خدا و ملاها و عمرِ گرسنگی ما

آری قرن هاست!
+
از نیمه شب سیاه
+
تا فروغ هر پگاه

خدا و ملاها و عمرِ گرسنگی ما

+

دین و ایمانِ لولندگان عاصی بلازده،

بر گرد فریب زمینِ روسیاه بی هوده می چرخد،

و زمانه ی بی آبرو، امیدها را همچنان بدارِ باور می آویزد.

درین وادی تلخِ بی شرمی،

آری قرن هاست!

از نیمه شب سیاه

تا فروغ هر پگاه

پیگیر بر بالای مناره های رسوا

پیوسته جارمی زنند موذن ها

 که رحیم و کریم است خدا.

و خستگانِ فراموشی می پرسند!

پس کجاست بیداری خدا؟

پس کجاست وعده ی انبیا؟

چراکه:

 با این قوم سیری ناپذیری ملاها،

نسل درنسل عمرِ گرسنگی ماها

برجاست با این قوم و "خدای ملاها "

پس هوار، کجاست آن حکمت خدا؟

+

و در این سرخوردگی بلندِ عقل

خرد دست و پا شکسته و زنجیری می پرسد!

آهای خدا!

آی آرمیده در برگ برگِ قرآن کجائی؟!

بندگان بندهایت،

از کجا تا بکجا،

پی اندکی نان و دمی نوا،

می باید بالای دامِ دار ملاها برقصند؟!

برخیز و بیا

برکن از بیخ و بن دکان ملاها.

 

بهنام چنگائی 12 دیماه 1397

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: