فرهنگ و هنر

تهران بدون کلاغ‌هایش می‌میرد، قبول داری دوستِ من؟ ها...! ـ
غزلی از حضرت حافظ
چشمانش را که از ورای پنجره های بزرگ اطاق بدور دست خیره شده اند بطرفم بر می گرداند:" هرگز برای شما امکان ندارد که نقش قبیله ونقش ریش سفیدان قبیله را درک کنید!من هرگز قادر نیستم برای شما آن شب آخری
هی طالب الاَباطیل! حریفِ بی‌هراس تو منم، نه دختران شیرخواره‌ای که به نکاحِ کفتار نجس کرده‌اید. به کابل بگو ما خویشاوندانِ خانه‌زادِ نور هنوز هم سیاه‌پوشِ همان سردارِ سپیده‌دم‌ایم، هنوز هم خ
سال نو تحصیلی فرا میرسد با مشکلات عدیده معیشتی، تحصیلی و مرگ و میر ناشی از کرونایی که حکومت اسلامی بر مردم تحمیل کرده است.
نمی دانم چه میزان قادر خواهم شد با باز گوئی هفت سال خاطرات وچشم دید های خود در افغانستان بخشی از حوادث وواقعیت ها را باز گو نمایم. شش سا ل کار درروز نامه "حقیقت انقلاب ثور"ارگان رسمی حزب د
زمانی که ابتدا به دعوت ناشر تصمیم گرفتم این کتاب را منتشر کنم، تنها به یک موضوع اندیشیدم: کتاب های دانشگاهی درباره مهاجرت روابط اتنیکی در سوئد از منظر بررسی " ویژگی های فرهنگی" متفاوت مهاجرت
یکسالی میشه که با این طرح ها آشنا شدم. همان زمان هم بشدت تکان خوردم و بی پناهی این دختر تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود.
وقتی که درْ را زیر نور لامپ گشود، زنی از تاریکی بیرون پا به روشنایی گذاشت و پرسید :«می‌توانم با شما حرف بزنم؟» زن را نمی‌شناخت . غروب بود و او خسته بود. تمام روز را در مطب کار کرده بود.
چندباری که بالاجبار از همان سمتی که "کاشی زای" اطراق میکرد، گذر کرده بودم هیچگاه مشمول آزار احتمالی او نشده بودم.
سناریوی داستان انگلیسی/آمریکایی بود اما اجرایی تماما ایرانی داشت. نتیجه این محصول مشترک، داغِ کودتایی بود که بر پیکر نحیف جریان دموکراسی‌خواهی ایران زده شد.
سخنرانی محمدآصف سلطان‌زاده (زاده سال ۱۳۴۳، کابل) نویسنده معاصر اهل افغانستان است. داستان‌های کوتاه او تاکنون سه بار برنده جایزهٔ گلشیری شده‌است. او در سال ۱۳۸۰ به دانمارک مهاجرت کرد.
گفتاری پیرامون پدیده‌ای به نام احمد شاملو
مسعود کدخدایی، متولد ۱۳۳۳ است و از سال ۱۳۶۷ در دانمارک زندگی می‌کند.
هنر، در هفته ای که گذشت به همت بی هنران گیج بود، در عذاب کرونا مانده بود، حیران دولت جدید بود، با نگاهی به همسایه همزبان و زنان آن سرزمین و هنرهاشان.