فرهنگ و هنر

پارک لنین در مرکز شهر دوشنیه با درختان چنار و اقاقی که سر برآ سمان میسایند در یک ظهر گرم تابستان . فضائی خاک آلود،با سایه روشن هائی جادوئی و فواره های بی رمقی که در یک حوض سبز خزه بسته می ریزند با ک
منوچهر برومند می‌گوید: در سال 1341 ادیب برومند منتخب شورای جبهه ملی دوم نشد؛ در حالی كه شادروان تختى منتخب كنگره شد و به عضویت شورا درآمد.
به پشت، افتاده ست و گاه دستی و گه پائی تکان دهد به عبث این مگس و گوئی از من می‌خواهد نگاه ازو برگیرم ...
1 کامنت
...Bax! / Gör necə yatıb/ Uşaq böyük/ Gecənin qurquşumunda بنگر! \ که چگونه بزرگ و کوچک \ برسرب شب خفته اند...
غزلی از مولوی با صدای م. روان‌شید
کتایون آذرلی هنرمند و نویسنده ای است پر کار و شناخته شد. او از چهارسالگی به عنوان دُبلر در رادیو و تلویزیون مشهد شروع به کار کرد و اجراهای چشمگیری را در این برنامه ها بوجود آورد.
گفتمت ضحاک هیولا نبود ضحاک سَرورِ درختِ زندگی بود: نین- گیش-زیدا از زهر دو مار بر دوش نوشدارو می ساخت و به جدال بیماری می رفت
کسی که بتواند به زبان مادری خود بنویسد، ولی به بهانه هایی ننویسد، زحمت نکشد، و بدتر از اینها " پادو" و چماق تبعیضگران هم بشود، باید به مرگ فکری-هنری او گریست...
5 کامنت
وقتی شاخه سخن قطع شد، زبان حاکم هم بند آمد...
4 کامنت
وقتي كه پير احمدآبادي عصاي آهنين برداشت كفش آهنين پوشيد، من هم به همراهش به راه افتادم و رفتم
همیشه با خود فکر میکنم این جهان مانند یک قایق بزرگی است که همگی بر روی آن قرار داریم.
آنچه شخصیت ادبی سعید یوسف را از خیلی های دیگر جدا میکند همدردی ایشان در سروده هایش با تبعیض دیدگان و استثمارشدگان و آزادی و برابری خواهان است. تا جایی که آگاهی دارم ایشان تنها شخصیت ادبی مطرحی بودند
Günəşli gündüzlərdə Yay kimi gələr oldun در روزهای آفتابی بسان تابستان آمدی
2 کامنت
ارزیابی این نگارنده بر این است که پرداخت و ادبیاتِ ژورنالیستیِ "زمانه" با هر خط و خطوطی که دارد، ضعیف و بی کشش است.
من این فریاد را فریاد ها می شناسم به درازنای تاریخ که از تپیدن دل ها آغاز می شوند ، از قلب فروزان دانگو که بر سر دست می گیرد تا مردمانش را سیاهی جنگل عبور دهد. ازناله های فرخی یزدی در اعماق زندان ک