«صفحه شما»

دوستان و خوانندگان عزیز، امکان کامنتها واقعا به شما تعلق دارد. هدف ما ایجاد محیطی دوستانه برای تبادل نظر است. آزادانه نقد، نظر، خبر، تفسیر، تحلیل و... بنویسید اما خواهش می کنیم بدون نام بردن از اشخاص حقیقی و حقوقی در کمال امنیت برای خود و دیگران فضایی ایجاد نمائید که بدور از توهین و اتهام و جوسازی و مسموم کردن محیط تبادل نظر باشد. توجه داشته باشید کامنتهایی که این موارد را در نظر نگیرند، منتشر نخواهند شد.
شما می‌توانید با فرستادن ایمیل به آدرس سایت info@iranglobal.info به عنوان کامنت نویس نام‌نویسی کنید و با گرفتن کد سایت، کامنتهای خود را مستقیما در زیر مطالب و یا در صفحه شما قرار دهید. امتیازِ گرفتن کد این است که با آنلاین شدن در سایت و نوشتن کامنت، نظر شما بلافاصله و مستقیما منتشر می‌شود.
نام می‌تواند مستعار باشد. واقعی یا مستعار بودن نام در ایمیل نیز اختیاریست. به این ترتیب اطلاعات کسانی که مایل به افشای نام و هویتشان نیستند، برای ما نیز نامعلوم خواهد بود.
لطفا اعتراض، انتقاد و پیشنهاد خود را به آدرس info@iranglobal.info ارسال کنید. از پاسخ به اعتراضات در کامنتها معذوریم.

دیدگاه‌ها

 

نام: 
آ. ائلیار
نظر: 
کاربر گرامی، ممنون از زحمتتان.1-همانطور که در مقالاتم بارها نوشته ام « من به آزادی انتخاب» انسان معتقد هستم. انسان حق انتخاب دارد و در برگزیدن چیزی در رابطه با خود آزاد است. حق انتخاب و آزادی او در انتخاب کردن برایم محترم است. این در مورد فرد-جمع-گروه-حزب و غیره نیز صادق است. اما حق«پذیرفتن یا نپذیرفتن» انتخاب دیگری را در رابطه با خود محفوظ نگاه میدارم. ممکن است انتخاب دیگری را از نظر خود نادرست و یا درست بدانم. اکثریت مردم خمینی را انتخاب کردند. بله انتخاب حق آنها بود. و آزادانه انتخاب کردند. اما این انتخاب را من در رابطه با خود «نادرست » دانستم و نپذیرفتم.صحیح «انتخاب نکردن» بود. و آینده هم نشان داد این انتخاب بسیار زیانمند و فاجعه آمیز بود و ضد انسانی.با این مثال مسئله ملی را مطرح میکنم:
نام: 
بی طرف در اختلافات درون حزب
نظر: 
آقای کاوه مهرآئین! من نمی دانم اطلاعاتی که خواسته اید، چه گرهی را خواهد گشود؟ ولی تا آنجا که من می دانم دکتر احمدی تا سال 1995 با حزب مرتبط بوده. کسی هم اخراج یا تعلیقش نکرده. حال لطفا بقیه نظرتان را بفرمائیذ.
نام: 
کیانوش توکلی
نظر: 
جناب کاوه مهرآیین ،متاسفانه متوجه امیل نشدم ولی کاملا حق شماست که در نقد مطالب درج شده در ایران گلوبال نظرتان درج شود و اکنون نوشته شما در سایت قرار گرفته است
نام: 
ایمان
نظر: 
ما از شاهان قاجار که تورک بودن ضربه خوردیم و لی شاهان صفویه نه ما در کشور تورک نداریم تورک فقط تو ترکیه هستند مردم آذر ما نژاد اصیل آریایی هستند . اما متاسفانه تعصب ...روی ترک بودن دارند . مردم مصر لبنان سوریه نژاد عربی نیستند ولی زبانشان عربی است . این دلیل نمی شه که چون ترکی صحبت می کنن ترک هستند اگر هم تورکهایی قصد جدایی دارن این خاک ماله ایرانه خودشون با فامیلشون تشریف ببرن تورکیه
نام: 
آ. ائلیار
نظر: 
نوشته ی با کیفیت : هر نوشته یک «توضیح» است. این توضیح علاوه بر « درست نویسی نسبی فارسی» و « زبان سیاسی متین نسبی» ، از اصول منطقی-علمی پیروی میکند . یعنی در کل :متن نوشته ی با کیفیت علاوه از زبان ادبی و سیاسی دارای این اصول علمی-منطقی ست:1- « علت-معلول؛دلیل-استنتاج؛استدلال-اثبات»؛2- «معلوم-مجهول-معلوم». قلمزنی که در متن خود بدون توجه به این چیزها قلمفرسایی میکند بعد از پایان میتواند نوشته اش را به سطل آشغال بیندازد.اما او آنرا به سطل آشغال نمی اندازد میگذارد در ص.سایت و آنرا به خورد هزاران نفر میدهد. مشکل اینجاست.کی وقت دارد نوشته های طولانی دهها نفر را بررسی کند - هیچکس.
نام: 
seeb
نظر: 
عمق و وسعت کدام جعلیات؟ هزار سال پیش ایران وجود نداشت؟!! پس منظور فردوسی کجا بود؟ ایران یک کشور خیالی بود؟
پس منظور از ایران در این شعر نظامی کجاست؟ همه ملک ایران بدست آورد// به تخت کیان برنشست آورد و منظور از ایران در این بیت منوچهری : زود شود چون بهشت گیتی ویران // بگذرد این روزگار سختی از ایران... و یا منظور از «ایرانیان» در این شعرنظامی: کمربند ایرانیان سست کرد//به ایران گرفتن کمر چست کرد....... ایران یک کشور قدیمی و کهن مانند چین، مصر، یونان و روم است و هم خودش و هم تاریخش واقعیت است. اما شما از آن خوشتان نمی آید. خوب؛ هیچکس حق ندارد ایرانی بودن و علاقه به ایران را به شما تحمیل کند. شما به هر کشور و ملیتی که خودتان می پسندید تعلق دارید. اما صرفا به این دلیل که ایران را دوست ندارید نمی توانید تاریخ و هویتش را انکار کنید.



نام: 
یک کاربر ایرانگلوبال
نظر: 
مسئولین محترم ایرانگلوبال ! در مقاله ارسالی چند خطای تایپی رخ داده است. لطفآ آن را اصلاح فرمایید .
1ـ در لید نوشته ، « سخن گفتن به فارسی ممنوع بود . » ، درست است. 2ـ در همان لید مقاله ، « همۀ این ها برایم بی نهایت دردناک بود » ، درست است. لطفآ این خطا ها را ، هم در لید و هم در متن اصلی تصحیح فرمایید.
با احترام
نام: 
Hamid Khosrovaneh
نظر: 
من اصلان آدم پان ایرانیست واهل نژاد آریایی و این حرفها نیستم ولی شما پان ترکها بسیار خنده دارید .این منشور کوروش که الان در دنیا می چرخد چیست ؟ اینهمه سنگ نوشته که در گوشه کنار ایران هستند چه هستند ؟ گاتاها چه هستند ؟ من می گویم باید به فردای مدرن فکر کرد و افتخار به گذشته مسخره است . همسر من چینی است و بروید تحقیق کنید ، در چین ترک چه معنی می دهد . اصولا تمدن یعنی شهر نشینی و یکجا نشینی . قبل از مسخره کردن ایرانیان بروید و در مورد معنی ترک و تاریخ ان مطالعه کنید .
نام: 
رازی
نظر: 
جناب کیانوش توکلی و تیم محترم ممیزی سایت ایران گلوبال!
وقتی که من می گویم ایران گلوبال از نژادپرستان و قومگرایان و تجزیه طلبان حمایت بی قید و شرط می کند، جناب مسئول کامنتها با لحنی از موضع بالا و "عاقل اندر سفیه" جواب می دهد: «طرف مقابل هم همین ادعا را در باره ما دارد!» ولی من دوست دارم نظر تیم ایرانگلوبال و بخصوص خود کیانوش توکلی را در این باره بدانم. آیا این پیام از نظر شما توهین آمیز نیست؟:
«امیدوارم دراولین فرصت بمرکز بهداشت مراجعه کنید، زیرااین مطالب فقط بااین نواسانات نامتعادلی ازمغز 250گرمی ساخته است»
آقای حامد ایرانی رسما و بدون رودربایستی (و صد البته به پشتوانه حمایت بی قید و شرط تیم اداره ممیزی) آقای موافق را دچار اختلال حواس و دارای یک مغز 250 گرمی می داند و از ایشان می خواهد که به مرکز بهداشت مراجعه کند. ولی از آنجایی که ایشان از قومگرایانی است که گرایات راسیستی دارد، تیم
نام: 
هومن
نظر: 
هومن: ایرانی امروز یعنی چه کسانی ایرانی هستند وچه کسانی ایرانی نیستند :1- یعنی کسانی که قوم وتبارشان به روسیه فعلی برسد و سرخ وسفید وچشم روشن وموروشن باشند به قول مردم لپ گلی وچشم ازرقی 2- دین شیعه را متظاهر باشند مادرشان فاطی و پدرشان علی باشد 3- سابقه شهرنشینی قبل از سال 1340 نداشته باشند 3- پدر مادرشان کار کشاورزی و دامی را ول کرده باشد وبه امید کارمند شدن روستارا ترک کرده باشد 4- هرسال زیارت قبور ائمه بروند وعکس هم بگیرند 5- هروز نماز های 5 گانه را بخوانند 6- تمام عید های عربی اسلامی را بگیرند وتمام روزهای مرگ امامان سیاه بپوشند وگریان باشند
نام: 
milad
نظر: 
افرین به شما متاسفانه ما ایرانیان فقط بلدیم گریه کنیم
نام: 
ناصر کرمی
نظر: 
آقای..... آ.ائلیار..... از مسئولین سایت ایران گلوبال،.... شما حتّی در توهین ها و برچسب های نا هنجاری که به من نسبت داده اید، صداقت ندارید، چرا که توهین اصلی از دیدگاه شما را هدفمند ار قلم انداخته اید و سانسور کرده اید، من باره بنا به منابع معتبر جهانی نوشته ام، که واژهءِ " ایران" یعنی :[سرزمین آریایی ها، آنجا که آریایی زندگی میکنند، ایران یعنی خانه آریایی ها]، که شما آنرا در نوشته و مقالهء خود هدفمند حذف کرده اید....
نام: 
Atosa-salavati
نظر: 
شما فرض كنيد در جنگ جهاني دوم و حمله آلمان نازي به كشورهاي اطراف اين آقاي كرمي در يكي از شهرهاي لهستان بود و وقتي ارتش شروع به پاك سازي نژادي ميكرد اين آقاي كرمي با يه پرچم نميدوم شايد شير و خورشيد فرياد زنان"من يك آريايي هستم"حتي بفرض به زبان و لهجه كاملاً آلماني هر چند اين فرض بسيار بعيد به نظر ميرسد بطرف انها ميرفت،واكنش انان چه مي بود؟١: باعث خنده انها ميشد و براي تفريح او را با خود ميبردن٢: باعث تعجب انها ميشد و از دانشمندان خود ميخواستند تعريف ديگري از آريايي بدهند ٣: با آغوش گرم او را مي پذيرفتند كه اي برادر آريايي به جمع ما خوش آمدي ٤: و يا به او از دور شلليك ميكرند حتي فرصت فرياد يا توضيح آقاي كرمي از مشخصات آريايي بودن و زادگاه و مهاجرتشان بدهد؟.
نام: 
تبریزی
نظر: 
دوستان گرامی، نخست باید روشن شود که ترازوی ما برای ارزیابی یک نوشتار و ارزنده بودن یا بی ارزش بودن آن نوشتار چیست؟ و ما بر چه پایه ای باید نوشتاری را ارزنده بدانیم و یا ندانیم؟ زیرا همه نویسندگان و هواداران آن نویسنده ها نوشتارهای نوشته شده از سوی آن نویسندگان را بهترین نوشته ها می دانند و اگر نویسنده ای نوشتار خودش را بی ارزش می دانست پس چرا باید آن را می نوشت؟! ترازوی من برای ارزنده بودن و یا بی ارزش بودن یک نوشتار در یک تارنمای ضد رژیم این است که اگر نوشتاری برای نابودی رژیم گدایان مفت خور آخوندی و دژخیمان سرسپرده و بی وجدان این رژیم دوزخی کارائی داشته باشد آن نوشتار ارزنده است و گر نه بی ارزش است! اگر کسانی نوشته هائی برای شناساندن ستم ها و ستمگران رژیم ولایت فقیه بنویسند و یا نوشته هائی روشنگرانه و راهگشا برای شناساندن پندارهای نادرستی که سود آنها به رژیم می رسد بنویسند کردار چنین ...
نام: 
حکمت چتین
نظر: 
آقای کرمی در قسمت" آسیب شناسی طرح سامان یابی اقوام ایران، آقای حسن شریعتمداری" به هیج منبع معتبری غیر از افکار نژادپرستانه خود مراجعه و اشاره نکرده اند.

آقای کرمی خوانندگان این سایت به قدر کافی دیگر با تئوری ها و بافته های شما آشنایی پیداکرده اند به نظر من وقت آن است که سری به آمار و ارقام واقعی و عملکرد ها در دو کشور ایران و تورکیه بپردازیم. دیگر وقت آن است و می توان دو کشور را از لحاظ سیاسی فرهنگی اقتصادی مقبولیت جهانی و منطقه ای و.. سنجید.

آقای کرمی لطفا در صدور فتوای جدایی خوزستان از ایران مشابه نظر جالبتان در خصوص آذربایجان تعجیل فرمایید.
نام: 
آذربایجان
نظر: 
تنها نوشته مکتوبی که قبل از اسلام در ایران بیادگار مانده یک بیت شعر می باشد، و آنهم بزبان دری یا افغانی و تاجیکی می باشد، (( آهوی کوهی در دشت چگونه دوزا، او ندارد یار چگونه بوزا)) تازه دارد برهمگان معلوم می شود که این کتابهای رمان تاریخی مالیخولیائی و کتابهای درسی توسط تاریخ و باستانشناسانی مثل آقای کرمی در ایران نگارش یافته، و چگونه کودکان ملیتهای غیر فارس از کودکی در مدارس با تحصیل بزبان فارسی توسط این گونه کتب درسی ترور هویت گردیده اند،
نام: 
ش. فردا
نظر: 
مقاله تحلیلی بسیار خوبی است و البته روند وقایع در این چند ماه گذشته نشان از همین استیصال رژیم در حل مساله هسته ای دارد. تاکتیکهای رژیم در دور زدن تحریمها علیرغم هزینه گزاف آنها تاکنون توانسته "مفید" واقع شود ولی با گذشت زمان شرایط سختتر شده و مشکلات اقتصادی قابل توجه ای گریبان باند حاکمان را گرفته است. اما بی تردید چنین عقب گردی از سوی این آقایان علیرغم آنکه تنها راه نجاتشان باشد یا خیر بهیچوجه محتمل نیست. فراموش نکنیم که تحریمها برای خیلی از این حضرات هم "آب داشت و هم نان" پس اینان دلیلی برای عقب نشینی ندارند خصوصا که آزادی کروبی و موسوی را حتی تاب نمیاورند تا چه رسد به واگذاری امور به ایشان و سپردن سکان دولت بدستشان. البته حقیقت آن است که حل مشکل هسته ای لزوما نیازمند رییس جمهوری چون موسوی نیست و اگر "قافیه به تنگ آید" یک شبه انجام خواهد شد.
نام: 
باورصاد
نظر: 
مرحوم شاپور بختیار در کتاب "یکرنگی" سعی دارد به توهماتی که در مورد نقش و اهمیت فرح در دربار محمدرضا شاه وجود داشته است، پایان دهد. به زعم بختیار فرح بر خلاف ثریا کمتر نقشی در روابط سیاسی و امنیتی بازی نمی کرد که برعکس، از این وجوه فاصله می گرفت و به هنر می پرداخت. به گفته ی زنده یاد بختیار تنها با اصرار فرح بود که شاه در اواخر سلطنت اش به نیروهای سوسیال-دموکراتی مثل او نزدیک شد که البته دیگر دیر بود.
لینک دانلود کتاب:
http://azadieiran2.files.wordpress.com/2012/02/yekrangi-shapoor-bakhtiar_www-azadieiran2-wordpress-com.pdf
نام: 
Ferdoosi Pakzad
نظر: 
سرنوشت من و من های دیگر در ایران تو، با تو همسان و مشابه نیست و تو استعمارگر و من مستعمره هستم. زبان تو، زبان غالب است و برای من، در حکم زبان مریخیان است اما مجبورم و ناخواسته مجبورم می کنند تا با آن کار کنم.
چرا تو، من و بقیه، به جای فارسی، ترکی، عربی، انگلیسی، عبری، روسی یا یکی دیگر از این همه زبان را نخوانیم؟ اگر زبان فارسی از همین امروز برداشته شود و تو نتوانی با آن کار کنی و نان در بیاوری و رابطه برقرار کنی، انگار به کره دیگری می افتی و تازه متوجه می شوی که تجزیه طلب برای این که از انسانیت هموطنانش دفاع کند و حقوق آنان را باز پس بگیرد، مبارزه می کند و تجزیه طلب شده است و حقوق انسانی ندارد و برای بدست آوردن حقوق انسانی برابر با تو، تجزیه طلب شده است. چون راه دیگری برایش باقی نگذاشته اید.
الهه جان می دانی، من و هموطنانم حق نداریم حق نداریم در سرزمین های خودمان تاریخ و فرهنگ ..
نام: 
کاوه مهرآیین
نظر: 
... ادامه
هر دو گروه نگرانی ادعایی خود را با همسانی بسیار جالب و معنی دار واژگان بیان می کنند. «کشیدن خط بطلان بر تاریخ درخشان و پر افتخار حزب توده ایران»!..
حال به قول معروف فرض را بر حسن نیت می گذاریم (انشاالله که گربه است!)، منظور دوستان از «رهبری انقلاب» در حال حاضر ، رهبری جنبش اصلاحات موسوم به جنبش سبز است، که در آنصورت هم صحبت «انقلاب» در میان نیست و سخن از «اصلاحات» است و مواضع حزب هم در تمامی مراحل آن کاملاً روشن و با دفاع بسیار جدی و با تمام توان برای باز شدن فضای سیاسی و فراهم شدن امکان مبارزه بیشتر برای نیل به آزادی، صلح، استقلال، عدالت اجتماعی و طرد رژیم ولایت فقیه بوده است.
نام: 
کاوه مهرآیین
نظر: 
...ادامه
دوستان سرگشاده نویس گویا به دنبال «مسائلی مربوط به انقلاب و سیاست اتحاد و انتقاد حزب ما در برابر رهبری انقلاب» در سند مورد بحث و یا شاید در همه اسناد و مصوبات ششمین کنگره به تاریخ بهمن ماه 1391، یعنی درست 34 سال پس از سپری شدن از عمر انقلاب می گردند، و کمتر می توانند به آنچه که می خواهند، دست یابند!.. و صد البته بعید به نظر می آید که این دوستان انتظار داشته باشند که تکرار و مجموعه ی همه اسناد و تحلیل ها و مصوبات کنگره های پیشین، پلنوم ها و اعلامیه های منتشر شده از سوی حزب در طی 34 سال گذشته را مجدداً و به تمامی در اسناد ششمین کنگره حزب نیز ببینند!؟. از دوستان انتظار می رفت با توجه به سوابق طولانی حزبی و نزدیکی با رهبری حزب و لاجرم دسترسی به کلیه اسناد حزبی، به جای طرح پرسش های اینچنینی در نامه ای سرکشاده پاسخگوی پرسشکران جوان و مشتاق دانستن می بودند!..
نام: 
sina
نظر: 
با سلام آقای توکلی،

اولا در مقایسه با سایر متن‌های چاب شده در این صفحه این متن خیلی‌ هم زیاد نیست دوما نوشتن اسامی یعنی‌ چه؟ راضی‌ می‌‌شدید اگر نوشته می‌‌شد(م‌د، ب‌ز) و یا مثل بضیی‌ها که جدیداً خودشون رو پشت اسامی شهدا قائم می‌‌کنند.( مرتضی‌ کیوان، عباس حجری،.....). پس لطفا ایراد بی‌ مورد نگیرید، و ای‌ کاش این وسواس را در مورد همه مطالبی که برای این سایت فرستاده می‌‌شود داشتید.

با تشکر
نام: 
کاوه مهرآیین
نظر: 
... ادامه
کامران رئوفی در مطلبی که با عنوان «نامه ی سر گشاده به رفیق علی خاوری صدر کمیته ی مرکزی حزب توده ایران» منتشر شده، آورده است:
« خط بطلان کشیدن بر این تاریخ پرافتخار حزب، برشاخه نشستن و بن بریدن است. آنچه که کنگره به عنوان اشتباهات رفیق کیانوری بالاخص و کمیته ی مرکزی وقت به طور عام برشمرده است، این ادعا ها نیست. رفیق کیانوری اشتباهاتی فنی-تاکتیکی داشت نه سیاسی آن هم براساس تحلیل غلط و «خوشبینی بیش از حد نسبت به خمینی». وی براساس برآورد و نگاه آگاهانه به آنچه در آن دوران در حال وقوع بود ریسک های خطرناکی مرتکب شد. متاسفانه هیچ کدام از آن نتیجه گیری هایی که حزب در مورد این رخدادها دارد، درست نیست»
(نویدنو - http://www.rahman-hatefi.net/navidenou-703-91-412-911220.htm)
نام: 
کاوه مهرآیین
نظر: 
سه دیدگاه درباره علل یورش به حزب توده ایران

ارزیابی علل یورش به حزب توده ایران از جمله مباحث ششمین کنگره حزب توده ایران بوده است که انتشار آن، منجر به طرح نظرهای متفاوت و عکس العمل های قابل پیش بینی گردیده است. این نقدها و نظر ها درباره ی علل یورش به حزب توده ایران به ویژه در سالهای 1361 و 1362 را به طور عمده می توان در سه بخش خلاصه کرد:
نخست - دیدگاه مطرح شده در اسناد ششمین کنگره حزب توده ایران، با توجه به تحلیل ها و ارزیابی های موجود در اسناد حزبی در مورد ماهیت و مراحل انقلاب بهمن 57 .
دوم - نظر مخالفان با دیدگاه مطرح شده در اسناد ششمین کنگره ی حزب که هیچگونه اشتباهی در ارزیابی های رهبری وقت حزب به عنوان علل وارد شدن ضربات سنگین به تشکیلات حزب پذیرا را نیستند.
سوم - نظر کسانی که کاملاً در خلاف جهت دسته ی نخست مخالفین ارزیابی کنگره، صرف عنوان شدن اشتباه ارزیابی های رهبری وقت حزب.
نام: 
کاوه مهرآیین
نظر: 
ستاد عزیز!..
این واقعیت یعنی «با بسياري از رهبران خردمند حزب از نزديک آشنا بودن» به قول هیچ آدم منصف و منطقی و عاشق حزب توده ی ایران نشان آن نیست که آن شخص «فرزند اين حزب بوده و در دامن آن بزرگ شده » باشد!..
همه این را به خوبی می دانند. شما خیلی خوب تشخیص می دهید. و من رفیق کوچک حزب هم می توانم خیلی راحت بفهمم که بيش از ٦٠ سال تنها «در گرداگرد» حزب توده ايران فعاليت داشتن، به هیچ رو مؤید این سخن نیست که مدعی «تمام ذرات وجودش آنچنان که زنده ياد خسرو روزبه مي گفت، از عشق به حزب توده ايران آکنده بوده باشد.»!!