فرهنگ و هنر

ولی سفیهی که دارد روی تباه‌کارترین ستمگران تاریخ را سفید می‌کند، یا کرده‌است، گفت چارشنبه سوری مبنای منطقی ندارد. پیش از او نیز آیات عظام جهالت و ضلالت دیگری چنین خورده‌فرمایشاتی صادر کرده‌بودند.
چون پوپکی بر خیزران ِ ره نشسته....می پرسم از خود هر زمانی...کیستم من؟...سر گشته‌ای در جستجوی باغ ِ معهود،....شب رانده‌ای یا از بهشتی....بوف پرور؟....درهر کجا دیده هزاران چهره و رنگ....بس سنگ‌ها خورده
خجسته باد روزِ زن/ هَمایشی ز روشنی/ ارتا! برای ما/ همیشه با شکوه وُ پُر شکوفه روزِ توست/ اگرچه لحظه ای نبوده، نیست هماره دلبخواهِ تو
بنفشه (خواهر کوچکم) در دانشگاه هنر موسیقی خوانده و کلاً زندگی‌اش موسیقی است، آن هم عمدتاً از نوع کلاسیک. در نتیجه من خیلی اهلیت ندارم که موسیقی بهش تقدیم کنم.
پیشکشِ «دلبر توکلی» و پایداریِ شگفت انگیزش
نشونت نیست دختر، چند ماهه دل مادر شکستن، وُل! گناهه خدایا پیر شد مادر شبونه خبر اومد که تنگستون سیاهه
از ماه فرود آمد با چهركِ چون مهر با حرمت وُ با هيبتِ كامل انگشتر وُ تسبيح به دستش پیچیده بر اندام ردایی؛ سیه چون دلِ قاتل با وردِ دروغين به لبانش
در یک کافه دنجی خود را به یک چای بابونه با شیرینی خشک دعوت کردم. بعد از ساعتی کلنرین* خوش صورت را که شهرزاد می نامیدنش، برای پرداخت حساب خود صدا کردم.
نه مثکه کشته ها زیاد بودن امروز سرش شلوغه؛خب از کدوم امام شروع کنم؟ باید حواسم جمع کنم همشون با هم صدا نکنم؛ تو رو در واسی و تعارف گیر میکنن هیچکدوم نمی یان..اوووممم.....
ا ز ذهن پر طراوت ِ شب می گذ شت ما ه! مانند ه ی غزل پر بود ا ز خیا ل! لبریز، ا ز ترنم پا ئیزه ی غروب
رمان نویسی یک حرفه است، نگارنده، این حرفه را به طور کلاسیک یاد نگرفته است.
در نهمین دوره‌ی جشنواره‌ی سینمای تبعید که با شعار دنیا خانه من است برگزار می‌شود، ۹۴ فیلم کوتاه و بلند از سراسر جهان شرکت داشتند.
مرد آرام ، آرام به طرف همسرش آمد و گفت: منظورت را نمی فهمم، خوب، معلومه رژیم های دیکتاتوری برای بقای خود دست به چنین اعمال غیر انسانی بزنند.
موسیقیدانی که بهترین اجراهای خوانندگانی چون استاد شجریان ، شهرام ناظری ، بسطامی ، حمید رضا نوربخش ازساخته های اوست .مردم این سرزمین بیش از سی سال در دردهای مشترکشان با عزیزانشان همرا شده اند وسرود « ر
گابریلا میسترال، زنی استثنایی: منتقدی، شعر او را انعکاس صدای مریم مقدس نامیده است. گابریلا میسترال میگفت که شاعر، رسانه زمان خود است و رابطه شاعر با خلق، مانند رابطه روح با جسم است.