موارد خاص

ازویٰژگی های هرجنبش بزرگ ومهم یکی هم این است که بموازات گشودن افق وطلیعه گفتمان ویاگفتمانهای جدید،گفتمان های مدافع وضعیت موجودرابچالش می گیردوچه بسا بر آن ها مهرابطال می زند.با این همه این پدیده به سادگی وبدون مقاومت و تلاش ولو مذبوحانه آن گفتمان ها برای توجیه وضعیت وحفظ خود،اتفاق نمی افتد.برخی ازمقابل،‌ برخی از پهلووبرخی هم با سوارموج شدن واز طریق حقنه کردن گفتمانی چه بسابالباس مبدل بفکرکنترل جنبش می افتند.خیزش دیماه هم یکی ازآن موجهای بزرگ بودکه باصراحت وضع موجودوگفتمانهای وابسته رابچالش گرفت.
جنبش خیابان پله ها و فازهای فراتری از طرح شعار عبور از نظام جمهوری اسلامی ایران فراتر رفته و خواهان آلترناتیو جایگزین برای آن میباشد، امید بستن به اینکه طرح شعار رفراندم نقش بسیج کننده مردمی در خیابان را دارا میباشد، از یک طرف رسمیت قانونی بخشیدن به حکومت جمهوری اسلامی ایران میباشد که مشروعیت قانونی خود را در میان مردم از دست داده است، بلکه این امکان را فراهمتر میکند تا اینکه دوباره از ایران زندانی بزرگ برای مردم ساخته بتوانند با مشروعیت بیشتری به دزدی، اختلاس و سرکوب مردم ادامه دهد،
مدعی می شود که در مقابل شکست دیپلماسی، گزینه نظامی منطقاً خود را تحمیل می کند. یعنی درست تبلیغات اسرائیلی آمریکایی را بدون پس و پیش تکرار می کند. حتا یک کلمه از بی منطقی چنین حمله ای انتقاد نمی کند و از حقانیت ایران برای داشتن امکانات دفاعی سخن نمی گوید. پس مردم این وسط چه خواهند شد؟ او بر این باور است که در صورت حمله اتمی شاهد حس اتحاد ملی کمتری از زمان حمله ی صدام حسین به ایران خواهیم بود! واقعاً آفرین برحس میهن پرستی و غیرت و حمیت شاهزاده. چراغ سبز دادن روشن تر از این نمی شود.
در تقسیم بتدی تاریخ اروپا، سال های بین 1550-1300 با سه اصطلاح پیوند خورده است: دوره واپسین –متاخر- سده های میانه، رنسانس و اصلاح مذهبی. این سه اصطلاح در عین حال بازتابی از انحطاط جامعه و فرهنگ سده میانه ای و نوسازی دینی، هنری و روشنفکری است.
khamenei
به نظر می رسد موج اعتراضات اخیر در ایران، حتی اگر موقتی نیز بوده باشد، فرو کش کرده باشد. این اعتراضات که ابتدا در مقابل "مسجد گوهر شاد" شهر مشهد، به دعوت و یا ابتکار گروه "عماریون" (از طرفداران احمدی نژاد) بعد از مشورت و هماهنگی با امام جمعه ی مشهد شروع شده بود بسرعت از حیطه ی اهداف و شعارهای بین جناحی (ضد دولت حسن روحانی) فراتر رفته و کل نظام جمهوری اسلامی ایران را هدف قرار داد. چیزی حدود 20 نفر طی اعتراضات خیابانی کشته و بدنبال آن چندین نفر نیز در بازداشتگاه های مختلف جان خود را از دست دادند.
فراخوان پانزده تن سرشناس برای برگزاری رفراندم به‌منظور «گذار مسالمت آمیز از جمهوری اسلامی به دموکراسی سکولار پارلمانی»، صرفنظر از اهمیت و شخصیت و نیّت هر تک تک شان و برداشت های احیاناً متفاوت شان از آنچه امضا کرده‌اند، و یا میزان تاثیرگذاری این حرکت شان در جامعه، مکثی روی نفس دعوت به رفراندم برای گذار از جمهوری اسلامی در مقطع کنونی را ضروری می‌کند.
در زمان انتخابات 10 ماه پیش امسال هم برای پایینی ها و هم برای بالایی ها موضوع 20 سال گذشته اصلاح طلبان و تحریم کنندگان، مطرح نبود
کاوه آل حمودی
واقعیت این است ترکیب امضا کننده این بیانیه علی رغم تعداد کم انها طیف های متضادی را در بر می گیرد برخی از انها سابقه کار و خدمت در نظام فاسد را در پرونده خود دارند و بسیار تلاش کردند تا این نظام را اصلاح و مرمت کنند.
این جا یک تناقض وجود دارد و آن این که اگر این رژیم اصلاح ناپذیر است و با مخالفان به زبان اعدام, شکنجه و سرکوب برخورد می کند چگونه می شود به چنین گذار مسالمت آمیزی دست یافت؟!
رفراندوم و همه پرسی از مردم، قادر است مردم را در روند مبارزاتی خود دارای چشم انداز کند و در آنها ابتکارات خلاقانه مبارزاتی تولید کرده و پدید آورد. رفراندوم چونان هدف سیاسی، در پیوند منطقی و درونزاست با مبارزات مدنی جاری. خواستی مسالمت آمیز که حکومت اگر هم آن را پاسخی سرکوبگرایانه دهد اما توجیه منطق پذیر برای مقابله با آن در اختیار ندارد. جمهوری اسلامی با همه استبداد وجودی اش و با هر میزان خشونتی که اعمال می کند، در مخالفت با رفراندوم اما الکن و دچار تناقض است!