دیدگاهها

آیا می توان ساده لوحی پیشه نموده تصور کرد که قراردادن نام اینهمه افرادی که کمترین تجانسی با هم ندارند و برخی از آنان از گروه های نامبرده اند، یک نارویِ حساب شده، برای ایجاد اغتشاش فکری و پاک کردن خطوط میان آن دوستان و این دشمنان مصدق نبوده است؟
دیروز کسانی که به ادعای حکومت ناجمهوری اسلامی وابسته به داعش بوده، وارد مجلس شده و عده ای را بقتل رسانده اند. این اقدام از چند منظر قابل تعمق است.
بزرگترین بخش جمعیت ایران، یعنی جمعیت در سن اشتغال، سخت آسیب دیده است. جزء کوچکی از این جمعیت را دستمزدبگیران بخش عمومی و خصوصی تشکیل می دهند. مابقی، یعنی اکثریت، امکان کار ندارند. زنان و بیکاران در فقر مطلق هستند. بازنشستگان از حیز هستی ساقط شده اند
نیروی متشکل و مسئول برای تأمین اتحاد عمل، نیرویی که با منطق قوی اتحاد عملی دموکراتیک بتواند با اقبال بخش های هرچه وسیع تر جامعه روبرو گردد، شرط نخستین پیشرفت مبارزه ی قاطع بر ضد رژیم ورشکسته ی جهل و زور است....نمی توان بدین دستاویز که جانشینی برای نظام معرفی نشده از دعوت مردم به مبارزه ای جهت دار و قاطع برای برچیدن رژیم خودداری کرد؛ زیرا بدون ادامه ی چنین مبارزه ای در هر حال هرگز هیچ جانشینی پدیدار نخواهد شد
رژیم حاکم علی رغم میل و خواست عمیق اکثریتی مهم، اما متفرق و فاقد رهبری و مرکزیت های توانا و مصمم، توانسته است به بقای خود ادامه دهد و در صورت رفع این کمبود در میان مخالفان رژیم، دوام آن چندان طولانی نخواهد بود....طول عمر رژیم های توتالیتر بسیار متنوع است، و ظاهراً، و در تقریب اول، به ابعاد جغرافیایی و حجم محمل انسانی آنها نیز بستگی دارد
با دروغ و آمارسازی می‌توان اندک کسانی را که مشتاق « دروع شنیدن و فریب‌خوردن هستند » فریفت، اما حقایق را نمی‌توان پنهان کرد. اقتصاد ایران در شرایط بسیار بد و شکننده قرار دارد . تولید در حال کاهش است ؛ کارخانه های کشور پیاپی تعطیل می‌شوند یا به خارجی‌ها واگذار می‌گردند یابه قاچاقچی‌ها!
هر دو جناح اصلاح طلب و اصول گرا از داخل رژیم و حافظین نظام تبهکارند....آیا درچهار سال گذشته فقر، فساد، بیکاری، مسائل زنان و مشکلهای معیشتی مردم کمتر شده است؟ هرگز نشده بلکه بیشتر و بدترهم شده و مردم درمانده تر شده اند....حسن روحانی، با پیشینه ی طولانی عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجلس خبرگان و شورای عالی امنیت ملی، شریک تمام فجایع و کشتار های رژیم بوده است
انتخاب حسن روحانی به معنای ترجیح بقای دراز مدت نظام بر منافع کوتاه مدت سپاه و نیروهای همراه آنست. مسئله قابل ذکر آن است که آقای روحانی قول مواردی را که در توافق برجام ۱ داده بود عملی کند، اما در قالب توافقی جدید احتمالا تحت نام برجام ۲.
پس از مدتها، طیفی چنین گسترده کنار هم ایستاده و همصدا، به “انتخابات” دروغین رژیم جمهوری اسلامی “نه” گفته اند. این دستاورد نوینی برای نیروهای میهندوست، آزادیخواه، لائیک و دمکرات بوده، می تواند نوید همدلی ها، همصدایی ها، همکاری ها و همپیمانی های فردا باشد.

معلوم نیست اینان «جمهوریت» را در کدامیک از تجلیات این رژیم یافته اند؛ در رژیمی که زنگار سیاه جهل و حرص و فساد سراپای مس ولایت فقیه آن را خورده و در همه ی وجود آن یک ارزن طلای جمهوریت یافت نمی شود، کسانی که به دنبال این طلا می گردند اگر کیمیاگر نباشند آب در هاون می کوبند؛ آنان گمراهانی هستند که تنها به گمراهی خود رضایت نداده، با غروری کودکانه به گمراه کردن مردم نیز اصرار دارند !....جدی گرفتن بازی حقیر انتخاباتِ بدون جمهوری، شایسته ی چنین ملتی نیست