فرهنگ و هنر

!Qayanın döşü\Güllər \Gecənin ulduzları سینه ی صخره- گلها- ستارگان شب!
خوئی جان عزیز، به پیر و پیغمبر قسم، یا به هر چیزی که عزیز می داری، و به جان عزیز خودت، که ما هیچ خطی بهتر از عربی نداشتیم و آن پیشینیان ما هم، حالا هر کوفت و مرگ زده ای که بودند، نرفتند خطی بدتر و دشو
بطول 14 قرن بر خلاف منشور کورش بزرگ که مبنای حقوق بشر قرار گرفت زنان ایرانمام را از حقوق اولیه محروم نموده است...
اگر خواهید رها گردید ز چنگش/ بجنبید و شوید یکسو به جنگش/ چو خرم دین وآرش همچو کاوه/ کنید این گرگ وحشی پاره پاره
هايکوهای تی‌جو را که سرشار از زنانگی و مادرانگی‌اند، آينه تمام نمای ژاپن قبل از جنگ، در طول جنگ و پس از جنگ می‌دانند.
نامه دارد به نشانیِ امروز \ جنبِ ایستگاهِ انکار\ کویِ آبیِ آسمان \ روزنِ بیداران...
نمادِ عشق به مردم، صدای نسلِ جوان، به حکمِ خیره سرانی بدان رذیلی رفت...
آنها\ فریاد ما را ممنوع کردند\ وخاکستر تو را ...
حرف‮ ‬زشت‮ ‬نزن\موسیو‮ ‬ادیبِ‮ ‬محله‮ ‬است\ کفشی‮ ‬به‮ ‬ریگ\ گشتی‮ ‬به‮ ‬ارشاد\ هزار‮ ‬کاف‮ ‬به‮ ‬تنبان‮ ‬دارد...
شهر بغض کرده و غمگین است . دختری با آتش زنه ای بردست در آرزوی "آزادی" خود را به آتش می کشد. زنی تب دار در سلول کوچک خود باعکس دو کودکش بر دست می چرخد حق خود ، حق من وحق ت
می رنجم تا تو نرنجی شادم ازین رنج...
میدان اصلی شهر،میدانگاهی بزرگ با درختان عظیم چنار و جوی های پر آب به زلالی اشگ چشم روان در پای درختان . ده ها تخت چوبی آبی رنگ نهاده شده در میدان که درسایه روشن آفتاب قبل از ظهر حالتی تنبل و خواب
جانیانِ جمهوری اسلامی ایران دردهه ی 60 (به ویژه تابستان67) زندان های سیاسی خود رابه کشتار گاهِ انسان های آزاده وُ آرزومند ، بدل کرده بودند.از این روی ، داغ ننگی ماندگار بر صورت وُ سیرت ِ چرکین خود گذا
خجند امروز تنها شهر تاریخی معتبری است که برای تاجیکستان باقی مانده است .سمرقند وبخارا ی فارس زبان در از بکستان قرار دارند وتاجیک ها تاریخ خود را از طریق این شهر و کمال خجندی توضیح می
هواپیما فرود می آید در مسافتی دورتر از خجند در نزدیکی شهر چکالو فسک " شهر مخفی ،شهرممنوعه که اینک چون شهر ارواح