نظم در بی نظمی

امروزه برخی معتقدند که دیگر بی نظمی و بلبشو به مفهوم سازمان نیافتگی و درهم ریختگی تلقی نمی شود بلکه هدف، تشکیل نوعی نظم دربی نظمی یا بی نظمیِ منظم است. بدین معنی که دیگر نباید نظم را صرفا در یک مقیاس جستجو کرد. بفرض مثال پدیده ای که در مقیاس کوچک، کاملا تصادفی و غیرقابل پیش بینی دیده میشود میتواند در مقیاس بزرگتر، کاملا قابل پیش بینی باشد و این همان قانون "کِی آس" است که با کمی دقت در غالب زمینه ها بچشم میخورد

 

پروانه ای در آفریقا بال می زند تا گردبادی در آمریکای جنوبی شکل گیرد

در ابتدا بنظر ِ این کاتب اکثر مسائل جهان امروز بصورت زنجیره ای در آمده اند، بر این اساس تحلیل ِ مسائل ِ ایران، دیگر مانند گذشته بدون آگاهی از تغییرات و رخدادهای جهانی و درج نمودن آنان در محاسبات، عملا نمیتواند نمای کاملی را ارائه نماید زیرا کشوری استراتژیک با منابع عظیم معدنی و فسیلی، صدها مایل خط ساحلی، هزاران کیلومتر خط آهن، ایستگاه مهم جاده ابریشم کهنه، وجود مرز خاکی با خاور دور و دروازه اروپا، قطب شیعه گری، وجود تنگه حیاتی هرمز و غیرو ، نمیتواند با کشوری که اینگونه محاسن و برجستگیها را بصورت همسان یا شبیه ندارد مقایسه نمود
بدین معنا که بسیاری از تحولات مهم جهانی اعم از سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و... مستقیم یا غیرمستقم با شرایط ما نیز پیوند میخورند
در قرن کنونی که برخی آنرا "عصرِ کِی آس، بلبشو یا آشوب" خوانده اند، تحلیل بسیاری از امور دوچندان دشوارتر شده است چراکه ظاهراً تئوری بلبشو بصورت کلان در حال اجراست و میتوان با کمی دقّت ردّ پای این لجام گسیختگی ِ منظم را از اقتصاد گرفته تا سیاست، اجتماع و غیره مشاهده نمود
در مورد کشور ما، اگرچه جوّ سیاسی و اجتماعیمان تقریبا همواره پیچیده بوده ولی این لابیرنتها خصوصا از دهه هفتاد میلادی به بعد بسیار متراکم تر و بغرنج تر گردیده اند. از سوی دیگر، بی ثباتی فکری، فقدان پشتکار، عدم وجود هدف مشخصِ مشترک، تزریق دائم و شدید دروغ و دورنگی به اجتماع و نتیجتاً گسترش بی اعتمادی نهادینه شده است بطوریکه سایه های آنرا میتوان در اکثر زوایا رویت نمود، یعنی بصورت بالقوه آماده ی پذیرش بلبشویِ منظم بوده و هستیم
حال اگر بخواهیم مشخصاً بعضی از تفاوتهای مسائل سیاسی در قبل و بعد از انقلاب را زیر ذره بین بگذاریم، خواهیم دید که عموماً، واکنشات به مسائل بسیار سریعتر شده، خواسته های مردم بیشتر و متفاوت تر گشته، شبکه های خبری و تحلیلی متنوع شده اند، ارزش به ضد ارزش یا بلعکس مبدل شده، شناخت سره از ناسره بسیار دشوارتر گردیده بنحوی که بدون ِ انیگما گذاری غالبا نمیتوان به نتیجه ای دست یافت، ائتلاف های سیاسی و اجتماعی گذراتر و ناپایدارتر شده اند، ازهم گسستگی و انشعاب متداوم دسته های سیاسی یا زایشهای حزبی زیاد به چشم میخورد، افزایش جریانات ِ انحرافی، ابهام خط مشی ها و تعاریف، تغلیظ ابن الوقتی، تاکید جبهات مخالف بر افتراقات و جهد در تخریب عام یکدیگر، روبه فزونی میگذارد و به این ترتیب، خواسته یا ناخواسته در راستای آشفتگی ِ منظم به پیش میروند که حاصلش را هم فراوان دیده ایم
از همه عجیب تر اینکه ارتباطاتِ آسان و تکنولوژی پیشرفته بجای اینکه به حصول ِ نتیجه سریعتر و مناسبتر ختم شود به دستگاه تکثیر منازعاتِ بیحاصلی مبدل شده است که همه شاهدیم مانند مقاتله دیندار با بی دین یا حَرب ِ مبارز با مزدور که تمامی هم ندارد
بدینسان است که تئوری ِ کی آوس در کنار چنین خصائصی، ملغمه ی را تشکیل داده که تجزیه و شناساییِ عواملِ آنرا غیر ممکن ساخته و اسفبارانه این پروسه رو به وخامت گذاشته یا میگذارد
همه آنچه که شاهدیم در واقع نوعی از بی نظمیِ منظم و هدف دار است
ساده تر اینکه امروزه برخی معتقدند که دیگر بی نظمی و بلبشو به مفهوم سازمان نیافتگی و درهم ریختگی تلقی نمی شود بلکه هدف، تشکیل نوعی نظم دربی نظمی یا بی نظمیِ منظم است. بدین معنی که دیگر نباید نظم را صرفا در یک مقیاس جستجو کرد. بفرض مثال پدیده ای که در مقیاس کوچک، کاملا تصادفی و غیرقابل پیش بینی دیده میشود میتواند در مقیاس بزرگتر، کاملا قابل پیش بینی باشد و این همان قانون "کِی آس" است که با کمی دقت در غالب زمینه ها بچشم میخورد
شاید بازگویی ِ یکی از روایات مربوط به شکل گیری این نظریه مطلب را کاملا تشریح نماید
تعدادی از دانشمندان هواشناسی مشغول مطالعه در مورد شرایط جوی و تاثیر موارد مختلف بر هوای جهان و منطقه بودند.آنان به مدت یک سال مشغول مطالعه هوای یک منطقه خاص دارای آب و هوای نسبتا بی تغییر و کاملا معتدل بودند و تمامی تغییرات را ثبت می کردند.یک دستگاه ثبت نمودار تغییرات جوی هر روز راس ساعت شش صبح روشن می شد و نمودار تغییرات را تا شش بعد از ظهر ثبت می کرد.اما در پاییز ناگهان نمودار این تغییرات به طرز عجیبی تغییر کرد. یعنی نموداری مغشوش به ثبت رسید که نشانه بروز تغییرات شدید جوی بود،اما در ظاهر هیچ تغییری مشاهده نمی شد.
دانشمندان شروع به مطالعه در این مورد نمودند تا دلیل این تغییر را دریابند اما متوجه هیچ نکته خاصی نشدند و پس از پاییز همه چیز دوباره عادی شد. این امر آنان را بر آن داشت تا یکسال دیگر مطالعات خود را در آن محل ادامه دهند. در پاییز سال بعد آنها همه چیز را تحت نظر داشتند تا اینکه علت نمایان شد
در نزدیکی آن محل دریاچه ای بود که پرندگان مهاجر در پاییز به آنجا کوچ میکردند. به تحقیق عیان شد که آن چه باعث تغییر شدید در نمودار می شده همین پرندگان بودند. پرواز دسته جمعی این پرندگان و حرکت بال های آنان فشاری بر جو وارد کرده و این فشار به مولکول های کناری هوا منتقل می شد و نهایتا به سنسور ثبت نمودار دستگاه می رسید. یکی از دانشمندان کنجکاو در پی آن شد که بفهمد اگر این پرندگان آنجا نبودند چه می شد. وی با استفاده از یک برنامه کامپیوتری موقعیت منطقه را شبیه سازی نموده و برنامه را یکبار با حضور پرندگان و یکبار بدون حضور آنان اجرا کرد. نتایج خیره کننده بود
اگر پرندگان در معادله بودند کامپیوتر شرایط را همان طور که در واقعیت بود نشان میداد اما بدون حضور پرندگان، طوفانی بزرگ شکل می گرفت که باعث تخریب چندین هکتار از اراضی منطقه می شد.
در حقیقت پر زدن آن پرندگان باعث می شد که شرایط شکل گیری طوفان عظیم بالفعل نشده و حادث نگردد
اکنون شاید با تعمیم مفاهیم اساسی نظریه آشوب بتوان، غیرقابل پیش بینی بودن فضای سیاسی و اجتماعی ایران را بهتر درک نمود
شرایطی که ناشی از اثرات پروانه ای عوامل کوتاه مدت بر اهداف کلان، افزایش تعداد بازیگران، تعدّد نقش ها، پویایی و افزایش مهارتِ تحلیلی گردانندگان، رشد سرسام آور تکنولوژی، تسهیل ِ ارتباطات در دهکده جهانی، شرایط مستعد و بالقوه ایرانیان در ایجاد بستر مناسب برای این تئوری، سرانه مطالعه بسیار ناچیز، بلاتکلیفی عام، درجا زدن در رویدادهای یکصدسال گذشته که فقط به آتش این بلبشو دامن زده، افزایش شبکه های اجتماعی و دمیدن ِ دائم ِ برخی رسانه ها بر این حریق و غیره را شاید بتوان آسانتر دریافته و توجیه نمود

بنظر این مخلص، این بی نظمیِ منسجم، بصورت روزافزون در حال پیشرویست و یقیناً مهار آن بسادگی میسر نیست الاّ با افزایش آگاهی، چون در سيستمِ پيچيده ی جاری، نميتوان گفت يك اتفـاق دقيقاً دوباره تكرار خواهد شد، اما میشود اذعان داشت که در اين گونـه سيسـتمهـا، نظم و بينظمي مكمل یکدیگر بوده و منافع این تقابلات به جریاناتی خاص منتهی خواهد شد که همیشه هم هویدا نیستند
منقول از لنین که می گوید پیشبرد اهداف گاه نیازمند " احمقهای مفید" است پس بیاییم در این "منظومه ی منظم ِ بلبشویی" آگاه باشیم تا به عمله ی بی جیره و مواجب یا احمق مفید برای انتفاعِ دیگری مبدل نشویم

 

Image result for ‫نظم در بی نظمی‬‎

 

 

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: