مقایسه جملات سومری و ترکی 4

اگر زبان ترکی با زبان سومری «پیوند دارد»، و میتواند از «طریق خودش» به چگونگی« ایده و حس و بیان کلمات» و جملات سومری نزدیک شود، و « درک حداقلی و نسبی»، و در حد معین، « درستی» از آنها بدهد، لازم است، این متد در عمل، مشکل گشایی خود را نشان دهد...
 
 
 
 
 در تاریخ بشر معمولاً چنین پیش آمده که انسان، « چیزهای ناشناخته» را به قوای ماورالطبیعه نسبت داده، و هر جا هم نتوانسته همچو برخوردی داشته باشد، بنا بر سبیل عقاید جاری، از در مخالفت « متعصبانه» با آنها برآمده است.
 به ویژه زمانی که، این چیزهای " ناشناخته"، «متدها و اندیشه های نوی» بودند. 
 متأسفانه چنین برخورد نادرستی، در مورد اولین تمدن تاکنون شناخته شده ی منطقه ما هم، رایج است. مخصوصاً در عرصه ی زبان و فرهنگ سومری. از انقلاب مشروطیت تاکنون، به خاطر تعصبات ناسیونالیستی حاکم برفرهنگ فارسی، وقتی موضوع زبان شناسی سومری مطرح شده، در کنار دولتها، حتی کسانی از اهل "فرهنگ" نیز این عرصه پژوهش را برای علاقمندان تنگ نموده اند. ولی علی رغم  این واکنش های متعصبانه، کارتحقیق پیش رفته و میرود. پژوهشِ ارتباط و پیوند زبانها، مانند دیگر رشته های علمی، ارزش خاص خود را دارد، که در خدمت آگاهی بشر از چگونگی سیر تکاملی اشتراکات و تفاوتها، و ارتباط و نزدیکی و دگرگونی زبانهاست. 

**
 
معنی عدد در پای حرف یا کلمه سومری
حرف ( و کلمه) a  را در نظر گیریم. هم a داریم و هم a2 و همینطور kušA2 :  کوش A2:
a به معنی a bird-cry"  و water 
a [BIRD-CRY] wr. a "a bird-cry" 
a [WATER] wr. a "water; semen; progeny" Akk. mû; rihûtu
---
a2  به معنی a2 : time
 
a [TIME] wr. a2 "time" 
---
a2 به معنی arm
a [ARM] wr. a2 "arm; labor; wing; horn; side; strength; wage; power" Akk. ahu; idu 
---
 kušA2  به معنی اسلحه kušA2 : a weapon   
A [WEAPON] wr. kušA2 "a weapon or a leather holder for a weapon"
از دو شکل a2 و kuš درست شده.
 
1-معانی مختلف با اعداد گوناگون  و اشکال( حروف میخی) مختلف بیان میشود. تلفظ های مشترک با خط لاتین املاء مشترک دارند. نوشتن عدد الزامی ست.
2-یک شکل ( کلمه میخی سومری) ، میتواند معانی گوناگون داشته باشد. مثل a2 در مثال بالا.
برای مطالعه اشکال و معانی، به فرهنگ ePSD مراجعه شود.
منبع: ePSD
 
  
 
 
 
 :(متن نوشۀ بالا( تصویر 
 
1. {d} inanna
2. nin e2-an-na
3. nin-a-ni
4. ur- {d} namma
5. nita kal-ga
6. lugal uri5 {ki} -ma
7 lugal ki-en-gi ki-uri-ke4

reverse 
8. e2-a-ni
9. mu-na-du3
10. ki-be2 mu-na-gi4

 
from #Uruk - iraq
Period #Ur III (ca. 2100-2000 BC)
Foundation canephor and tablet in National Museum of Iraq...

 

1-d Inanna
For Inanna
Danqır İnanna
2. nin e2-an-na
the queen of the Eanna temple
xanın, "Ev -an"-na 
 
3-nin.ani
his lady
his mistress
Onun xa.nım.ı ( o, ocağın xa.nı.mı İnanna)
(اینانا، خانم اش(خانم معبد
 
4-Ur-{d} namma
Ur-Namma
Ur-Namma
 
5- nitah·kalaga
the mighty man
ən güclü kişi
 
6-lugal Uri5{ki}m.a(k)
the king of Ur
Lugal, Urim.a
 
7-lugal Ki.en.gi Ki.uri.ke 4)
the king of Sumer and Akkad
en: and king of Sumer and Akkad
Luqal, Ki.en.gi, Ki.uri.yə ( Sumer  Akkad-da)
 
8-e2.ani
her temple
ev.ni [ocağını( onun evi.ni)]
ya
"Ev.an"-i
 
9-mu.na.(n.)du3
he built.
o, bina, (qoy).du
 
10-ki.be2 mu.na.gi4.
he restored it to its proper place.
and restored (to its original condition) for her.
o, onu yer.i.nə qe.y.tərdi(qa.y.tardı).
---
Translation En. : Foxvog, Daniel A.
 https://cdli.ucla.edu/
CDLI-Nr. P432144
:متن آلمانی
 1.Inana, 2.der Henin des Eana, 3.seiner Herrin, 4.hat Urnanmu' 5.der nächtige Mann, 6.der König von ur, 7.der Köníg von Sumer (und) Akkad, 8.ihr Haus 9.gebaut, 10.wiederhergestellt. مترجم؟
 
 
آنالیز:
1-Inanna
For Inanna
İnanna.ya)  İnanna یا بدون ya که با تُن صدا میتوان ya را رساند ، و آنرا در املاء حذف کرد) الهه عشق و مبارزه. اینجا E.anنام معبد نیمه تمام است، که اور نامو، آنرا به اتمام رسانده.مترجم ها این نام را E.an.na نوشته اند.na اینجا به معنی "به طرف" است. و حالت dative را میرساند. چنین "وند"هایی در اثر استعمال سومری ها، جزو اسم شده اند.  در واقع معنی اصلی و ریشه ای اسم "به طرف معبدِ" E.an می باشد. اسم واقعی معبد E.an است، و نه E.an.na
چون وند na جزو اسم شده آنرا طبق به کارگیری سومری ها E.an.na نوشته اند.
جا دارد اینجا، در این رابطه، به اسم و کلمه ی eyvan ایوان که امروزه در زبان آذربایجان و فارسی استعمال میشود نیز اشاره کنیم. داستانش مانند داستان نام همین معبد است.
ey.van در زبان ترکی آذربایجان به « بالکون» گفته میشود،  ریشه واژه ev.an ، به معنی خانه an ، منزل An  یا آسمانan ، که با افزوده شدن y به شکل eyvan در آمده. ایده ی اسم، منزل را دو بخش کرده، خانه شخص ev، و خانه  An خدای آسمان ( یا خود آسمان an) که ev.an می باشد. در اثر استعمال یا در ترکی به شکل eyvan  در آمده است. 
2. nin e2-an-na
the queen of the Eanna temple
xanın, "Ev -an"-na 
 
nin خانم. الهه.  nin ، ظاهراً همان وندی ست که در xa-nım داریم. و n به m تبدیل شده. 
e2 معبد ocaq و ظاهراً کوتاه ev در ترکی
e2-an : معبد خدای An ، آسمان. na به و برای . ولی na نیز در اثر استعمال جزو اسم معبد شده است. نام اوجاق را e2-an-na می نویسند.
in کوتاه nin خانم.  به نظر میرسد  آن در ترکی به nim تبدیل شده. و با افزوده شدن ha یا xa به صورتxa.nım در آمده است. 
 an.na یا ana معنی "سوی آسمان" دارد. an آسمان، na سوی. حالت dative. به مورد پدید آمدن احتمالی آنا و ننه از دو کلمه سومری ama و eme4 ( مادر) رجوع شود به مقاله قصه کلمات:
http://iranglobal.info/node/67988
ana را برای مادر به کار می بریم. 
na، اصولاً ، همان - وند  ترکی، به معنی " سوی و به طرف" است. اما  O آن، ضمیر اشاره ی ترکی که اکنون برای سوم شخص مفرد استعمال میکنیم در واقع همان a است که در عبارت سومری a-na ( آن، چه؟) ، ترکی o nə ، داریم. توضیح بیشتر در زیر.
a به o و na به nə تبدیل شده.
ترکی قدیم:
ança (КТ. в.З) “o qədər, eləcə” آن قدر 
anta (KT. k.2) “orada” در آن-جا
(ol (KT. к 13) - o (əvəzlik 
n ə (Ton 57) “nə, hansı چه؟  ترکی قدیم ( گوی ترک) 
در  ترکی قدیم  به جای« o» امروزی، ol ( او) و به جای  ora و o qədər ، وند an  استعمال میکردند. که امروزه o ، on به کار می بریم. در این موارد در زبان سومری از وند ها و کلمات مختلف استفاده میکردند. رجوع شود به that در فرهنگ ePSD. ولی در واژه ana که به مفهوم  what است، a یا an  به معنی o و na به مفهوم چه یا nə استعمال شده است.  
ana [WHAT?] wr. a-na; ta; ta-a "what?; as much as (math.)" Akk. mīnum 
anam [WHAT] wr. a-na-am3 "what" Akk. mīnu 
enam [WHAT] wr. en-nam "what" Akk. minû 
ePSD
(a-na: what (a,'to', + ni,'he, she', + a,'the
Sumerian Lexicon
John A. Halloran

منبع:
NIZAMI XUDIYEV
QƏDİM TÜRK YAZILI ABİDƏLƏRİNİN DİLİ
s.56 və 53
 
 
3-(nin.ani.(r
his lady
Onun xa.nım
(Onun xa.nım.ı ( o, ocağın xa.nı.mı İnanna
خانم اش ( خانم معبد، الاهه اینانا) 
 ninخانم (xa.nım).  اینجا،  nin را به صورت nım  در ترکی داریم. xa یا ha بعد ها اضافه شده.  در کلمه ی ترکیِ xa.nım ، تبدیل n به m نیز مجاز و قانمند است.  اصواتی هستند که عملاً به هم تبدیل میشوند:
çən , çəm مِه . 
آن "self ,  özü;  a : o خود
 ani:  his اش، خود اش ( مال او، ضمیر ملکی)
ihr,sein(poss. pron. sing
ni [SELF] wr. ni2 "self" Akk. ramānu
ni در ترکیonu: o-ni  :  o özü آن خود اش ( onu امروزه " او را" ). متفاوت است با مفهوم سومری( او یا آن خود)  یا خود اش.
ni سومری، برابر (n(i ترکی: özü ( در ریشه).  حال، برابر « را» در فارسی ست. onı(u) gurdum او را دیدم. özün(0) gözlə با تُن خاصی: مواظب خود باش. özünı(ü) gözlə خودت "را" مواظبت کن. ( مواظب خود باش).
همانطور که ملاحظه میکنیم i هم می تواند بیافتد و n باقی مانده به واژه özü اضافه شود: özün خودت.
ani سومری ، برابر onı یا onu در ترکی: با مفهوم سومری "آن خود اش یا خود اش " ، اکنون در ترکی :" او را، آن را". به جای ani سومری مال او ، در ترکی onunki , onun , onın مال او، گفته میشود. 
در مقایسه onın و ani ،  تبدیل a به o و افزوده شدن n صورت گرفته است.
 
4-(Ur.nammu ( Ur.namma
Ur-Nammu
Ur-Nammu اسم پادشاه سومر و (پدر شولگی) حدود 2047-2030 ق. میلاد. ur شهر، yud, yurt, yurd, yer.
 nam سومری،  اراده، سرنوشت. mu : در حالت فاعلی، ضمیر اول شخص مفرد یعنی ĝu من، تلفظ nu،  به mu تبدیل میشود . mu سومری به معنی mən ، özü , öz ، همان است که اکنون با عوض شدن جای m و u، به شکل um در ترکی می بینیم؛ مثلاً در sor( بپرس)، داریم،soruسئوال، و sor.um، به معنی "سئوال ام". پرسش من. dur.um: dur وضعیت من. duru وضعیت ، حال. جمله: durum qolaydı وضعیت ام(یا وضعیت) خرابه.     
وندهای زبان سومری در حالتهای مختلف تغییراتی می یابند، مانند وند های زبان ترکی متغیر اند. 
 
5- nitah·kalaga
the mighty man
ən güclü kişi
kişi, ən güclü
 STRONG :  kalag, kalaga نیرو مند.  nitah  به معنی kişi مرد ( کلمه خاص سومری)
kal معنی « باارزش بودن»، دارد. در ترکی مفهوم " dəyərli olub qalmaq"  را میرساند. اینجا« ارجمندی از نظر قدرت سیاسی»، یا نیرومندی سیاسی، مد نظر است. 
kal با تعدادی از کلمات سومری مانند kala'a , kalag , kalaga ,kalak , kalam  رابطه دارد( جهت مطالعه معنی آنها رجوع شود به فرهنگ ePSD). برای یافتن « رابطه»ی کلمات سومری-ترکی، به این  واژه های ترکی مصطلح توجه شود: 
y
ab.ba , kərmə və daş qal-ağı ; qal-aq qurma 
daş qal-ağı :daş kəl-əyi 
 .
durub qal-an, şey və yer  
qal-an.maq, kəl-ələn.mək
kələlən-mək : qalan-maq= böyük və güclu olmaq
 اینجا بن qal یا kal یا kəl ( که هر سه  اشکال مختلف یک کلمه اند) هر چند، اکنون به مفهوم « روی هم چیدن و انباشتن شئ یا افزودن ارزش، نیرومند کردن قدر وقیمت» رایج است، غیر مستقیم معنی " نیرومند" را نیز میرساند، به صورت واژه مستقل به معنی « نیرومند» است. مانند: کلمه ی kəl که به « گاو میش نر» گفته می شود. و در اصل به مفهوم « نیرومند» است. در اصطلاح « kəl qabağında kəl kəsərlər» برای پیشوازِ از kəl" ،kəl گاو میش نر" قربانی میکنند، کل اولی، به معنی « آدم بزرگ مقام سیاسی، آدم قدرتمند دولتی»، آمده است.
این اصطلاح را قصابی از طایفه çon-qara-lu در اورمیه، هنگام دیدار « رضا شاه پهلوی» از این شهر، برای استقبال از او به کار برده بود که بعدها زبان زد مردم بود. طایفه çon-qara-lu در لهجه ترکی خود نون عُنه (ng ( ğ دارند مانند سومری ها یا ترکمن و قشقایی ها. بن واژه های مذکور به معنی « بزرگ، نیرومند، ارزشمند، افزونی، استحکام» معانی خود را حفظ کرده اند. 
kal [RARE] wr. kal "(to be) rare, valuable" Akk. aqāru
 
6-(lugal.Urim.a(k
the king of Ur
  Urim lugal.ı
Lugal, Urim.a
(a(k:   یا  ak  یا a برابر کسره مضاف الیه در فارسی.  آن  برابر da.kı در ترکی ست: Urim.da.ki، باشنده در شهر اوریم . پادشاه در اوریم، پادشاهِ اوریم.
Lugal, Urim.da.ki ( جمله، طرز احساس و تفکر و دید و بیان زبان سومری را نشان میدهد در مقایسه با زبان ترکی). همین "طرز بیان" را اکنون در ترکی هم استعمال میکنیم. همچنین میتوان نوشت
Lugal, Urim.a در ترکی.  یادشاه، به، یا برای اوریم .  با مضاف الیه:  Urim lugal.ı که ı در آخر عبارت،  برابر کسره ی مضاف الیه است.
 
7-lugal.Kiengi.Kiuri.k.e
the king of Sumer and Akkad
(Luqal, Ki.en.gi Ki.uri.a ( Sumer  Akkad.da
k کوتاه ki به معنی yer سر زمین، شهر , و e برابر صدای ə و a ترکی، در فارسی " به، برای" 
k.e یعنی ( ki.ə) :  یا  yer.ə  
 
8-e.ani
her temple
ocaq, onun
onun ocağ.ı 
ev .i.ni 
ev.ini
o öz evini 
e اوجاق، معبد،  کوتاه( e(v در ترکی
ani ، در ترکی( onun.ki ( anın.ki : onı ؛
در رابطه با ev (معبد):o özü-nü ; o özü-nı
ani ضمیر سوم شخص مفرد: مال او
ni و =öz هم قصه دارند:
پیش از ادامه موضوع، یک مثال: 
کلمه « طپانچه» در زمان سعدی و فرخی به معنی « سیلی» بود.( از طپانچه لعل کرده روی و ران. فرخی)، ولی حالا به معنی « هفت تیر» است. ظاهراً کلمه tapança( در ترکی) از « صدای tap» یا « şaq» که سیلی ایجاد میکند گرفته شده ایست. و معنی خود را از دست داده و مفهوم جدیدی یافته است. اما ریشه tap آن همچنان باقی ست. می توانیم بگوییم از صدای « سیلی» پدید آمده است. یعنی دو معنی را کنار میگذاریم و به tap سیلی میرسیم. در مورد کلمات ترکی و سومری هم ضرورتاً این متد عمل میشود. حالِ کنونی کلمات در صورت لزوم  کنار گذاشته میشود و به گذشته آنها دقیق میشویم. 
  
 aniسومری= onı ترکی. کتبی onu نوشته میشود. معنی، به مفهوم سومری onun مال او.
oni در ترکی به معنی « آن را یا او را» جدید است و به مفهوم سومری نیست. 
ni سومری = nı ترکی= özı یا özü ( هر چند که اکنون آن را برابر " را" در فارسی به کار می بریم. اما در ریشه معنی öz، خود، دارد). گرامر و معانی کنونی ترکی را لازم است در ریشه مورد توجه قرار داد؛ و تغییرات را ضرورتاً باید کنار زد، تا به ریشه رسید.
کلمه ترکی özı-nı یا کتبی özünü از دو کلمه «سومری و ترکی» درست شده است. آن واژه ای ست « مرکب» . قدیم و جدید یا سومری و ترکی. در قسمت های گذشته این نوشته آمده که بخشی از کلمات ترکی مرکب اند از دو قسمت « سومری و ترکی».
اینجا ni سومری ست با معنی "self"  و öz ترکی با معنی "self". هر دو به  معنی «خود». در واقع دو واژه هم معنی قدیم و جدید به هم وصل شده اند. و یک معنی دارند. « خود"self" ». این نوع کلمات در ترکی بسیار اند. قبلاً به تعدادی از آنها اشاره کرده ایم. این نکته نیز یکی از پیوندهای این دو زبان است. 
 
9-mu.na.(n.)du
he built
o bina qoy.du
(n.) وند سوم شخص مفرد او  : o در ترکی
:du
 tik.di , bina qoy .du
 dü.zəlt.dı 
در حالت مصدر ، "ساختن"
 
10-ki.bi.e mu.na.(n.)gi
he restored it to its proper place
o onu yer.i.nə qaytardı
 i.nə :bi.e 
yer: ki 
 i :bi ؛ از فعل i.mək استن و بودن ( ol, bu, o )
nə :e در ترکی. n اضافه شده . و e سومری به ə ترکی تغییر کرده
yer.i.nə  :ki.bi.e 
---فونتیک :
مسئله « صداها» در زبان سومری:
گفته میشود زبان سومری 8 حرف صدادار(مصوت) داشته است.
چهار کوتاه، چهار بلند (short and long):
a e i u مصوتهای کوتاه اند.
ولی در برگردان خط سومری، سنتاً وجود مصوتهای بلند را ندیده می گیرند .
حروف بی صدا عبارت اند از : b , d , g , (ng )ĝ , ḫ , k , l , m , n , p , r , s ,(sh )š , t , z .
همینطور وجود صدای h( ها) و y نیز مطرح است ولی در برگردان خط معمولاً منتقل نمی شود.
ḫ : خ ؛ š ش؛ ĝ : انُگ ng ( مثل صدای i-ng در انگلیسی). گاهاً نیز صدای n میدهد. 
(š (as in ship ؛ (ĝ (wie in si ng ( معروف به نون عُنه) ؛ (ḫ (wie in loch  یا خ در فارسی و ترکی آذربایجان.

خ را اغلب و برای راحتی h می نویسند. لازم است توجه کرد کلماتی که با h نوشته شده اند صدای خ ḫ مد نظر است و نباید با صدای «ها» اشتباه کرد. اما چون در ترکی، ها h  به صدای x خ نیز تبدیل میشود،
میتوان ḫ خ و h را در برخی کلمات که مطابقت با صدای حرف یا کلمه ترکی دارند، و این واژه ها نیز، در زبان سومری هم معنی اند، و شکل میخی برابر دارند، حروف مذکور را به جای همدیگر تلفظ کرد.
همینطور است در مورد دیگر حروف یا صداهایی که در برگردان کلاسیک منتقل نشده اند. مانند:g در gu به معنی پرنده. میتوان آنرا q و qu خواند و مخفف qu-ş پرنده در ترکی دانست.
در این موارد مانع آکادمیک وجود ندارد.  و کمبود صداها نیز این خوانش را تقویت میکند و به راز گشایی پیوند دو زبان ترکی و سومری یاری میرساند. 
یا در مورد h و ḫ خ مثلاً در[ šag hul [HAPPY، میتوان خول را هول نیز تلفظ کرد که به معنی « خوشحال» است. استعمال صدای«خ ḫ»  به جای صدای «ها h» در لهحه ها و زبانهای خانواده ترکی رایخ است: xəbər, habər.

šag hul [HAPPY] wr. šag4 hul2 "to be happy" Akk. hadû
در کلمه سومری HU-LA-NAیعنی: "در خوشحالی"، مانند کلمه ترکی həl-lənə، خوشحال شود( توضیح بیشتر در پایین)،  خ میتواند h ها نیز تلفظ شود. 
 
سنتاً( به روش کلاسیک) 4 حرف صدا دار، و 15 حرف بی صدا در برگردان سومری به خط لاتین رعایت میشود.
چهار مصوت بلند و h (ها) و y (ی) را خواننده ترکی زبان خودش میتواند هنگام خواندن کلمات در نظر داشته باشد. 
الفبای کنونی (لاتین) برای زبان سومری حدا اقل تعدادی صدا کم دارد. همینطور است ماجرای صدای q (ق)، که عملاً آنرا در g ادغام میکنند. یا o را در u . و غیره.
اما در کنار اینها، فرهنگ استاندارد ePSD حروف y , w را برای نشان دادن صدای تعدادی از واژه ها قید کرده است. 
صدایz را برابر z در انگلیسی یا ترکی در نظر می گیرند. به نظر برخی پژوهشگران در واقع صدایی بوده بین ts مانند صدای z در آلمانی. ولی عملاً ز یا س تلفظ میکنند. از نظر من، ترکی زبانان می توانند آنرا نسبت به کلماتی که هست ز یا س تلفظ کنند: مانند ze سومری به معنی «تو»، که در ترکی( نسبت به صداهای زبان ترکی) میتوان آنرا se یا sə یا ze و zə تلفظ کرد:کشتزار sen, sən, zəmı تو
za-e (older zé) , zu : you 
با توجه به دیگر ضمایر میتوان گفت ze سومری به نوعی مخفف همان sen یا sən یا san ( تو) ترکی ست.
تا جایی که دیده ام علت مشکل « کمبود صدا ها یا تُن ها» آن است که ظاهراً « اسناد کافی» برای اثبات وجود این «صداهای از قلم افتاده» در دسترس نیست؛ و همینطور، «جامعه علمی زبانهای باستانی»، به نتیجه مشترکی در این موارد نرسیده است. 
---
منبع: 
1-
ETCSL : Sumerian language
2-
ePSD
 
***
ضمایر شخصی مفرد سومری:
1Sp me, ĝá-e (older ĝe26) I 
2p za-e (older zé) you 
3p e-ne (older a-ne) he, she 
ترکی:
mən من
sən تو
(o , (ol , an او

--ضمایر مفرد و جمع شخصی سومری،به عبارت دیگر:تلفظ nu ) ĝu ) 
(1st sg. ĝu10(MU
2nd sg. -zu
3rd sg. person (-a)-ni
3rd sg. non-person -bi

1st pl. -me
2nd pl. -zu-ne-ne
3rd pl. (-a)-ne-ne 

ضمایر شخصی جمع ترکی
biz ما
siz شما 
olar) onlar ) ایشان 

منبع:
SumerianGrammar HD
DIETZ OTTO EDZARD 
p.30
INTRODUCTION TO SUMERIAN GRAMMAR 
p.31
en.wikibooks.org/wiki/Sumerian/Grammar

---
i-mək و i-men

فعل i-mək تنها فعل بیقاعده در ترکی آذربایجان ست.که به عنوان فعل کمکی و فعل اسمی، عرصه استعمال وسیعی دارد. آن به صورت مستقل فاقد معنی ست .حالت مصدری اش (i-mək )نیز در کلام کاربرد ندارد. در«زمان حال» تنها به صورت«وند یا پیوند» به آخر کلمات افزوده شده بیانگر زمان حال میشود. 

صرف فعل « i» یا i-mək « استن و بودن» در سومری و ترکی:

سومری:

i.men I am 1st sg
i.men you(sg) are 2nd sg
i.me.am he/she/it is 3rd sg
i.menden we are 1st pl
i.menzen you(pl) are 2nd pl
i.meš they are 3rd pl

ترکی: 

i.əm I am 1st sg
i.sən you(sg) are 2nd sg
i.dir he/she/it is 3rd sg
i.yik we are 1st pl
i.siniz you(pl) are 2nd pl
i.dirlər they are 3rd pl
---
i.meš they are 3rd pl سومری

را در حالت ماضی نقلی،به همان شکل سومری استعمال میکنیم:
onlar i-miş آنها بودند. زمان متفاوت است.
---
جملات:
1
Eridug.a e gu.a bi.n.du*
At Eridug, he built the house by the riverbank
O Eridug.da, ev.i, gu.ru.da bi.na.qoy.du 
O Eridug.da, çay qırağın.da ev tikdi 
gu سومری کنار آب، ساحل
guاینجا،برابر qıraq , çay qırağı, guru yer , qu.ru
n. اشاره دارد به سوم شخص مفرد (او)
bi. وندی ست که نشان میدهد «عملکرد» انجام یافته. اینجا برابر ol ترکی.  و همین طور به جای ضمیر اشاره  این و آن نیز میاید.
du ساختن
*
2
Enlil.e ud.e gu ba.n.de*
.Enlil spoke to the storm
Enlil ud-a gu lu.n.dı

Enlil ud.a de.di
انلیل آذرخش را گفت.
gu...de در سومریsəs verib danışmaq 
gu یا qu (تلفظ کنونی gu یا qu)
qu, qu.laq صدا، ابزار صدا : میتوان نوشت:qu-de-di یعنی səs-lən-di, danışdı .یا   (gu lu.n.dı(u  . در ترکی قدیم کلمه:
  - “xəbər, məlumat” ( خبر و اطلاح دادن، صحبت کردن. و در ریشه سخن گفتن) . kü= gu=qu
منبع کتاب قبلی.ص. 50 ( ترکی قدیم...). نام کامل منبع در پایین.
جمله: qu, desən, qulaq tu-tu-lar( گو، بگویی( ضعیف ترین صدایی دربیاوری، اشاره به سکوت مطلق) گوش آسیب می بیند. gu =qu صدا دادن، سخن گفتن
در ترکی قدیم g و q را معمولاً k تلفظ میکردند. kü همان gu در سومری و (qu(-laq  و هم خانواده با (gü(-lmək است. ( gü اینجا با حالت خاصی səslənmək). تولید صدا با حالت خاص .
بُن gu در زمانها و حالتهای مختلف به شکل gu, gü, kü, qu,qü, go ظاهر شده و مفاهیم مختلف یا مشترکی را نشانه بوده است. ولی همه یک بن و کلمه اند.
 gü-lmək,  gu-l-mək , gu-de-mək : səs-ver-mək و... همه از یک دسته  و خانواده اند. اینها ریشه gu ی سومری را  در ارتباط با ترکی قدیم و جدید نشان میدهند.
gu-l-mək مورد استعمال ندارد به جای آن « qu demək» به کار می بریم.

ol =  ba ,bi : از olmaq؛ انجام گرفتن. یعنی: bir şey, ya əməl, öz yerini alıb ، تحقق این یا آن عمل و شئ. اینجا صحبت تحقق یافته. 
bi- : به معنی این، bu   

"its, their, this, that, those" 
FOXVOG

n. اشاره به فاعل سوم شخص مفرد
e. در Enlil.e «علامت مسندی یا حالت خبری»در رابطه با فاعل. بر«حالت فاعلیت» انلیل تأکید دارد.
توضیح بیشتر در پایین.
ud سومری، خورشید، روز، اینجا آذرخش، ildırım, şümşək , şiməşək
این کلمه نیز با od ترکی ، آتش، رابطه و پیوند دارد. آذرخش از زاویه ای « آتش» است و در طبیعت نیز ایجاد آتش سوزی میکند. اینجا ud سومری در رابطه با  od ترکی، در ریشه، به واقع یک کلمه اند. 
*منبع:
Sumerisch / Grammatik Wikibooks
https://en.wikibooks.org/wiki/Sumerian/Grammar
3
lugal-e bad i-n-sig *
.Der König (lugal) riss (i-n-sig) die Mauer (bad) nieder ( آلمانی)
lugal bənd-i(-n) sıxdı 
lugal bənd-(i) yıxdı 
لوگال دیوار را خراب کرد.
i-n-sig :در سومری: خراب کردن. sig کلمه ای ست نزدیک و تقریباً هم مفهوم با sıxmaq یا yıxmaq
bəndi sıxmaq برابرِ خراب کردن دیوار .که اکنون yıxdı گفته میشود. 
bənd :bəd : bad سد، دیوار . bənd را bə-rə نیز گوییم به معنی سد: su gəldi bərə basdı

n- اشاره به سوم شخص مفرد lugal
i- صدایی ست که به خاطر وجود حروف بی صدای قبل و بعد از خودش پدید آمده. اصطلاحاً 
/ prothetischer Vokal /ì گفته میشود. 
e- در lugal ،وند فاعلی ست. بیانگر حالت« ergative »در جمله .کاراکتر فاعلیت لوگال را برجسته میکند.
.e ergative denotes the agent-
در جاهای دیگر «نزد، نزدیکی» را نشان میدهد:
.e directive denotes nearness-

 
در گروهی از کلمات سومری s موجود، در ترکی به y تبدیل شده است. مانند: 
sug [EMPTY] wr. sug4 "(to be) empty; (to be) naked; to cut clear, strip" Akk. erû; urrû; riāqu
[sug [EMPTY به معنی « خالی» همان است که در ترکی « yoq, yok , yox » گوییم. به معنی « نیست، خالی، چیزی وجود ندارد، یا yoxdu». 
در کلمه sug با تبدیل s به y کلمه yug که در واقع yoq یا yok باشد حاصل میشود. مثال دیگر همین واژه خودمان sig در جمله بالاست. با تبدیل s به y کلمه yig که yıq یا yık( خراب کردن) باشد به وجود میاید. 
چه sig مربوط به sıq باشد و یا مربوط به yıq ، در هرحال نشان میدهد این واژه سومری sig با زبان ترکی در واژۀ  yıq و sıq ارتباط دارد. و همانطور که در سومری به معنی خراب کردن است در ترکی نیز به همین معنی ست.
در لغات زیر نیز همان حادثه رخداده است. تبدیل s سومری به y ترکی:
sa [HALF] wr. sa9 "half; middle, center; to reach the middle" Akk. mišlu 
 sa: نصف 
sa : ya: ya-r , yarı
sur [HALF] wr. sur; sur3 "half" Akk. šinnû; mišlu 
sur:نصف
sur, yur, yar , yarı
 
همینطور اینجا مشاهده می کنیم g سومری  در ترکی به q,k, x, تبدیل شده است. البته در گروهی از کلمات.
در گروه هایی از کلمات سومری، تغییرات آوایی گوناگونی رخداده، که میکوشیم در قسمت های بعدی نوشته به آنها نیز بپردازیم.
*منبع:
ePSD
SUMERISCH : Ernst Kausen 
---
 
شاقگه  گورونا ، آنتا  قابگه ( بگذار به هر کجا که دوست دارم بروم)
 4
* جمله:
šag4-ge guru7-ĝa2 an-ta ga-ab-gi4
.Qəlbim istədiyi yerə getməliyəm
.Qəlbim istədiyi yerə getməyimə icazə verin
Let me go down to wherever my heart desires
شاقگه گورونا ، آنتا قابگه ( بگذار به جایی که دوست دارم بروم)
 
gi [JUDGMENT] wr. gi; gi16 "judgment" Akk. šipţu 
ePSD
ge- برابر gi : حکم کن( بگذار).  با منظور « بیا، برو gəl, get» نیز استعمال شده توضیح در زیر.
könül qoy: šag4-ge
gi4: محوطه را گشت زدن و برگشتن ( حرکت مایل)
gi4 : qıy vurmaq,  qıylanmaq
KIYIK - çəp, əyri, qıyıq 
ge که برابر آن qoy بگذار، است، میتواند شکل مخفف و تغییر یافته ی q(g)oy باشد. با تبدیل q به g که قانمند است، و افتادن o ( که در طی زمان اضافه شده)، داریم  (g-e(=y
در عین حال کوتاه ge.t یا gə.l که به معنی « حکم و امر» به انجام «حرکت و عمل» است. غیر مستقیماً معنی « برو، بیا» را نیز شامل میشود: 
šag4-ge : könül qoy, könül gəl , ürək ge.t.sin 
امر و حکم به دل است. با منظور بیا و برو. از سوی دیگر « gen» سومری هم به معنی امر به « بیا و برو» ، رفتنن و آمدن است. در زیر باز به این مورد اشاره داریم.

guru7
معنی اول: روشن و درخشان ( به این معنی املاء و تلفظ کلمه اصولاً görü باید باشد. به خاطر عدم مصوتهای بلند در الفبای برگردان ، منتقل نشده است)

guru7= to shine, be bright : در ترکی görüntülü: işıqda görünən : parlaq : görüşən
معنی دوم ( در جمله معنی دوم مطرح است)
guru7 جای پایین : goru ( اکنون جای پایین را گورgor گوییم، ولی در اصل به معنی جای پایین است).  در معنای دوم نیز املاء اصولاً goru صحیح است.

cul-la : gul-la
cul-la-ya- atdı

göl در ترکی جای -کم و زیاد- بزرگی ست که پر از آب باشد. برکه. اگر فاقد آب باشد و کوچک، به آن « çuxur» گفته میشود.
چوخور خیلی-خیلی کوچک ( اندازه کف دست) را çuxur-cuq و برای بادام badam çuxur-cuğu یا به اصطلاح برخی مناطق 
« cul-la» یا با توجه به لهجه آدمها و طوایف، gu-l-la گویند.
در برخی لهجه های آذربایجان غربی آنرا « cu-l-la» میگویند. اینجا cu, gö, gü یک بن اند. و همینطور çu.  در çu.xur .
لغت gur سومری در gu.ru ، بن gu دارد و اشاره به زمین گود. این بن همان است که در بالا به اشکال مختلف آن اشاره شد و به شکل « cu» در cu-l-la هم داریم. 
cul-la-ya- atdı، نام یک بازی ست که کودکان با بادام انجام میدهند. زمین را به بزرگی « کف دست» و به ارتفاع نصف یک لیوان معمولی، گود میکنند، و به فاصله یک و نیم یا دو متر،  بادام ها را به داخل « گودی culla» میاندازند. 
تعداد بادامها در داخل گودی،  مفرد باشد، کسی که سر culla ایستاده آنها را بر میدارد، اگر جمع باشد، برابر آنها را میدهد. یک بازی برد-باخت ، با بادام است. 
مهم اینجا  نام و کلمه ی « culla » ست که به گودی کوچک یا çuxur داده اند. بن این نام و دیگر واژه های مذکور در اینجا، در واقع همان بنی ست که در سومری نیز وجود دارد: gu در gu-ru، که اشاره به « جای گودی در پایین سطح زمین» دارد. 
معنی لغوی culla هم göllə است. یعنی çuxuru doldur گودی را پر کن. معنی کلمه göl نیز مانند آن است، یعنی گودی پرشده. اینجا آب. در culla پر شده با بادام.
 بن هایgö, cu, gu, gü, çu, go همه با بن gu سومری در واژه guru هم معنی و مفهوم اند و در تلفظ و املاء ، کلاً و نه جزاً ، یکی هستند. یعنی اشاره زبان سومری به گودی زمین، همان اشاره ای ست که در ترکی نیز انجام میدهیم و با همان بن واژه و معنی و مفهوم و تلفظ کلی. 
 
 
šag4-ge guru7-ĝa2 an-ta ga-ab-gi4
.Qəlbim istədiyi yerə getməliyəm
.Qəlbim istədiyi yerə getməyimə icazə verin
Let me go down to wherever my heart desires
بگذار به جایی که قلبم اجازه میدهد بروم.
.Könül qoy aşağı- yuxarı-da, önümdəki yeri, qıylanım

ga-ab-gi4 : qabağı qıylanmaq مقابل را گشتی زنم
.(šà(-ge)...guru7: all that one wants ('heart, stomach' ( + 'to the') + 'a large silo
همه ی چیز هایی که آدم میخواهد( دل میخواهد)؛ قلب، معده + به طرف جایگاه بزرگ. 
.anta [UPPER] wr. an-ta "upper" بالا
.(gaba-gi4: opponent; opposition ('rival' + 'to besiege مقابل
rival: در ترکی suçu آبیار، آبرسان

to besiege: محاصره و احاطه کردن، فراگرفتن. 
.(gi(4): to surround, besiege; to lock up (circle + to descend into 
املاء و تلفظ  این کلمه هم با توجه به زبان سومری و ترکی قدیم و جدید میتواندqı باشد. çəp, əyri, qıyıq ( حرکت یا حس مایل) . منظور، گشت زنی.
gi [TURN] wr. gi4; gi "to turn, return; to go around; to change status; to return (with claims in a legal case); to go back (on an agreement)" Akk. lamû; târu

gi4 : qıy vurmaq,  qıylanmaq

( عملاً یا با نگاه و چشم دل، حرکتی مایل یا کمانی داشتن).(gi (qı به عنوان بُن واژه اکنون استعمال فراوان دارد و بن کلمات زیادی را تشکیل میدهد. qı-lınc , qı-y-maq , qı-vır-maq, qı-v-rım و مانند اینها. qı به معنی 1-حرکتی کمانی ، 2- شئ که خمیدگی کمانی داشته باشد. در جایی " چرخ زدن".  3- احساسی مایل. این بن واژه با بن واژه ی سومری gi مطابق است. 
KIYIK - çəp, əyri, qıyıq 
ترکی قدیم. منبع قبلی. قسمت لغت نامه. 
با توجه به اینکه ga-ab-gi4 از سه سمبل ( شیر+ دریا+ گشت مایل) درست شده، منظور گوینده آن است که، ana sütü sevimli, dəniz genişli yerləri(hər yeri), qıyıq kəzim 
دوست داشتنی (چون شیر، احتمالاً شیر مادر)، بیکرانه دریا ( همه جا)، چرخی زنم. 
توضیح بیشتر در پایین.
 بیان نگاه حسی:
برای اینکه به « نگاه حسی سومری، و بیان روحی آن، توسط کلمات، نزدیک شویم» لازم است از ترجمه انگلیسی و معادلهای آن فاصله بگیریم. یعنی آنها را کنار بگذاریم. اگر این « تز»، که زبان ترکی با زبان سومری «پیوند دارد»، و میتواند از «طریق خودش» به چگونگی « ایده و حس و بیان کلمات» و جملات سومری نزدیک شود، و « درک حداقلی و نسبی»، و در حد معین « درستی» از آنها بدهد، لازم است، این متد در عمل، مشکل گشایی خود را نشان دهد.
آیا متد نامبرده میتواند در گشودن راز جمله پایین ما را یاری کند؟
šag4-ge guru7-ĝa2 an-ta ga-ab-gi4
این جمله سومری را با کلمات ترکی، که در « معنی و تلفظ»، با آن نزدیک یا یکی هستند، میتوان بمانند جمله پایین نوشت. هر چند که « صدا و کلمات کنونی» معنی امروزی دارند، اما می توانند یاری کنند به معنی قدیم سومری نزدیک شویم: 
 .şaq qoy, goru-na( aşağı), an ta(n)(yuxarı), qabağı gıylanım
 könül) şaq, qoy, aşağı-yuxarı-da, qaba-ğı gıylanım)
این جمله را داشته باشیم ، که بعداً به آن بر می گردیم.
šag4 سومری، یعنی قلب. منظور، هم قلب، عضوی از بدن ürək، هم قلب به معنی دل یا در ترکی könül و göyül ، دنیای روحی درون انسان. به اصطلاح « قلب و دل روحی» . در سومری اسامی مرکب زیادی با šag4 وجود دارد که مانند نظایر آن در ترکی به « دل درونی انسان» مربوط میشوند. رجوع به فرهنگ ePSD.
در جمله سومری بالا šag4 به دل روحی اشاره دارد. 

در ترکی واژه « şaq یا şəx » داریم که در فارسی هم به عنوان « شق» ، به معنی « راست»، مخالف با کج یا شکسته استعمال میشود. آدم شق و رق؛ اتو کشیده.
یا در ترکی şəx dur, şəx get, şəx ol , و غیره داریم که به همان معنی « راست» بودنِ « فرم» و «محتوای ، درونِ»، چیز یا شخص است. 
!Şəx ol, sınma یعنی چه؟ یعنی دل قوی دار. şəx یا şəq یا şaqq "راست" اینجا به معنی « راست بودن درون، قلب، دل روحی» ست. šag4 سومری به معنی « قلب و دل» ، مفهوم « وسط، کمر، میانه» را نیز میرساند. قلب در درون انسان نقطه مرکزی حیات محسوب میشود. şaq یا şaqq یا şəx ترکی به همین معانی نیز استعمال میشود: havanın şaqqı sindi یعنی « قلب و دل و کمر هوای سرد» شکست. منظور « سردی هوای یخبندان شکست». کاهش یافت. « راست ایستادگی هوا شکست». دل و مقاومت هوا شکست.

šag4-ge ی سومری را میتوان با منظور «دل روحی» با این عبارت ترکی گفت:könül qoy
könül qoy دل اجازه بده، یا könül gəl دل بیا، مفهوم بن های( gə(ge و qo ، نه تنها اکنون در ترکی میتوانند "هم مفهوم و منظور" باشند، بل حتی در سومری نیز بن ge ( اجازه بده، بگذار، امر کن)، ge  بیا،
 برو gen-ni "هم معنی و منظور" اند:

! (VII§10 gen-ba-ši atlakšum go(gen) away(ba) to him(n-ši
p.16 ; 8  Peter J. Huber  صفحه .
از سوی دیگر با تبدیل n به l ، واژه gəl یا gel بیا، حاصل میشود. که این تبدیل هم قانمند است: alın پیشانی ann پیشانی( نشان دهنده ی تغییر n و l به همدیگر).
کلمات gəl و get همچنان که در سومری هست، اکنون هم "مترادف همدیگر " استعمال میشوند: gəl ba ; get ; gəl bir ; get ba
get برو، یعنی چه؟ یعنی اینکه « فاصله ایجاد کن، دور شو، فاصله وسیع بین ما باشد». در سومری از بن ge , gen استفاده میشد.
اکنون بعد از چند هزار سال این بن ge یا gen را نه تنها در کلمات و افعال یاد شده داریم بل، آن به صورت دست نخورده نیز در زبان ترکی یا ترکی آذربایجان باقی ست:
gen ترکی،  گستردگی فاصله، گشاد، دور، وسیع، gen-dən gen-ə دورا-دور،  ( فرهنگ بهزادی). در واقع gen سومری، دور شو، gen ترکی، دور،
( فاصله دو طرف از هم،  a و b) در ریشه مفهوم یگانه ای دارند. هر چند که ما اکنون آنرا به معنی سومری به کار نمی بریم. 
ba در !get ba : همان ba در سومری ست که داریم :  ! gen-ba  go away
ba separative marker “away”
ba ترکی برابر uzaq دور! uzaq ol !: get
با توجه به معنی و مفهوم و املاء و آوای کلمات مذکور، ge یا gi سومری میتوانند بن ge در فعل get برو، نیز باشند. همانطور که برای مثال، اکنون در لهجه ترکی همدان داریم:
gi و ge رفتن ( امر، حکم به رفتن یا آمدن): در لهجه ی ترکی همدان  برابر هم آمده اند و یک بُن  و ریشه هستند. توضیح در زیر.
p.8,15,16,Peter J. Huber ; “On the Old Babylonian Understanding of Sumerian Grammar”
 
**
 
گوشه از چگونگی تغییرات آواها؛ لهجه ترکی همدان BAHAR:
لغات لهجه با خط بزرگ:
ses hadiseleri
 
ras gessi < rast gelsin   
gissi < gitsin
ossun < olsun 
ttim <   getdim
 
gi و ge در لهجه ی ترکی همدان  برابر هم آمده اند و یک بُن  و ریشه هستند. 
---
 dd < dl
 addarı< adları         daddı< [dadlı], tatlı 
---
ll < ld
ille < ilde       allattı< aldattı
---
 nn < nd
içinne < içinde     adınna < adında
 
 .اینجا تکرار آواها و تغییر آنها نیز قابل توجه است. اینگونه تکرار ها در سومری نیز موجود ا ست
:منبع---
ص. بندهای 35، 36،37
Gülcihan PEHLİVAN
HEMEDAN BÖLGESİ (İRAN) BAHAR AĞZI ÜZERİNE
 
* در زبان سومری با تأکید روی "تقریباً" و حدوداً،  همه کلمات و وند ها، همه اجزای گرامری، با در نظر گرفتن تغییرات قانمند، منهای بخش کوچکی از زبان سومری که شامل« لهجه و کلماتی مختص خود آن» است، باقی عمدتاً با زبان ترکی « پیوند و یگانگی و نزدیکی» دارند. از این رو میتوان گفت ، زبان سومری و ترکی از یک خانواده اند. حتی رابطه مادر و فرزندی نیز میتوان برای آنها در نظر گرفت. ولی همه اینها « با احتیاط علمی و عدم مطلقیت و دگم سازی» میتواند تا حدودی « رابطه دو زبان» را روشن کند. میتوان گفت این دو زبان با هم خویشاوندی نزدیک دارند. من چیزی متضاد با این اصل مشاهده نمی کنم. کسانی که تضاد را می بینند، می توانند با متد علمی نشان دهند.
« مشکل برگرداندن خط ، کمبود حروف صدادار، معانی و تفاسیر مختلف و مانند اینها» چیزی نیست که اصل را نقض کند. «زبان در کلیت خود» اصلی را نقض یا اثبات میکند و نه در جزئیات.
اصطلاح  guru7-ĝa2 an-ta بالا-پایین، با فعل gi4 در ga-ab-gi4 ، همان است که اکنون نیز میگوییم مثلا« بالا-پایین» کوه را چرخ زدم ( gi, qı,  qıyıq) . به معنی و منظور « همه جای کوه».
این فعل gi4 یا اکنون qı در زبانهای غیر ترکی( مثلاً فارسی، انگلیسی، آلمانی) در رابطه با حرکت و پدیده ی مذکور یافت نمی شود. و مختص این دو زبان خویشاوند است. 

در کل زبانها نسبت هم دو عنصر دارند « دوری و نزدیکی». عنصر دوری نباید عنصر نزدیکی را نقض کند. اینکه گفته میشود زبان سومری یک زبان « تنها و ایزوله» است، به خاطر تأکید و عمده کردن عنصر « دوری» ست که عملاً عنصر نزدیکی را نقض میکند و « یک اصل سیاسی» ست به خاطر « جلو گیری از برداشت ناسیونالیستی». «وجود عنصر خویشی نزدیک» چیزی علمی ست، اینکه از آن سوء استفاده شود یا نشود، مربوط به علم زبانشناسی نمی شود. به سیاست ربط دارد. که حقوقی نقض میشود یا نمی شود. بدیهی ست که هیچ جا نباید حقوق دیگری نقض شود. و مشکل پیش آید. در عین حال، سوء استفاده از یک اصل علمی نیز زیانمند است. و غیر مجاز.
« باید نه علم مورد سوء استفاده قرار گیرد و نه حقوق کسی و چیزی ضایع شود». راه و برخورد درست چنین است. کار این پژوهش بر این اصل قرار دارد.
و بدون توجه به سیاست میکوشد « فنومن و ارتباطات» را با حفظ احتیاط و حرمت علمی، کند و کاو کند.

کاری که ما در رابطه با مقایسه دو زبان ( وندها، افعال و دیگر کلمات، معنی و جملات و...) انجام میدهیم متأسفانه کمتر یا حتی نایاب صورت گرفته و در این خصوص منابع تقریباً صفر است.
جا دارد پژوهشگران این زمینه را عمیقاً دنبال کنند و گره « پیوند» دو زبان را به خوبی برای علم زبان شناسی بگشاید. بدون توجه به سیاست این و آن. 

برگردیم به موضع قلب و جمله اصلی:
  ürəyi boşalmayan  şaq könül : دلی که مستحکم است، قوی دل، دل برومند. دلی که  «محکم و راست ایستاده» و ضعیف نیست.
ge منظور کوتاهِ könül qoy یا qoy است ( قلب اجازه بده)
gabağı gəzmək, qıylanmaq: gaba-gi4 
 
šag4-ge
 اصطلاحات روزمره: şəx get , şax gəz, şəx dolan ،  یا şaq baxmaq یا dim-dik baxmaq امروزه استعمال می شود. 
 šag4 سومری را در ترکی به معنی قلب، عضوی از بدن، استعمال نمی کنیم ولی معنی « قوت قلب و راستی قامت» را با کلمه şəx که شکل تغییر یافته šag4 است، میرسانیم. 
واژه  šag4 در نزد سومری ها به احتمال قریب به یقین از صدای قلب گرفته شده است. آنها صدای قلب را "شاق-قا -شاق" احساس میکردند. در ترکی  صدای زدن انگشت به دیوار tıp, مشت به دیوار یا افتادن با پا به روی زمین tap و صدای جهش آذرخش şaq ،  بهترین و عالی ترین نوع این سری صداها، حس و  قلمداد شده است. وقتی قلب  şaq-şaq یا şaq-qa-şaq کارکند یعنی صحیح و سالم است، یا « درست و راست». اینجا نیز مفهوم şəx یا şaq و  šag4( که در واقع یک کلمه اند)  به هم نزدیک میشوند. هر چند به پدیده های مختلف اشاره دارند.
حالا وقتی میخواهیم بگوییم "قلب تو خوب کار میکند"، ترجیح میدهیم به جای صدای tap-pa-tap ، بگوییم « قلب تو şaq-qa-şaq » چالیر. میزند. و لبخند برلبان طرف مقابل نشانده و خیالش را راخت میکنیم. 
şaq را در بیان صدا، و şəx را به معنی« راست و شق و رق» به کار می بریم. اما آنها در ریشه هم معنی هستند. و در سومری همان šag4 است. ولی در سومری این کلمه معنی قلب دارد. 

guru7 سومری را به شکل gor یا goru داریم. معنی « جایگاه پایین» را دارد. اما مفهوم امروزی معنی« گور» یا قبر میدهد. که باز به معنی جایگاه پایین است. در سومری معنی اولیه آن که همان « جایگاه پایین یا در ترکی aşağı yer باشد ، حفظ شده است. در اصطلاح gora get به گور برو ، یا goru çatlasın قبراش بترکد ، کلمه gor حفظ شده است. همانطور که گفتیم در زبان سومری به معنی « جایگاه پایین یا در ترکی aşağı yer استعمال شده است. 

guru7-ĝa2 سومری ، تلفظ  goru-na . یعنی به سوی پایین. و an-ta اینجا،  در بالا، معنی میدهد.
برابر an-ta اکنون چنین است: uca-da

 
ta- سومری بیان زمان و مکان : از (جایی)، در (جایی): An-ta نزد (خدای آسمان). an-ta در آسمان.  تا آسمان an-še و an-na در آسمان.( حالتِ« در» Lokativ
 še- تا . وقتی به طرف به سوی مطرح است  وند la- به کار می برند.
 
در ترکی قدیم ta برابر da -کنونی(جا، وند مکان or-da و dan-  (زمان)، on-dan :an-ta ). 
ترکی قدیم:
bunta (KT.k. 10) “burada”( مکان)
anta (KT. k.2) “orada” ( مکان) منبع قبلی ص56
anta kisrä: Ondan sonra ( بعد از آن ( زمان).
منبع قبلی.ص 222 (بند6)
 
برخی عبارات سومری:
 An-da An´da/Anu´da نزد آن ، خدای آسمان
dumu*-ama-da giz ana´da کودک نزد مادر است
an-ta an´da/yokar´da در بالا
ki-ta ashak´da در زمین ، در پایین
?me-e-ta? nire´de/nere´de در کجا.
منبع: ب کری. سومریان...ص 139
 
o-na dək تا آن . در سومری برای " آن (it)  و  چه؟ (what) ، داریم : a-na . اینجا a همان o ضمیر اشاره ترکی ست، و na را نیز nə چه ، به کار می بریم. برای توضیح بیشترتوجه را به جملات زیر جلب میکنم:
a-na (that) which
?a-na-aš/šè(-àm) (it is) for what? = why
?a-na-àm it is what? = why
?a-na-gin7(-nam) (it is) like what? = how
?me-a in where? = where
منبع: p.36 DANIEL A FOXVOG
INTRODUCTION TO SUMERIAN GRAMMAR
در این عبارات سومری، a و na مطابق o و nə در ترکی ست. و میتواند ریشه آنها هم باشد.  وند bi - با اشاره به چیزهای بیجان برابر that , its  استعمال میشود.
 همه ی تغییرات نیز قانمند و مجاز و طبیعی ست. 
 
gi4 قبلاً گفته ایم  qıy-lanmaq یا اطراف را گشت زدن و بر گشتن معنی میدهد. جایی را چرخ زدن( حرکت کمانی یا احساس مایل).اکنون اغلب در مورد پرندگان استعمال میکنیم. مجازی در مورد انسان یا دل هم میشود به کار برد. 
KIYIK - çəp, əyri, qıyıq 
 
ga-ba-gi4 را به معنی « مقابل» آورده اند که اکنون در ترکی هم qaba-ğı مقابل اش یا مقابل معنی میدهد. مانند göz qabağı مقابل چشم. ön روبرو. üz-bə-üz. مقابل،
 
-ga
milk
 ------
ab-
         sea
    ------                                                                            
  gi4-
 to go around
 
(ga-ba-gi4=(milk+ sea+ around 
چرخ زدن(گردش مایل)+ اطراف وسیع( مثل دریا، همه جا) + دوست داشتنی ( مثل شیر) 
ana sütü sevimli, dəniz genişli yerləri(hər yeri), qıyıq kəzim
گردش در هرجایی که دل میخواهد
اینجا منظور گشت زدن« یا چرخ زدن در محوطه ی مقابل یا روبرو»ست. üz-bə-üzü qıylanmaq, əyri gəzmək
 
gi4, ge4: to return, come back; to send (back) (with -ši-); to reject, dislike; to restore; to answer (person to whom answer is given resumed by dative prefix, and with -ni-) (circular motion + to go out, send) [GI4 archaic frequency: 37; concatenation of 3 sign variants].
John A. Halloran
 
 Annap, An خدا ( ترکی دوران اشکانی)، an آسمان، (gög , göy)
منبع: سومریان...: نویسنده: ب. کری. بخش لغت نامه .
.könül qoy, [aşağı-yuxarını, qabağı= hər yeri] gəzim
an-ta=an-da در بالا ، هر دو کلمه ترکی قدیم
 بگذار  به جایی بروم، که دلم میخواهد.  به هر کجا که دلم میخواهد و دوست دارم بروم.

اینجا šag4-ge » könül qoy دل اجازه بده» ، guru7-ĝa2 و an-ta« پایین و بالا aşağı-yuxarı» ، منظور « هرجا hər yer» ،
« هرجا را که دل دوست دارد و اجازه میدهد»، önü əyri gəzim ) ga-ab-gi4) مقابل را (مایل)گشتی زنم. چرخی در محوطه مقابل زنم. ( محوطه ایکه بالا-پایین را شامل است). یعنی منظور همه و هرجا؛ « هرجا را که دل میخواهد». در متن اصلی (Lugalbanda and the Anzud-bird) منظورِ شخصیت داستان Lugalbanda همین است که به پرنده Anzud میگوید: بگذار به هر کجا که دلم میخواهد و دوست دارم بروم».

 
eš [COLD] wr. 13 "(to be) cold" Akk. kuşşû سردی زمستان ( qış)
buru [HARVEST] wr. buru14; gur7; gur16 "harvest, summer" Akk. ebûru خشکی تابستان( quru -luq, quru)
 ud [SUN] wr. ud "day; heat; a fever; summer; sun" Akk. immu; ummedu; umšu; šamšu; ūmu خورشید و... ( od) 
اینها همه کلمات مشترک و هم معنی با کلمات ترکی اند.
 šag4-ge guru7-ĝa2 an-ta ga-ab-gi4
بگذار هرکجا که دلم میخواهد بروم.
---
دلم بگذار  در پایین و بالا، [ همه ی جاهایی را که دوست دارم] گشتی زنم. ( منظور انجام یک حرکت مایل ، یعنی گشت زدن و برگشتن، است. چرخ زدن). 
معنی تحت الفظی: دل بگذار بالا-پایین روبرو را، چرخ بزنم. 
    .(Könül qoy, önümdə aşağı-yuxarını, (bir) gəzim (qıylanım 
معنی منظوری:
.Qəlbim istədiyi yerə getməliyəm
 
.Qəlbim istədiyi yerə getməyimə icazə verin
Let me go down to wherever my heart desires
بگذار هر کجا که قلبم اجازه میدهد بروم.
***
 
شاق کی آنزو-و،  اود خه اِم سو ری (  عشقمان پایدار باد)
 
برخی کلمات و عبارات:

---** دلباختگی sevgi
love
šag4 ki aĝ2-zu-u3 ud he2 -em-su3-re6-e
Sevginiz davamlı olsun
May your love be lasting
--
za.e ki-AĜ2-gu10
"you are my beloved"
Sən mənim sevgilimsən"
تو عشق منی
زای  کیانگو
.It would be pronounced, ze ki angu, where ang is as in English bong or dong
منبع:
Sumerian Lexicon
John A. Halloran
http://www.sumerian.org/
59...Sumerian Questions
*

lu
lu; -lı; -li- در آخر اسامی ترکی که به عنوان وند میایند برابر همان lu در سومری ست. به معنی شخص یا آدم. ( مرد یا زن).

(lü (əjdaha ترکی قدیم. منبع قبلی. ص82 ( توجه شود به lu در زبان امروزی، سومری و ترکی قدیم). هر سه یک کلمه اند با سه معنی. به خاطر زمان، طایفه، و شرایط. اما در واقع ریشه ی لغت به چیز یا چیزهای مشترک اشاره دارد.

 *
qız : ge, kis, ki-sikil دختر 
 
 ge(2,6): girl سومری: کوتاه qız در ترکی.John A. Halloran  Sumerian Lexicon
 تبدیل g به q و e به ı ، و z افزوده شده است. این z در اصل s است . s را که به z تبدیل شده در واژه ki-sikil به معنی خانم جوان داریم.  kis-ikil 
-kis
بخشی از واژه است که به qız تبدیل شده یا با کلمه qız یا kiz  ارتباط نزدیک دارد. تبدیل s به z قانمند است: zopa, supa بزرگ، گنده، چوبدست. چماق.
kisikil [WOMAN] wr. ki-sikil; lu2ki-sikil; mu-tin; mu-ti-in "young woman" Akk. ardatu; batultu

*

matan qız : mu-tin

در ترکی آذربایجان اصطلاح matan qız را در مورد "دختر نوجوانی" که از نظر اخلاقی متین، و از نظر جسمی قوی( اندکی چاق) و زیباست، به کار می بزیم.
کلمه matan در این اصطلاح، با اندکی تغییر در mu-tin یا mu-ti-in حاصل شده است.  معنی، همان young woman یا ki-sikil است.
در واژه  mu-tin با تبدیل حروف صدا دار به a کلمه matan به معنی" gözəl xanım qız" دختر خانم زیبا،  پدید آمده است. اکنون ما دو کلمه را که هر دو به یک معنی اند « دختر خانم» استعمال میکنیم.
 یعنی matan qız در اصل mu-tin است. 

dıdı-dıdı ترکی: ریز-ریز، کم-کم، قطره-قطره 
 dıdı احتمالاً در اصل از didil-mək میاید و تلفظ لهجه ای آنرا تغییر داده است.  تکه-تکه، ریز-ریز شدن؛ معنی آن است. و لغات فراوان بر این مبنا وجود دارد.
dıdı-dıdı کوچک-کوچک چیزی را « دادن یا کاری به ثمر رساندن»: آب، پول، غذا، دوا، قطعه-قطعه کردن و... مصطلح با تلفظ « ı» در برخی لهجه ها در آذربایجان عربی.
dıdı-dıdı verdi کم-کم، قطره-قطره داد. 
dıdı-dıdı tök قطره-قطره بریز 
 dıdı-dıdı dedi اند-اندک توضیح داد. یا به معنی ریز-ریز گفت( همه چیز را.  از سیر تا پیاز).
کلمات (didil-mək , didi-lək, dıdılaq(k در این رابطه معنی دارند. ریشه اصطلاح (dıdı-dıdı (vermək , demək , görmək, eləmək در سومری واژه ی 
di4-di4=to be small کوچک بودن
و 
didila [SMALLER] (87x: Old Babylonian) wr. di4-di4-la2; di4-di4-la; di4-di4 "(to be) small(er)" Akk. daqqu کوچکتر
است.
didila hul خوشحالی اندک.
به معنی همان cıq-qıla`-cıq-qıla
یا , çıq-qıla و cın- qı-la است که در زبان سومری به صورت didila می بینیم. و به شکل dıdı-dıdı، و (dıdıla-k(q,x نیز باقی مانده است.
مصدر didil-mək یا dıdılmaq  در ترکی منشاء این کلمات ترکی ست. 
*
həl-lən-mək ترکی، خوشحال شدن
جمله: çox həllənmə زیاد خوشحال نباش.
نیز ریشه در hul سومری، خوشحال، و همینطور، در HU-LA-NA سومری دارد.
(HU-LA-NA :in seiner Freude(A. F.,55 در خوشحالی اش ( منبع : سومریان... ب کری، بخش لغت نامه). 
زبان شفاهی و لهجه ها پر از لغات قدیمی اند، و به خوبی ریشه مشترک دوزبان مذکور را نشان میدهند. 

*

hul سومری به معنی حلقه : و hol ترکی، نام نوعی فرفره:
hul [RING] wr. hul3 "ring; rein" Akk. hullu
در زبان ترکی آذربایجان اسم نوعی فرفره را hol گوییم. چوبی ست مخروطی شکل با قاعده قوسی، و در رأس،  نوکی فلزی دارد. اندازه اش کمی بزرگتر از تخم مرغ است.  با پیچاندن نخ کلفت به دور کمر اش، با پرتاب بر روی زمین، به گردش در میاورند.
حرکت بسیار سریع محوری یا وضعی یا «حلقه ای» آن « donub»، یخ زده، نامیده میشود. ظاهراً نام این فرفره، hol، با حرکت وضعی یا حلقوی اش، و کلمه hul سومری به معنی حلقه، بی ارتباط نیست. 
 
--عید مبارک
ترکی:
Bayramınız mobarək
Bayramınız uğurlu olsun
سومری:
šag4 hul2 zag-mu
ürək xoş, yeni il
Happy New Year
لغات:
šag [HEART] wr. šag4; ša; ša3-ab "inner body; heart; in, inside" Akk. libbu 
hul [REJOICE] wr. hul2; hu-ul "joy, rejoicing; to rejoice" Akk. hidûtu 
mu [YEAR] wr. mu "year" Akk. šattu 
zagmuk [NEW YEAR] wr. zag-mu "new year; beginning of a cycle?" Akk. zagmukku
 
 šag4 hul2 zag-mu  شاق هول( خول)،  زاق مو ( سال نو مبارک)
 
 
**
Ağırlığım, uğurluğum
در آذربایجان: 
--- پدر و مادر کودکان را به اجرای این رسم تشویق میکنند:
در چهارشنبه ی آخر سال، صبح زود، بچه ها هنگام پرش از روی جوی آب، میگویند:
!Ağırlığım, uğurluğum, tökül bu suyun üstünə
منظور : «وقار و سعادتم جاری باد! »
« با وقار و سعادتمند باشم».
وقار و سعادتم جاری باد. همیشه با وقار و سعادتمند باشم.
برابر این جمله است که هنگام پریدن از روی آتش میگوییم:
atı-matıl çərşənbə, bəxtim açıl çərşənbə
آتیل-ماتیل( بپر-بپرم)، چهارشنبه
خوشبخت شوم چهارشنبه
 معنی واژه به واژه ی جمله ی:
!Ağırlığım, uğurluğum, tökül bu suyun üstünə
« سنگینی من ( توان و وقارم) ، سعادتم( خوشبختی ام) ، بر روی این آب بریزد( منظور با آب جاری شود، به آینده من.»
کوتاه و به قول معروف « خوشبخت و سعادتمند باشم».

زیبایی این رسم، در بیان جمله ای ست که: در آن « وقار و سنگینی و سعادت کودک» را با « روانی آب» پیوند میزند، و به آینده و آرزو وصل میکند. 
«زاویه نگاه حسی» به پدیده ها و اشیا، و چگونگی بیانِ « آرزوی سعادتمندی» در مقایسه با دیگر زبانها، ویژگی خاص خود را دارد، که بسیار قابل توجه است. 
نگاه "گشت زنی چشم انداز مقابل" را ، در جمله سومری بالا، مقایسه کنید با نگاه« جاری شدن سعادت با آب، به آینده ی کودک». این دو نگاه حسی، یگانه و هم زاویه اند، در رابطه با پدیده های مقابل خود. 

 
کلمات:
---Meşə بیشه

guruʾuš [TREE-TRUNK] wr. ĝešguru5-uš "tree-trunk" Akk. kisittu کُنده ی درخت:
kötük , ağac kötükü . gürü kötük. در سومری guruʾuš

zirdum [OLIVE] wr. ĝešzi2-ir-dum "olive" Akk. serdu زیتون
zirdum [TREE] wr. ĝešzi-ir-dum "a tree" درخت

uš در سومری به معنی مردن است:
uš [DIE] wr. uš2 "to die; to be dead; to kill; death" Akk. dāmu; mâtu; mūtu; uššu
U در ترکی باستان معنی yuxu خواب دارد:
u-da (KT, s. 35) yuxu-da در خواب
tüşə - yuxu görmək
ص.120 
TÜŞ-1. yuxu, yuxu görmə
ص. 561 - لغت نامه ی منبع: 
UV - yuxu

UDI - yuxu, =udık UDIK - yuxu UDIMAK - yatmaq, yuxulamaq, uyumaq
بخش لغت نامه منبع :
N izam i Xudiyev. Q ədim tü rk yazılı abidələrinin dili. B akı, “Elm və təh sil”, 2015, 596 səh
کنده ی درخت در سومری به معنی « خشک-مرده» است : guruʾuš 
املاء اصولاً  qürü uş خشکیده-مرده: ( نزدیک به مفهوم qürü-müş) خشکیده ی کنونی. uş سومری ( مردن) با u و uv  و tüş و udı ( خوابیدن) حالت « نزدیکی» مفاهیم را میرساند. با توجه به اینکه سومریان  مرگ را نیز نوعی خواب
به حساب میاوردند و میاندیشیدند که انسان در دنیای زیر زمین بیدار شده و شاهان باز نیاز به نوکر و خدمه و غذا دارند. در دوره ای این چیزها را به همراه مرده در گور میگذاشتند.
اینجا کلمات U و Tüş ،خوابیدن، ترکی قدیم،  و uş مردن، سومری،  نزدیکی مفاهیم را بیان میکنند. 
 
درخت :سومری
ترکی قدیم: IĞAC - ağac, ot ığac - bitki, nəbatat, yaşıllıq
(yış (meşəli dağ ( کوه بیشه زار، کوه جنگلی).ص 80 منبع قبلی.
YIŞ - orman, meşəli dağ ( بخش لغت نامه)
eş سومری، درخت، با yış (کوه بیشه زار) ترکی قدیم رابطه دارد. 
yığaç>ığac>ağaç >YIŞ - orman - meşə 
neš -še: ĝeš -še: meşə ,yış
روشن است که meşə از yış درست شده و این واژه نیز با eş سومری ، درخت، ارتباط دارد.
eš [TREE] wr. ĝešešx(LAM); ĝešeš22 "a tree; a terebinth; almond (tree)" Akk. lammu; lupānu
ĝeš [TREE] wr. ĝeš; mu; u5 "tree; wood; a description of animals" Akk. işu 
.še terminative denotes motion going toward- (تا، برای، سوی)
در سومری « سوی درخت» گفته میشود: ĝeš -še . تلفظ ĝ هم n است.با تبدیل شدن n به m که مجاز و قانمند است کلمه ی meş-şe یا meşə در ترکی پدید میاید. اکنون این واژه را برای بیشه استعمال میکنیم.
کلمه tir به معنی چوب را در«dam tiri »، تیر بام، هنگام ساختن خانه به کار می بریم.
کلمات tir و meşə هر دو پیوند با زبان سومری دارند و به ریشه این دو زبان مربوط میشوند.

tir [FOREST] wr. tir; ĝeštir "mud; forest, wood" Akk. luhummû; qištu 
tir [FORESTER] wr. lu2tir; tir "forester
منبع ePSD
---

 
yandı-qındı»(علامت دماغ سوخته)، و kiri (بینی) سومری:
----
kiri سومری، بینی : برابر qını ترکی، بینی 
qını و qını-qını

واژه ی qını؛ قبل از پرداختن به آن، اول به قصه چند واژه توجه کنیم:

yan-dıq : سوختیم. به معنی yanmış : "سوخته " . 
yandı : سوخت. yandı-yandı سوخته-سوخته (سوخت-سوخت، نام حرکتی ست) که« دل سوختگیِ » طرف مقابل را با آن نشان اش میدهند. 
« عمداً دل کسی را سوزاندن»
yandı-yandı eləmək سوزاندن دل طرف مقابل، با حرکت خود. 
yan-dıq vermək سوخته نشان دادن ( دل طرف مقابل با حرکت خود. یا سوزاندن دل طرف مقابل با سخن و رفتار خود): «سوزاندن دل دیگری» 
*
!Yandı-yandı eləyir : دلم را می سوزاند، (منظور عمداً). با «حرکت» خود. حرکت را در پایین توضیح میدهم.
!Yandıq verir : دلم را می سوزاند ، ( منظور عمداً). با حرکت مخصوص.

 
حرکت yandıq یا yandı-qındı یا qını-qını

شخص انگشت خود را « چند بار روی دماغ خود زده» و به طرف مقابل لبخند میزند. 
او با این حرکت به دیگری میگوید « دماغ سوخته میخریم». با اصطلاحات:

!Yandı-qındı-
!Yandı-qındı-
---
yandı-qındı eləyir
یا
(yandıq verir (deyir
یا 
qını-qını  deyir
به معنی اینکه: او انگشت خود را روی بینی اش زده به دماغ سوختگی من می خندد. 
*
اما معنی qını چیست؟ معلوم است « دماغ». ولی در ترکی دماغ را burun گوییم؛ پس این qını از کجا آمده است؟
واژه ی  qın به معنی بینی به «ادبیات کودک و شفاهی» تعلق دارد. «حرکت« yandı-qındı»(علامت دماغ سوخته) نیز مخصوص کودکان است. دماغ سوخته در ترکی آذربایجان acı qını ; acı qıcıq ; na-nıq ; buyri ; ala; yandı-qındı گفته می شود. منبع فرهنگ بهزادی.
*
دماغ burun در سومری kiri گفته شده:
kiri [NOSE] wr. kiri3 "nose" Akk. appu 
با تغییر یافتن k به q که در ترکی مرسوم است، و r به n ( مجاز)کلمه پدید آمده:
ki-ri , qi-ni

چگونه r به n تبدیل شده ؟ 

yazar=yazan ( نویسنده)
n=r
aça-r=aça-n ( آچار)
n=r
به عبارت دیگر: 
yana-r ( فروزان)
yana-n( فروزان)
یعنی: صدای r به n هم تبدیل می شود. 
و kiri به qını
از قرار معلوم، به احتمال زیاد، برای پیدایش واژه qını چنین حادثه ای رخداده است.

 
 an.na
an-na: tin; yes ('sky' + 'stone'; Civil thinks an-na, 'yes', is probably an Akkadianism, but cf., affirmative nanam, 'indeed' and in-nu, 'negation'). an-na...dug4/e: to say yes
('yes' + 'to say )
(an-na...dug4/e: to say yes ('yes' + 'to say
tın-lamak - özünə gəlmək, ayılmaq, ağıllanmaq, ağlı başına gəlmək
( tın : به خود آمدن، بیدار شدن، خردمند شدن، عقل و حواس شخص سرجای خود بودن) و در واقع خاصیت همان « فهم و درک داشتن، و چیزی را درک کردن.  
 an.na , tin سومری با معنی tın و anna ی ترکی قدیم و جدید در کل مطابق است.
در ترکی قدیم نیز واژه tın که هم معنی با an-na سومری آمده با مفهوم « درک کردن و فهمیدن و خرد خود به کار بستن » مطابق است.
an-na این کلمه در واقع همان  است که در ترکی به کار می بریم، به معنی " درک کن» و در حالت مصدر " درک کردن و فهمیدن" .  و  قبول و تأیید  واقعیت. 
به عبارت دیگر  hən, həyə, hə  گفتن.  in-nu یا nu نیز منفی آن است (yox (demək. 
---
an-na-tın یا an-na-dın  اکنون در ترکی به معنی « فهمیدی؟» کاربرد دارد.
an-na-duq یا an-na-dıq نیز « فهمیدیم» را میرساند. روشن است که tin و dug سومری حالات گرامری دیگری دارند و برابر آنها در ترکی نیز همینطور.
علت آن است که سومری و ترکی دو زبان مستقل اند. و سرگذشت مستقلی نیز دارند. و قواعد مستقل. اما با تمام این تفاوتها اشتراک کلمات و  مفهوم و منظور نهفته در آنها، 
اینجا، همان « درک کردن و فهمیدن و تأیید واقعیت و اعلام موافقت « بله həyə» گفتن است. کلمات و اصطلاحات و قواعد گرامری در زبانهای خویشاوند طبیعی ست که سرگذشت و معانی مستقلی دارند ،
ولی در عین حال، این عناصر، خویشاوندی آنها را هم به وضوح نشان میدهند. همین عبارات مذکور نشان میدهند که چگونه این دو زبان به هم گره خورده اند. 
با توجه همه جانبه، به رابطه ی این دوزبان، باید گفت آنها چنان « تو در توی» همدیگر اند ، و چنان به هم کلید شده اند که، به هر گوشه یشان نگاه کنیم، جز « çal-geçıd»، تو-در-تویی- چیز دیگری نمی بینیم. 
 çal-geçid یا  «çal-keçid» : تو-در-تویی ، توی هم فرو رفته:
çal-keçid budaqlar; çal-keçid fikirlər: شاخه های تو در تو، افکار درهم و تو در توی.   
---
nu یا na سومری را به شکل nə( منفی) به معنی yox demək ، نه گفتن، به کار می بریم. در ترکی قدیم نیز گفتیم:
nə (Ton 57) “nə, hansı چه؟  ترکی قدیم ( گوی ترک)
اکنون به دو معنی « نه، و چه » به مفهمی که در فارسی وجود دارد، به کار می بریم. 
رجوع شود به قسمت 3 مقاله حاضر.
منبع:Sumerian Lexicon
 ohn A. HalloranJ
 
 
 
 
[ نای،  کی  آق، زای ( سای)] ----- دلباختگی: sevgi
 
ĝa2: تلفظ na
ag2: تلفظ aq یا ag
za-e : تلفظ zae؛ z ز  یا  س
 
ĝa2-e ki ag2 za-e  [ نای،  کی  آق، زای ( سای)]
I love you
səni sevirəm
 
ĝa2-e: I

ki ag2 : love
za-e : you

 
---
* عکس نخست، یک بانوی سومری 
 
---در پیوند:
 
1- مقایسه جملات سومری و ترکی 1
http://www.iranglobal.info/node/66984
 
2- En-ḫedu-ana نخستین شاعره شناخته شده
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
----
 
 
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مقاله باز بینی شد.