آخرین افسانه ها، دروغ های واشنگتن، و جنگ های نفتی

آیا ممکن است که پشت سیاست خارجی ترامپ در مورد ایران، ونزوئلا ، و حالا لیبی، که شرکت های پر نفوذ نفتی آمریکا قرار دارند، قصد داشته باشند که با سرازیر کردن نفت سود آور آمریکا به بازارهای جهان ، نه تنها عرضه نفت این 3 کشور، را هدف قرار دهند، بلکه بخواهند آنرا به جایگزینی برای نفت روسیه تبدیل کنند؟

آخرین افسانه ها، دروغ های واشنگتن، و جنگ های نفتی
ویلیام انگداهل
ترجمه ی: علی قره جه لو
15 اکتبر 2018
وقتی مصرف کنندگان آمریکایی از افزایش قیمت نفت شکایت می کنند، حکومت ترامپ و شرکت های نفتی و بانک های پشت سر آن خوشحال اند. اگر به حوادث ظاهرا جدا ازهم در ایران، ونزوئلا، و اکنون در لیبی، نگاه کنیم، روشن می شود که یک استراتژی هماهنگ برای خرابکاری در مسیر جریان کلیدی نفت به نفع حاکمیت نفتی آمریکا در جریان است.
ده سال قبل، این فکر که آمریکا بتواند عربستان سعودی و روسیه را بعنوان بزرگترین تولید کننده نفت جهان پشت سر بگذارد، غیر قابل تصور بود. ولی امروز، این مسئله بروشنی اولویت سیاست خارجی ترامپ و بانک های اصلی وال استریت را که تولید نفت و گاز "شیل" (Shale) آمریکا را تامین مالی می کنند، نشان می دهد. استراتژی ژئو پولیتیک است و نهایتا قصد دارد، روسیه، ایران و دیگر قدرت های تولید کنننده مستقل نفت مانند ونزوئلا را تضعیف کند.
اگر به حوادث متعدد اخیر، که تاثیر مهمی روی قیمت نفت گذاشتند نگاه کنیم، مدل روشنی آشکار می شود که نه ناشی از عملکرد نیروهای بازار آزاد، بلکه ناشی از مداخله ژئوپولیتیکی است، که در راس آن آمریکا قرار دارد. مورد ایران، ونزوئلا، و اخیرا لیبی، مسئله را روشن می کند که واشنگتن مصمم است تا قیمت نفت را به آن اندازه بالا ببرد تا بتواند سرمایه گذاری در صنایع پیشرفته نفت شیل (Shale Oil) خود را بلحاظ اقتصادی سود آور کند.
مسئله ایران نه هسته ای، بلکه نفت است
مسئله اصلی در فسخ یکطرفه توافق اتمی با ایران از طرف حکومت ترامپ، توافقی که قرار بود ایران را از تحریم های اقتصادی آزاد و راه سرمایه گذاری های میلیارد دلاری را، در درجه اول در صنایع نفت و گاز ایران، باز کند، در واقع ربطی به طرح های هسته ای ایران نداشت، بلکه بهانه ای بود برای ادامه تحمیل تحریم های اقتصادی و جلوگیری از فروش نفت و سرمایه گذاری در توسعه نفت و گاز ایران.
با نادیده گرفتن گزارش "آژانس بین المللی انرژی اتمی" (IAEA) سازمان ملل، که تاکید می کرد، ایران توافق اتمی را رعایت می کند، حکومت ترامپ در ماه مه علی رغم اعتراضات امضا کنندگان توافق نامه - روسیه، چین، اتحادیه اروپا - یکطرفه اعلام کرد که قرار داد اتمی را فسخ می کند. تا چهارم نوامبر نیز اگر ایران تسلیم خواست های آمریکا نشود، تحریم های شدیدی که اساسا صدور نفت ایران را هدف قرار خواهد داد، اعمال خواهد کرد. واشنگتن اعمال خود را به شرط قطع کمک به نیروهای شیعه یمن و اسد در سوریه ربط می دهد! از زمان توافق اتمی، شرکت ملی نفت ایران صادرات خود را تقریبا تا سطح قبل از تحریم، یعنی 4 میلیون بشکه در روز افزایش داد. بعلاوه واشنگتن اعلام کرده است که در مرحله دوم تحریم ها، اگر شرکت های اتحادیه اروپا و یا شرکت های دیگر به صدور نفت ایران کمک و آنرا ادامه دهند، از هرگونه تجارت با آمریکا منع و مورد تحریم قرار خواهند گرفت. کمپانی بزرگ انرژی فرانسه "توتال" قبلا اعلام کرده است که به سرمایه گذاری مشترک با ایران در بخش منابع عظیم انرژی ایران پایان خواهد داد.
یک مقام بلند پایه وزارت خارجه آمریکا در دوم جولای هدف های واشنگتن را صریحا چنین اعلام کرد: "هدف ما، ادامه فشار علیه رژیم ایران تا حدی است که در آمد آن از صدور نفت خام به صفر برسد. ما سعی می کنیم کمبود نفت در بازار جهانی را به حداقل برسانیم، ولی مطمئن هستیم که باندازه کافی ظرفیت تولید نفت اضافی در جهان وجود دارد".
همچنین ونزوئلا
حکومت ترامپ در عین حال، به موازات هدف گیری بازار نفت ایران، با تاخیری تا ماه نوامبر، با قصد فروپاشاندن کامل تولید نفت ونزوئلا، تولید نفت ونزوئلا را نیز هدف قرار داده است. واشنگتن جنگ مالی و سیاسی علیه حکومت "مادورو" را تشدید می کند.
در اثنای پیروزی اخیر انتخاباتی رئیس جمهور سوسیالیست ونزوئلا، واشنگتن تحریم ها را تشدید، و دسترسی شرکت نفت دولتی ونزوئلا PDVSA به همه بانک های آمریکا، همچنین، تامین مالی (فاینانس) دوباره قرض های جدید ونزوئلا را قطع کرد. قبل از اجلاس وزرای اوپک، وزیر نفت ونزوئلا "مانوئل کوویدو"اعلام کرد: "این تحریم ها بسیار شدید اند، تحریم ها عملا شرکت نفت دولتی ونزوئلا را خفه می کنند ... و این تهاجمی است علیه بازار نفت". طبق گزارش آژانس بین المللی انرژی، تولید نفت روزانه ونزوئلا در ماه ژوئن 1.36 میلیون تن بود، در حالی که ونزوئلا نزدیک 5 سال قبل روزانه 2.9 میلیون تن نفت تولید می کرد.
کمپانی بزرگ نفتی آمریکا Conoco Philips بعلت ملی شدن پروژه های شرکت های بزرگ نفتی آمریکا در ونزوئلا، در سال 2007 دارایی های شرکت نفت دولتی ونزوئلا را بارزش 630 میلیون دلار مصادره کرد. فشارهای فوق سبب شد تا ونزوئلا نتواند تعهدات خود در صادرات نفت را بجا آورده و تانکر های نفتی در بنادر ونزوئلا با مشکلات جدی روبرو شدند. برای مقابله با کاهش صادرات نفت ونزوئلا، "بانک توسعه چین" CDB اعلام کرد، وامی به ارزش 5 میلیارد دلار به صنعت نفت ونزوئلا پرداخت خواهد کرد. یکی از خریداران اصلی نفت ایران و ونزوئلا چین است، و این واقعیتی است که وزارت خارجه و خزانه داری آمریکا آنرا بسیار خوب می دانند.
و حالا لیبی
تجار نفت، به کاهش عرضه نفت در ایران و ونزوئلا که اولین بار در سه سال اخیر سبب بالا رفتن سریع قیمت انواع مختلف نفت به بالای 70 دلار گردید، عکس العمل نشان دادند. وضعیت بازار از منظر صنایع نفت آمریکا این است که، هنوز قیمت نفت شیل آمریکا را قابل اعتماد نمی دانند. ولی وضعیت با تحولات اخیر لیبی در حال تغییر است.
از زمان بمباران "انسانی" کشور قذافی، که یکی از پیشرفته ترین کشورهای آفریقا بود، لیبی در وضعیت جنگ داخلی و تجزیه سیاسی است. در یک طرف رژیم تریپولی قرار دارد، که از طرف سازمان ملل تحمیل، و بشکل عوام فریبانه ای "حکومت سازش ملی" نامیده شده، و مورد حمایت آمریکاست. در راس این حکومت، نخست وزیر و رهبر شورای ریاست جمهوری "فیاض السراج" قرار دارد که به این مقام منصوب شده است. سراج، از طرف اخوان المسلمین، سازمان سلفی که پشت بهار عربی واشنگتن بود و نیز، از طرف رژیم محمد مورسی در مصر حمایت می شد. رژیم تریپولی، همچنین تحت حمایت آمریکا، فرانسه و انگلیس قرار دارد. مخالف اصلی سراج، ژنرال "خلیفه هافدر" است که عملا از طریق "ارتش ملی لیبی" ضد سلفی، کنترل نظامی خود را در مناطق نفت خیز شرق لیبی برقرار کرده و از طرف رهبران قبایل اصلی آن منطقه حمایت می شود. ژنرال هافدر، همچنین از طرف مجلس نمایندگان متنخب لیبی HOR مورد حمایت است.
هافدر دشمن آشتی ناپذیر اخوان المسلمین است، و آنها را تروریست می نامد. او عملا کنترل نظامی خود را در شرق کشور "حلال نفت" برقرار کرده است. وقتی نیروهای او کنترل بخش های کلیدی شرق لیبی، شامل بنادر نفتی حیاتی مانند "زوائیتینه" و "هریقه" را در روزهای اخیر بدست گرفت، شروع به مخالفت با رژیم مورد حمایت آمریکا در تریپولی کرده و اعلام کرد که بنادر نفتی در شرق، کمپانی ملی نفت در بنغازی را نیز الحاق خواهد کرد، که در رابطه با حکومت شرق بوده و از طرف سازمان ملل برسمیت شناخته نمی شود. "کمپانی ملی نفت غربی تریپولی" NOC Tripoli Wester با حمایت آمریکا با اعلام "فورس ماژور" حاکمیت خود بر بنادر شرق را اعلام کرد، و در دوم جولای 850.000 بشکه در روز نفت به بازار عرضه کرد. ارتش هافدر روابط بسیار نزدیکی با رئیس جمهور مصر سیسی دارد، و نیز روابط خوبی با روسیه پوتین دارد.
جلوگیری از نیروهای هافدر در مناطق ثروتمند شرق لیبی در ایجاد یک اقتصاد نفتی مستقل از رژیم تریپولی مورد حمایت آمریکا، یکی از دلایل مهم تغییر مهم در بازارهای نفت، و تقریبا حتمی است که قیمت نفت را در بازارهای جهانی به بالای 80 دلار خواهد رساند، به سطحی که از سال 2014 دیده نشده است. و این، آن سطح سود آوری است که کمک زیادی به تولید نفت شیل آمریکا خواهد کرد.
نفت شیل آمریکا و ژئوپولیتیک نفت جدید
"اسکات شفیلد" رئیس Pioneer Resources یکی از بزرگترین تولید کنندگان نفت شیل آمریکا که مرکز آن در تگزاس قرار دارد، در جریان اجلاس اوپک در وین، طی مصاحبه ای اعلام کرد که قبل از پایان امسال آمریکا روسیه را در تولید نفت پشت سر خواهد گذاشت. او گفت تولید آمریکا در عرض 4 - 3 ماه از 11 میلیون بشکه در روز گذشته و به 13 میلیون بشکه خواهد رسید و در عرض 8- 7 سال آینده نیز به 15 میلیون بشکه خواهد رسید. تولید نفت شیل از حوزه هایی نظیر حوزه نفتی Permian Basin در تگزاس انجام خواهد شد. او همچنین اعلام کرد که مناسب ترین قیمت برای نفت شیل در حال حاضر بین 80 - 60 دلار در بشکه است.
آیا ممکن است که پشت سیاست خارجی ترامپ در مورد ایران، ونزوئلا ، و حالا لیبی، که شرکت های پر نفوذ نفتی آمریکا قرار دارند، قصد داشته باشند که با سرازیر کردن نفت سود آور آمریکا به بازارهای جهان ، نه تنها عرضه نفت این 3 کشور، را هدف قرار دهند، بلکه بخواهند آنرا به جایگزینی برای نفت روسیه تبدیل کنند؟ باید توجه کرد که ایران آمریکا را متهم به کناره گیری از JCPOA ( منظور معامله اتمی ایران است - Joint Comprehensive Plan of Action) کرده است تا بتواند قیمت نفت را افزایش دهد. در یازدهم ماه مه وزیر نفت ایران بیژن نامدار زنگنه اعلام کرد: "ترامپ در بازار نفت بازی دوگانه ای پیش می برد، و بعضی از اعضای اوپک نیز به نفع آمریکا حرکت می کنند. آمریکا با این بازی قصد دارد تا تولید نفت شیل خود را تقویت کند".
مشکل استراتژی هژمونی نفتی آمریکا در دراز مدت، غیر قابل پیش بینی بودن میزان منابع نفت شیل، و از این رو، امکان عرضه نفت شیل است. با اینکه سرمایه گذاری در تکنولوژی استخراج نفت شیل در سال های اخیر امکان داده است که هم کارآمدی تکنولوژیک تولید، وهم، سطح تولید بهبود یابد، ولی تولید نفت شیل دارای مشکلات عمده ای است. یکی از مشکلات این است که، چاه نفت شیل بسیار سریع تر از یک چاه نفت معمولی ته می کشد، چنان که بعد از یک سال %75 ظرفیت آن کاهش می یابد. برای تامین میزان تولید عمومی احتیاج به کندن چاه های جدید و گران تری است. محدودیت دیگر، در حوزه Permian است که برای شکافتن صخره ها، آب اضافی احتیاج است، یعنی برای 1 بشکه نفت به 5 بشکه آب احتیاج است.
گزارشات صنعتی نشان می دهند که از سال 2020 هزینه تولید نفت شیل افزایش، و کیفت و میزان تولید نیز کاهش خواهد یافت و سال های طلایی تولید نفت شیل به پایان خواهد رسید. این مسئله روی استراتژی جهانی حکومت ترامپ که قصد دارد آمریکا را دوباره به امپراتوری نفتی تبدیل کند، تاثیر منفی بزرگی خواهد گذاشت. نهایتا استراتژی ترامپ روی افسانه ها، دروغ ها، و آری، روی جنگ های نفتی بنا شده است.
لینک اصل مقاله ی ویلیام انگداهل ( F. William Engdahl )
https://www.globalresearch.ca/washingtons-latest-m...

         

 

نظردهی با فیسبوک: