و پشتوانه شمشیر اسلام مطلقا اشاره نمی کنند، مقطعی از تاریخ را برش داده و نور افکن خود را به اشعار حافظ، خیام و سعدی متمرکز می کنند و علل رشد زبانفارسی را با الفبای عربی را حذف می کنند و عدم همخوانی آنرا با زبان ترکی را نادیده می گیرند و سعی می کنند به خواننده و یا شنونده چنین القا کنند که زبان فارسی با دویست فعل ساده، زبانی است توانا و زبان ترکی با حداقل نه هزار فعل بسیط، زبانی است ناتوان و میرنده و غیر قابل کتابت و غیر قابل تکامل.
مشکل زبان ترکی از زمانی شروع شد که زبان فارسی به همراه الفبای مقدس قرآنی عربی به آزربایجان تحمیل شد، و حتی سوار بر اسلام و قرآن تا استانبول هم رفت، چون آزربایجان که مرز مشترکی با عربها نداشت، کوتاهترین فاصله هوائی مکه تا تبریز حدود دو هزار کیلومتر است، زبان ترکی برخلاف زبان فارسی نتوانست با الفبای اجباری اسلامی عربی هم آوا شود،
ولی از زمانیکه حروف الفبای لاتین را ترکها انتخاب کردند پیشرفت جهشی قابل ملاحظه ائی را در کتابت زبان ترکی بوجود آوردند، چون الفبای لاتین مطابقت نسبتا خوبی با الفبای قبل از اسلام ترکها را دارد،
البته شاهان ترک مسلمان هم بخاطر همین مشکل و بخاطر الفبای اسلامی عربی به فارسی متوسل شدند، نه بخاطر غنی بودن آن! چون با تمام بلائی که بر سر زبان ترکی آورده اند، توانائی شفاهی آن همین امروز هم از زبان فارسی بیشتر است، و این یک واقعیتی است که یک کودک شش، هفت ساله ترک در بدو ورود به کلاس اول ابتدائی ده برابر یک استاد ادبیات زبان فارسی در خانه بصورت شفاهی افعال ترکی از والدینش یاد می گیرد. مثلا:
در فارسی همه این افعال را با فعل کندن خلاصه می شود.
قازماق= کندن
یولماق= کندن
اویماق= کندن
سوکمک=کندن
سویماق= کندن
و در حدود ۱۳ تا فعل که با کندن خلاصه شده
و صدها فعل با خوردن از قبیل :
زمین خوردن
غصه خوردن
سرما خوردن
کتک خوردن
گره خوردن
که در زبان ترکی برای هر کدام فعل مستقلی وجود دارد، و یا در زبان ترکی براحتی از صفت و اسم می شود فعل ساخت، مثلا از گوزل، فعل گوزلشمک را می توان سخت، ولی در فارسی، زیبا نمی تواند به زیبائیدن تبدیل شود و باید بکمک فعل کمکی ( شدن ) فعل زیبا شدن را باید بکار ببری،
بدین جهت ترکها تا جائی که می توانند از کتابت با حروف الفبای عربی و همزاد آن یعنی فارسی باید پرهیز و اجتناب بکنند، تا بیش از این باعث اختشاش نوشتاری در دنیای مدرنیسم نشوند و تاثیرات منفی و تخریبی و بی اعتبار سازی زبان ترکی با این الفبا را تا حد ممکن به حداقل برسانند، البته غیر قابل انکار است که الفبای عربی برای ملت فارس که قبل از اسلام الفبائی نداشتند نعمت و شانس بزرگی در تاریح بود که الفبای عربی با زبان آنها هم آوا شد،
و بزرگترین شانسی که نصیب شان شد، بعد از شکست دولت عثمانی و ضعیف شدن موقعیت ترکها در جهان و لولو ساختن از ترک مغلوب در کتابهای تاریخی توسط فاتحان در سطح جهان و از جمله ایران و دقیقا این اتفاقات در مقطعی از تاریخ روی داد که آموزش همگانی سواد و ایجاد مدارس در خاورمیانه شروع می شد و قدرت دولت مرکزی در ایران بدست کسانی افتاد که از دیر بار کینه ملت ترک را بدل داشتند، دولت مرکزی روسها در شوروی و دولت مرکزی فارسها در ایران تا جائی که توانستند از رشد و تکامل زبان ترکی جلو گیری کردند، و با کوپی برداری از تاریخ نویسان فاتح اروپا بر علیه ملت ترک به نفرت پراکنی علیه ترکها پرداختند، زبان مدرنیته شد زبان دولتی فارسی و زبان حاکم را به نان شب مردم گره زدند که این یکی از عوامل اصلی رشد زبان فارسی و در سایه ماندن زبان ترکی بود.
نان شب و سنگینی معیشت توده های گرسنگی کشیده در اثر سالها بایکوت اقتصادی دولت مرکزی، بعد از ۲۱ آذر ۱۳۲۵ کار خودش را کرد، بطوری که با اجباری شدن زبان فارسی در مدارس آزربایجان و ممنوعیت زبان ترکی، والدین را به مترجم بین مادر بزرگی که فارسی نمی دانست و نوه ائی که ترکی نمی دانست تبدیل کرد،
ناگفته نماند که درشرایط حاظر ورود بدنیای صنعت و تکنولوژی با زبان فارسی سی درصدی با ادغام لغوی هفتاد در صدی با زبان عربی توانائی تولید لغات و افعال برای مقولات و یافته های جدید را ندارد، و عملا با صرف هزینه های سرسام آور دولتی از بودجه همه ملتهای ساکن در ایران ( صرفا فقط برای زبان فارسی ) لغاتی را تولید می کنند که برای جامعه و شنونده کاملا نامانوس است مثل رایانه و موشی برای کامپیوتر و رایانه مالشی برای آیپد.
جالب اینجاست که بر خلاف زبان ترکی، بخاطر اینکه زبان فارسی فاقد صداهای حروفی مثل ق ( که در مکالمه غ تلفظ می شود ) و حرف ا [( الف بدون زیر و زبر) ( اِ اَ )] می باشد در تلفظ لغات اروپائی علی الخصوص انگلیسی دچار مشکل می شوند، و طبیعتا چون این صداها برای فارس زبانان ناشناخته است متوجه لهجه مخصوصی که مختص فارس زبانان است، نمی شوند، مثلا لغت قئرل girl دختر انگلیسی را گِرل تلفظ می کنند، که براحتی لهجه خاص فارسزبانان در مکالمات انگلیسی قابل تشخیص است
ناگفته نماند که نوشتن و خواندن زبان فارسی با الفبای لاتین ( همانند زبان ترکی با الفبای عربی ) فوق العاده مشکل و باعث اغتشاش می شود.

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: