شفافیت و برجسته کردن آلترناتیو سوسیالیستی

در فراسوی نظام جمهوری اسلامی ایران، ممکن است ما روی فصل مشترک ها، حد اقل ها و میانگین ها با نیروهای سیاسی اجتماعی حتی بصورتی بلوک بندی شده و یا جبهه ای کار بکنیم، اما در عین حال آلترناتیو مشخص ما ، آلترناتیو سوسیالیستی میباشد که در شرایط دموکراتیک به رقابت سالم با دیگر نیروهای سیاسی اجتماعی دیگر میپردازد. نه تنها نباید بر این فصل مشترک ها و حداقل ها کفایت نمود، بلکه باید آلترناتیو ویژه سوسیالیستی را همیشه هر چه بیشتر تکوین نموده، تکامل بخشیده و بصورت شفاف تری در عرصه جامعه ترویج و تبلیغ نماییم

مقدمه

میدانیم بشریت روز به روز بیشتر و بیشتر به این نتیجه میرسد که نظام سرمایه داری بصورت برده داری مدرن بخاطر اینکه بر پایه های حرص و طمع سودجوئی بر پایه های بهره کشی اقلیت از اکثریت و تشویق فرهنگ  مصرف گرائی هر چه بیشتر به قیمت تلف شدن هر چه بیشتر منابع طبیعی زمینی و بالاخره گرمایش بیشتر کره زمین می انجامد، نمیتواند نظام اقتصادی اجتماعی سیاسی لازم و مناسبی برای آینده بشریت باشد.

به موازات همین نتیجه گیری، ما به این نتیجه هم میرسیم که نظام آلترناتیو آینده باید نه تنها  بر پایه های نفی استثمار انسان از انسان، بلکه بر پایه همکاری اشتراکی انسان ها، نه بر پایه های انگیزه های طمع و سودجویی بر پایه های تبلیغ مصرف گرائی و تولید هر چه بیشتر که موجب سرعت بخشیدن هر چه بیشترچرخه های تولید، بلکه باید بر پایه های تولید بر اساس رفع نیازهای زندگی، تعالی و سعادت انسانی مبتنی باشد. چنین نظامی استفاده از منابع طبیعی را بهتر مدیریت میکند و زباله های مصرفی را بهتر پالایش نموده و بازیافت می نمایند. چنین نظامی بر پایه های زیست هارمونیک انسان با طبیعت و موجودات دیگر زنده بر روی کره زمین مبتنی میباشد. این نظام تعاون ، همزیستی، صلح و همکاری بشریت بر کره زمین را جایگزین نفاق و تشنج و جنگ افروزی توسط اقلیت حاکم قدرتمدار مینماید.

این هم پر واضح است که نه تنها منافع و انگیزه های قدرتمداری و مکانیزم های کنترل و حرص و طمع اقلیت حاکم بر قدرت و ثروت ، اجازه نمیدهد تا نظام سرمایه داری به این راحتیها امکان گذار به نظام آلترناتیو بهتری را فراهم نماید، بلکه قدرتمداران این نظام با تمام قوا و با دست یازیدن به  خشن ترین شیوه های، جنگ افروزانه و تخریب گرانه ای مانع از گذاری مدنی به نظامی آلترناتیو جایگزین و عالی تر میگردد.

ما مقاومت نظام های فعلا موجود را در شکل های نئولیبرالیسم کلاسیک ، محافظه کاری سنتی یا لیبرالیسم ملی - ناسیونالیتسی، نظام هایی از اختلاط فاشیستی – مذهبی- ناسیونالیستی و بالاخره نظام های سرمایه داری سنتی مذهبی مانند جمهوری اسلامی ایران را مشاهده میکنیم. چالش دوران تاریخی انسان امروزی در گذار از این نظام ها به نظام های مدنی،  متمدن، عادلانه، سوسیالیستی و دموکراتیک میباشد. بطور کلی در مورد پایه های ارزشی مبتنی بر آزادی های فردی و اجتماعی در نظام  های دموکراتیک خیلی صحبتها شده است.

 از طرف دیگر تجربه تلخ تاریخی دیکتاتوری پرولتاریا به موازات پرستش کیش شخصیتی افراد منفرد در احزاب سیاسی کمونیستی سابق اتحاد شوروی سابق، چین، کامبوج، کره شمالی و غیره را در گذشته ای نه چندان دور شاهد بوده ایم. به موازات آن در مورد نقش کیفیت های ارزشی دموکراسی،  عدالت اجتماعی و مردمی بودن نظام سوسیالیستی که بصورت خودگردانی مدیریت مردمی قدرت را به بافت های اجتماعی مردمی بازمیگرداند، هم بصورت کلی خیلی صحبت میشود.

دقتی در ویژگیهای اندام های بافتی سوسیالیستی

با فورمول های کلی در باره دموکراسی و عدالت اجتماعی نمیشود نظام آلترناتیو سوسیالیستی جایگزین را تعریف و مدیریت نمود. ما میدانیم که نظام سرمایه داری در کلیت خویش به مرحله ای از حیات تاریخی خویش رسیده است که بیشتر از اینکه مشکل گشای اجتماعی باشد، به ترمز کننده ترقی و تعالی انسانی تبدیل گردیده است. بطور مشخص در مورد ایران باید گفت که تاریخ مصرف جمهوری اسلامی ایران حتی قبل از اینکه سر کار بیاید، بیش از هزار و چند صد سال پیش به پایان رسیده بود. نظام جمهوری اسلامی ایران یک نظام وارداتی تزریقی حاصل دوران جنگ سرد بود که به مردم ایران تحمیل شد. عبور از این نظام نصف کار پایان نیافته جنبش تحولگرانه مردمی ایران میباشد. نصف دیگر وظیفه تاریخی  ما و نسل آینده،  ارائه مدل های آلترناتیو مناسبی میباشد که بتواند ویژگیهای آرمانی انسان قرن بیست و یکم را در بطن خویش حمل نماید.

 گرچه ارزش هایی پایه ای زیستی انسان امروزین از قبیل پایبندی به حقوق بشر، رفع هر گونه تبعیض، تامین دموکراتیک خودگردانی مردمی از طریق بازگردان حق تصمیم گیری و مدیریت به مردم، رفع استثمار و بهره کشی از انسان ها، زیست هارمونیک انسان با طبیعت، استقرار عدالت اجتماعی و آرمان های مشابه اینها، فورمولبندهی های پایه ای نظام های جایگزین را تشکیل میدهند، اما هیچ وقت به تنهایی برای مدیریت اجتماعی کافی نمیباشند.

نقش نظام قانونی حقوقی، از قبیل قانون اساسی کشوری همراه با قوانین دیگر از قبیل قانون کار، قانون شرکت ها و تعاونی ها، قوانین مالیاتی، قوانین پولی و مالی، قانون  خانواده، قوانین مدنی، جزائی، جنایی و غیره در نظام آلترناتیو چگونه خواهد بود؟ آیا فورمولبندی "مونتسکیو" در مورد تفکیک سه قوه مقننه، مجریه و جزائیه احتیاج به دستکاری و تکمیل کردن دارند؟  بطور  قدرت و نقش رسانه های اجتماعی تصویری، صوتی، کاغذی و مجازی در نظام آلترناتیو سوسیالیستی چگونه مورد تعریف قرار میگیرند؟ آیا قدرت های نرم اجتماعی مانند ورزش، هنر ، آموزش، پرورش، تحصیل،  بهره وری بشریت از تکنولوژی هوشمند، گسترش تحقیقات علمی، تکوین و تکامل فرهنگی روانی اجتماعی انسان طراز نوین، چالش های نوین فلسفی در این موارد چه نوع  جایگاه های ویژه ای پیدا میکنند؟

نمونه های مثالی   مطالعه موردی

یک بیمارستان در نظام سوسیالیستی توسط چه کسانی مدیریت میشود؟ بودجه آن از کجا تامین میگردد؟ شاخصه های استاندارد های عمومی برای تمام بیمارستان ها را چه ارگان هایی تنظیم می نمایند؟ سیاست های عمومی را در زمینه بهداشت عمومی کشوری  کدام نهادها تصویب و چگونه به اجرا می رسانند؟

نمونه دیگری را مثال بزنیم. موارد بالا در مورد شرکت های تعاونی اتوبوس رانی مسافربری  داخل شهری و یا بین شهری چگونه تنظیم و اجرا میگردد؟  این مورد را در مورد دانشگاه ها در نظر بگیریم. کدام نهاد ترکیب یافته از چه کسانی دانشگاه ها را مدیریت می نمایند؟ بودجه آنها از کجا تامین شده و چگونه هزینه میگردند؟ سیاست های عمومی مربوط به آموزش عالی کشوری توسط کدام ارگان ها تنظیم و ابلاغ میگردند؟ سیستم نظارت و کنترل داخلی و خارجی چکونه اعمال خواهد شد؟ چگونه پتانسیل های رشد شکوفا خواهند گردید؟

نمونه های این سوال ها را در مورد سیستم راه آهن کشوری، تاسیسات تولیدی کلیدی کشوری  مانند تاسیسات نفت، صنایع الکتریسیتی و گاز، تامین آب آشامیدنی و غیره نیز میتوان مطرح نمود. آیا راه آهن سرتاسری فقط توسط کارگران راه آهن  برنامه ریزی، مدیریت و اداره خواهند شد، یا اینکه کارگران بخشی کلیدی از مجموعه گروهبندی های ذینفع درگیر، از قبیل مردم، دولت، متخصصین و غیره در این رشته میباشند که باید به نحوی در میریت دخیل بوده و اشتراک داشته باشند؟

سناریوی مورد شناسی ما در موارد تولیدات و خدمات کوچک و خرد اقتصادی شکل دیگری یافته و سوالات دیگری را به همراه می آورد. مثلا،  تولیدکنندگان سبزیجات در یک روستا چگونه مناسبات خویش را در زمینه تنظیم استفاده از آب، ماشین آلات کشاورزی، تامین های اعتباری در صورت نیاز، استفاده از خدمات دولتی در موارد لازم، تنظیم مناسبات تعاونی در زمینه های اعتباری، ماشین آلات سنگین، عرضه کالاها به بازار میتوانند مدیریت نمایند؟ این سوالات مضامین کلیدی تری در مورد تولیدات کشاورزی و دامپروری انبوه بخود میگیرد که ، همزمان با تلاش و زحمات کشاورزان، به موازات خویش احتیاج به پروژه های تاسیساتی و خدماتی ویژه دولتی پیدا میکنند.

حد اقل میشود گفت که خیلی ساده نگرانه است اگر تصور ما از سوسیالیسم این باشد که بیمارستان ها فقط توسط پرستاران، مدارس  فقط توسط معلمین، کارخانجات فقط توسط کارگران مالکیت، اداره و مدیریت خواهند شد. مثلا در مورد بیمارستان ها، دولت نقش ویژه خود را دارد، پرستاران نقش خویش را، دکتر ها نقش خود را دارا میباشند، بیماران جایگاه خویش و کادرهای تخصصی مدیریتی علمی دیگر نقش خویش را. همانطور در مورد مدارس و دانشگاه ها هم همینطور. در این مورد معلمین نقش خویش را دارند، دانش آموزان و دانشجویان نقش خویش را، دولت نقش ویژه خود را دارا میباشد و بخش های مدیریتی نقش خویش را.

بافت های اجتماعی، فرهنگی، ورزشی، خدماتی، اقتصادی و غیره نه تنها از گروه بندی های مرتبط ذینفع  تشکیل میگردند، بلکه دولت های محلی در اکثر موارد به نمایندگی از طرف عموم جامعه یکی از طرفین چندگانه مربوطه را تشکیل میدهد. لذا، اینجا نه تنها در نظام سوسیالیستی بخش دولتی اقتصادی اجتماعی یکی از قدرتمندترین و کلیدی ترین نهادبندی های کشوری را  بطور مجزا تشکیل میدهند، بلکه نمایندگان دولتی یکی از بخش های نمایندگی های چندین جناح گروه بندی های ذینفع در موسسات نامبرده را تشکیل داده و از آن طریق در مدیریت موسسات بصورتی برابر حقوق شرکت مینمایند.

با توجه به موارد بالا، باید گفت آنهایی که نقش کلیدی دولت را در مالکیت و مدیریت اقتصادی اجتماعی تحت برچسب "سرمایه داری دولتی" نفی میکنند،  در خوش بینانه ترین شرایط در اشتباه محض میباشند. اگر دولت چنین نقشی نداشته باشد، نمیتواند بهداشت رایگان، تحصیل رایگان و صدها، بلکه هزاران خدمات و سرویس های عمومی دیگر را برای آحاد جامعه فراهم و تضمین نماید.

اگر چه بخش های دولتی اقتصادی خدماتی مدیریتی قدرتمند زمینه را برای سوء استفاده کسب قدرت فردی و گروهی فراهم میکند، اما مکانیزم های نظارت و کنترل داخلی، مدیریتی و قانونی و دموکراتیک توان و پتانسیل لازم جهت جلوگیری از این زمینه ها را دارا میباشند. این قابلیت ها نه تنها امکان پویش،  چرخش و جابجائی افراد را بطور مستمر فراهم مینمایند، بلکه قابلیت های نظام خودگردان اجتماعی اقتصادی حد اکثر زمینه را جهت پخش و تقسیم های مدیریتی در میان بافت های طبیعی اجتماعی فراهم میکند که بخش دولتی بعنوان شاخص یکه تاز اقتصادی سیاسی  مدیریتی اعمال قدرت نمی نماید. تکنولوژی نوین دیجیتال، اینترنتی و هوشمند در عرصه های نظارت و کنترل های مدیریتی نقشی کلیدی ایفا مینمایند.

از تجربیات واقعا موجود بهره مند شویم

همین هفته گذشته سالگرد شصتمین سالگرد تاسیس کوبای سوسیالیستی بود. با وجود تمام دستاورهای درخشان، ضعف ها و کاستی ها، کوبای سوسیالیستی توانست در چند صد مایلی مرزهای آمریکا، با وجود محاصره و تحریم های اقتصادی آمریکا و رفتارهای تشنج آفرین آنها بر علیه کوبا، دستاوردهای درخشانی را به مردم کشور کوبا و مردم جهان ارائه نماید. جا دارد نیروهای چپ دموکرات ایران از دستاوردها و تجربیات شصت ساله کوبا آموزه هایی را یاد گرفته و برای راهکارهای آینده خویش مورد استفاده قرار دهند. متاسفانه در این زمینه به ندرت گزارش تفصیلی کافی در رسانه های چپ های دموکرات ایران عرض یکی دو هفته گذشته منتشر شده بود.

پایان سخن

ما میدانیم که میخواهیم از نظام سرمایه داری و درمورد ایران در این مرحله از جمهوری اسلامی ایران عبور نمائیم، اما توجه کافی به بافت های ساختاری مدیریتی نظام آلترناتیو جایگزین چپ که نظام سوسیالیستی میباشد، نمی نمائیم. به همین علت میباشد که نه تحقیقات و توجه لازم روی تجربیات موجود در مورد آلترناتیو سوسیالیستی می نمائیم، نه  مورد شناسی لازم در مورد بافت و ویژگیهای لازم آلترناتیو سوسیالیستی میکنیم. جا دارد به این سوال بیاندیشیم که اگر بار دیگر یکنفر از ما پرسید؛ مثلا؛ بانکها در نظام سوسیالیستی چطور خواهند بود و پول در دنیای دیجیتال آینده سوسیالیستی چه ویژگیهائی خواهد داشت،  یک جواب روشن و شفافی برای آنها داشته باشیم. آیا پول وسیله سنجشی تبادل ارزشی میباشد، یا تامین اعتبار برای پروژه ها، وسیله انباشت ارزشی افزوده فردی، گروهی  و اجتماعی میباشد، یا وسیله سنجش حقوق کارکنان. بالاخره پشتوانه چنین معیار پولی طلا یا فلزات قیمتی خواهند بود، یا نفت و کالاهای کلیدی دیگر؛ انباشتی زنبیلی از واحد های پولی قدرتمند خواهد بود، یا اینکه مثل بانکهای خزانه داری امروزی بدون هیچ پشتوانه ارزشی لازم بصورت ارقامی دیجیتالی در دفترهای این بانک ها خلق شده در بازارها تزریق میگردند؟

در فراسوی نظام جمهوری اسلامی ایران، ممکن است ما روی فصل مشترک ها، حد اقل ها و میانگین ها با نیروهای سیاسی اجتماعی حتی بصورتی بلوک بندی شده و یا جبهه ای کار بکنیم، اما در عین حال آلترناتیو مشخص ما ، آلترناتیو سوسیالیستی میباشد که در شرایط دموکراتیک به رقابت سالم با دیگر نیروهای سیاسی اجتماعی دیگر میپردازد. نه تنها نباید  بر این فصل مشترک ها و حداقل ها کفایت نمود، بلکه باید آلترناتیو ویژه سوسیالیستی را همیشه هر چه بیشتر تکوین نموده، تکامل بخشیده و بصورت شفاف تری در عرصه جامعه ترویج و تبلیغ نماییم تا جامعه با درجا زدن و اکتفا به حد اقل ها، دوباره عقب گرد ننموده و توسط قدرت های نیرومند نئولیبرالی داخلی و بین المللی به یغما برده نشود.

 

دنیز ایشچی 9 ژانویه 2019

 

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: