«صفحه شما»

دوستان و خوانندگان عزیز، امکان کامنتها واقعا به شما تعلق دارد. هدف ما ایجاد محیطی دوستانه برای تبادل نظر است. آزادانه نقد، نظر، خبر، تفسیر، تحلیل و... بنویسید اما خواهش می کنیم بدون نام بردن از اشخاص حقیقی و حقوقی در کمال امنیت برای خود و دیگران فضایی ایجاد نمائید که بدور از توهین و اتهام و جوسازی و مسموم کردن محیط تبادل نظر باشد. توجه داشته باشید کامنتهایی که این موارد را در نظر نگیرند، منتشر نخواهند شد.
شما می‌توانید با فرستادن ایمیل به آدرس سایت info@iranglobal.info به عنوان کامنت نویس نام‌نویسی کنید و با گرفتن کد سایت، کامنتهای خود را مستقیما در زیر مطالب و یا در صفحه شما قرار دهید. امتیازِ گرفتن کد این است که با آنلاین شدن در سایت و نوشتن کامنت، نظر شما بلافاصله و مستقیما منتشر می‌شود.
نام می‌تواند مستعار باشد. واقعی یا مستعار بودن نام در ایمیل نیز اختیاریست. به این ترتیب اطلاعات کسانی که مایل به افشای نام و هویتشان نیستند، برای ما نیز نامعلوم خواهد بود.
لطفا اعتراض، انتقاد و پیشنهاد خود را به آدرس info@iranglobal.info ارسال کنید. از پاسخ به اعتراضات در کامنتها معذوریم.

دیدگاه‌ها

 

نام: 
تبریزی
نظر: 
با سپاس از دوست گرامی ، ieknafar ، که لینک این نوشتار را به تارنمای ( بی رنگی ) فرستاده اند http://www.birangi.com/Link/107852
نام: 
رزا
نظر: 
ای بابا این خانم قلمزن اگر کمی وقت برای خواندن اشعار نیما، حافظ، سهراب سپهری، فروغ، نظامی، سعدی، و ... بگذارند و با سبکهای مختلف آشنا شوند بهتر است تا اینکه بهترین اوقاتشان راصرف رنج بردن برای معر سراییدن کنند!
نام: 
رزا
نظر: 
ها ها ... جواب شما خداااااااااااااااااااااااااااااا بود. کلی خندیدم از این پاسخ نغز.
نام: 
پري
نظر: 
واقعا موافقم بره ظرف بشوره كار مهم تري انجام داده تا بشينه و از اين چيزا (شعر كه نيست) سرهم كنه
نام: 
Delle Alpi
نظر: 
قافیه هم باید موزون باشه.من هرچی نگاه میکنم اثری از وزن تو قافیه های این شعر نمیبینم.
نام: 
هومن
نظر: 
هومن :بزرگترین تحقیری که به زن ومرد ایرانی روا میشود همین ازدواج ایرانی است که باعث اتلاف و انهدام استعدادها وفرصت های اجتماعی زن ومرد میشود بخصوص افرادی که نبوغ علمی فرهنگی هنری دارند به شدت درین ازدواج ها اسیب می بینند مرد نوکر اقتصادی زن میشود و باید همه نبوغش را صرف دراوردن نان کند زن اشپز وکلفت میشود ودرون خانه
نام: 
کیانوش توکلی
نظر: 
تبريزي عزيز، من حذف نكر دم بلكه در بخش كاركران قرار دادم، اين را براي أن نوشتم كه شما در جريان قرار بكيريد
نام: 
هومن
نظر: 
هومن :دنیز گرامی حرف های من با ادبیات بومی وشخصی خودم است بسیار هم شفاف است با ادبیات وارداتی و بیرربط لنینی یا دو خردادی و اصلاح طلبی هم نمی نویسم سعی کنید با ادبیات سیاسی بومی فارسی غیر وارداتی وتفکر بومی فارسی زبان اشنا شوید که دردها را با زبان فارسی نشان میدهد ودرمان بومی فارسی غیر وارداتی هم برای انها تجویز میکند قرارنیست من نوشته هایم با ادبیات مارکسی یا سروشی حجاریانی باشد وبخواهم مثل بعضی مارکسیست ها کتاب گویای مارکسی لنینی باشم وولباس تخیل مارکسی یا لیبرالی بر واقعیات جامعه خویش بپوشانم مارکس و پوپر وگیدنز ودیگران را میخوانم ولی با زبان وفکر بومی میاندیشم وبا چشم بومی میبینیم وبا گوش بومی مینویسم الفاظ بیربط به جامعه را هم از دیگر کشورها غرض نمیگیرم با چسب اوهو به نوشته هایم بچسبانم فضل فروشی کنم خودم فکرمیکنم خودم میبینم وتنها راه حل برای زمان ومکان خویش
نام: 
اسم نمی گم !
نظر: 
شما یه چیزی نوشتید که اسمشو کذاشتین شعر و هی گفتید که با قلمم این کارو می کنم واون مارو می کنم !!!! من می هوام بگم واقعا می تونیدااا!! چون اگه ادامه بدید حافظ و سعدی و بقیه شعرا رو که دار فانی رو وداع گفتند زنده می کنید که بیان شما رو اروم کنن از این جو شاعر شدن بکشن بیرون و البته می تونید شاعران معاصر در قید حیات رو هم با قلمتون بکشید ! بسکه غزل !!!!!!!!!!:))))فوقالذکرتون عالی بود یه خطشم یادم نیست !!!!کل امشب سرمار علیه رو مطالعه کردم و متاسف شدم براتون ! امیدوارم روزی که به اشتباهتون پی می برید دیر نشده باشه و مجال سربلند کردن داشته باشید !
نام: 
hassan
نظر: 
تمامی نظرات عزیزان را خواندم ولی متاسفانه کسی دلسوز و بدون تعصب برای این اقلیم باستانی ندیدم هماستانی لر و عرب وبختیاری و غیره بدانید که روز به روز و به زور داری با چشمهای باز میبینیم که ظلمی در حق این استان غنی میشود و چه سرمایه هایش برای آبادی استان های دیگر هزینه میشود دوستان ای کاش در هر کجا که باشید اول حس تعصب را برای ابادی و اسایش ان و مردم همیشه مظلومش هزینه کنید وبا درایت شما عزیزان همگی کنار همدیگر با هر کیش و قومیتی ازاین استان و دادهای خدادیش دفاع بر حقی داشته باشیم بدانید که بعد از گذشت سالها ماها چنان با هم قاطی شدیم که هیچ عنصری نمی تواند مارا از هم فارغ نماید
نام: 
تبریزی
نظر: 
ششم اردیبهشت هم آمد و رفت. ششم اردیبهشت سالروز به گلوله بسته شدن مرضیه احمدی اسکوئی هم آمد و رفت اما کسی در تارنمای ایرانگلوبال هیچ یادی از مرضیه نکرد! چون مرضیه احمدی اسکوئی ترک تبار و ترک نژاد و ترک زبان و ..... ترک ..... ترک ..... ترک ..... را همه فراموش کرده اند حتی ترک پرستان!
نام: 
حسن زاده
نظر : 
پادشاه دمکرات یا پادشاه دیکتاتور؟! "شورای ملی ایران" اسم بسیار نادرستی برای این تشکل است. درستترش "شورای ملی فارس در ایران" باید باشد. چون نه در جنبش سیای ملت کرد در کردستان و نه در جنبش سیاسی ملت ترک در آذربایجان و نه در جنبش ملت عرب در عربستان (اهواز) حتی یک نمونه از مطالبه نظام پادشاهی وجود ندارد. چون این مناطق در دوره های آخر شاهی نداشته اند که در میان نیروهای سیاسی آن بخشی هم طرفدار نظام پادشاهی باشند. این تنها در میان نیروهای سیاسی ملت فارس در ایران است که بخشی طرفدار نظام پادشاهی هستند و آقای رضا پهلوی هم برای بازگشت به آن نظام به لفاظی هایی ظاهرا دمکراتیک تکیه میکند. اما تنها این بس که در نظام پادشاهی دمکراتیک، پادشاه حق دخالت در سیاست را ندارد. اما آقای رضا پهلوی که مدعی به اصطلاح دمکراتیک بودن خود است، هر روز عورت سیاسی میدهد و تشکل سیاسی درست میکند و وعده سیاسی میدهد. این
نام: 
حسن زاده
نظر: 
آقای ایشچی، من اصلا مخالف آن چیزی که نوشته اید نیستم. پرسش هم هیچ به مواردی که شما مطرح کرده اید ربطی ندارد. شما از آینده ایی صحبت کرده اید که در آن دولتهای ایالتی و ملی وجود دارند و دولت سراسری با مشارکت این دولتها بوجود آمده است. در آن شرایط ممکن است سوسیال دمکراتهای آذربایجان با سوسیال دمکراتهای کردستان و بلوچستان و فارس یک اتحاد سیاسی درست کنند و مدعی سوسیال دمکراسی سرتاسری بکنند. پرسش من به امروز و اصطلاح جنبش سرتاسری که شما مورد استفاده قرار میدهید برمیگردد. این جنبش سرتاسری امروز را کدامین نیروها تشکیل میدهند؟ میتوانید اسم یک شخص و یا یک حزبی که متعلق به جنبش سرتاسری است نام ببرید که خوانندگانشان هم بدانند. کلی گویی تا کی؟ مثلا سازمان فدائی اکثریت یک حزب سراسری است؟ حزب توده جزو جنبش سرتاسری است؟ جبهه ملی جزو این جنبش سراسری است؟ حزب دمکرات کردستان چی؟ لطفا طفره نروید. شما...
نام: 
Atosa-salavati
نظر : 
جامعه فرهنگي كردستان كي و كجا با بلندترين آواي ممكن فرياد زده كه ما نشنيديم؟ شما فقط تو اينترنت سرچ كن "خود سوزي مريوان" كه فقط به تعداد خود سوزي زنان و دختران و فقط در مريوان در همين ماههاي اخير نگاه كن بعد به ما نشان بده در كجا و كي به اين جنايات پرداخته شده اعتراضي از طرف جامعه فرهنگي كردستان شده ؟،ويدويي تجمعي يا سايتي؟ آقاي شهرام اوضاع وخيمتر از نبود خود سوزي در بين نزديكان شماست به آمار پايين نگاه كن و ببين كه اين جنايت اعتراض و فرياد مي طلبد يا لباس زن به تن آن مرد؟
نام: 
دنیز ایشچی
نظر: 
چناب حسن زاده عزیز. در کانادا ، کبک یها، در کنار بومیها، انگیسیها و دیگر مهاجران، با حفظ هویت ملی خویش، در چهارچوبه کشور کانادا، حفظ هویت کانادائی خویش در کنار هویت کبک بودن، به زیست سیاسی اجتماعی هارمونیک خویش ادامه می دهند. همین نمونه در مورد اسکاتلندی ها، انگلیس ها، ویلش ها، و غیره در انگستان صدق میکند. نمونه های سویس، بلژیک و غیره نشان می دهد که میشود هویت ملی خویش را در کنار هویت شهروندی کشوری خویش حفظ کرد و به همزیستی هارمونیک خویش ادامه داد. اگر در ایران آینده، آذربایجان مجلس ولی خویش و دولت محلی خویش را داشته باشد، و به موازات آن، مجلس ملی کشوری بر اساس ترکیب نمایندگان ملیتها بر اساس درصد جمعیتی آنها تشکیل شده باشد، کجای چنین مجلس و دولت مرکزی بر آمده از درون آن متعلق به ملیت فارس خواهد بود؟ من نمونه کشورهای جهان دوم، یا سوم مثل هندوستان را مطرح نمی کنم. در نمونه
نام: 
دنیز ایشچی
نظر: 
چناب حسن زاده عزیز. در کانادا ، کبک یها، در کنار بومیها، انگیسیها و دیگر مهاجران، با حفظ هویت ملی خویش، در چهارچوبه کشور کانادا، حفظ هویت کانادائی خویش در کنار هویت کبک بودن، به زیست سیاسی اجتماعی هارمونیک خویش ادامه می دهند. همین نمونه در مورد اسکاتلندی ها، انگلیس ها، ویلش ها، و غیره در انگستان صدق میکند. نمونه های سویس، بلژیک و غیره نشان می دهد که میشود هویت ملی خویش را در کنار هویت شهروندی کشوری خویش حفظ کرد و به همزیستی هارمونیک خویش ادامه داد. اگر در ایران آینده، آذربایجان مجلس ولی خویش و دولت محلی خویش را داشته باشد، و به موازات آن، مجلس ملی کشوری بر اساس ترکیب نمایندگان ملیتها بر اساس درصد جمعیتی آنها تشکیل شده باشد، کجای چنین مجلس و دولت مرکزی بر آمده از درون آن متعلق به ملیت فارس خواهد بود؟ من نمونه کشورهای جهان دوم، یا سوم مثل هندوستان را مطرح نمی کنم. در نمونه
نام: 
Omid
نظر: 
آقای استخوان لو!



بربریت و توحش اسلام با موجوداتی مثل شما پابرجاست
نام: 
Anonymous
نظر: 
«هدایت»های غائله «مهناز»بانو !

آنچه گذشته است نیاز به طول و تفصیل ندارد و گمانم حالا دیگر همه اهالی شعر این جامعهء مجازیهء فیس بوکیه (!)، به نوعی در جریان امور سرکار خانم«مهناز هدایتی» هستند و چه بسا سطرهایی نغز از ایشان و حتی شیوه فاجعه بار صرف و نحو جملات شان ، تکیه کلام مطایبه های جمع کثیری شده باشد .
از ابتدای این غائلهء چند روزه ، کمابیش همه کامنتها و نوشته ها را خوانده ام و به ذوق طنز بسیاری از دوستان شاعرم ایمان دوباره آورده ام . غیرت ادبی به جوش آمده را دیدم و البته دلهای ساده و مهربانی که همواره آشتی را ندا می دهند و می خواهند دلگیری در میان نباشد.
نام: 
atosa-salavati
نظر: 
باي بك خان با دو نقطه اضافه ميخواهي حقيقت را تحريف كني؟ پاپك ديگه چه صيغه اي است؟ بك ان حتماً تركي است مثل اتا بك و از اينها گذشته وقتتو بذار روي معني فارس و پارس
نام: 
رازی
نظر: 
ائلیار گرامی، من در آخرین کامنتم خدمت باسعادت شما عرض کردم بحث ما به نتیجه نمی رسد. بنابراین کامنت آخرتان را به حساب همان میل مفرط شما به خطابه و موعظه از موضع دانای کل می گذارم. اساسا برای بحث سازنده اول باید طرفین بر سر یک سری از مفاهیم و ارزشهای بنیادین توافق داشته باشند، که من و شما نداریم. تکرار مکرر و بی وقفه "آزادی بیان" از طرف شما هم نه تنها مشکلی را حل نمی کند، بلکه موضع دانای کل بودن شما را بیشتر آشکار می کند. واقعیت این است که اگرچه من همیشه عاشق یادگرفتن هستم، ولی ترجیح می دهم معلمانم را خودم انتخاب کنم. همیشه از بحث با کسانی که خودشان را پیشاپیش معلم دیگران می دانسته اند و بی آنکه کسی خواسته باشد کلاس درس دائر کرده اند، گریزان بوده ام. شما آزادید اینرا به حساب "خطی بودن" من بگذارید. سرزنده باشید
نام: 
یونس شاملی
نظر: 
آقای صالحیT
با تمامی تلاش شما در نوشتن این مجموعه از نظرات در خوص رهایش یا حق تعیین سرنوشت، اما گاه از لابلای جملاتی که در خصوص مسئله ایران برون می تراود، حس خصومت زیادی را نسبت به
نام: 
atosa-salavati
نظر: 
آقاي باي بك فارس يا پارس معني دارد كه اين سايت ان را پخش نميكند وقتتو بگذار براي نقد ان
نام: 
حسن زاده
نظر: 
آقای دنیز ایشچی،
وقتی مینویسید: "نحله های سیاسی سوسیال دموکراتیک و چپ در درون جنبش های ملی، باید ارزشهای مناسباتی مشترک خویش را با همتایان خویش در درون ملیتهای دیگر و جنبش سرتاسری تعریف کرده و بر پایه های چنین ارزشهای مشترک، به ائتلاف ها و همکاریهای مشترک بپردازند."، شما دو جنبش را در ایران باز شناسی میکنید، اولی به قول خودتان "جنبش سرتاسری" است و دیگری "جنبش های ملی". این نوع نگاه پرادوکس غیرقابل فهمی را با خود به یدک میکشد، اگر جنبش های ملی در مناطق ملیتهای ایران وجود دارد، دیگر جنبش سرتاسری چه صیغه ایست؟ درواقع مجموعه جنبش های ملی دمکراتیک و دمکراتیک در مناطق مختلف ایران (کردستان، آذربایجان، فارس، بلوچستان، عربستان و دیگران) میشود جنبش های سرتاسری. وقتی شما از جنبشی سراسری نام میبرید، دیگر جنبش های ملی چه صیغه ایی هستند؟ جنبش سراسری چیست و با چه مقاصد و هدفهایی فعالیت ...
نام: 
محمود
نظر: 
ادامه مطلب من بعلت بيشتر از ٣٢٠٠ حرف بودن نا تمام ماند ادامه در ذيل:
و با هجوم به مغولستان همه مغولها را به سبب هجوم ششصد سال پيش أجداد آنها قتلعام كرد و با پرتاب چند بمب أتم به آلمان و كشتار آنان را بخاطر آغاز جنگ جهاني دوم تنبيه كرد! و همه الجزائر تباران فرانسه و تركتباران آلمان و چند ميليون ايراني تبار آمريكا و دهها ميليون إنسان ديگر را به كشور هاي خود إخراج كرد؟ من به ساير قسمتهاي اين كمدي همچون توهين ايشان به مراجع و شخصيتهاي ديني و تاريخي نميپردازم و به عموم خوانندگان محترم كه مطالب كرمي باعث واكنش شان ميشود توصيه ميكنم لاطالئات أو را جدي نگيرند و اعتنايي نكنند،چون كه اين واكنش ها و اعتناها باعث ميشود كه برخي خود را كسي بدانند و عقده خودبزرگ بيني شان تشديد شود.
نام: 
yenilik
نظر: 
""" دولت ناکارامد و ملت ناکارامد تر """ ایران امروز در حال تجربه ملت ناکارامد بعد از تجربه دولت ناکارامد است در حالیکه "" دولت کارامد "" یکی‌ از ملزومات "" ملت سازی "" است ما شاهد فروپاشی پروسه ملت سازی رضا خانی هستیم، رضا خانی که خیانت او به "" انقلاب مشروطیت ""را کسی‌ نخواهد بخشید. از طرفی‌ در قرن ۲۱ مفهوم ملت و روش ملت سازی با ۱۰۰ صد سال پیش متفاوت است. تفکر چپی و کمونیستی نیز در انقلاب ۵۷ با سیاست‌های عدالت، مبارزه با استکبار جهانی‌ در بطن دولت،نه تنها سرمایه را از این کشور فراری داد بلکه چون پتکی بر سر "" کارآفرینان "" فرود آامد، در کلّ بحران امروز ایران عبارتند از ۱- بحران ملیّت ۲- بحران فهم ۳- بحران سرمایه ۴- بحران سیاست خارجی‌ ۵- بحران آب ۶- بحران انزوا به دلیل تفکر فارسی‌ ۷- بحران اعتیاد ۸ - بحران شکست کارکرد دانشگاه ۹- بحران فرهنگ نقد ۱۰- بحران دولت ناکارامد