ویژه ایران گلوبال

آرمان چاروستایی در ردانقلاب سیاسی و نفی استراتژی اصلاحات

اقای آرمان چاروستایی در این گفتگو با کیانوش توکلی در رد «انقلاب سیاسی» و نفی «استراتژی اصلاح طلبان» به استراتزی گذر از دولت روحانی که همچون گارباچف نظام جمهوری اسلامی را در فرم و محتوا تغییر خواهد داد_ سخن گفته است . در این ویدئوکلیب ایشان همچنین در باره رد واژه « ملیت های ایرانی » شاهزاده رضا پهلوی و مریم رجوی را مورد نقد قرار می دهد

انتشار از: 
اگر« هیچ» یا نیستی، به خودی خود موجود باشد، در واقع« چیز»ی ست که هیچ نامیده شده است. و وجودی ست با نام « هستی-نیستی».
« هستی و نیستی» ترکیب دوقطب متضاد و خود در مجموع یک تضاد است. «هستی - نیستی» خود آغاز و انجام خویش است . و جاودانه می چرخد. در درون آن بینهایت مهبانگ ها ممکن است بوده باشد یا بعد از جهان ما روی بدهد.
«هستی و نیستی» فاقد محیط خارجی و بیرونی ست. خود آن، هم محیط خارج است و هم داخل . عمل و قوانین حاکم بر «هستی و نیستی» از تضاد درونی آن ناشی میشوند. و خود آنها را خلق میکند...
درمیان ملیتها، اقوام وجود دارند که کمیتشان، آنها را به کیفیت مبدل نساخته وکل جمعیت آنها به نیم ملیون نفر نمی رسد. در سرزمین
مصاحبه ایرانگلوبال با آزاده سپهری
به نظر من مرزهای "تکثرگرایی فرهنگی" فقط تا آنجایی باید باشد که قوانین و ارزشهای حاکم در جوامع غربی زیر پا گذاشته نشود. مثلا کسی نمی تواند انتظار داشته باشد که چون در فرهنگ خودش می تواند دخترش را ختنه (= ناقص سازی جنسی) کند، می تواند چند زن داشته باشد، می تواند زن یا فرزندانش را مورد ضرب و شتم قرار دهد، می تواند زنش را به جرم ارتباط جنسی با دیگری بکشد، پس باید در کشورهای دیگر نیز چنین اختیاراتی داشته باشد.
نویسنده ناسیونالیسم موجود را موجب « درد و رنج بیشتر» میداند. در چهارچوب ناسیونالیسم موجود که نیکفر در مقاله اس به خصوصیات آن پرداخته این مسئله قابل درک است. ناسیونالیسم جاری توان حل درست مسایل را ندارد. و میتواند موجب فجایع شود. راه حل « حقوق آری، ناسیونالیسم نه» است. اشکال اساسی در نقد نیکفر آن است که مسئله حقوق را از ناسیونالیسم جدانکرده است....
طرح یک شعار دمکراتیک در جامعه که بتواند مطالبات عقب مانده کشور را تامین کند و در عین حال هزینه کمتری داشته باشد و گره هی از گره های اساسی کشور را حل کند و در عین حال به قصد ساختن و برای یک تغییر دمکراتیک مهر خود را بزند میتواند برای هر جامعه ایی مفید باشد. فدرالیسم بالقوه مطالبه حدودا ۶۵ درصد مردم ایران است. اگر جامعه فارس خود را در تقابل با فدرالیسم ببیند، این همه جامعه فارس نمیتواند باشد. بخش ترقی خواه آن مطمئنا در کنار دیگر مردمان ایران خواهد بود.
گمشدگی حلقه ی نفع مشترک در تضاد منافع
جامعه به علت وجود استبداد طولانی، فاقد تشکلها و اتحادهای با سابقه و عمومی و دراز مدت است، لذا فاقد تجربه و آگاهی برای اتحاد ها و ائتلاف هاست. و نمیتواند به « برنامه و خردعمومی و اقدام مشترک» سازمان یافته برسذ. در تضاد منافع حلقه ی «نفع مشترک» گم شده. که «رفع نظام» حاکم است.ده نفر، ذه مشی، ده گروه، و هزار تضاد دارند. و فاقد « تجربه و اتحاد و ائتلاف» اند. فاقد فن لازم اند. این «فن» مختص جامعه دموکراتیک است. جهان سوم نمیتواند آنرا عملی کند. منهای حالت استثنایی.

پرسش از كيانوش توكلي ،أيا ترور خوب و بددارد؟

من،كيانوش رشيدي از آقاي كيانوش توكلي مي پرسم ،ايا تفاوتي ما بين ترور چريك هاي فدائي و ترور داعش و ساير سازمانهاي تروريستي وجود دارد؟

انتشار از: 
« چپ سنتی و مدرن» توجه کنند « تز آگاهی و وحدت و تشکیلات اکثریت زحمتکشان یا بخش قابل توجه آنان» گرچه مثبت است ولی در کل جواب نمیدهد، غیر عملی ست، تحقق ناپذیر است، و مسئله ی « قدرت گیری نیروی مترقی» را حل نمیکند. مدرک این سخن هم تاریخ جوامع جهان سومی ماست که این کار و تلاش علی رغم یک قرن کوشش در هیچ یک از آنها پیاده نشده است. به جد میگویم این متد به عنوان یک تلاش « فرعی» قابل توجه و مثبت است و باید پیش برده شود ولی « اصل و عمده تلاش» باید چیز دیگری باشد...