دیدگاهها

می دانم مردم از ما متنفرند، می دانم خراب کردیم!
اینها را الآن می گویم، چون چیزی به مرگم نمانده...می دانم مردم از ما متنفرند، می دانم خراب کردیم... هر کدام از مقامات حکومتی از پنج میلیون یورو و دلار تا بالای صد میلیون ثروت دارند...ما به چشم، اعدام های جوان های مردم را دیدیم و دم نزدیم. شاید حکم اعدام نداده باشم، اما ناچار بودم نظاره گر آن همه جنایات حکومت بنام دین و اسلام باشم. آن سکوت دارد مرا خفه میکند. ... گول حقوق و مزایا و رفاه را خوردیم و نفهمیدیم وقت مرگ که برسد چقدر شرمنده خواهیم شد
با آغاز حکومت اسلامی در حالیکه مردم ایران در انتظارِ پیوند یابی نجات بخش میان اخلاق و معنویت با سیاست بودند، آخوندها از همان ابتدای بقدرت رسیدن دستگاه ارزشی جامعه را به سطح دستگاه ارزشی آخوندها کاهش دادند و همه خوب و بدهای کردار اجتماعی را تابع تشخیص های روحانیون و ولی فقیه و دستگاه ارزشی روحانیون نمودند و در همان قدم اول شأن و کرامت انسانی بازیچه مصلحت سنجی های مبهم و کشدار ولی فقیه و تشخیص روحانیون حاکم گردید و جامعه ایران را با هرج و مرج اخلاقی بزرگی مواجه ساخت.
مکتب آموزشی نظام جمهوری اسلامی، که بعد از 38 سال، آموزه های کلی آن بر ساختار آموزش عمومی کشور همچنان مسلط است، با وجود مغایرت کلی آن با ارزشهای مورد وثوق نسل نوپای ایرانی، همچنان بی هیچ چشم اندازی از تغییر و اصلاح تداوم می یابد
سی و یک تیر ماه 1394، تبلور جنبش معلمان ایران
لباس شخصی خشمگینی، قبل از این که وارد مترو شویم با لحن بسیار تندی گفت : گنده ی شما رو پیدا کردیم ! یک جوری واژه ی گنده را تلفظ می کرد که انگار هندوانه ی گنده ای را در مزرعه ای پیدا کرده است!.... قسمت انتهایی خودروی ون را به شکل قفس ساخته بودند، دست و پاهایم را نمی توانستم تکان بدهم، حتی به راحتی نمی توانستم نفس بکشم. یاد سخنان برخی مقامات کشورمان افتادم که مدام از کرامت انسانی سخن می گویند و با تبلیغات زیاد منشور حقوق شهروندی می نویسند!
با گذشت حدود 38 سال از عمر انقلاب مردم ایران، انقلابی که بعدها "انقلاب ربوده شده" نامیده شد، به عینه می توان دریافت، انچه که از آن به عنوان "صدور انقلاب" نام برده می شود، "صدور تنش و اختلال و تروریسم" بوده است. تروریسمی که امروز دامن عراق، سوریه، لبنان، اسرائیل، یمن، کشمیر، افعانستان و ...غیره را گرفته است.
در میان جماعت پان ترک جناب بابک آزاد شوخ چشمی دیگر است ؛ اصرار بر دروغ گویی و پشتکار در لجن پراکنی توأم با ژست های مضحک روشنفکرانه و دموکرات منشانه که بر تنش زار می زند، هم آدمی را می خنداند و هم خشمگین می سازد....آیا علت این رفتار عصبی و غیرقانونی دوستان آقای آزاد در میت ترکیه ، جز عصبانیت و خشم حاصل از افشاگری نگارنده در باب نشست استانبول میتواند بوده باشد؟
رسانه های اسلامگرایان ایران خبر "دستگیری زن جوان سعودی که دامن کوتاه پوشیده بود" را بازتاب داده و نوشته اند: "این زن جوان در روزهای گذشته با انتشار یک ویدئو از خود در حال قدم زدن با دامن کوتاه و تاپ در یک منطقه تاریخی در روستایی در شمال ریاض، جنجال گسترده ای به پا کرده است..
محمدباقر نوبخت، سخن‌گوی دولت جمهوری اسلامی، مدیران فاسد « نجومی‌بگیر» را به عنوان « ‌ذخایر نظام » نام‌گذاری کرد و تا کنون نیز رئیسِ آقای نوبخت و رئیسِ رئیس آقای نوبخت، این مسأله را تکذیب ننموده‌اند!
آنان که یا به علت دلبستگی به حاصل عمر خود که همان «انقلاب شکوهمند» است، یا به سبب وابستگی‌هایی با رژیم حاکم، امروز به «اصلاحات» و اعتدال و ملایمت دعوت می کنند، و با قراردادن این مفاهیمِ والا در خدمت سازشکاری حقیرانه‌ای آنها را مسخ می سازند....هر روز از عمر این رژیم ضربه‌ای بر ایرانیت است؛ تا جایی که حتی ممکن است دوام این قدرت به نابودی ایران به معنایی که ما تا کنون از آن می‌فهمیده ایم منجر گردد
به مناسبت "روز قلم" حکومتی در حکومت اسلامی. کانون نویسندگان ایران از یاخته های حیاتیِ جنبش مدنی در میهنمان است. این نهادِ روشنفکری و تشکل صنفی و دمکراتیکِ اهلِ قلم نقشی مهم در فرایندِ پیشرفت و تعمیقِ جنبش مدنی داشته است. کانون نویسندگان نقشی پراهمیت در تحقق جامعه مدنی، دستیابی مردم به آزادی، دموکراسی و حقوق بشرخواهد داشت، وبه همین دلیل خار چشم قلم بدستانِ حزب الهی و حکومتی ست.