«صفحه شما»

دوستان و خوانندگان عزیز، امکان کامنتها واقعا به شما تعلق دارد. هدف ما ایجاد محیطی دوستانه برای تبادل نظر است. آزادانه نقد، نظر، خبر، تفسیر، تحلیل و... بنویسید اما خواهش می کنیم بدون نام بردن از اشخاص حقیقی و حقوقی در کمال امنیت برای خود و دیگران فضایی ایجاد نمائید که بدور از توهین و اتهام و جوسازی و مسموم کردن محیط تبادل نظر باشد. توجه داشته باشید کامنتهایی که این موارد را در نظر نگیرند، منتشر نخواهند شد.
شما می‌توانید با فرستادن ایمیل به آدرس سایت info@iranglobal.info به عنوان کامنت نویس نام‌نویسی کنید و با گرفتن کد سایت، کامنتهای خود را مستقیما در زیر مطالب و یا در صفحه شما قرار دهید. امتیازِ گرفتن کد این است که با آنلاین شدن در سایت و نوشتن کامنت، نظر شما بلافاصله و مستقیما منتشر می‌شود.
نام می‌تواند مستعار باشد. واقعی یا مستعار بودن نام در ایمیل نیز اختیاریست. به این ترتیب اطلاعات کسانی که مایل به افشای نام و هویتشان نیستند، برای ما نیز نامعلوم خواهد بود.
لطفا اعتراض، انتقاد و پیشنهاد خود را به آدرس info@iranglobal.info ارسال کنید. از پاسخ به اعتراضات در کامنتها معذوریم.

دیدگاه‌ها

 

نام: 
رازی
نظر: 
ر نکته آخر اینکه آ. ائلیار عزیز در زیر یکی از مطالب نوشته است که آرزوی استقلال آذربایجان را دارد. پیش شرط اولیه تحقق این آرزو، انشقاق میان آذربایجانیها و بقیه مردم ایران است. ولی از آنجایی که آرزو بر خلاف هدف تأثیر بیشتری بر ناخودآگاه انسان می گذارد، سوال من اینست: آیا آ. ائلیار می تواند این آرزو را از ناخودآگاه خودش پاک کند و به مسائل کاملا برون ذهنی objective نگاه کند؟ آیا او بطور ناخودآگاه هر آنچه را که در راستای این انشقاق باشد ترویج نخواهد کرد؟ آیا در این چارچوب او به ادبیات نفرت (که روند انشقاق را تسریع می کند) میدان نخواهد داد و در برابر منتقدان دست به توجیه آن نخواهد زد؟ و سؤال آخر اینکه اگر اختلاف و دشمنی شرط اول گرایش به جدایی و استقلال است، آیا آ. الیار می تواند بر خلاف ناخودآگاه دشمنی جو و جدایی خواهش قدمی در راه دوستی انسانها بردارد، یا اینکه خواسته و ناخواسته از ادبیاتی تمجید
نام: 
رازی
نظر: 
با اجازه دوستان و بزرگان من خودم را باز هم قاطی بحث می کنم. آقای اقبالی نکته درستی را می گوید، که می شود بر اساس آن بحث را متمرکز کرد. ما باید در درون رسانه‌هایمان همان آزادی بیانی را بخواهیم که در فردای ایران، در درون جامعه خواهان آن هستیم. با این تعریف من بشدت طرفدار درج نظرات تجزیه طلبان هستم ( زیرا می خواهم در ایرانی زندگی کنم که آنها هم حق ابراز نظر را داشته باشند) و به همان شدت مدافع سانسور ادبیات نفرت هستم (زیرا می خواهم در ایرانی زندگی کنم که صدای نفرت پراکنان در آن خفه شود، از نفرت بر علیه همجنسگرایان گرفته تا زنان و پیروان ادیان و اقوام ایرانی و غیر ایرانی). بهنام عزیز به اروپائیان انتقاد می کند که چرا اجازه نمی دهند کسی هولوکاست را بزیر سؤال ببرد. دوست عزیز! من هم قبلا مثل شما فکر می کردم، تا اینکه یکبار یکی از سینه‌چاکان ولایت فقیه چشم درچشم مادر یکی از قربانیان اعدامهای سال 67
نام: 
سعید
نظر: 
پاسکال فیلسوف فرانسوی گفته بود: اگر ”چند گونگی که به یگانگی نیانجامد آشفتگی است و یگانگی که حاصل چندگونگی نباشد ستمگری است.در اروپا احزابی که برای تبیین مسئله چیستی هویت مجموعه های انسانی«ملت » تکیه بر عامل نژاد و زبان میکنند و با همین نوع نگاه«خارجیان» را غیر ملت اروپایی میدانند، احزاب نژاد پرست میگویند.اما دربازار مکاره ای که«چپ» و تجزیه طلب دکان نظرات سیاسی باز کرده اند میشود کالای نژاد پرستی را بنام پرولتر،«حقوق بشر» و«حق تعیین سرنوشت »به بهای«ارزان»جنگهای قومی- ارضی خرید.جلوگیری کردن از«کُردیزاسیون»،«ترکیزاسیون»و«فارسیزاسیون» ترنم باران «آرزوهای انسان چپ وترک و کرد و بلوچ» است. لطفا برای پیدا کردن اجناس درجه چندم نژاد پرستی دربازار مکاره سیاست به دکان دونبش محافل پرتقال فروش!«چپ» و تجزیه طلب رجوع کنید!به گفته بسیاری از کنگرسمن های آمریکا و اروپا کیفیت «تولیدات داخلی »...
نام: 
آتوسا
نظر: 
صورت مساله ایران است؟ کدام ایران؟ ایرانی‌ که تو مرزهای پاکستان و افغانستان و تا حدودی عراقش طرف صبح قتل انجام میده بعد از ظهرش آن طرف رفت که بره. گروگانگیری باجگیری ‌ها قاچاق مواد مخدر(البته بیشتر شبیه تبادل کالاست تا قاچاق)روزانه،و بر طبق ادعای خودتان برادران خونی و تاریخی‌ شما هستند.اگر به برادران افغان و پاکستانی‌ پارس شما توهینی بشود چون چارچوب شما مثلا ایران است واکنشی نشان نمی‌دهی؟
نام: 
مسؤل فنی ایران گلوبال
نظر: 
آراز فنی گرامی نام شما تا به حال به صورت آراز فانی نوشته شده بود. لطفا به ما اطلاع دهید که کدام یک درست است تا تصحیح کنیم. آراز فنی یا فانی؟
نام: 
قهرمان قنبرى
نظر: 
جناب سعيد،شايد با تمسخر تسكين پيدا مى كنيد،ولى چناچه عرض كردم اين همزاد تركيه اى شماست و اتفاقا خيلى همفكر هستيد،ولى او كمى از شما دلسوزتر است،او مى داند كه خودمختارى يا استقلال يا رسيدن به حقوق انسانى خلقهاى تحت ستم در ايران،دروازه اى خواهد بود براى خلق كورد تركيه،چناچه حالا همان مبارزه كوردهاى تركيه الگويى است براى ما،اگر نوشته و صحبتهايتان اسمها را عوض كنيم ،هر دو از همديگر قابل تشخيص نيستيد،اين از افكار انسانى جنبش ما نشات مى گيرد كه هر فاشيسمى را محكوم كنيم و برايش تورك و فارس و كورد فرقى نمى كند،شايد در اول راه باشيم،ولى همين قدر جرات و استقلال داريم كه اگر ولو كسى از خودمان خواست ما را به انحراف بكشاند،خودمان افشا و محكومش كنيم،و در اين راه پيش قدم شويم، پس لطفا از فرق فاشيسم و مبارزات خلقهاى اذربايجان ،كورد و عرب كمى درس بگيريد ،باور كنيد راسسيم راه حل نيست
نام: 
قهرمان قنبرى
نظر: 
با تشكر از لطف تان جناب اىليار،البته يكى از رهبران فكرى ولى کوچوك ،دوغو پرينچك صاحب امتياز روزنامه جمهوريت،رهبر حزب كارگر(ايشچى پارتى)كه همراه با ولى كوچوك از زندان ازاد شد(متهم در پرونده أرگنه گون)كسى كه وقتى بازداشت شد،ألكساندر دوگين ،ادعا كرد كه اين دسيسه اى از طرف غرب بر عليه دوستان روسيه بود!
او بعد از ازادى در ميتينگ خود در ٢٢ مارس ٢٠١٤ كه در ازمير برگزار كرد،باز همان ادعا هاى ژنرال ولى كوچوك را تكرار كرده اينبار در مقياسى بزرگتر،او همان طرح (bop) را خواسته و دسيسه امپرياليست ها معرفى كرده كه مى خواهند نقشه همه خاورميانه را به هم بريزد،و جالب است كه گفته جوانان پرشين در مقابل امريكا قهرمانانه مقاومت مى كند،لازم به توجه است كه او مخصوصا از لفظ پرشين استفاده كرده، (حتما در مقابل عوامل امپرياليست كه توركهاى اذربايجان،كوردهاو عربها باشند.چون كه محور سخنانش فروپاشى و تجزيه تركيه
نام: 
اژدر بهنام
نظر: 
کشور ما ایران همانند فرش زیبای رنگارنگی است و زیبایی آن هم به همین رنگهای فراوان زیبای آن است. اگر این رنگها را از آن بزداییم، ایرانی سیاه خواهیم داشت. انسانهایی که در این کشور زندگی می‎کنند، طبیعتا نظرات مشابهی ندارند. از راست راست تا چپ چپ، کسانی که تمامیت ارضی ایران را مقدس می‎دانند تا کسانی که تمامیت ارضی برایشان پشیزی ارزش ندارد، کسانی که خاک را محور قرار می‎دهند تا انسان محوران، از تمامیت‎گرا تا تجزیه طلب و استقلال طلب، انسانهای معتقد به ادیان گوناگون، انسانهایی با زبانها گوناگون و... ساکنان این سرزمینند. و ایران‎گلوبال سایتی است که می‎خواهد همه اینها را پوشش دهد. این آن ایده‎ای است که از تعریف ایران‎گلوبال از خود در صفحه "درباره ما"ی آن می‎توان فهمید. ما می‎توانیم خود را بازتعریف کنیم. خود را مشخص‎تر بیان کنیم، حشو و زواید را بزنیم و با استفاده از تجربه چند ساله پشت سر، طرحی نو
نام: 
آ. ائلیار
نظر: 
قنبری گرامی، ممنون از توضیحات مبسوط شما. وضعیت این جناب روشن شد. اما آنچه من در مورد دوری مبارزه رفع تبعیض در آذربایجان، از این گونه جریانات و نظیر آنها میتوانم بگویم این است که: بله قدرتهای بزرگ، عواملشان، دولتهای همسایه و منطقه، تنها به خاطر «منافع مختلف خود» - سیاسی- اقتصادی - فرهنگی- قدرت طلبی وو، یعنی پروژه های خود-با جنبشها ارتباط برقرار میکنند، و میکوشند این مبارزات را توسط عناصر خود در دایره اهداف خودشان کنترول و هدایت کنند. هر وقت هم جنبش از خواسته های آنها نافرمانی کرد افشاگری راه بیندازند و به آنها ضربه بزنند. من با توجه به تجاربی که جنبشهادرسطح جهان در طول این یک قرن در این موارد داشته اند در مقالاتم چنین نوشته:
نام: 
سعید
نظر: 
«گل بودی و به سبزه »نیز آراسته شدی!!
نام: 
بحث
نظر: 
از آقای اقبالی باید پرسید" آیا ایران ملک پدری شماست؟ که وکیل گونه از طرف دیگران صحبت میکنی؟ آقای عزیز! شاه هم میگفت که اگر من بروم ایران ایرانستان میشود. شما چرا بجای دیگران حکم صادر میکنی؟ از یک طرف شعار آزادی میدهی، از طرف دیگر حکم سانسور! آقای عزیز! حرفهای شما با هم نمی خوانند. در فرهنگ دموکراسی بحث و مبارزه افکار هست. فرهنگ دموکراسی فرهنگ بحث و گفتگوست! آن تجزیه طلب هم که داد سخن میدهد، ایرانی است و حرف دارد برای گفتن. آن هم مثل هر کس دیگر حقوق زبانی، مدنی، سیاسی، اجتماعی، منطقه ای، استانی، دارد. آیا تا بحال از خودت پرسیده ای چرا ملیتهای ایران در صدد جدائی و تشکیل اقلیم خود هستند؟ آیا تابحال از خودت پرسیدی چرا پان ایرانیستها به دیگر ملل ایرانی تحقیر وتوهین میکنند؟ آیا تابحال از خودت پرسیدی ، چرا زبان ملیتهای ایرانی از طریق دیکتاتورهای شیخ و شاه سرکوب و قدغن شده است؟ آیا این است
نام: 
اقبال اقبالی
نظر: 
ائلیار گرامی؛
ایجاد دیالوگ یک چارچوب دارد. چارچوب آن طبق مصوبه "در باره ما:
" سایت، مدافع یک جمهوری سکولار و دمکرات در ایران فرداست ". کسانی که به ایران فردا اعتقادی ندارند، راهشان را جدا کرده اند. صورت مسئله ایران است! نیروئی که برای "ساختن ایران فرداست" مخاطب سایت است! البته رقص باباکرم را هم در جریان سمفونی می پذیریم و بدرستی نوشتیم که:
"ایران گلوبال به معرفی مطالب و دیدگاههای ایرانیان حول مهمترین مسایل جنبش دمکراسی خواهی می پردازد!"
و بروال تا کنونی:
سایت "مخالف سیاست حذف نظرات سایر دگراندیشان حقیقی و حقوقی است و در این خصوص سانسور را کار نادرستی می داند!"
نام: 
تجزیه ظلب
نظر: 
ایرانی که در ان بر 70 در صد مردمان غیر فارسش ظلم می شود باید تجزیه شود. از طرف یک تجزیه طلب
نام: 
نویسنده
نظر: 
اسرائیل در زمان اولمرت فرصت داشت که یک کشور و دو دولت را کسب کند، اما به سبب جاه طلبی، آن فرصت را از دست داد و پس از این که کشور فلسطین در سازمان ملل به پایتختی قدس شرقی توصیب شد، آن طرح کنار رفت و حالا همگان حتی بخش بزرگی از اسرائیلی ها از دو کشور در کنار هم سخن می گویند.
نام: 
آ. ائلیار
نظر: 
اقبالی گرامی، 1- بالاخره من نفهمیدم مقالات به قول شما «قوم پرستان» را منتشر کنیم یا نه؟ اگر موافق هستید منتشر کنیم، که میکنیم. مشکل کجاست؟ اگر بگوییم به سایت های خودشان ارسال کنند یعنی که آقا منتشر نمیکنیم. فقط استثنایی منتشر میکنیم جهت بحث و نقد. آیا منظورتان همین است؟ 2- چطور امکان دیالوگ را بین همه ایجاد کنیم؟ چطورآنها را جهت اتحاد و همبستگی بهم نزدیک کنیم؟ با توجه به فرار از همی که دارند؟ 3- لطفاً نظرتان را عملی ، روشن کنید نه تئوریک. 4- چطور عمل کنیم؟ روش عمل خود را نشان دهید ممنون میشوم.
نام: 
اقبال اقبالی
نظر: 
ائلیار گرامی؛
بهتر است نظر مرا آنطور که هست مورد نقد قرار دهید. من از آزادی اندیشه بطور بی قید و شرط دفاع می کنم. عزیز من کجا من از سانسور سخن گفته ام. بار دیگر سیاه روی سفید می نویسم که: "اما اگر حضور عده ای در راستای اهداف ذکر شده نبوده و قصد ایجاد تشنج، تفرقه و سمپاشی دارند، باید اصول و مبانی ایرانگلوبال و آدرس سایت های همفکرانشان را پیشاروی شان نهاد! ما باید بیش از گذشته به این امر صراحت دهیم و آنکس که جدائی طلب است مقالات و نظرات خود برای سایت های جدائی طلبان ارسال کند.
موضوع کار ما ایران و ساختن فردائی بهتر برای شهروندان این کشور است. مرکز ثقل گفتمان ما همگرائی ایرانیان و نه شقه شقه کردن مردم با بهانه دین، قوم و نژاد است. در جریان تدوین "هویت ما" بحث هائی صورت گرفت که پس از این تجربه طولانی می توان نسبت به عوارض عدم تدقیق مبانی سخن گفت"


نام: 
جمال
نظر: 
یک عکس برای یلینیک عکس رهبر تروریستی النصر با یکی از رهبران حزب حاکم تورکیە

http://www.xendan.org/dreja.aspx?=hewal&jmara=87498&Jor=3
نام: 
Anonymous
نظر: 
http://news.gooya.com/politics/archives/2014/04/177803.php
جامعه شناسی رفتار سیاسی ما: دکترین انتخاب بین بدو بدتر٬ علی طایفی/......نظام اسلامی که خود محصول انتخاب بد و بدتر در سطح روابط بین مللی اروپای غربی و امریکا بود، توانست با همین حربه و سیاست عملی در داخل کشور به تثبیت موقعیت خود اهتمام ورزد. دولتهای غربی زمینه خروج شاه ایران و ورود خمینی برای فتح کشور و رهبری سیاسی یک انقلاب به رهبری یک آیت الله را فراهم ساختند، سناریویی که مبتنی بر این دوگانه "بد و بدتر" بود که انتخاب یک "عمامه بهتر از چپهای تندرو بود"......

نام: 
قهرمان قنبرى
نظر: 
با سلام جناب اىليار،ولى کوچوک متولد ١٩٤٤ در شهرستان بيله جيك،بعضا خود را از اذربايجانى هاى تركيه خوانده،فرمانده هى ژاندرمرى در استانهاى،وان،اغرى،گيره سون،اسكى شهير،حاتاى و اخرين وظيفه اش فرمانده ژاندرمرى در بيله جيك (محل تولد)كه در سال ٢٠٠٠ بازنشته مى شود،مورد اتهام در حادثه سوسورلوك كه منجر به قتل رئيس پليس و زخمى شدن نماينده مجلس شانلى اورفا از حزب رفاه كه اين حادثه را بخاطر تضعيف حكومت اىتلافى رفاه،يول حدس مى زدند،او بعدا متهم به تشكيل jitem نهاد اطلاتى مستقر در ژاندارمرى بدون اطلاع دولت و ستاد كل نيروهاى مسلح مى شود كه امر قتلهايى در تركيه است كه به فاعل مجهول معروف است، بعد از بازنشستگى در سال ٢٠٠٢ درخواست كانديداتورى در مجالس و عضويت در AKP مى كند كه درخواست عضويت و كانديداتوريش در حزب از طرف كميته تفتيش رد مى شود،و بعدها حتى نفرت و ناراحتى خود را از اين مسله
نام: 
yenilik
نظر: 
""" جناب اقبالی از یک درک اشتباه به یک نتیجه گیری اشتباه میرسند """ ایشون میگویند کسانی‌ که موجودیت ایران را به رسمیت نمی‌‌شناسند، واقعیت این است که ایران موجودیت من ترک آزربایجانی را قبول ندارد، برایم تاریخ سازی می‌کند، فقط موجودیت فارس و زبان فارسی‌ را به رسمیت می‌‌شناسد، من برای کسی‌ تاریخ سازی نمیکنم، هر کسی‌ را آنطوری که است قبول دارم، من منکر وجود فارس در ایران نیستم، اول مشخص کنید کی‌ ، کی‌ را انکار می‌کند. کی‌ ، کی‌ را تحقیر می‌کند، باز هم میگم شما بدون حل تضاد ها، به جائی نخواهید رسید.
نام: 
آ. ائلیار
نظر: 
اقبالی گرامی، نوشته اید :«... آنکس که جدائی طلب است مقالات و نظرات خود برای سایت های جدائی طلبان ارسال کند.»ما در ضوابط داریم:« بحثهای نظری و تئوریک درباره این مقولات امکان انتشار در سایت را دارند.---سایت مخالف سیاست حذف نظرات سایر دگراندیشان حقیقی و حقوقی است و در این خصوص سانسور را کار نادرستی می داند!» پس با این اصول چکار کنیم؟ اگر نظرات را منتشر نکنیم پس «آزادی بیحد و حصر بیان محترمانه عقاید» چه میشود؟ دموکراسی کجا میرود؟ آخه شما آن بالا که نوشتید آزادی مهمتر از غذاست ؛ پس آن را چکار کنیم؟ والله نمیدانم از یک طرف با سرعت فوتون شعار میدهیم و نان مقدس را هم کنار میزنیم -از سوی دیگر میخواهیم مقالات را سلاخی کنیم. من نمی فهمم موضوع واقعاً چیست؟ قبلاً گفته ام ایرانگلوبال سایت نیست. یک شبکه کوچک و کوچک و کوچک اجتماعی ست. همه چیز دارد. هم روشنگری و هم تاریک گری. هم تبلیغات. و هم بحث .
نام: 
آ. ائلیار
نظر: 
قنبری گرامی، در صورت امکان این ژنرال را کمی معرفی کنید: اهل کجاست؟ چه رابطه ای با مسایل آذربایجان و داک دارد. علت طرح این مسایل توسط او چه میتواند باشد؟ فکر میکنید او دروغ میگوید؟با تشکر از شما.
نام: 
اقبال اقبالی
نظر: 
تاکید بر هویت سیاسی سایت به استناد مصوبه شورای همکاران ایرانگلوبال:
"سایت، مدافع یک جمهوری سکولار و دمکرات در ایران فرداست". کسانی که موجودیت ایران را برسمیت نمی شناسند، ایرانگلوبال آدرس اشتباهی برای آنهاست. و اتفاقن همین عناصر عامل تنش ها در سایت هستند.
قاعدتا کسانی که خود را با اهداف سایت همسو می دانند یعنی "همگامی و اتحاد عمل کلیه نیروهای سکولار ایرانی برای حقوق بشر و دمکراسی در کشور را پی می گیرد." می توان به انها خوشآمد گفت!
اما اگر حضور عده ای در راستای اهداف ذکر شده نبوده و قصد ایجاد تشنج، تفرقه و سمپاشی دارند، باید اصول و مبانی ایرانگلوبال و آدرس سایت های همفکرانشان را پیشاروی شان نهاد!
ما باید بیش از گذشته به این امر صراحت دهیم و آنکس که جدائی طلب است مقالات و نظرات خود برای سایت های جدائی طلبان ارسال کند.
نام: 
سعید
نظر: 
میگویی«من یک تجزیه طلبم» میگویم مبارکت باشد شما از دریچه تنگ قوم گرایی سر منشاء اصلی سرکوب آزادی علیه مردم ایران را«فارس»میدانید و مسئله تان تجزیه است و اینقدر توی سر فارسها نزنید. می گویی سیستم عدم تمرکز تنها ضامن دمکراسی در ایران است؛ می گوییم،اگر بحث بر سر تمرکز قدرت است و اشخاص حقیقی و حقوقی که ارکان نظام جمهوری اسلامی-عربی را تشکیل میدهند وشامل ولی فقیه ،رئیس مجلس،رئیس جمهور،رئیس قوه قضائیه و مقامهای بالای امنیتی-نظامی وغیره میشود آیا دراختیار«ملت حاکم فارس»است وترک وعرب درمدیریت کلان ودربوروکراسی سیاسی وارتش حضوری ندارند؟آیا ترک‌ها پیرامون ساختار قدرت مالی و اقتصادی قرار دارند؟چه تعداد از اشخاص حقیقی که نقش تعیین کننده در ارکان نظام جمهوری اسلامی-عربی دارند ، فارس هستند؟ و بدلیل تعداد بسیار ترک زبانان در پست های مهم سیاسی، در امور اقتصادی و مالی اگر قرار باشد بجرم نقض....
نام: 
منوچهر
نظر: 
جناب يوسف گرامي, بر خلاف تصور شما, پان تركها نه تنها باعث دردسر رژيم نيستند بلكه ابزار مناسبي در دست آخوندهاي جنايتكار واقع شده اند تا به بهانه مبارزه با تجزيه طلبي و حفظ يكپارچگي كشور شيعي, به سركوب گسترده هر نوع صداي آزادي خواهي بپردازند. اگر آخوندها تشخيص دهند به كارگيري زبان تركي در گسترش امپراطوري شيعه بهتر از زبان فارسي كاربرد دارد, همان را انتخاب ميكنند. آخوندها دشمنان قسم خورده هر فرهنگي هستند كه در تناقض با دين اسلام, مخصوصا" مذهب شيعه قرار گيرد. كافي هست شما دو كتاب تاريخ پنجم ابتدائي رژيم سابق را با حكومت ملايان مقايسه كنيد. اولي در بزرگ نمائي تمدن آريائي در حد مبالغه آميز كوشيده و دومي اساسا" منكر وجود آن هست و مبناي تاريخ را شروع تمدن اسلامي تلقين ميكند.