تاملی در واقعه تروریستی اهواز و بسیج امداد رسانان ولایتمدار

به جرات می توان گفت که جمهوری اسلامی در این زمینه یک نمونه منحصر به فرد در جهان است. جالب است که فعالان سیاسی و اجتماعی هم کاری به کار رژیم در این زمینه ها ندارند. لیکن در این میان همواره عده ای پا به میدان می گذارند و به بهانه ها و تفاسیر مختلف در صدد دفاع از رژیم و توجیه جنایات آن بر می آیند.

علیرغم گذشت چند روز از واقعه حمله تروریستی به مراسم رژه نیروهای مسلح در اهواز هنوز هم ابهامات زیادی در مورد عوامل واقعی این حادثه و کم و کیف آن وجود دارد. شکی نیست که به خطر انداختن جان شهروندان و انسانهای بی گناه و ترور کور نمی تواند بهیچ وجه شکلی از مبارزه برای آزادی باشد. در تمام دنیا رسم بر این است که بمحض پیش آمدن چنین اتفاقی مسئولان مربوطه در باره واقعه لحظه به لحظه خبر رسانی کرده و مردم را در جریان جزئیات واقعه و اقدامات انجام شده قرار میدهند. لیکن برخورد جمهوری اسلامی اساسا چنین نبوده و نیست, اولین کاری که معمولا می کنند این است که بدون ارائه هر گونه سند و مدرکی اتهاماتی را به افراد و یا گروههای مخالف حود نسبت میدهند, بقیه حرفها هم طبق معمول شامل سلسله ای از تهدید ها و اتهامات کلی و واهی است که مثلا توطئه توسط کشورهای خارجی به سرکردگی آمریکا تدارک دیده شده و توسط عوامل داخلی آنها به مورد اجرا گذاشته شده است ...
اقدامات بعد از واقعه هم همواره این بوده وهست که نیروهای امنیتی دست به دستگیری های کور و گسترده می زنند و همه فعالان سیاسی و اجتماعی در شهر محل وقوع حادثه را بدون مجوز و بدون دلیل دستگیر و روانه بازداشتگاهها می کنند.
در طی انجام تمامی این مراحل جمهوری اسلامی هیچ نیازی به شفاف سازی و آگاه گری نمی بیند, کسی هم معمولا جرات سئوال کردن را به خود نمیدهد. این تقریبا روند ثابت همه وقایعی است که در کشور ما اتفاق افتاده است هنوز هم در بسیاری از وقایع اتفاق افتاده گذشته حداقل روشنگری صورت نگرفته است,مثلا واقعه ساختمان پلاسکو هنوز در هاله ای از ابهام قرار دارد ...
واقعه کشتی سانچی نیز همچنین و هنوز ابعاد واقعی این واقعه و چند و چون آن برای ملت و برای خانواده قربانیان ناروشن است. به جرات می توان گفت که جمهوری اسلامی در این زمینه یک نمونه منحصر به فرد در جهان است. جالب است که فعالان سیاسی و اجتماعی هم کاری به کار رژیم در این زمینه ها ندارند. لیکن در این میان همواره عده ای پا به میدان می گذارند و به بهانه ها و تفاسیر مختلف در صدد دفاع از رژیم و توجیه جنایات آن بر می آیند.
این که چرا در این مقاطع افراد معلوم الحالی که اصولا نه میهن و نه کشف حقایق برایشان اهمیت آنچنانی ندارد فعال می شوند, بدلیل اینست که در چنین شرایطی جو احساسی قوی است و جو میهن پرستی افراطی نیز در ماکزیمم قرار دارد, به صحنه می آیند زیرا شرایط یک موقعیت ایده آل برای سمپاشی به نفع رژیم حاکم بدون پرداخت هزینه برای این جماعت بوجود می آورد.
در رابطه با واقعه اخیر در شهر اهواز نیز چنین شد و عده ای برای کمک و امداد رسانی به رژیم به صحنه شتافتند و دست پاچه و عجولانه از همه می خواهند که "یالا زود, تند, سریع... محکوم کن!" انهم در زمانی که هیچ کس از چند و چون ماجرا اطلاع کافی ندارد و همه چیز مشکوک و در هاله ای از ابهام قرار دارد. باید از این حضرات پرسید که چرا در نمونه های قبلی و اتفاقات مشابه که قبلا اتقاف افتاده و در انبوه جنایت ها و صحنه های فجیع ترور و کشتار انسان ها شما دست به چنین بسیج هایی نزدید؟!
چرا حضرات در چنین مواقعی دچار فراموشکاری عمدی می شوند ؟!
مگر شما کشتار سینما رکس توسط ملایان جنایتکار را ندیدید که انسانها را به طرز فجیعی زنده زنده در اتش سوزانده شدند؟!
مگر شما شاهد بمبگذاری در مرقد امام هشتم شیعیان در مشهد توسط وزارت اطلاعات نبودید؟!!!!
مگر شما واقعه کشتار کشیشان مسیحی ایرانی توسط وزارت اطلاعات را ندیدید؟!
در سال 68 بیش از 30000 تن از زندانیان سیاسی را که در دادگاههای همین نظام به حبس های طولانی مدت محکوم شده و در زندان ها در حال گذراندن دوران محکومیت خود بودند به فرمان خمینی از زندانها بیرون آورده و در مقابل کمیسیون مرگ قرارداده شدند و همگی آنها به جوخه های تیرباران سپرده شدند, تا همین امروز صدای کسی بحز آقای منتظری در نیامد و کسی سئوال نکرد که این افراد به چه گناهی کشته شدند؟! احتمالا چراغ قرمز هشدار این حضرات در رابطه با وقوع جنایت خاموش و یا از کار افتاده بود!!!
باید از این حضرات پرسید آیا شما خبر حادثه مهندسی شده سقوط هلیکوپتر فرماندهان معترض سپاه پاسداران و کشته شدن انها بعد از قیام 88 را نشنیدید؟!
شما مگر کشته شدن ندا اقا سلطان را ندیدید ؟!
شما مگر انبوه حوادث مهندسی شده مانند واقعه انفجار ساختمان پلاسکو و کشته شدن اتش نشانهای بی گناه را ندیدید؟!
مگر شما جریان افتضاح حمله ساختگی داعش به مجلس رژیم در قلب تهران درست در هنگام برگزاری جلسه در داخل مجلس را ندیدید؟!
مگر شما کشتار ناجوانمردانه دراویش گنابادی را ندیدید ؟!
شما مگر انبوه صحنه های اعترافات ساخنگی تلویزیونی که به کرات از تلویزیون رژیم پخش شده اند را به چشم ندیدید؟!
شما مگر اخبار خودکشی دادن افراد دستگیر شده در زندان های نظام را ندیدید ؟!!!!
شمایی که امروز همه را زیر منگنه گرفته اید که "یالا محکوم کن! جنایت, جنایت است !"...چرا در هیچ کدام از موارد فوق صدای اعتراض شما را کسی ندید و نشید ؟!!!
کیست که نداند که این واقعه تماما توسط اطلاعات سپاه مهندسی شده است؟
یعنی جان انسان ها هم مانند برند های مختلف هر کدام ارزش هایشان تا این حد متفاوت شده است ؟؟!!
هر کسی که ذره ای شم سیاسی داشته باشد, میداند که رژیم بحران زده و مستاصل در آستانه رفتن به نیویورک نیاز به یک فقزه مظلوم نمایی داشت تا بگوید من قربانی تروریست هستم. نیاز به چیزی داشت که او را از جایگاه رژیم تروریستی و متجاوز و سرکوبگر در جایگاه یک قربانی تروریسم قرار دهد....
این عملیات به بهترین وجه هدف مطلوب ملاها را برآورده کرد.
می گویند در جرم شناسی حرفه ای, یک ذهن جستجو گر برای یافتن مجرم اصلی همواره باید بدنبال انگیزه جرم بگردد, یعنی چرایی؟ یعنی کی چه منافعی در آن کار دارد ؟
در هر عمل جنایی کاراگاهان با کشف انگیزه ها تلاش می کنند مجرم را بیابند ...
حال اینجا یک مجرم حرفه ای و با سابقه داریم بنام رژیم ولایت فقیه با سابقه ای مملو از جرم و جنایت, ولی نمیدانم چرا آقایان کارآگاهان حرفه ای مجرم اصلی را رها کرده و یقه قربانی را چسبیده اند ؟!

کاوه آل حمودی

Kaveh179@gmail.com

 

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: