فرهنگ و هنر

"بی آن که از چشم هایم بخوانی" نام مجموعه شعریست از "آنا ماریا روداس" که توسط "دکتر علی اصغر فرداد" ترجمه شده است. این مجموعه اختصاص دارد به شعرهای چپ اروتیک.
"ماريو بارگاس يوسا" نويسنده‌ى نامدار پروئى و برنده نوبل ادبيات سال ٢٠١٠ در کتابی با عنوان "ديكشنرىِ يك عاشق آمريكاى لاتين" نظر و احساسش را در مورد هرچه به امريكاى لاتين، مستقيم و غ
فرد در دورۀ شیدایی به درک بی‌واسطه‌ای از «خود» می‌رسد، اما با پایان یافتن این دوره و سقوط به دنیای واقعیت‌های محدودکننده، آن درکِ از خود نیز متلاشی می‌شود؛ هزار تکه می‌شود همچون تصویری که در آیینه‌ای
کتاب 3 جلدی "صبر تلخ" با فرمت پی دی اف و بطور رایگان در سایت "آرشیو اسناد اپوزیسیون ایران" در لینک زیر در دسترس قرار دارد. کتاب خاطرات محمدعلی عمویی، با عنوان "صبرِ تلخ"
دو هفته پیش تلویزیون رژیم آیت‌الله صدیقی امام‌جمعه موقت تهران را نشان می‌داد که از کرامات زنده‌یاد خلدآشیان مصباح یزدی می‌گفت و از قول غَسّال (همان مرده‌شور و مرده‌شوی خودمان) نقل کرد که هنگامی‌که آن
گفتم این پادشه مسلمان است/ پیرو آیه‌های قرآن است/ دوست دارد امام هشتم را/رهنمایی نموده مردم را
"من" های گریزان از "من" عنوان مقاله ای است که من برای نقد کتاب "نمادهای اسطوره ای و روان شناسی مردان" برگزیده ام.
با انتشار کتاب مشروطۀ ایرانی و پیش‌زمینه‌های نظریۀ «ولایت فقیه» تألیف دکتر ماشاءالله آجودانی (لندن، انتشارات فصل کتاب، ۱۹۹۷/۱۳۷۶)، مورّخی صاحب‌نظر و تیزبین و محققی کوشا و رَوِشمند چهره نموده است ـ و ا
1 کامنت
فایل صوتی جلسه تلگرامی جمعه ۱۲ دی ۹۹ برابر با اول ژانویه ۲۰۲۱ موضوع : " گفتگو با جاودانه ها میهمان : بیژن میثمی ، آهنگساز ، نوازنده سنتور
یک هفته از دیدن ویدئوى تهوع‌آور موسوم به "مستند غیررسمی" می‌گذرد و بالاخره نتوانستم دندان روی جگر بگذارم و یادداشتی در موردش ننویسم.
با رفتن مصباح یزدی، جمهوری اسلامی مثل چهارپایه است که یک پایه‌اش شکسته است، و از یک منظر مثل هزارپایی ست که یک پایش را از دست داده. (از دست دادن پا، از شاهکارهای زبان شیرین فارسی ست.
اگر امروز ادعا کنم که توئیت کردن و توئیتر را من اختراع کرده‌ام، اولین کسی که اعتراض خواهد کرد آقای ترامپ است. من هم برخلاف بایدن، از تفنگدارها و یکه‌بزن‌های او می‌ترسم.
این شعر به یاد سهیلا حجاب، وکیل ایرانی در بند زندان زنان تهران و در اسارت استبداد سرکوبگر زنان و با الهام از دو عکس بسیار زیبای او که یکی چراغ به دست و دیگری انار به دست است، در شب یلدای 1399 در فراسو
تلفنم زنگ می خورد صدائی آرام اما سرشار از محبت در گوشی می پیچد. عزیز دیر یافته ای است از حال وروزم می پرسد.
صبا بگوی باین اردوغان تیره ضمیر که ای به قید حقارت شریر گشته اسیر ز ژاژ خائی ات ای نا بکار بیهوده گوی گمان مبر بشود کس‌ ز سادگی تحمیر مگو، ز کور دلی گفته های بس بیجا مخواه راه