ایران در وضعیت  «زوگزوانگ»

وضعیتی در بازی شطرنج وجود دارد که بازیکن شطرنج‌ نه کیش است نه مات و نه پات و نه آچمز... .
حق حرکت دارد اما آرزو می‌کرد ای کاش اين حرکت را هم نداشت؛ حق حرکات بسیار دارد اما فایده‌ای ندارد چون با هر حرکتی، با حرکت بعدی حریف مات می‌شود به این حالت اصطلاحاً «زوگزوانگ» یا حرکت اکراهی گفته می‌شود.
جمهوری‌اسلامی پس از چهل یک سال امروز به وضعیتی در صحنه شطرنج سیاست بین‌الملل رسیده، که نه کیش است، نه مات شده و نه در شرایط پات قرار دارد.

وضعیتی در بازی شطرنج وجود دارد که بازیکن شطرنج‌ نه کیش است نه مات و نه پات و نه اچمز... .

حق حرکت دارد اما آرزو می‌کرد ای کاش اين حرکت را هم نداشت؛ حق حرکات بسیار دارد اما فایده‌ای ندارد چون با هر حرکتی، با حرکت بعدی حریف مات می‌شود به این حالت اصطلاحاً «زوگزوانگ» یا حرکت اکراهی گفته می‌شود.

جمهوری‌اسلامی پس از چهل‌سال امروز به وضعیتی در صحنه شطرنج سیاست بین‌الملل رسیده، که نه کیش است، نه مات شده و نه در شرایط پات قرار دارد.

  اکنون در برجام حضور دارد اما عملاً هیچ حرکتی صورت نمی‌گیرد و هیچ سودی از آن نمی‌برد. بی‌حرکت است اما حق حرکت دارد و می‌تواند این وضعیت را ادامه دهد یا از آن خارج شود ولی نتیجه هر دو انتخاب برایش هیچ» است.

می‌تواند FATF را تصویب کند و به شبکه بین‌المللی حساب و کتاب‌های پولی شسته و رفته بپیوندد و دروازه پولشویی را ببندد اما مبتلا به مصیبت‌های دیگر می‌شود.

می‌تواند در همین حالتی که الان قرار دارد بماند و نابودی و اضمحلال کشور و مردم را با چشم باز و با توسل به سرکوب نظاره کند و یا لاجرم دست به حرکتی بزند!

نمی‌تواند حرکت هم نکند چون در داخل به شدت تحت‌ فشار است، اقتصادش فروپاشیده است و در آستانه فروپاشی محتوم اجتماعی‌ست که فاجعه‌آمیزترین نوع از فروپاشی‌‌هاست؛ بلایای طبیعی و بعضاً خودساخته و ویرانی بخش عظیمی از شهرها و زمین‌های حاصل‌خیز کشاورزی و نارضایتی عمومی مردم از خدمات ناقص و بی‌هدف دولت و سردرگمی در برابر سیل ویرانگر و خانمان‌سوزی که به زودی میادین نفتی خوزستان را فرامی‌گیرد و هزاران معضل و مصیبت دیگر که مانند تار عنکبوت گرداگرد این حکومت را فراگرفته، دارد آن تتمه‌ی مشروعیتش را هم از بین می‌برد و هر لحظه امکان دارد با شورش کور گرسنگان مواجه شود.

حکومت می‌تواند دست به یک حرکت انتحاری بزند، مانند خروج از برجام و دوباره فعالیت هسته‌ای‌اش را از سربگیرد یا یک موشک شلیک کند بهطرف اسراییل...

اما با کدام پشتوانه؟ با کدام اقتصاد؟

با این وضعیت فروش نفت، یعنی نفت در برابر غذا و دارو و در شرایط بغرنج و رنج‌آور اقتصاد داخلی، که هر روز مردم گرسنه‌تر و متلاشی‌تر از پیش می‌شوند.

نظام در بررسی و تصویب لایحه بودجه سال آینده کشور دچار سرگیجه شده است، گیج می‌زند، هرچند گاهی دچار توهم است چون نمی‌داند اصلاً آیا سال آینده می‌تواند نفتی صادر کند یا نه؟

به چه مقدار و چگونه؟

به کدام کشور متقاضی؟

آیا اساساً مشتری‌ای برایش مانده؟... با توجه به سفر مشکوک اخیر محمدبن‌سلمان ولی‌عهد عربستان به سه کشور پاکستان، هند و چین که عمده خریداران نفت ایرانند و تازه به چه قیمتی و اصلأ چه‌گونه پول آن‌ را دریافت کند؟!

با این فشار سهمگین تحریمی از سوی ایالات متحده و این‌که اساساً با این رشد تورمی افسارگسیخته و کمبودها از آن‌سو با نارسایی‌ها و اعتراضات جسته و گریخته داخلی چه کند؟!

این‌که طی مدت یک سال گذشته چه در تورم نقطه‌به‌نقطه چه در تورم سالانه ارزش پول ملی بیش از دویست‌ درصد کاسته شده چه‌گونه می‌تواند حقوق کارمندان را افزایش دهد؟!

اگر هم بخواهد افزایش دهد از کدام منبع یا منابع؟!

مشکل نظام جمهوری اسلامی (سوای فساد فراگیر که اكثر بنگاه‌ها و نهادهای مالی و اداری کشور را در برگرفته) از آن‌جایی آغاز شد که سیاست استراتژیک خود را بر خلاف همه کشورهای دنیا به‌جای آرایش بر مبنای منافع‌ ملی، بر مبنای سست و غیرعقلانی منافع ایدئولوژیک خود تبیین و تعیین کرده است.

حساب و کتاب جمهوری‌اسلامی در مواجهه با جهان خارج نیز نه هیچ‌گاه بر اساس منافع‌ ملی و سنجش سود و زیان آنی مصالح کشور و رفاه مردم کشورش بوده و نه بر اساس مشی آینده‌نگرانه بلکه همواره این بوده که در رابطه با فلان کشور آیا می‌تواند به گسترش منافع ایدئولوژیک خود دست یابد یا خیر؟! که ابداً برای او مهم نیست نفع ملی و مالی می‌برد یا نه!

واگر نه، کیست که نداند فی‌المثل رابطه با دیکتاتوری بدنام به‌نام بشار اسد و ایضاً با این سوریه لت‌و‌پارشده تنها موجب زیان ملی و در خطر افتادن منافع‌ استراتژیک و زوال اقتصاد کشور و در نهایت منجر به متلتشب‌شدن بنیان حکومت خویش می‌شود که هم‌اینک در آستانه آن قرار گرفته است.

این‌که دل بسته است به حمایت دو اختاپوس و راهزن بین‌المللی: روسیه و چین، این دو کشور بر خلاف تصور ما تمام گردونه و مدار سیاست خارجی‌شان با وجود حاکمیت نظام کمونیستی- سوسیالیستی همواره غایت انتفاع ملی و تأمین منافع‌ کشورشان بوده و اولویت نخست تدابیر سیاسی‌شان بهره‌کشی از کشورهای بحران‌زده با حداکثر توان است و اگر گاهی در سطوح کلان بین‌المللی دست به جنبش‌هایی می‌زنند نه با هدف حمایت از سیاست ما بلکه با هدف ایجاد توازن قوا وحفظ هژمونی قدرت و صیانت از بازار تجاری خود و تامین آن در برابر توان بالای اقتدار آمریکا و اروپاست.

منبع: 
ارسالی از تلگرام
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: