«صفحه شما»

دوستان و خوانندگان عزیز، امکان کامنتها واقعا به شما تعلق دارد. هدف ما ایجاد محیطی دوستانه برای تبادل نظر است. آزادانه نقد، نظر، خبر، تفسیر، تحلیل و... بنویسید اما خواهش می کنیم بدون نام بردن از اشخاص حقیقی و حقوقی در کمال امنیت برای خود و دیگران فضایی ایجاد نمائید که بدور از توهین و اتهام و جوسازی و مسموم کردن محیط تبادل نظر باشد. توجه داشته باشید کامنتهایی که این موارد را در نظر نگیرند، منتشر نخواهند شد.

لطفا اعتراض، انتقاد و پیشنهاد خود را به آدرس info@iranglobal.info ارسال کنید. از پاسخ به اعتراضات در کامنتها معذوریم.

دیدگاه‌ها

نام: 
آ. ائلیار
نظر: 
در متن سخنی از مردم عادی فارسی زبان به میان نیامده است. اینان نیز ستمدیدگان دیکتاتوری هستند. و ادبیات مترقی شان سرکوب میشود. و متحد دیگر ستمدیدگان. اینجا روشنفکران و حکومت مطرح شده اند.روشنفکران چون صاحب آگاهی هستند عادی نیستند. از اینرو نیز "مسئولیت" دارند. سخن از قلمزنانی در میان است که « ستم ملی» به مفهوم توضیح داده شده در نوشته را انکار میکنند. نه تنها انکار ، بل بدتر از آن به دنبال استمرار آنند. مسئله تنها ستم فرهنگی نیست بل مشکل ستم اقصادی و سیاسی نیز وجود دارد. کی در ایران قدرت سیاسی تقسیم شده- منافع اقتصادی کی به صورت عادلانه به مردمان گوناگون اختصاص یافته است؟ کی برابری در عرصه های گوناگون وجود داشته؟
نام: 
aydin
نظر: 
این عکس ابتدا توسط محقق دانشمند آقای ناصر پورپیرار در وبلاگ شخصی ایشان درج شد :
www.naryna.blogsky.com
بعد از طریق سایت قیرمیز منتشر شد .
https://www.qirmiz.com/History/%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D8%A8%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%86-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D9%85%D9%84/

نخستین عکس بالا از نقوش بیستون را، که اصل آن در گالری آرتور ساکلر نگهداری می شود و به وسیله ارنست هرتسفلد در سال 1913 میلادی برداشته شده، با تصویر امروزین همان حجاری در تصویر زیر آن مقایسه کنید تا شاید به آن میزان جسارت را در خود به جنبش درآورید که کتاب های درسی آغشته به این جعلیات تاریخی را در برابر چشمان اساتید باستان پرست و دشمن اسلام پاره کنید و خواستار بازگشت به حقیقت شوید.

آن کور هایی که حقیقت را نمی بینند نگاه کنند و ببینند این عکس از طرف هرتسفلد مامور کنیسه برای ساخت تخت جمشید تهیه شده
نام: 
علی دیانتی
نظر: 
کميسيون زنان شورای ملی مقاومت ايران، ترور سبعانه سه زن مبارز کرد در پاريس را قوياً محکوم می کند و به خانواده، دوستان و همرزمان آنها صميمانه تسليت می گويد.

در شرايطی که گفتگوهای صلح بين دولت ترکيه و کردهای اين کشور جريان دارد و در حالی که ديکتاتور سوريه در آستانه سقوط قرار دارد و جبهه منطقه يی رژيم آخوندی در حال متلاشی شدن است، اين ترور جنايتکارانه و فجيع به هر دليل و از هر جانب که صورت گرفته باشد، بيش از هر طرف ديگری فاشيسم دينی حاکم بر ايران از آن سود می برد. اين رژيم بيش از هر زمان ديگر از روند صلح بين دولت ترکيه و کردهای اين کشور وحشت دارد.

کميسيون زنان شورای ملی مقاومت ايران
23دی 1391 (12ژانويه 2013)
نام: 
اکبر
نظر: 
واللا من خودم اکثر مشخصه های یک پانترک (!) رو دارم و به نظرم تاریخ چیزی نیست که بشه بهش افتخار کرد و حتی باید بر بی خردی، جهل، ظلم و رفتارهای وحشیانه ی گذشتگان گریه کرد! کلا افتخار به تاریخ رو این پان ایرانیست ها راه انداختن و به چیزی که باید گریه کنن افتخار می کنن!
اما در نهایت باید گفت: "آنا دیلده مدرسه...اولمالی دیر هر کسه" تا توطئه این پان ایرانیست ها خنثی بشه.
نام: 
محسن کردی
نظر: 
من اصلا مطلب را نخوندم چون نظایرش را سالهاست دارم میخونم. چیزی بنام ستم ملی وجود ندارد. شما از هر قومی باشی و به هر زبانی صحبت کنی میتوانی در این کشور شاه، امام، نخست وزیر یا رئیس جمهور شوی. پس ستم ملی سخنی بغایت سخیف است. میخواهید در مدارس بچه تان به زبان مادری سخن بگوید بسیار خوب برایش کلاس اضافه بگذارید. این حق بچه شماست که وقتی بزرگ شد در این کشور شاه، امام، نخست وزیر یا رئیس جمهور بشود و برای این کار زبان فارسی زبان مشترکی است که باید با آن ریاضیات و شیمی و علوم اجتماعی را یاد بگیرد اگر نه نمیتواند شاه، رئیس جمهور و و.. شود. هرگز در ایران کسی را بخاطر قومیت از شغلی محروم نکرده اند اما در کشور همپالکی تان ترکیه اگر ترک نباشی نه رئیس جمهور و نه نخست وزیر و یا حتا شغل وزارت مهم مثلا وزارت دفاع به تو داده میشود در حالیکه.. ادامه
نام: 
رضا پرچی زاده
نظر: 
دوستِ گرامی، حتی با نظر به صحتِ فرمایشِ شما، وظیفه روشنگری از دوشِ ما برداشته نمی شود. حقیقت را باید گفت. نفیِ حقیقت دموکرات-منشانه نیست. باید درد را بگوییم تا برای درمانش چاره-جویی کنیم. اینکه در برهه ای از تاریخِ معاصر حکومت رفتارِ نژاد-گرایانه داشته که بسیاری را به زحمتِ فراوان و ناراحتی انداخته حقیقتی است که باید گفت. اما این هم هست که وقتی بعضی ها این را به جنگِ نژادی بینِ ایرانیان تبدیل می کنند درست نیست. لذا باید با موشکافیِ علمی به حقیقت بپردازیم و راه را بر «شبروان» و «رهزنان» ببندیم.
نام: 
سپهر
نظر: 
مدتها بود مقاله جاندار و استانداردی نظیر این نخوانده بودم . آقای پرچی زاده انصافا برای مقاله نویسی سیاسی اجتماعی سبک خاصی دارند .
نام: 
ایرانخواه
نظر: 
پان ترکیست ها با روشنگری علمی و تاریخی و استدلال منطقی دست از ستیزه جویی نژاد پرستانه بر نمی دارند. هزار بار هم بگوییم که فارس ها هم از آزادی آموزش به زبان مادری و رسانه های قومی پشتیبانی می کنند پان ترکیست ها باز هم بر طبل شوم کینه قومی می کوبند و زبان از دشنام و دروغ نمی گردانند. چرا؟ چون موجودیت پان ترکیست ها در گرو برافروزی کینه قومی و نژادی است. اینان در واقع خواهان هیچ حقی برای هم میهنان آذری نیستند بلکه در آرزوی در گرفتن جنگی هستند که در سایه آن به موقعیتی برسند. باید انصاف داد که هم میهنان آذری این نیرنگ پان ترکیست ها را پیش از دیگران شناخته اند چنانکه نه تنها تره برای این توطئه گران خرد نمی کنند بلکه همواره در صف نخست رویارویی فرهنگی با اینان ایستاده اند. راستی چرا در آذربایجان ایران نشانه ای از این دعاوی نژاد پرستانه پان ترکیست ها نیست و هر چه هست از سوی یک محفل چند نفری مقیم
نام: 
آوشار
نظر: 
پیشاپیش از آقای رضا پرچی زاده به خاطر این مقاله و تحقیق منطقی تشکر می کنم.
آقای عوضی میشه پرسید چرا میلیونها نفر از این خلقهای غیر فارس زبان که شما اشاره کردید به شهرهای فارس نشین میآیند؟ آیا این خود دلیل آشکار تبعیض نژادی نیست؟ چرا عکس این مهاجرت اتفاق نیفتاده است؟ تبعیض، نژاد پرستی و یا آریا پرستی حتما باید شاخ و دم داشته باشد؟ چرا امکانات رفاهی، خدماتی، داشتن شغل، زندگی بهتر و غیر همه اش در مناطق فارس زبان پیدا میشود؟؟!! که غیر فارس زبانها را مجبور به مهاجرت میکند؟ این نمود اقتصادی آریا پرستی هست. تا وقتی که به جای رسیدن به اصل مسئله بخواهید صورت مسئله را پاک کنید! اون هم با القابی مثل تجزیه طلبی، پان.. باور کنید ره به جایی نخواهیم برد!! چرا که با ادامه واستفاده ازاین القاب بدون توجه به اصل مسئله، مللیت های تحت ستم را بیشتر ترغیب میکنید و قبح ذاتی این القاب را به حسن ذاتی تبدیل میکنید.
نام: 
رضا پرچی زاده
نظر: 
سپاسِ فراوان از شما دوستِ گرامی. محبتِ دوستانی چون شما سرمایه و پشتوانهِ تلاشِ بی مزد و منتِ ماست. خواهشمندم در این مهم ما را یاری بفرمایید. ارادتمند.
نام: 
رضا پرچی زاده
نظر: 
درست می فرمایید دوست عزیز. کاملا با شما موافقم. امیدوارم بتوانیم تفکرِ جامعه مدنی را در میانِ هموطنان مان گسترش دهیم و مملکت را از این بدبختیِ عظیم برهانیم. نژادپرستی و قبیله-گرایی به هیچ ترتیبی خوب نیست، به خصوص در دنیای مدرن که مفاهیمِ زندگی بشری بسیار تغییر یافته اند. همتِ عالیِ شما و دیگران دوستانِ دلسوز و میهن-دوست را می طلبد.
نام: 
مجيد
نظر: 
من اطلاع دقيقي ندارم كه آيا حقيقتا آريايي ها به ايران مهاجرت كرده اند يا نه ؟ همچنين دقيقا نميدانم چه قوم و قبيله و يا ملتي قبل از آريايي ها در ايران فعلي ساكن بوده اند يا نه و همچنين آيا تمام ساكنين بومي ايران توسط آريايي ها قتل عام يا رانده شده اند و يا با اريايي ها درهم آميخته اند؟ دو سؤال اينجا مطرح ميشود اگر آريايي ها با قتل عام و زور مسكن و وطن ساكنان اصلي ايران را اشغال كرده اند در اين صورت شرم دارم خود را منتسب به اين قوم نمايم و اگر با أقوام و ملل ساكن ايران درهم آميخته اند كه نبايد خود را آريايي بدانيم چون مهاجران آريايي با ميزبانان غير ايراني ممزوج شده اند و بكار بردن نام آريايي به اين نسبت به ايرانيان درست نيست.در مورد مطلب آخر آقاي مستشار هم بايد عرض كنم كه تركها اگر از ملتهاي بومي ايران هم نباشند و مهاجرهم باشند أقوام ديگر را نابود نكرده و برعكس هويت آنان را حفظ
نام: 
ميثم
نظر: 
اين سوءاستفاده نيست كه اقاي اقبال اقبالي با منتشر كردن كامنت اقاي خضري و تيتر خودساخته اي به آن افزوده اند؟مثل اينكه آقاي اقبالي قافيه كم آورده و در همه جا دنبال مطالب ضد تركي و انتشار آن هستند.
نام: 
ناصر مستشار
نظر: 

آقای رضا پرچی زاده ! من سالها قبل جمله ای خوانده بود م که می گفت : جنگ ها را روشنفکران به میان دولت ها ومردم می برند !
گاهی اوقات فکر می کنم این جمله درست باشد.مسئله نژاد آریائی بودن مردم ایران را ابتدا آلمان های فاشیست به ذهن ایرانی نفوذ دادند وگرنه قبل از چنین پدیده ای در ایران ناآشنا بود!مسئله تنش های ملی یا قومی تاریخ 100 ساله در ایران دارد اما همزیستی همه قوم ها از فارس و ترک و کرد تا گرفته تاریخ هزار ساله دارد.پس ساختمان یک کشور بنام ایران را بر پایه اختلافات 100 ساله نمی توان بنا کرد بلکه بر زندگی هزار ساله بهتر می توان احداث کرد!
هر گونه پان گرائی و بر تری طلبی ملی ،نهایتا به راسیست می رسد.ارو پائی در صد ساله گذشته چندین بار بایک دیگر جنگیده انده و میلیون ها کشته ، زخمی و خرای بر جای گذاشته هست اما الان در اتحادیه اروپا بسر می برند.
نام: 
دکتر حامد ایرانی
نظر: 
باسلام وتشکرفراوان ازاین مقاله کارشناسانه وعلمی ومنطقی وبازگوکننده ی واقعیات غیرفابل نفی تاریخ معاصر،که حاصل زحمات ومطالعات فراوانی بوده است.درصفحات امروزه سایت ایرانگلوبال بانوشته های نسل جوان افتخارآمیزتمام ایرانیان مواجهیم که ازآنجمله درکناراین نوشته علمی ،منطقی ومتین آقای پرچی زاده،مقاله آقای مهدی هاشمی درمورحاشیه نشینان اهوازونیزمقاله وپیامهای آقای فرهادجعفراوغلی قابل تقدیروستایش اند.موفقیت هرچه بیشتراین جوانان علم پژوه راآرزومندم
نام: 
جواد
نظر: 
از اینکه فارس زبانان را وبر عکس ترک زبانان ویا کرد زبانان را مقصر بدانیم افراط گرایی است..امروز همه ماتحت ستم جمهوری ولایت فقیه هستیم..اگر بخواهیم به نتیجه برسیم باید با هر گونه افراط گرایی مبارزه شود ..امروز همه ما یک ملت هستیم و بعد فارس و ترک و عرب و بلوچ ..اما باید همه در اینده از حقوق مساوی و یکسان برخوردار باشند..مهم دموکراسی و رفع تبعیض است..پس این دوستان باید در یک کنفرانس به این موضوع رسیدگی کنند و روی یک نوع سیستم غیر متمرکز به نتیجه برسند...متاسفانه برخی کشورها به دنبال تجزیه ایران برای منافع بیشتر هستند و عده ایی هم همساز انها شده اند ..البته این گروه در اقلیت هستند ..اما بدون راهکار و رفع تبعیض هم نمیتوان به نتیجه رسید ..به امید ایرانی ازاد واباد در کنار ایران یکپارچه ..
نام: 
خسر. خضری
نظر: 
آوشار عزیز، من این تیتر را انتخاب نکرده ام. من فقط یک کامنت نوشته ام و مدیران ایرانگلوبال لطف کرده و آنرا در صفحه اول گذاشته اند و تیتر را هم خودشان از متن کامنت انتخاب کرده اند. //////// من قبلا هم نوشته ام. تا 10-12 سال پیش برای من اصلا مطرح نبود که انسانهایی در ایران وجود دارند که میخواهند به زبان مادری صحبت کنند و بخوانند و بنویسند و درس بخوانند. هر کس چنین چیزی به من میگفت نگاه عاقل اندر سفیه به او میکردم. 10-12 سال پیش فهمیدم که اینطور نیست و تحصیل به زبان مادری یک حق طبیعی بشری است. از آن به بعد در حد امکانات خود در این راه سعی و تلاش کرده ام.
نام: 
آدرس عوضی
نظر: 
والا بیلا، تجزیه طلبان باعث فراموشی جنایت و دیکتاتوری شاه و شیخ شده اند و با برپا کردن بهانه فارس و آریایی و دادن آدرس عوضی ، خود تخم راسیسم و فاشیسم را کشت میکنند . اینقدر که پان ترکها دم از آریایی میزندد ما نه در زمان پهلوی شاهد بودیم و نه در زملن آخوندها . شما تجزیه طلبان یک بهانه و دشمن دروغین برای فریب خود و ساده لوحان درست کرده اید . اگر ایرانی و فارس راسیست بودند میلیونها از مردم خلقهای دیگر ولایت خود را ترک نمیکردند و برای کار و شغل و زندگی بهتر ساکن شهرهای فارس نشین بشوند .شما روشنفکران بیمار ذهنگرا بدون دلیل دچار کابوس تعقیب فارس و آریایی شده اید نه مردم زحمتکش که در تمان نقاط ایران زندگی میکنند و مشکلی با هم میهنان شان ندارند . خدا شما را علاج کند یا شعله خشم تودهها را گریبان گیرتان کند تا بفهمید سیاست نباید سرگرمی علافی تان در اروپا و امریکا شود .
نام: 
رضا پرچی زاده
نظر: 
درود بر دوستِ گرامی، جنابِ آقای مستشار. حقیقتش را بخواهید، از افراطهایی که در هر دو سوی این ماجرا می شود به تنگ آمده ام. هر دو طرف بدِ خود - یا بدِ گذشتهِ خود - را انکار می کنند و بر خوبِ خود اصرار! در این میان اغراق هم فراوان است. این شد که تصمیم گرفتم وجیزه ای بنویسم تا بلکه به تخفیف یافتنِ این جنگِ حیدری نعمتی کمکی کند. امیدوارم مفید واقع شود.
نام: 
ناصر مستشار
نظر: 
مقاله ای بسیار علمی و منطقی که برای آن توسط آقای رضا پرچی زاده بسیار مطالعه و زحمت کشیده شده هست.امیدوارم تحقیقات و انتشار این چنین مقالاتی که عاری از احساسات و شعارهای توخالی باشد ادامه یابد!اما افسوس که ایرانیان بدنبال هیجان و تبلیغات و شعار می دوند تا منطق و تحقیق های واقعی !فلات ایران همواره در چهاره شرق و غرب و شمال به جنوب قرار داشته هست.ر.زگاران سابق برای مهاجرت و اقامت در یک سرزمین نیازی به پاسپورت و ویزا نبود .نه مرزی بود و گذرگاهی وجود داشت.نیاز به چراگاه و آب و گرما و شکار و فرار از سرما و خشکسالی دلیل های مهاجرت بود و بس .قوم های فراوانی به این سرزمین مهاجرت کرده و ساکن شده اند.ابتدا آریائی آمدند و همه فرهنگ ها و تمدن های قبلی فلات ایران را همچون تمدن هشت هزار ساله جیرفت را نابود کردند. بعدها ترک ها آمدند .قرار نیست که هر قومی پس از آمدن به سرزمینی دیگر اقوام را نابود کند!
نام: 
ب/ افشار
نظر: 
عجب ! خواندن این مصاحبه باعث انبصاط خاطر شد بقول تهرانی ها کلی حال کردیم ، بعد از 30 سال واندی حکومت صالحین و تشخیص مصلحت مردم رقیبی برای حکومت تهران پیدا شد که از او هم بهتر مصلحت مردم و "اقوام" را میدانند. اگر روزی خمینی میگفت" میزان رای مردم است" این آقایان از همین اکنون میگوییند میزان" مصلحت" و" خاک وخون" و .... میباشند
نام: 
آوشار
نظر: 
جناب آقای خسرو خضری به فرض که این طرف قضیه هم شما بر حق باشید....اما فکر کنم خود شما خیلی راحت میتوانید به سئوالی که سر تیتر انتخاب کردید، جواب بدهید. علت تنفر که من فکر نمیکنم به این حدی که شما تاکید کردید باشد، ولی باز خیلی هم پنهان نیست!!! شما به عنوان روشنفکر فارس کی شده در مقابل ظلمها و ستم هایی که بر ملت غیر فارس رفته اعتراض کرده باشید با نوشته هاتون با صحبت هاتون، با عمل با کردار ...که ملت های غیر فارس تنفر را اینهمه تعمیق نکنند ؟!
نام: 
محمود
نظر: 
عيسـي به رهـي ديــد يكي كشته فتــــاده                      حيران شد و بگرفت به دندان، سر انگشت
گفتـا كه كـرا كشتي؟ تا كشته شــدي زار؟                          تــا باز كه او را بكشد، آنكه تـــرا كشت
نام: 
نادر
نظر: 
چيزي كه عيان است چه حاجت به بيان است!آقاي خضري و اقبالي و عموم علاقمندان محترم ميتوانند به كتابهاي دوازده قرن سكوت آقاي ناصر پورپيرار مورخ و محقق غير ترك ايراني مراجعه و دهها مورد مستند از اين دستكاريها و كتيبه و ابنيه سازيها را مشاهده و بعد قضاوت نمايند.
نام: 
محسن
نظر: 

خیلی جالب است، مجموع شرکت کنندگان در جلسه سخنرانی آقای عارف کسکین به سی نفر هم نمیرسد و نود در صد سوال کننده ها به زبان ترکی استامبولی صحبت میکنند! خود سخنران هم هشتاد درصد حرفهایش به ترکی ترکیه است، جل الخالق!
محسن