آرزوهای محمد علی شاهی یا طوطی و درویش مولانا

آقای محمد امینی برای سیاه نمایی شخصیت شاهزاده زضا پهلوی بدون توجه به تاکید ایشان در مورد قیام مردم که شاید اقای امینی به ان اعتراض داشته باشند تلاش کرده تا به ایشان این نظر را نسبت دهد که ایشان طرفدار حمله نیروهای بیگانه به ایران است

میشل فوکو در کتاب نظم اشیا از سه اپیستمه نام میبرد و در مورد آن بحث میکند به نظر میشل فوکو تفاوت آنچه ما عصر روشنگری می نامیم و دوره قرون وسطی در این نکته است که در آن دوران دانش جستجوی شباهت ها بود. او مورد دون کیشوت را مثال میزند که در دوره ای بدنبال شباهت متن با واقعیات بود و تلاش میکرد این شباهت را با اعمال قهرمانانه خود نشان دهد در واقع بنظر فوکو دون کیشوت چیزی نبود جز متن کتابی که آن را میخواند . اما در دوره بعدی معرفت شناسی تغییر کرد و دانش تبدیل شد به فهم تمایزات و تفاوت ها . بنظر فوکو ویژگی عصر ما قبل مدرن آن بود که انسان ها به دنبال شباهت بودند و دانش آن عصر با این شبیه انگاری ها عجین شده بود . بسیار عجیب است که در عصر مدرن طلایه داران عرصه سیاسی هنوز بدنبال شباهت ها و شبیه انگاری ها هستند شباهت محمد علی شاه به شاه زاده رضا پهلوی را  نیز  باید در این اپیستومولوژی(معرفت شناسی) جستجو کرد . تالکوت پارسونز جامعه شناس صاحب سبک، ویژگی های جوامع مدرن و غیر مدرن را بر میشمارد یکی از این ویزگی ها زبان است. زبان مدرن زبان تحلیل است اما زبان سنتی زبان تمثیل و تشبیه . جدا از این اشارات ایا تشبیه محمد علی شاه بدون در نظر گرفتن ساختاری که این بازیگر در آن بازی میکرد امکان پذیر است؟ ساختاری به شدت صلب و سنتی . اما ایا ساختاری که شاهزاده رضا پهلوی در آن بازی میکند ساختاری سنتی است ؟ شاید درک مفهوم ساختار و کاگزار برای آقای محمد امینی میسر نباشد پس بهتر است تا با زبانی با ایشان صحبت کنم که بیشتر برای ایشان قابل فهم باشد. جناب آقای محمد امینی شما نمیتوانید دو شخص را که در دو دوره متفاوت تاریخی برای دو هدف متفاوت مبارزه میکردند و زبان سیاسی متفاوتی بکار میبرند مقایسه کنید این قیاس بیشتر به داستان طوطی و درویش مولانا شبیه است .

در ابتدا نمیخواستم چیزی راجع به مقاله آرزوهای محمد علی شاهی بنویسم زیرا افرادی هستند که برای معروف شدن پنجه در پنجه سرمایه های سیاسی مردم ایران می افکنند تا از این راه به شهرتی برسند. اما بعضی از این افراد با نقدی آگاهانه و شجاعانه موفق میشوند تا بنحوی خود را بعنوان شخصیت سیاسی مطرح کنند اما این مقاله جناب آقای محمد امینی از آن دسته مقاله هایی است که اینجانب فقط برای کمک ایشان و این که بیش از این به حیثیت خود ضربه نزند مجبور شدم جوابیه ای برایش بنویسم .

در ابتدا این پرسش مطرح است که آیا انتقاد از  شاهزاده زضا پهلوی بعنوان شخصیت سیاسی مجاز است یا نه ؟ جواب صد در صد آری است . هر شخصیتی که وارد عرصه سیاست میشود باید نقد شود و شاهزاده رضا پهلوی هم از این امرر مستثنا نیست لازم به توضیح نیست که در سنت ایرانی هم شاهان از نقد مصون نبودند و در صورت بزه کاری فره ایزدی از آنان دور میشد و دیگر شاه نبودند(مورد جمشید و کاووس) . در مورد  مدرنیته ،خود نقد از ویژگی های اساسی آن است و بنابر این نقد شاهزاده رضا پهلوی نه تنها بد نیست  بلکه از ضروریات است . اما پرسش دوم این است که ویژگی های نقد چیست ؟ یا نقد باید چگونه باشد ؟ اصلا برای چه هدفی نقد میکنیم ؟

منتقد در درجه اول باید متن و گفتار درست را نقد کند بعبارت دیگر باید آنچه را نقد کند که در گفتار و یا نوشتار دیده است اگر شخصی با تحریف گفتار و نوشتار دیگران چیزی را به آنها نسبت دهد و بعد همان را نقد کند چه اتفاقی می افتد؟ من فکر میکنم در این حالت دو پاسخ اساسی وجود دارد . اول اینکه منتقد در ذهن خود چیزی داشته و میبایست بیان میکرده و فرصت آن را نداشته بنا بر این آن را به دیگری نسبت داده و از این طریق موفق به بیان آن چیز شده است . در مقاله آرزوهای محمد علی شاهی تحریف ، و تغییر فراوان در جمله ها و سپس و پاسخ دادن به جمله های تحریف شده بسیار زیاد است . حتی متن پارسی(البته متن پارسی نیز به گفته دفتر شاهزاده از تحریف مصون نبوده ) مقاله نیز با موارد مورد ادعای آقای محمد امینی بسیار متفاوت است . در ادامه چند مورد از جمله های تحریف شده از مقاله آقای امینی را می آورم  .

نمونه اول : متن مقاله آقای محمد امینی‟      

پدرم براین باور بود که باید ابتدا به مردم تا حدی آموزش بدهد تا دمکراسی امکان پذیر شود. می خواست ابتدا جامعه مدنی ایجاد کند‟

متن اصلی مقاله :

پرسش : فوکوس آنلاین: در سنجه با اسپانیا البته ایران در زمان پدر شما کشورِ چندان دمکراتیکی نبود.

پاسخ: پدرم براین باور بود که باید ابتدا به مردم تا حدی آموزش بدهد تا دمکراسی امکان پذیر شود. می خواست ابتدا جامعۀ مدنی ایجاد کند. نظامش اصلاح پذیر بود و درآخر هم با اصلاحات مؤافقت کرد

با یک نگاه سطحی به دو جمله دو معنای متفاوت در ذهن انسان متبلور میشود. در جمله اول کامل بودن نظام پیشین و در جمله دوم کامل نبودن و نقص داشتن . چرا که در جمله دوم تاکید بر اصلاح و اصلاح پذیری است اما در جمله اول تاکید بر این است که یک راه وجود داشته و محمد رضا شاه پهلوی ان راه را دنبال میکرده است .

مورد دومی که در این مقاله به چشم میخورد گویاآشنا نبودن مصاحبه گر با تاریخ اسپانیا ست محدودیت های اجتماعی(تفکیک جنسیتی مدارس...) و سیاسی که در اسپانیانی دوره فرانکو وجود داشت اصلا با آزادی های اجتماعی که در زمان محمد رضا شاه در ایران بود قابل مقایسه نیست چون این مورد از مقصود من در این مقاله دور است به آن نمی پردازم .

مورد سومی که در این متن به چشم میخورد عدم آشنایی آقای محمد امینی با مفهوم دموکراسی و ترم های علوم انسانی است که البته با توجه به رشته تحصیلی ایشان که تاریخ است و گویا ایشان موفق نشده اند که تز دکترای خود را بنویسند  بیش از این از ایشان انتظار نمیرود در حالی که در تمام دانشگاه های جهان فر ایند توسعه و توسعه سیاسی و اقتصادی و ابعاد مختلف آن  هر روزه مورد پژوهش قرار میگیرد به باور آقای محمد امینی و هم فکران ایشان  دموکراسی فقط با به شرط وجود شخصیت کاریزماتیک دموکرات شکل میگیرد . اگر از آنها پرسش شود که چرا در فضای باز 20-32 یا فضای باز قبل از انقلاب 57 نتواستیم به دموکراسی برسیم آنها به پاسخ ساده ای متوسل میشوند که همانا تئوری توتئه است .در مورد شخصیت کاریزماتیک دموکرات که از ابداعات بعضی سیاسی های ایران است شما نمیتوانید حتی یک مورد در تئوری های توسعه سیاسی چه از نوع مارکسیستی مانند بارینگتون مور یا پولانزاس و چه از نوع غیر مارکسیستی مانند پارسونز یا آلموند ... آن پیدا کنید . علت در تناقض خود واژه است . دموکراسی از نظر وبر عقلانیت حکومت  است و از نظر مارکسیست ها ویژگی نظام کاپیتالیستی و سوسیالیستی است . اما کاریزما با عقل میانه ای ندارد .

اما نمونه دوم جالب تر است آقای محمد امینی برای سیاه نمایی شخصیت شاهزاده زضا پهلوی بدون توجه به تاکید ایشان در مورد قیام مردم که شاید اقای امینی به ان اعتراض داشته باشند تلاش کرده تا به ایشان این نظر را نسبت دهد که ایشان طرفدار حمله نیروهای بیگانه به ایران است

متن آقای امینی :

 

 

"آقای رضا پهلوی اگرچه نگفته اند که شورای زیر رهبری او با کدام نیرو و از چه راهی بنا است به «هر اقدامی» دست بزند تا از دست حکومت راحت شویم، پاسخ را در جای دیگری داده اند: برگرده نیروهای نظامی خارجی. پرسش گر آلمانی می گوید که مداخله نظامی غرب در ایران می تواند به شکست بیانجامد و جمهوری اسلامی را تقویت کند. او به جای این که پاسخ دهد که با دخالت نظامی درایران از بنیاد مخالف است (چیزی که پیشتر گفته بود)، این بار در پاسخ به این ارزیابی روزنامه نویس، حرف دل خود را می زند:

خیلی این حرف درست نیست. بسیاری از ایرانی ها حتی برای خلاصی از حکومت طرف مهاجمان خارجی را خواهند گرفت "

متن اصلی مقاله :

فوکوس آنلاین: بسیاری از کارشناسان معتقدند که هر اقدام غرب محکوم به شکست است و حکومت را بیشتر تقویت خواهد کرد

پهلوی: خیلی این حرف درست نیست. بسیاری از ایرانی ها حتی برای خلاصی از حکومت طرف مهاجمان خارجی را خواهند گرفت. وقتی مردم بعد از انتخابات مخدوش سال ۲۰۰۹ به خیابان رفتند و «اوباما – اوباما» سردادند و پلاکاردهایی به زبان انگلیسی رو به دوربین گرفتند این کار را نکردند که تمرین زبان کنند: پیامی بود که به غرب فرستادند.

در متن اول با تغییر جملات و دگرگونی در آن شما دعوت از نیرو های خارجی را میبینید و لی در متن دوم به یک واقعیت تلخ اشاره میشود . در نبود یک آلترناتیو قدرتمند ایرانی که تمام جریان های فکری را در بر گیرد، مردم برای خلاصی از اوضاع حتی به نیرو های بیگانه متوسل میشوند . من که در ایران زندگی میکنم و این شرایط سیاه را از نزدیک به چشم خود میبینم .هر روز در خیابان و کوچه با مشاهده زندگی اسف بار مردم و جو نا امیدی با این واقعیت تلخ مواجه میشوم . هیچ خواننده بیطرفی از جملات شاهزاده رضا پهلوی دعوت از نیروهای بیگانه را برداشت نمیکند . آنچه ایشان به آن اشاره میکنند جو نا امیدی و یاسی است که بدلیل یک حکومت اشغالگر بر کشورمان حاکم شده است . از میهن پرستان مائویست این انتظار میرود که برای اثبات میهن دوستی خود با این اشغالگری پیشین که خود نیز دربوجود آمدن دخالت داشته اند و امروزه واقعیت عینی دارد مبارزه کنند و سپس سراغ مبارزه با احتمال اشغال شدن کشور توسط غرب بروند . چون بنظر میرسد اولی عقلانی تر باشد . کدام انسان عاقلی خطر عینی را فراموش میکند و سراغ خطر احتمالی میرود؟ آز آقای امینی که تاریخ خوانده اند و شرایط دوران شاه سلطان حسین و دوران پیش از حمله مغول را مطالعه کرده اند بیش از این انتظار است .  من خود در جمع گروهی از جوانان بودم .در آن شرایط که بسیار بهتر از امروز بود (دوره جرج بوش) شعار میدادند " ای بوش کربلایی-- مشتی بشی الهی) . اقای امینی بدون اشاره به اصل مشکل که  نبود یک آلترناتیو قدرت مند و جدی در برابر نظام ولایت فقیه است یک ژست اخلاقی خاص گرفته و بدون در نظر گرفتن سیاست های جمهوری اسلامی که در نهایت کشور را چه با جنگ و چه بدون جنگ به سمت ویرانی هدایت میکند هم حمله بیگانه را محکوم میکند و هم تشکیل بک آلترناتیو قدرتمند را و گویا ایشان به معجزه اعتقاد دارند . ایشان نمیتوانند بدون اعتقاد به معجزه گذار از جمهوری اسلامی را توضیح دهند مگر آنکه ایشان تلویحا بپذیرند که وضعیت موجود چندان هم نامطلوب نیست . به نظر من پاسخ شاهزاده یک پاسخ بی نهایت شجاعانه در اشاره به یک واقعیت تلخ بود  

اما مورد سوم که گویا تلخ ترین اشاره آقای محمد امینی و گویا کم آزار ترین جمله شاهژاده برای ایشان بوده است .

شاهزاده رضا پهلوی در پاسخ به پرسش خبرنگار چنین میگوید

فوکوس آنلاین: کوتاه زمانی بعد در گذشت پدرتان شما در مصر به جانشینی او برگزیده شدید.

پهلوی: این مراسم در بیستمین زادروز من برگزار شد. طبق قانون اساسی ما می بایستی به این سن رسیده باشم تا بتوانم شاه شوم. البته بعد می بایست در مجلس ایران هم سوگند پادشاهی یاد می کردم. بنابراین می توان گفت که «بنا به قانون» شاه ایرانم.

اولین پرسشی که مطرح میشود این است که کسانی که تمام معلوماتشان تاریخ مشروطه است و از این دریچه واقعیت های ایران را برررسی میکنند ، چرا مشروعیت قوانین آن را به زیر سوال میبرند؟ اگر انقلاب مشروطه دستاورد بزرگ مردم ایران است چگونه قانون بر امده از آن مشروع نیست؟ آیا بر اساس قانون مشروطه مدعی دیگری برای پادشاهی ایران جز شاهزاده رضا پهلوی سراغ داریم ؟ اگر اقای محمد امینی شخص دیگری را میشناسند لطفا معرفی کنند . اما شاید ایشان به انقلاب اسلامی 57 باور دارند و قوانین آن را مشروع میدانند ؟

همانطور که ایشان اشاره کرده اند آن رفراندومی که در شرایط احساسی بعد از انقلاب سبب حاکمیت اسلام و شریعت بر کشور شد از نظر جناب اقای امینی مشروع است و ایشان حق دارند از آن دفاع کنند . نگارنده هم حق دارد تا از نظام جمهوری ایرانی دفاع کند . لازم به توضیح است که من طرفدار نظام جمهوری ایرانی هستم  و اگر روزی آن رای گیری که  شاهزاده رضا پهلوی بدرستی در این مصاحبه به آن اشاره کرده اند انجام شود  قطعا به جمهوری ایرانی رای خواهم داد . اما آیا شاهزاده رضا پهلوی و طرفداران نظام پادشاهی این حق را ندارند که طرفدار نظام مشروطه پادشاهی باشند ؟ اگر طرفداران جمهوری این ادعا را مطرح کنند که در زمان پدر ایشان چنین شد و چنان شد (بیشتر ادعاهای ایشان نقد از موضع واپسگرایی است و در این مقاله به ان نمیپردازم ). آیا طرفداران پادشاهی نمیتوانند ادعا کنند که در زمان جمهوری این همه مصائب بر مردم رفته و تمام منافع ملی به تاراج رفته و ما در جهت معکوس در تاریخ حرکت کرده ایم پس جمهوری نمیخواهیم و اگر طرفداران جمهوری بگویند که این جمهوری با جمهوری اسلامی متفاوت است آیا طرفداران مشروطه این حق را ندارند که از مشروطه دیگری گفتگو کنند؟

اما دلیل دیگری هم برای تحریف جملات و نقد متن تحریف شده وجود دارد که آن هم برخورد شخصی است به نظر میرسد دلیل دوم قانع کننده تر باشد زیرا نگارنده از نزدیک با آقای محمد امینی در فضای مجازی اشنا هستم و ایستار ها و علائق ایشان را بخوبی میشناسم . در هر صورت چون جهت گیری عاطفی از ویژگی های انسان سنتی است به ایشان پیشنهاد میکنم برای جولان در عرصه سیاست از این جهت گیری های عاطفی دوری کنند و مصلحت کشور را بر آن مقدم دارند .

موارد دیگری نیز همچون نسبت دادن شاهزاده به دریافت پول از کشور های عربی و... وجود داشت که در مقاله بعدی به آن میپردازم .و دیگر اینکه شاهزاده رضا پهلوی سرمایه سیاسی مردم ایران است در تحلیل محتوای سخنرانی های ایشان کلمات کلیدی ایران ، شهروند،حقوق بشر ،آزادی سیاسی ،تمامیت ارزی ،مخالفت با حمله بیگانگان بیش از دیگر سیاسی های خارج از کشور نمود پیدا میکند شاید نقدی که بر تمام اپوزیسیون امروز وارد است این است که آنها موفق نشده اند تا یک استراتژی توسعه و همچنین یک تصویر مطلوب از ایران بعد از جمهوری اسلامی ارائه دهند که با توجه از شناختی که اینجانب از شاه زاده رضا پهلوی دارم امید است تا با تشکیل اتاق های فکر و کمک گیری از کارشناسان و صاحب نظران در جهت رفع این نقص هم اقدام کنند.

 به امید ایرانی آباد و آزاد و نیرومند

 

 

بخش: 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

نظر: 

جناب ارش. نتیجه کار اینها خواسته یا نا خواسته بیشتر سرکوب اپوزسیون یا مهار ان است. اینها کوچکترین مشکلی با اصلاح طلبان خط امامی ندارند.

نظر: 

بار دیگر به اطلاع آقای امینی و نویسنده این مقاله رسانده میشود که متن منتشر شده توسط این مجله یا روزنامه به همان زبان آلمانی مورد اعتراض قرار گرفته و دفتر رضا پهلوی از مجله فوکوس توضیح خواسته.بنابراین ترجمه اش به فارسی هم که این نویسندگان به آن رجوع میدهند احتمالا یکجاهایی مطابق نظرات رضا پهلوی نیست که آنرا تکذیب کرده!! پس نه امینی که خواسته با این مصاحبه عقده هاش را خالی کند حرفش ارزش دارد و نه ارش که بیخودی زحمت میکشد و به حرفهای این اقا جواب میدهد. وقتی رضا پهلوی میگوید این چیزی که منتشر شده با حرفهای من تفاوت داره، دیگه چه جای بحث کردن هست؟!!!! این هم لینک توضیح خواستن از مجله یا روزنامه فوکوس که از آن توضیح خواسته و نوشته متن مصاحبه را که به انگلیسی بود منتشر کند. http://www.rezapahlavi.org/details_article.php?article=605&page=1 معلوم است این رضا پهلوی میدانست با چه کسانی

نظر: 

جناب آقای امین محمدی در مقاله توضیحات شما آمده با این حال کل مصاحبه که کذب نبوده نقد من بیشتر روش آقای محمد امینی است

نظر: 

جنا ب امین محمدی در مقاله به مطلب شما اشاره شده است اما در هر صورت مصاحبه انجام شده است و مقاله آقتی امینی هم چاپ شده است و نیاز به جواب وجود داشت

نظر: 

من از بالا تا پایین این مصاحبه رو با دقت خوندم اما موندم مشکل این مصاحبه کجاشه که یه عده پیرهن عثمون درست کردن ازش؟! گویا دوستان حکومتی از ایده تشکیل شورای ملی خیلی حراس کردند که این بلوا بپا شده!

نظر: 

جناب آقای امین محمدی. فکر نمی کنید این مدت کافی بوده تا آقای رضا پهلوی متن اصلی مصاحبه را از فوکوس آنلاین بخواهد وآن را به دست مترجم مورداعتمادش بسپارد تا ما ابتدا ببینیم این قبری که سرش گریه می کنیم اصلاٌ مرده درش هست یا نه؟ من سالهاست که دراتریشم و زبان آلمانی درحکم زبان مادری من است. متن آلمانی منتشره در فوکوس را با ترجمۀ فارسی آن مقایسه کردم. می توانم بگویم که از اختلاف سلیقه د حد برخی واژه ها که بگذریم ترجمه بی کم و کاست برگردان متن آلمانی است. حال این با آقای پهلوی است که یکبار برای همیشه از فوکوس بخواهد دراین مورد روشنگری کند که آیا در متن دست برده است یا نه. آن وقت است که با خیال راحت می توانیم در بارۀ محتوا صحبت کنیم. متشکرم.

افزودن نظر جدید

CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.