معتقدم ذهن شما متجاوز است !!



ما را از شما باکی نیست و تهدیدهایتان را به نیم جو هم خرید و فروش نخواهم کرد.
سخنی با ذوب شدگان در ولایت مطلقه ی جهالت و تهدید و فساد و استبداد:

از وقتی که خمینی را در ماه دیدید نمی توانیم به آسمان نگاه کنیم. گند زدید به آسمانهای شاعرانه و فیلسوفانه و متمدنانه.

از وقتی که خامنه ای یاعلی گویان سر از شکم مادر بیرون کرد یک حس بد به زنان حامله و زایندگی پیدا کرده ایم. گند زدید به پیدایش و آغاز و ایجاد انسانیت. که همه ی انسانها گریه کنان از بطن مادرانه ی هستی سر بیرون کرده اند.

از وقتی که به دختران باکره جهت اعدام تجاوز کردید از شادی شبهای عروسی گریزانیم. که هرگز ذهنتان باکره و بکر نبود.

که معتقدم ذهن شما متجاوز است.

از وقتی که امام زمان و آرزوهای مردم را یکجا ته چاه جمکران انداختید بی خیال گریه های علی بر سر چاه شدیم. گند زدید بر چاه های تنهایی ساعات بیست و پنجم انسان خاورمیانه ای. البته چه بهتر. هیچ چاهی گنجایش درد به چاه افتاده ها را ندارد.

و با این شیعه ی شعوبیِ به استعمارگری آلوده شده مدام اصرار دارید که زنانتان حسین بی سر و ابوالفضل بی دست و پا بزایند. مدام اصرار دارید که زنانتان ترور و وحشت و سرکوب و اسارت بزایند. که علی اصغری با گلوی بریده شده بزایند. که کربلا بزایند با طعم ایرانیت ناقص الخلقه. که امام جمعه های پیر و پاتال و سنتی و رادیکال بزایند تا هرچه را پیر مرکزنشین دودو‌زه باز گفت تکرار کنند و بجوند و تف کنند بر صورت رعیت.

حالا اگر زینب به جای اینکه هر سال همان خطبه ی تکراری را که نان شب و روز شماست ول کرده و در دانشگاه‌های مطرح جهان فلسفه ی انسان امروز را بشکافد گناه می شود؟

چرا نمی گذارید علی اصغر بزرگ شود، آواز بخواند، برقصد، تکنولوژی بداند، مدیریت کند و سفینه ی فضایی بسازد؟

همه ی زورتان این است که رسالت انسان را از بدو تاریخ به سمت خود هُل بدهید و جهانی شدگی و نوشدگی و صلح و امنیت و دیگری دوستی را دور بزنید و با عجله به قاسم سلیمانی برسید.

شما که اینهمه باز تشریف دارید و آسمانتان را به روسیه و دریایتان را به چین باز می کنید کمی هم برای ما باز شوید و بگذارید ما دین و کربلا و حسین را از درون این گندزنی های سیاسی، از درون این فسادهای مالی و اخلاقی، از درون این موجود پلشت و نارس « فقه ولایی »، از درون زشتی سلطه و سرکوب و استعمار و استبداد نجات داده و بیرون بکشیم و برگردانیمشان به همان نقطه ای که ماجرا را از آنجا کش دادید.

اگرچه خوب می دانیم تخصص شما این است که از سفیران آزادی و انسانیت سفیران بردگی و بندگی و اسارت بسازید.

 

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: