دکترای اختلاف

دشمن دانا بلندت میکند بر زمینیت می زند نادان دوست
من بر پایه‌ی آگاهی گرفتن ازدیدگاها و دریافت های سیاسی اپوزسیون کشور، بویژه آگاهی از بینش سیاسی رهبران احزاب و سازمانهای سیاسی ایران، روزانه چند دقیقه ای به رادیوها و تلویزیونهای بیرون از کشور گوش فرا میدهم .

درین میان، چیزی را دریافت نمودم که سالها خود به نقد آن می پرداختم. آن این بود که همیشه می گفتم:

 بیشتر تحصیلکردگان لیسانسیه و دکترها و اساتید ما، تنها مدرک دارند و فاقد تخصص میباشند.

امّا درین گوش فرادادنهای تلویزیونی خود، به دو تن از دکترا بر خورد نمودم که به راستی دارای تخصص راستین و جدی بودند، بویژه که در داشتن بینش و تشخیص موقعیت های حساس زمانی و تبلیغات موثر در لحظه شناسی.

درین باره جدا باید آنها را در مسابقات المپیکی نام نویسی نماییم.

این دو دکتر گرانمایه‌ی زمان شناس و دارای بینش سیاسی درست، اقایان دکتر بهمن جلدی و دکتر احمدی می باشند.

البته نخستین جایزه را به آنها در داشتن بینش، برای بر گزیدن پایگاهِ تنلیغاتی داد.

می گویید نه ۱ ـ  از مسئول تلویزیون ایــــــــــــــــــــــــران آ ریــــــــــــــــــــــــایی آقای وطنخواه پرسش نمایید که در سه هزاره‌ی میلادی، برای جلب هم میهنان عرب اهوازی مان، نام آریایی؟ را برگزیده است. بدین مانا که آنهاعربهای هم میهن عرب ما،  از سایر ایرانیان جدا هستند ودر خوزستان و آبادان" ول معطلند" زیرا آریایی نیستند و این تلویزیون از آن آریایی هاست.۲ ـ در تشیص  موقعیت زمانی و کمک به مواضع  شاهزاده، آنها در هنگامی که همه‌ی اپوزسیون سیاسی ایران حتا جمهوریخوان و سران و رهبران شان چشم امید به شاهزاده رضا پهلوی دوخته او را یکی از سرمایه های بزرگ سیاسیِ کشوَر بر شمرده اند و اعلام نیز داشته اند، این دو دکتر جدا متخصص و صاحب بینش سیاسی و ژرف اندیش، درست در همین هنگام به تاریخ ۲۸/۱۱ / ۲۰۱۸ساعت ۳۰/۱۱ به وقت آمریکا، همه‌ی سران اپوزسیون سیاسی کشور را، از جمهوریخواه گرفته تا ملی دمکراتها و کمونیستا و اقوام، همه و همه را "خود فروخته، پول پرست، عقده ای و میهن فروش و جیره خوار" شمردند، بویژه نامدارترین چهره های ملی، مانند جناب مهندس حسن شریعتمداری و جناب زنده یاد داریوش همایون و دیگران را ضد ایرانی و میهن فروش نامیدند. در واقع آنها مسابقه گذاشته بودند که چگونه میشود همه‌ی نیروهای جمهوریخواه و چپ را از شاهزاده رضا پهلوی رنجاند و صف او را خالی از طرفداری نمود. هر کس که به سخنان به دور از ادب و تهمت پراکنی آن ها گوش میکرد، ازخود می پرسیدکه آیا شاهزاده از وجواد چینن تلویزیونی خبر دارد یا نه؟ اگر از آن خبر نداردنیز، عیبی بس بزرگ است، و اگر خبر دارد و از آن شکایت رسمی ننموده است و یا نمی نماید هم ، از بی مهری ایشان حتا بر خود است و نه تنها بر متحدانش. این کارِ تلویزیون آریـــــــــــــــــــــــــــایی، اتفاقی هم نبوده است که بگوییم تصادفی رخ  داده و مسئولین بخاطر رعایت مواضع دمکراتیکی و دمکراسی ، از اتهام پراکنی آنها جلوگیری ننموده است.

شب پیش از برنامه‌ی این دو دکتر متخصصه تفرقه افکنی، آقایی به نام "رضا نوَد" پالتاکی یا رضا احمدی، گوی سبقت از این دو دکتر را نیز ربوده بود. او با پخش بخشی ازسخنان  زنده یاد بزرگمرد دینی آقای کاظم شریعتمداری که باورمند بر جدایی دین از دولت و حکومت بود، تا توانست به ایشان توهین نمود و فرزند مبارز ملی او جناب مهندس حسن شریعتمداری را نیز خائن و مزدور بیگانگان نامید. و نیز همه‌ی اپوزسیون سیاسی غیر از بخش شاهزاده را خائن به میهن و میهن فروش نامیده و با بدترین دشنام های لاله زار ده‌ی پنجاه تهران به لجن کشید.

برخی از ایرانیان، پس از شنیدن چنین توهین هایی به اپوزسیون ایران و زیان زدن به شاهزاده، با مسئول این تلویزیون آقای وطنخواه،  در کمال احترام اعتراض نمودند. ایشان در پاسخ گفتند:

نخست اینکه شاهزاده نیازی به اتحاد با چنین نیرویی ندارد. بویژه که ما ایرانیان بیرون از کشور را اپوزسیون نمیدانیم و به آقای داریوش همایون نیز هرچه توانستند توهین نمودند. ما امیدواریم که ایرانیان عزیز، سخنان این مزدوران حکومت اسلامی را که در لباس میش، گرگی میکنند، از مواضع شاهزاده‌ی گرامی ندانند. چونکه شاهزاده درین چهل سال، هرگز مواضع خصمانه ای با اپوزسیون ایرانی نداشته و ندارند.

 نیک ـ از اروپا

برگرفته از: 
ایمیل دریافتی
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: