مقالات کاربران

کیرکگارد و مارکس خلاف هگل هر دو به دولت و کلیسا شک داشتند، کوشش هگل برای آشتی آندو بود، به این دلیل موجب شورش و اعتراض ایندو متفکر گردید. کیرکگارد میخواست که "شهدای" زنده و آرمان هایشان بر جهان حکومت کنند، افلاتون حکومت" فیلسوفان" در هرم قدرت را توصیه میکرد، و مارکس، امید به پیروزی "پرولتاریا" برای رهایی و تشکیل دولت، بسته بود.
وجه به تنش‎های شدید تهران و ریاض، سیاست سخت و موضع‎گیری‎های تند مقامات سعودی علیه تهران، بویژه در موضع‎گیری‎هایشان در تحریم‎های آمریکا علیه ایران و خروجش از برجام، انتظار واکنش‎هایی حتی اندک و نه چندان تند از سوی مقامات جمهوری اسلامی، می‎رفت. اما انتخاب مقامات تهران تنها "موضع سکوت" بود. مقامات جمهوری اسلامی در این مدت، واکنشی به این خبر، که می‎رود تا بحرانی بزرگ در روابط خارجی پادشاهی عربستان سعودی باشد، نشان ندادند.
در کوتاه سخن به قصد ِ ورود به اصل ِ مطلب بگویم که مکتب ِ فرانکفورت یک نحله ی عمدتن فلسفی با گرایش ِ غالب ِ دینی- مذهبی ِ یهودیت بود. این مکتب خصوصن در تقابل با ماتریالیسم ِ دیالکتیک و زیر ِ نام و پرچم ِ دروغین ِ مارکسیسم پدید آمد تا ضدیت با فلسفه ی علمی و گرایش ِ ایده آلیستی متافیزیکی ِ خود را وجهه و اعتبار ِ مارکسیستی و طبقاتی ( پرولتاریایی) بدهد.
من در اندوه آنم که چرا نمونه های ایرانی این قبیل اتفاقات تلخ در حوزه ی روزنامه نگاری این چنین در عرصه ی جهانی سر و صدا به پا نمی کند و در نهایت غریبی و غربت در حاشیه هایی کوتاه منعکس و از یادها فراموش می شود. باری حجم عظیم خبر در سطح جهانی برای جمال قاشقجی مرا در گوشه ی خلوت خود به حسرت نشاند و این شد که این دل خونبار شعری از این قلم چکید.
ترس از جملهٔ حالات و احساساتِ انسان است و مثل هر پدیده ای میتواند بسته به مورد گاه مثبت و گاه منفی باشد. احساسِ ترس ما را از به آب و آتش زدن و در کام خطر قرار گرفتن باز میدارد و به نوعی ادامۀ غریزۀ حفظِ نفس است. احساسِ ترس ما را از تغییر و نو آوری، کشف و آموختن، سفر به سرزمینهایِ ناشناخته و آشنائی با افراد میتواند مانع شود و بصورتی منفی عمل کند.
زلزله مرگبار و مخرب کرمانشاه که با خسارات جانی و مالی بسیاری همراه بود نیز مانند بلایای طبیعی دیگر در سایر نقاط گیتی بوقوع پیوست اما ابعادی بسیار گسترده تر از موارد مشابه خود داشت و همچون بم داستان غارت امدادهای مردمی و بین المللی همچنان ادامه یافته است.
داستان امروز اما داستان دیگری است. نه تنها این طیف خرده بورژوا سیاسی شده اند که تشر آنها به حکومتیان نیز آتشین تر است. نافرمانی ها و اعتصابات مکرر بازاریان و صرافان و بخش هایی از سپرده گزاران نمونه ای از رفتار سیاسی کنونی آنهاست. روند پر شتاب فروپاشی اقتصادی نظام سرمایه داری حکومتی نه تنها تاکیدی بر فاسد بودن و گندیدگی نظام است بلکه گامی بلند بر حقانیت اندیشه سوسیالیستی برای مبارزه با فقر و فلاکت و استبداد نیز میباشد.
به جرات می توان گفت که جمهوری اسلامی در این زمینه یک نمونه منحصر به فرد در جهان است. جالب است که فعالان سیاسی و اجتماعی هم کاری به کار رژیم در این زمینه ها ندارند. لیکن در این میان همواره عده ای پا به میدان می گذارند و به بهانه ها و تفاسیر مختلف در صدد دفاع از رژیم و توجیه جنایات آن بر می آیند.
البته هر ایرانی می‌داند که استفاده حکومت ملایان از رسانه‌ها، ابعاد بسیار وسیعتری دارد و هیچ موهبتی به‌ اندازه‌ی اینترنت در خدمت تبلیغ، توجیه و تحکیم این حکومت به کار نرفته است. امروزه هزاران آخوند در ایران و خارج از کشور «بدآموزی»های خود را در اینترنت تبلیغ می‌کنند و متأسفانه باید به این باتلاق، خیل عظیم تحصیلکردگان رشته‌های «علوم انسانی» در «دانشگاه»های اسلامی را اضافه کرد که «آموزه»های خود را تحویل جهانیان می‌دهند!
ما به همه فعالین طیف انقلابی و ازادیخواه کمونیست میگوئیم که از تفرقه و پراکنده کاری دست بکشند و شعار کارگران متحد شوید و رنجبران متشکل شوید را از حد حرف به حیطه عمل بکشانند. خطاب ما به همه سوسیالیستهای رادیکال این است : رهنمایی کی توانی ای که خود ره را ندانی!! نمیتوانید خود در تفرقه و سکتارسیم دست و پا بزنید و بعد طبقه خویش را به اتحاد فرابخوانید.