یعغوب خدایی (سازاخ ) درگذشت!

با اندوه بسیار، یعغوب خدایی (سازاخ ) یکی از نویسندگان ایرانگوبال و از همکاران سایت دوشنبه ساعت 4 بعد از ظهر در حالی که خانواده اش از طریق حضوری و مجازی در کنارش بودند به زندگی اش خاتمه داد . یعغوب که از سه ماه پیش به سرطان بدخیم مبتلا شده بود ؛ شانسی برای ادامه زندگی نیافت و طبق قانوناُتانازی euthanasia به‌معنی «مرگِ خوب» است زندگی را واع گفت.
 
 
 
سه روز پیش گفت و گویی رابا ایشان  انجام دادم که آکنون آماده پخش است :
 

سازاخ به معنی هوای تازه، نام فامیلی‌اش (یعقوب خدایی) رادوست نداشت. او که عضو سازمان پیکار بود، در سال 1360 با مارکسیسم مشکل پیدا می‌کند و کتابی می‌نویسد تحت عنوان "مارکسیسم افیون ملت‌ها". سازمان‌اش او را سر قرار "سوخته"  شده می‌فرستند و سازاخ  دستگیر می‌شود. در زندان مقاومت می‌کند. روزی یک همشهری تبریزی‌اش وارد سلول‌اش می‌شود و یک "فحش آبدار" نثارش می‌کند و می‌گوید: "داری بی خودی کتک می‌خوری؛ رفقایت همه چیز را گفته‌اند..." محکوم به اعدام می‌شود ولی در این بین کتابش "مارکسیسم افیون ملت‌ها" جانش را نجات می‌دهد و آخوند بی‌سوادی فکر می‌کند  که این کتاب به سود اسلام خمینی است و از اعدام او صرف نظر می‌کند. دو سال و نیم زندان می‌کشد .

پس از آزادی، تلاش می‌کند که به‌طور غیر قانونی از مرز خارج شود. باز هم دستگیر می‌شود و سرانجام در سال 1995 موفق به خروج از کشور می‌شود و در هلند به‌عنوان پناهنده پذیرفته می‌شود و تحصیلاتش را ادامه می‌دهد و به‌عنوان یک متخصص، سال‌ها در این کشور خدمت می‌کند.

سازاخ به‌عنوان نویسنده، چند سالی بود همکار سایت ایرانگلوبال بود و امیل‌ها و کامنت‌های رسیده را چک می‌کرد و در این راه هیج برخورد "خطی" نمی‌کرد و حقیقا دمکراسی را خوب می‌فهمید .

از دو ماه پیش مبتلا به سرطان نای شد و تصمیم گرفت روز دوشنبه در کنار خانواده و اقوامش به زندگی‌اش پایان دهد.

 

سازاخ تعريف ميكند كه اين جعبه مورفيني كه خودشان به همه جا حمل ميكنند مثل همان ضبط صوتهاي كارگران هستند كه در خيابان ها با خودشان حمل ميكردند و به اهنگ ( منم مسافر ، منم)،گوش ميدادند. ايشان بعد اضافه ميكنند كه او هم مسافر است.

مجموعه مقالات یعغوب خدایی (سازاخ ) اینجا را کلیک کنید:

 

 

صدای منحوس قاری قرآن بوی شکنجه می‌دهد

در ۲۰ تیر دستگیر شدم، دقیقا الان لحظه‌ای بود که من با دهانی خونین و دندان‌های شکسته، در حالی که از گوشم خون می‌آمد و تمام سر و صورتم خونی و کبود بود، در هشتی کمیته مشترک تهران با چشمانی بسته در انتظار نوبت بازجویی نشسته بودم و فریاد دیگر شکنجه شدگان در اتاق بازجویی و صدای منحوس قاری قرآن که در همه جا پخش می‌شد تا مغز استخوان، وجودم را آزار می‌داد،

 

من شارلی ابدو نیستم، من زبان به خون غلطیده اعدامیان سال ۱۳۶۰ هستم

آیا در کل ایران کسی بهتر از خمینی پیدا نمی‌شد که به نوفل لوشاتو فرانسه ببرند، و بعد هم در ماه نشانش دهند؟ در زمان شاه رساله خمینی در ایران ممنوع بود، ولی برای خبرنگاران تیزبین فرانسوی از جمله شارلی ابدو در پاریس، در نزدیکی نوفل لوشاتو که ممنوع نبود، یعنی آنها نظر خمینی را در باره زن و وطی از دبر زن حائض کفاره ندارد، را نخوانده بودند؟ ( لواط با همسری که عادت ماهیانه شده مانع شرعی ندارد) خوب هم خوانده بودند، حالا با مسخره کردن انتزاعی و کودکانه سطحی مثلا ریش محمد چه چیزی  می‌خواهند؟

 

در خود ایران فقط دو نوع ابزار فکری دم دست بود،
۱ - دین اسلام

 

 

۲ - ایدئولوژی مارکسیستی (بخاطر همسایگی با شوروی)
طببعتا تنها احزاب گوناگون اسلامی و چپی در ایران مطرح شدند، خبری از لیبرالیسم و یا سکولاریسم و یا پلورالیسم نبود، و اگر هم بود، قطعا حذف می‌شدند.

در فرانسه عطری به قیمت دویست هزار یورو تولید می کنند. علت گرانی این اودکلن به این دلیل است که کارشناسان با مشتری صحبت کرده و عطر بر اساس بیوگرافی شخص از کودکی تا بزرگسالی، منطبق بر شخصیت آن فرد ساخته می‌شود. یک ایرانی رفته آنجا از زندگیش تعریف کرده، ادرار کردند تو شیشه تحویلش دادند.

 

کمونیست‌های ایران همانند آخوندهای شیعه درک دقیقی از مقوله ریسک و مدیریت صنعتی ندارند

کمونیست‌ها و اسلام‌گراها با قیچی‌های زنگ زده‌اشان نمی‌توانند زمان را ببرند، چون تکامل صنعت با همگامی همه گروه‌های اجتماعی قادر به تکامل و پیشرفت می‌باشد، نه با تفکیک جامعه به دوست و دشمن.

 

دستمال مقدس معلم فقه

شروع سال تحصیلی بود که معلم فقه فتوای در کجا نشستن‌مان را در سر کلاس صادر کرد، من و حسن سفید رو و کم سن و سال بودیم. ما را نشاند درست در ردیف اول و پشت میز معلم، حسن زیاد کنجکاو نبود، ولی من متوجه شدم که آقا معلم ما را به خواندن درس مشغول می‌کند و بعد می‌خوابد، در اثر تکرار این کار متوجه شدم که موقع درس دادن در پای تخته جلو شلوارش قلمبه می‌ایستد، از یکی از همکاسی‌هایم شنیدم که بعلت اینکه او خیلی آدم معتقد و مقدسی می‌باشد، دستمالی بر سر دانبول مبارکشان می‌بندند تا در اثر فشار صرفه و یا عطسه، اگر قطره‌ای ادرار از او خارج شود، لباسش کثیف و نمازش باطل نشود، تا اینکه من کنجکاو شدم و متوجه شدم که وقتی که ما مشغول درس خواندن هستیم او زیر چشمی با حالت خاصی به من و حسن نگاه می‌کند.

 

 

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر محسن کردی

عنوان مقاله: 
یعغوب خدایی (سازاخ ) درگذشت!
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از مرگ سازاخ نه شادمانم و نه متاسف. تصور میکنم که او هم در مورد مرگ من چنین حسی میداشت. ما ایرانی ها عادت زشتی داریم که پشت سر مرده حرف نزنیم. اما این در مورد همسایه ای که باهاش اختلاف داشتیم
تصویر نظرات رسیده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Zia Sadr
یادش بخیر: فردی انسان،دانشمند،بی ادعا وباصفا، ودردوستی امین وصدیق، دریک کلمه انسان کم نظیری بود.فقدانش، غیرقابل جبران است هم برای خانواده اش وهم برای دوستانش
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با عرض تسلیت خدمت محترم خانواده آقای یعقوب خدایی (سازاخ )، امیدوارم این آخرین غم شان باشد.
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اسد صادقی کامنتی حذف نشد بلکه کسانی در ایران گلوبال حق دارد کامنت بگذارد که اکانت سایت را داشته باشد با این حال کامنت شمارا از یوتوب گرفته و‌در اینجا گذاشته ام
تصویر نظرات رسیده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عائله سینه و دوستلارینا باش ساغلیغی دیله یرئم .تورپاغی بول اولسون وطنیمز آزربایجان وار اولسون . یعقوب خدایی « سازاخ » را نمیشناختم ولی نوشته هایش را از طریق سایت ایران گلوبال

عنوان مقاله: 
دموکراسی از نوع ایرانی...
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ســـالام دوســـلار.
زنده یاد سازاخ عزیز برایم اشاره کردند که نویسنده گانی که پرچم آزادی و دموکراسی را در سایت ایران گلوبال به سینه میزنند, چطوری در ایمیل ها یشان به آقای توکلی فحش و نا سزا می نویسند.
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سازاخ در همکاری با سایت ایرانگوبال نشان داد که دمکراسی را خوب درک کرده بود و همواره به من گفت :" من مثل یک رباطم ؛ عقیده و فکر سیاسی را در کار های سایت دخالت نمی دهم"