خلق عرب، جنبش ملی و عملیات ترور در اهواز

منطقه عربی اهواز، و کمیت جمعیت عرب آن در مقایس با جمعیت ایران و بویژه محصور بودن این خلق در منطقه بسیار حساس نفتی، جنبش سیاسی خلق عرب را تا حدود زیادی در اتخاذ تاکتیک ها و استرائژی مستقل محدود تر میکند. چرا که اتخاذ مشی مبارزاتی ناهمخوان با دیگر مناطق ایران میتواند جنبش سیاسی خلق عرب را در تنگناهای زیادی قرار دهد و دست و پای مبارزات سیاسی

رژه نیروهای نظامی جمهوری اسلامی در اهواز روز شنبه گذشته از سوی افرادی مورد هجوم مسلحانه و مرگبارقرار گرفت و دهها کشته و زخمی برجای گذشت. این حمله مسلحانه از سوی هر کسی و یا هر جریانی انجام گرفته باشد، اهمیت چندانی ندارد. اهمیت حادثه مرگبار و غم انگیز قربانی گرفتن غیرنظامیان و بویژه زنان و کودکان است که بی هیچ تردیدی چهره این عملیات نظامی را با ترور مشحون کرده است. بدتر از آن اینکه گروه مقاومت ملی اهواز در پیام های خود مردم غیربومی و یا غیرعرب را برای ترک اهواز تهدید میکند و چهره ایی بسیار خشن و افراط گرا از خود به نمایش میگذارد.

بی هیچ تردیدی سیاستهای تاکنونی سرکوبگرایانه، فقرمدارانه دولت جمهوری اسلامی تا حدی استکه بخشی از مردم حتی امکان دستیابی به آب و نان را نیز از دست داده اند و همچنین شدت سرکوبهای دهه اخیر در اهواز علت العلل بروز این ناهنجاریها و زمینه ساز واکنشهای حساب ناشده و خشن بخشی از جوانان خشمگین عرب شده و آنها را به وادی عملیات ترور و خشونت کشانده است. اما ذکر این نکته بسیار حیاتی است که شدت عمل و مظالم جمهوری اسلامی در طول سالهای گذشته نمیتواند بهانه و یا توجیهی برای اعمال خشونت و ترور از سوی مخالفین آن باشد.
آغاز تحریم های جدید و گرانی بی حد اقلام مورد نیاز مردم و گسترش فقر حاصل از آن دولت ایران را برای سرکوب مطالبات مردم به شدت عمل بیشتر در تمامی مناطق مختلف خواهد کشاند. این وضعیت بحرانی بی شک بر روند رشد و یا افول جنبش های ملی دمکراتیک در مناطق ملی ایران تاثیر خواهد گذاشت. تکیه بر مشی مسالمت آمیز سیاسی در مبارزه با جمهوری اسلامی متناسب با توانایی جنبش های سیاسی واقعا موجود در ایران، میتواند شرایط فشار امروز را به فرصتی برای رشد این جنبش ها تبدیل کند. و یا برعکس در صورت برخوردی غیراصولی و بویژه با تکیه بر رفتار واکنشی، شدت عمل و ترور امکان میلیتاریزه شدن مناطق را فراهم آورده، میتواند شرایط را برای فعالیت های مسالمت آمیز مدنی بکلی مسدود کند.

از این رو حمله مسلحانهء متکی بر ترور اصولا به تشدید جو خفقان در منطقه راه می برد و با ادامه چنین ترورهایی فضای ملیتاریستی در شهرها و روستاها گسترش می یابد و امکان اعتلاء جنبش های ملی دمکراتیک در آن مناطق را مسدود میشود. این روند بویژه زمانیکه جنبش سیاسی منطقه ایی توانایی و قدرت عمل کافی نداشته باشد، رژیم را به تحمیل کاستی های بیشتر بر مردم و فشارهای روزافزون به آن منطقه خواهد کشاند.

منطقه عربی اهواز، و کمیت جمعیت عرب آن در مقایس با جمعیت ایران و بویژه محصور بودن این خلق در منطقه بسیار حساس نفتی، جنبش سیاسی خلق عرب را تا حدود زیادی در اتخاذ تاکتیک ها و استرائژی مستقل محدود تر میکند. چرا که اتخاذ مشی مبارزاتی ناهمخوان با دیگر مناطق ایران میتواند جنبش سیاسی خلق عرب را در تنگناهای زیادی قرار دهد و دست و پای مبارزات سیاسی مردم را بشدت ببندد. از این رو عموما مشی مسلحانه و بدتر از آن اتخاذ شیوه ترور، نه تنها با هارمونی دیگر جنبش های ملی در ایران همخوانی ندارد، بلکه حتی در تعارض با آنها هست. چه ترور نه تنها جنبش سیاسی خلق عرب را زیر فشارهای طاقت فرسا قرار میدهد، بلکه این گونه رفتارهای خشن و غیرانسانی حتی جنبش های ملی در مناطق دیگر را تحت الشعاع خود قرار خواهد داد و جمهوری اسلامی را در سرکوبهای شدید جری تر میکند. ترورهای دولتی جمهوری اسلامی در داخل و خارج به برنامه فعال وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی تبدیل میشود و جنبش های سیاسی زیر منگنه فشار دولت ایران کمرشان خم میشود.

به نظر میرسد که مشی متناسب و پیشرونده سیاسی برای جنبش ملی خلق عرب در ایران همراهی با مشی غالب سیاسی در میان جنبش های ملی دیگر خلقها و حتی ملاحظه درمشی جنبش های سیاسی چپ گرا در مرکز ایران است. چرا که پیشروی جنبش ملی خلق عرب در اهواز بدون همراهی با پیشروی پارالل دیگر جنبش های سیاسی در سراسر ایران، غیرممکن است. به بیان دیگر به این دلیل ساده که منطقه عربی اهواز مراکز نفتی ایران را دربرمیگیرد و بودجه کشور از آن تامین میشود، جنبش سیاسی خلق عرب از حساسیت بمراتب بیشتر نسبت به جنبش سیاسی در کردستان، بلوچستان، لرستان و یا دیگر مناطق ایران دارد. به همین سبب اتخاذ یک استراتژی غیرهارمونیک از نوع ترور تنها و تنها جنبش سیاسی این منطقه را با رکود بسیار جدی مواجه میکند و خلق عرب اهواز را به اجبار استمرار زندگی اسارت بار می کشاند.
واکنش ها نسبت به عملیات ترور در اهواز از سوی گروههای مرکز بکل محکوم شد. اما در میان فعالین جنبش های ملی در ایران به دو موضع گیر متفاوت راه برد. گرایشات افراطی در این جنبش ها با تکیه بر حقوق غارت شده خلق عرب از سوی جمهوری اسلامی از سویی و مشروعیت دادن به این عملیات به صرف برخورد نظامی با جمهوری اسلامی بسنده میشد. اما پر واضع است که یک استراتژی سیاسی نمیتواند بر انتقام تکیه کند و حتی مشی نظامی نمیتواند به صرف تکیه بر حقوق مردم برای خود مشروعیت کسب کند. مبارزه سیاسی برای کسب قدرت به روشنگری و سازماندهی مردم تکیه میکند و از بستر این مبارزه استراتژی و تاکتیک های مناسب خود را برمیگزیند. مشی نظامی به دلیل حوادث هولناکی که منطقه (افغانستان، عراق و اینک سوریه و..) از سرگذراند و گسترش جنگ های نیابتی این کشورها که به ویرانی کامل کشاند، روش مورد پسندی در مبارزه سیاسی کنونی به حساب نمی آید.

به همین سبب انتخاب کریه ترین شیوه از مشی مسلحانه یعنی تکیه بر ترور در شرایط کنونی ایران بویژه در منطقه عربی اهواز جز ویرانی و فقر برای مردم این منطقه نتیجه دیگری در برنخواهد داشت و در عین حال بهانه لازم را برای اعمال خشونت علیه جنبش های سیاسی را برای رژیم فراهم می آورد. در شرایط کنونی مسئولیت رهبری جنبش ملی دمکراتیک عرب در اهواز بر دوش آن گروهها و احزابی است که بر مشی مسالمت آمیز تکیه دارند و در یک پیکار هارمونیک با دیگر مناطق ملی و مرکز مبارزات خود را سازمان میدهند. این مشی سیاسی چشم انداز اتحادهای سیاسی را گسترش میدهد و جنبش دمکراسی در مرکز و جنبش های ملی دمکراتیک در پیرامون ایران را به هم نزدیکتر میکند.
2018-09-25
منبع:
یولوموز
http://shameli.blogg.se/

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: