به یاد نه سرو نقره ای

نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم. می جنگیم، تا روزی که همه ی شما جنایتکاران محاکمه و مجازات شوید

 

به یاد نه سرو نقره ای که در عاشورای هشتاد و هشت با تبر ظلم بر زمین افتادند .

علاوه بر زمین , زمان هم میچرخد و میگردد .

اهای مامور مست که نه سال قبل در عاشورای هشتاد و هشت , لوله تفنگت را بر کاسه سر جوانی با چشمهای درشت و براق نشانه رفتی و ماشه را چکاندی ! میدانی اسم ان جوان چه بود؟ مصطفی کریم بیگی بود .
اهای جانور دوپایی که پشت ماشین نیروی انتظامی نشستی و بر تن شریف دو جوان راندی ! امیرارشد تاجمیر و شهرام فرجزاده طارانی را میشناسی؟

اهای بدتر ار حرمله و خولی که انسانی را از پل به پایین پرتاب کردی و پیشانی کسانی را اماج گلوله هایت کردی , اهای جنایتکارانی که نه سال قبل , نه انسان را به قتل رساندید , حتما یادتان هست که زمستان بود وقتی دستهایتان به خون اغشت . میدانید بازماندگان ان نه نفر دو بار در سال رعشه میگیرند برای جان دادن جوانمرگشان ؟

یکبار عاشورا و یکبار دیماه .سالی دوبار نفرت به جانت میبارد . سالی دوبار مادران سپید موی سیاهپوش نفرینت میکنند. میبینی چگونه در صف ظالم قرار گرفتی ؟کسانی را کشتی که دشمن تو نبودند . کسانی را داغدار کردی که زخمی به تو نزده بودند.

این را بدان که این مادران, یاد عزیزان در خون خفته خویش را جاودان کرده اند . زیرا پرچم دادخواهی بدست انان برفراز است . گوشهایت را باز کن و بشنو . همه مادران فریاد میزنند : نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم. میجنگیم, تا روزی که معنای دادگاه صالح را درک کرده و همه شما جنایتکاران محاکمه و مجازات شوید . مجازاتی به جز اعدام . زیرا دادخواهان , خونخواهند نه خونریز !

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: