تز ناسیونالیستی کردستان بزرگ، ایده ی جنگ داخلی بین خلقهای تحت ستم

«بزرگ گرایی» نه ، «یکی شدن دموکراتیک»
من نه تنها میخواهم خلق تقسیم شده ی کرد ، اگر خودشان بخواهند- نه احزاب- یکی شوند ،بلکه این آرزو را برای همه خلقهای روی زمین هم دارم. ولی از راه دموکراتیک -صلح و دوستی. نه با شنا در دریای خون انسانها. و در زمان مناسب خودش. مثل یکی شدن اروپا.



تز ناسیونالیستی کردستان بزرگ چه میگوید؟


تا جایی که دستگیرم شده این ایده : « قصد دارد خلق کرد را که در چهار کشور تقسیم شده اند در یک کشور به نام کردستان گرد آورد. اراضی این کشور اراضی تاریخی خلق کرد ، و جاهایی که کردها ساکن هستند ، حتی جا های چند ملیتی، را شامل میشود. در نقشه ی زیر که یکی از نقشه های متعدد از اراضی تاریخی کردهاست و طرفداران این نظریه منتشر کرده اند ، تا حدودی میتوان به وسعت آن پی برد»:

 

نکات قابل توجه :

1- اراضی تاریخی. این تاریخ میتواند از ماد تا کنون را شامل شود. یعنی وسعت آن از ماد قدیم تا کنون است.
2- اکنون این اراضی حد اقل در چهار کشور-ایران-ترکیه-عراق-سوریه  قرار دارد. 
3- در نقاط مختلف کم و بیش چند ملیتی مردمان زندگی میکنند.
4- احزاب سیاسی برای تحقق این هدف از شیوه ی «سیاسی-نظامی» استفاده میکنند.

پیروزی چگونه ممکن است؟
1- باید ارتش چهار کشور را شکست داد.
2- جنگ داخلی علیه خلق تحت ستم نقاط چند ملیتی پیش برد ، بر آنها پیروز شد.
3- موافقت جهان را کسب کرد.
4- حکومت دموکراتیک کردستان را برقرار نمود.
5- امنیت آن را تأمین کرد.

اگر از این مراحل گذشتی آیا امکان آن هست که یک حکومت دموکراتیک با استاندارد های جهانی مستقر کرد؟

پاسخ این سئوال «منفی» ست. نه، نمی توان. نیروهایی که از این دریای خون بیرون میایند تنها می توانند حکومت دیکتاتوری «فئودال-سرمایه دار» ، و وابسته به قدرتهای بزرگ سرمایه جهانی را برپا کنند.
نصیب مردمان زحمتکش و آزادیخواه و برابری طلب خلق کرد دیکتاتوری،فقر و استثمار، اختناق و زندان و شکنجه خواهد بود. در حالت عادی و بهترین شرایط حکومت اقلیم نمونه زنده است. که مورد قبول انسانهای مترقی نیست. 

ایده ی «کردستان بزرگ » ضرورت یا تصادف واحتمال؟

مقوله ی فلسفی «ضرورت» به معنای آن است که چیزی بر اساس «ماهیت درونی شئی یا پدیده» طبق قانون علیت، باید حتماً به یک ترتیب معین رخ بدهد و نه به ترتیب دیگر. اما تز کردستان بزرگ ، برای تحقق به هزار یک علت و معلول و شرایط بستگی دارد که تحقق بیابد یا نیابد-ناقص رخ دهد ، یا به یک فرم دیگر تحقق پذیرد و یا اصلاً حذف شود. بر این اساس این ایده نه یک ضرورت بل یک «احتمال» است. ضرورت نامیدن آن خیال بافی ست. چنین چیزهایی جزو مقولات فلسفی تصادفات و «احتمالات» جای میگیرند. استراتژی برگزیدن یک «ایده ی احتمالی» و دور از ضرورت و شرایط عینی خودکشی ست. شعار کردستان بزرگ ضرورت تاریخی ، نشانه عدم درک فلسفی مقوله ی ضرورت است و خودفریبی . افتادن سیب از درخت بر روی زمین یک ضرورت است ولی اینکه سیب در بازار فروخته شود یا در زیر درخت خورده شود یک  تصادف و احتمال است.تصادف سیستم معینی ست که جنبه خارجی دارد و به عوامل فرعی بستگی دارد.و با ماهیت شئی بیگانه است. 

نگاه به این تز در مناطق چند ملیتی:

« کردها دوست ما آذربایجانیها نیستند؛در آذربایجان ادعای ارضی میکنند، عملیات نظامی میکنند. دست به ترور میزنند. بگذارید قلعه این اشرار سقوط کند. اینها پیروز شوند فردا در آذربایجان رژه خواهند رفت.»


احزاب و سازمانها و گروههای کردستان: 

همه از دم ناسیونالیست اند.چه در جلد دموکرات و چه در جلد چپ. تا وقتی که شکلات کردستان بزرگ زیر زبانشان شیرین مزه میدهد. تا وقتی که نتوانسته اند خود را از دید بسته و محدود محلی و یک خلقی رها کنند. چپ و دموکرات به حرف و تئوری نیست به سیاست عملی ست.هستند چپهای سراسری که در عمل ناسیونالیسم خلق فارسی زبان را اجرا میکنند. اینان هم ناسیونالیست اند. ناسیونالیسمی که مقدمه ی افراط گرایی و مادر فاشیسم است. 

کومله و مانندهای آن چپ نیستند، ناسیونالیست چپگرا هستند که خصلت ناسیونالیستی به چپ گرایی شان می چربد. دموکرات شان هم دموکرات نیست ، بل ناسیونالیست-دموکرات اند؛ که باز خصلت ناسیونالیستی شان به دموکرات بود نشان می چربد. 
در کوه و دشت نه دموکرات پیدا میشود نه چپ. در جامعه، میدان فعالیت مدنی اجتماعی، با دید باز، نه بسته ی محلی، چپ و دموکرات تا حدودی بار میاید.

مبارزه ی ملی در ایران:

-همه ی حرکات ملی در ایران و منطقه از «دو خصلت »برخورداراند:
1- ناسیونالیستی هستند
2- خواهان برابری حقوقی اند.
- در بین آنها «افراط گرایی» هم واقعیت است.
-بخشی از دو شیوه ی مبارزه ی سیاسی و نظامی استفاده میکنند
-و بخش دیگر تنها شیوه ی مبارزه ی سیاسی را دنبال میکنند

- شیوه ی مبارزه ی نظامی در ایران و ترکیه به زیان «کسب حقوق برابر» است. و موجب تلفات انسانی غیر لازم.از این رو نیز نادرست است. افراط گرایی نقش بارزی اینجا دارد.
-افرط گرایی هر جا امکان عمل نظامی ندارد ، خشونت خود را در«سیاست» و در «تئوری و رفتار و سخن و تبلیغات» پیش می برد.
- سیاست افراط گرایی، عامل اختلاف بین خلقهای تحت ستم است و «حکومتها» از این اختلاف برای دامن زدن به «دشمنی و عدم اتحاد» خلقها سود می جویند.
-افراط گرایی سیاست «جدایی خواهی» بیموقع را پیش می برد و از این رو نیز «آوانتوریست» و ماجرا جوست.
- از تکیه گاههای آن ، مانور در اختلافات ارضی ست.

 
نباید شرایط را کپی کرد

در عمل سیاسی ، نباید شرایط را کپی کرد. که فاجعه ببار میاورد. شرایط کردها در ایران ، مثل شرایط کوبانی،ترکیه، عراق، نیست. به ویژه در آذربایجان غربی؛ که انبار باروت است بین دو خلق ترک و کرد. گروههای کردی که شیوه ی نظامی پیش گرفته اند، و ادعای ارضی دارند، و در اندیشه ی کردستان بزرگ اند، باید بدانند که دارند بین دو خلق تحت ستم با انبار باروت بازی میکنند. انفجار آن هر دو خلق را به خاکستر تبدیل میکند. مسایل کرد و ترک در ایران تنها در نظام ایران فدرال میتواند حل شود. نه در کردستان بزرگ. راه کردستان بزرگ راه جنگ داخلی بین دو خلق تحت ستم است.
گروههای کردی که با کپی برداری از کوبانی برای خود در آذربایجان غربی نیروی نظامی از زن و مرد تشکیل میدهند باید متوجه بشوند که از «جنگ بین دو خلق تحت ستم» هیچکس نمی تواند دفاع کند. نه در ایران و نه در منطقه و جهان. نه کمونیست و نه دموکرات و نه اقشار زحمتکش جامعه.

با چنین جنگ ناسیونالیستی و ارتجاعی کسی همدلی نمی کند. و برعکس همه علیه آن هستند و خواهند بود. در ایران مسئله ملی راه حل نظامی ندارد. مسایل تنها در پروسه های مسالمت آمیز، دموکراتیک و مدنی، با اتحاد و همبستگی همه ستمکشان و استثمار شدگان می تواند راه حلش پیدا شود. ماجراجویی ناسیونالیستی هر دو خلق را به سوی نابودی سوق میدهد. کسانی که با انبار باروت بازی میکنند باید متوجه اعمال ضد انسانی خود باشند.

 مسئله ی کردهای ترکیه:

- همانطور که «حق تعیین سرنوشت برای آذربایجان مهم است، همان مقدار هم برای کردهای ترکیه مهم است. آنها هم لازم است «سرنوشت خود را خود تعیین کنند. که آیا میخواهند در داخل ترکیه بمانند یانه».
- این شعار در شرایط حاضر عملی نیست. آنچه عملی ست ، هر چه بیشتر، اداره ی امور محلی در داخل ترکیه است. از راه صلح و مسالمت. تا جامعه و شرایط آنقدر دموکراتیک شود که اجازه دهد تعیین سرنوشت کرد.
- ترکیه نه تنها نمی خواهد کردها در ترکیه تعیین سرنوشت کنند حتی نمیخواهد در سوریه هم این کار صورت بگیرد و آنچه در این راستا انجام گرفته میخواهد منحل شود.
- در این شرایط قطع صلح، اشتباه کردهاست. آنها باید میدانستند که این کار به زیان «استراتژی صلح و اداره ی امور در داخل ترکیه» است.
- ترکیه از سیاست حمایت داعش پیروی میکند، لازم بود از راه صلح و مسالمت و دیپلوماتیک در سطح جهانی 
و داخلی به ترکیه فشار وارد کنند که دست از سیاست داعش پروری بردارد و درها را برای کردهای خواهان مبارزه با داعش باز کند. 

- کردها میدانستند سیاست ترکیه در رابطه با داعش و حق تعیین سرنوشت چیست ، ضرورت داشت حرکت خود را با در نظر گرفتن سیاست ترکیه اتخاذ کنند. 
- سیاست کردهای ترکیه لازم بود الف ادامه صلح، ب- بیرون آمدن از لیست تروریسم می بود.
- و دیالوگ داخلی و جهانی برای کمک به کوبانی.
- ماهیت سیاست ترکیه در رابطه با -تعیین سرنوشت و داعش- روشن است. ترکیه سیاست خود را در شرایط حاضر توسط فشار کردها تغییر نمی دهد. لذا تشنج به زیان همه بود.هم کوبانی- و هم ترکیه و کردها. 
- کردها نباید بهانه دست دولت ترکیه دهند.

آزادی کوبانی از دست داعش برای همه شادی بخش است. و برعکس اسارت آن غم انگیز. یعنی سیاستی که شادی میاورد برای همه ، درست است. و سیاستی که غم میاورد غلط است. 
بفرمایید اورمیه را تسخیر کنید، و از روی نعش 30 میلیون آذربایجانی رد بشوید. 
دوست دارید این کار را بخاطر شادی فردی خود بکنید؟ اگر بکنید سیاست شما غلط است. چون غم انگیز و فاجعه بار و نسل کشی ست. مخصوصاً که هر دو خلق ستمکش اند. 
شادی وقتی ارزشمند است که همه ستمکشان را خوشحال کند و نه یک طرف را. 

من نه تنها میخواهم خلق تقسیم شده ی کرد ، اگر خودشان بخواهند- نه احزاب- یکی شوند ،بلکه این آرزو را برای همه خلقهای روی زمین هم دارم. ولی از راه دموکراتیک -صلح و دوستی. نه با شنا در دریای خون انسانها. و در زمان مناسب خودش. مثل یکی شدن اروپا. 

من با جنگ بین خلقها مخالفم و خواهم بود.

سیاست کردستان بزرگ چون بی موقع است-چون تنها شادی یک طرف را میخواهد-چون راهش خونین است- چون غیر عملی ست- چون راهی غیر مدنی و غیر دموکراتیک است ، چون اختلاف ارضی بی موقع مطرح میکند-به این خاطر هم غلط است. هر وقت خلق کرد یکی شدن خود را مثل اروپا دموکراتیک پیش برد من با آن موافقم. اختلافات ارضی در ایران و منطقه همه جا هست. راه رفع آنها «بزرگ گرایی ها» نیست. «یکی شدن دموکراتیک» است. به این خاطر سیاست کردستان بزرگ احزاب کردی هم غلط است. برای تحقق این سیاست آنها باید خون ملیونها انسان را بریزند تا شاید کاری از پیش ببرند. و این دلیل غلط بودن این سیاست است و همینطور ضد انسانی بودن آن.

احزابی که از هم اکنون در این راه خون میریزند جنایتکار اند. راه چاره آن است که سیاست غلط خود را تغییر دهند.
سیاست یکی شدن اروپا را در پیش گیرند. راه انسانی دیگری وجود ندارد.باقی راهها دریای خون است و شایسته حیوانات هم نیست. حال چه رسد به انسان- آنهم انسان تحت ستم و استثمار.

خیلی دوست دارم خلقهای ایران و منطقه یکی شوند. مثل یکی شدن اروپا. هم یکی هستند و هم استقلال دارند. و هم صلح و دوستی. این را به خودم و شما پیشنهاد میکنم. در مقالاتم نیز توضیح داده ام.

در ترکیه از 30 هزار کشته صحبت میشود بفرمایید کشته ها را 30 میلیون بکنید ببینیم بکجا میرسید. راه کردستان بزرگ یک جنگ فرسایشی طولانی مدت ا ست که موجودیت خلق کرد را به نابودی تهدید میکند. 

پیام به جوانان نازنین کرد

در حقیقت این نوشته پیامی ست به جوانان کرد برای اندیشه و تفکر. اینجا روی سخنم با «کله بتنی ها» نیست. بل با جوانان نازنین کرد است که در تشخیص راههای درست مبارزه برای کسب حقوق و آزادی مشکل دارند و به گیر کله بتنی ها میافتند. باآنها ست که نظرم را درمیان میگذارم، و میگویم راه درست ، مبارزه ی مسالمت آمیز و مستقل مدنی - سیاسی ست . با دوری از ابزار خشونت و کله بتنی ها. 


«حکم اعدام«سامان نسیم» زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی ارومیه، که اواخر دی ۱۳۹۲، از سوی دیوان عالی کشور تایید شده بود، هفته گذشته به شعبه اجرای احکام دادگاه مهاباد ارسال شده است.
به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی،«سامان نسیم» شهروند کرد اهل مریوان، که به اتهام عضویت در پژاک به اعدام محکوم شده، متولد شهریور۱۳۷۳ است. او در زمان ارتکاب جرم و بازداشتش درتیرماه ۱۳۹۰، کمتر از ۱۸ سال داشت.» 
برای من نابود کنندگان زندگی این جوان نازنین دو طرف «پژاک -حکومت» اند. پژاک با بیراهه اش و حکومت با دیکتاتوریش.
جوانان آزادیخواه از گل پاکتر کرد را به «اندیشه» فرامیخوانم.

مسایل ایران را مجلس مؤسسان انقلاب دموکراتیک آینده حل خواهد کرد. ببینیم چگونه خواهد کرد. 
آنچه لازم بود گفتم. حال چه قبول افتد و چه در نظر آید.

--------
 پیوند:از آ.ائلیار:
 0-استقلال در سیاست و فرهنگ
1-مبارزۀ برابر حقوقی مسالمت آمیز هم استراتژی هم تاکتیک جنبش آذربایجان
2-تاکتیک جنبشهای ملی-دموکراتیک
3-ایران در آستانه انقلاب دموکراتیک
4-چگونه جنبش ایران پیروز میشود؟
5-شهر خودمختار در نظام غیر متمرکز
6- ملاحظاتی پیرامون آزادی خلقهای تحت ستم
7-ملاحظات ارضی در آذربایجان غربی (1)
8-ملاحظات ارضی در آذربایجان غربی (2)
9- 
مردم کوبانی در آستانه ی خطر قتل عام - "ائتلاف" نظاره‌گر

10- ملاحظاتی پیرامون آزادی خلقهای تحت ستم

11- آوانتوریسم ناسیونالیسم افراطی کرُد

12- دفاع از کوبانی، دفاع از حق حیات انسان

13- سیاست ناسیونالیسم افراطی آذربایجان در کنار داعش

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای پیشمرگ! روی ما اسم نگذار! اگر ما آذری هستیم ، شما هم کوذری هستید. کمی تاریخ بخوان بعد ببین ما کی هستیم. ما ترک آذربایجان هستیم! نه آذری! به این موضوع دقت کن! آقای کوذری!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ما در اروميه با برادران اذرى مشكلى نداريم و سالهاى سال با هم زندگى كرده ايم و خواهيم كرد دستهاى در ميان كردهاى افراطى و كماليستهاى تركيه در كار است كه ميخواند اين شهر را به خاك و خون بكشند ولى با هشيارى كرد و اذرى اين ارزوى انها به زباله دانى خواهيم انداخت

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من خودم كردم، اخه بابا كى كردها گفته اند كردستان بزرگ ميسازيم؟ اين اتهامى است كه كماليستهاى تركيه و اذرريهاى افراطى در ايران به كردها ميزنند، ما فقط از تبعيض بيزاريم ما هويت خود در چارچوب اين اين كشورها ميخواهيم و اين در اساسنامه تمام احزاب كردى است همين باعث نگرانى كماليستها و نوچه هاى انها در ايران شده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
طبق این نقشه اتوپیایی ، خمینی و خمین هم کرد هستند . چون ملایر و بروجرد در این نقشه قرار دارند . خمین و محلات و غار کهک بین این دوشهر هستند . بروجرد جزو استان لرستان است پس چرا خرم آباد کرد نیست . ملایر قبلا جزو استان اراک بود . خلاصه تهران نیز شهری است کردنشین. در حالیکه قبلا ترکها ادعای آذری بودن تهران و کرج و قزوین را در این سایت نموده اند . من پیشنهاد میکنم دعوا نکنید فقط اسم ایران و فارس را بگذارید ترکستان و کردستان تا جهان دچار صلح و آرامش شود . و ما لحظه ای کنار سبزه بنشیسنم . بقول آشور پور رشتی خدابیامرز! بر پدر داعش لعنت .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تعداد قابل توجهی از مقالات این سایت صحنه زد و خورد ترک و کرد و فارس و عرب شده است و کسی حاضر نیست یک قدم عقب بنشیند. در این طوفان جهانی که مرکز آن عجالتا خاور میانه است این تجاهل و یا تغافل و یا جهالت و ندیدن طوفان جز سر در زیر برف کردن معنی دیگری ندارد. و بد تر آنکه گروهی خیال دارند که از این آب گل آلود ماهی بگیرند. مقاله زیر بحث جالبی در رابطه با این موضوع است. در سال ١٩٦٧ قذافی بر یکی از فقیر ترین کشور های آفریقا مسلط شد و در هنگام کشته شدن او لیبی بالاترین درآمد سرانه آفریقا را داشت و تعداد افراد با درآمد زیر فقر کمتر از هلند و بسیاری از خدمات دولتی مجانی بود. پس از حمله ناتو, لیبی صحنه هرج و مرجی گردید که به این زودی ها پایان نخوهد یافت. سه سال قبل ناتو اعلام کرد که " ماموریت در لیبی یکی از موفق ترین عملیات ناتو در تمام طول تاریخ آن میباشد"! این موفقیت چیزی جز پرکردن کیسه سازمان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تبریزی عزیز، با سلامهای گرم، لحن گفتارشما! با خوشوقتی جناب ناصر کرمی را، در ذهن تجسم میدارد. لطفن یک راهنمائی مختصر و مفید بفرمائید. و مشکل را حل کنید! از نظر جنابعالی چه باید کرد، که قیمت آش و لواش نازل آید؟ آیا باید با ایجاد کردستان بزرگ از طرف ایرانیان! با نژاد پاک آریائی، وسلاله کوروش ذولقرنین، و کبیر! مردود شود؟ یا فقط اجازه دهند که قسمت کرد نشین، از ایران جدا آید. لطفن خوانند گان را در این باره با بزرگواری خودتان راهنمائی بفرمائید. دمت گرم. ایوالله!
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی، در کجای ایران مردم گرسنه و دردمند و درمانده ای که بیل و کلنگ و داس و چکش به دست گرفته و از بام تا شام کار می کنند و حتی توان خریدن نان ساده را هم ندارند به هپروت نامه های ناسیونالیست های میلیاردرزاده مفت خوری که در فرامرز نشسته اند نیم نگاهی می کنند که نیاز به نگرانی برای راه افتادن جنگ میان همان مردم گرسنه برای پان نامه ها و سخنان صد من یک غاز و بی سر و ته نیز باشد؟ چه سودی به مردم گرسنه خواهد رسید که همدیگر را بکشند و لت و پار کنند تا کردستان بزرگ و آذربایجان بزرگ و گیلانستان بزرگ و مازندرانستان بزرگ و اصفهانستان بزرگ و کرمانستان بزرگ و بوشهرستان بزرگ و خراسانستان بزرگ و ..... برپا شوند؟ آیا کلنجار ذهنی مردم کرد و فارس و ترک و عرب و ..... در ایران آریاپرستی و فارس پرستی و پان ترکیسم و پان کردیسم و پان عربیسم و پان های رنگارنگ دیگر است یا هزاران زخمی که بر تن و روان .....
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ایده ی «کردستان بزرگ » ضرورت یا تصادف واحتمال؟

مقوله ی فلسفی «ضرورت» به معنای آن است که چیزی بر اساس «ماهیت درونی شئی یا پدیده» طبق قانون علیت، باید حتماً به یک ترتیب معین رخ بدهد و نه به ترتیب دیگر.

اما تز کردستان بزرگ ، برای تحقق به هزار یک علت و معلول و شرایط بستگی دارد که تحقق بیابد یا نیابد-ناقص رخ دهد ، یا به یک فرم دیگر تحقق پذیرد و یا اصلاً حذف شود. بر این اساس این ایده نه یک ضرورت بل یک «احتمال» است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب من, کامنت بنده در راستای کامنت های قبلی در این باره, ربطی به چوب و چماق خوردن و زجر کشیدن نداشت. عر ض بنده این بود که بی تربیتی چنان در فرهنگ ما - البته شما , چون مرا هم وطن نمیدانید - جا افتاده است که حتی زمانی که هم وطن خود را شتر مینامیم این عمل نه تنها قبیح نیست بلکه " شعر و ادب " محسوب میشود. غرض این بود. یعنی مغنی بوی گند را درک نمیکند. بنده هم بارها حتی پس از " فرار را به قرار و تلاش ترجیح دادن " - البته سالها قبل از "انقلاب باشکوه اسلامی" - نیز بارها و بر طبق خوی بد در طبیعتی که نشست این الفاظ بد را بکار برده ام تا اینکه سر انجام به زشتی آن پی بردم. " آن عصاره ناب غربی " را هم هم وطن " جناب رازی " کشف فرمودند و لابد تقطیر نشده آن برای ایشان کافی نبوده است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب استخانلو! لطفا استعاره و اشاره و امثال و حکم را در گفتار خود درست بکار ببرید، و طعم شیرین زبان فارسی را به حنظل و اذوای، مبدل نکنید. جنابعالی ضرب المثل: (شتر در خواب بیند پنبه دانه/ گهی نشخوارکند گه آه و ناله!) را بصورت غیر صحیح مرقوم فرموده اید، و آنرا زبانم لال بصورت کم سوادانه و غیر ادبی؛( گهی لپ لب خورد گه دانه دانه.) نوشته اید، که از نظر منطقی درس نیاید، و به محتوا و قافیله شعر لطمه جبران ناپذیری میزند. تکرار قافیه "دانه" در هر دو بیت از نظر علم عروض صحیح نیاید. باید توجه داشته باشید، چیزی که در دسترس نیست، و در رویاست قابل خوردن هم نیست. لطفا از خودتان قافیه درست نکنید! خوانندگان بیسواد نیستند!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
متاسفانه کشف جناب رازی به کبد ضرر می زند و با بنده هم سر سازش ندارد, وگرنه قابل دار نیست, واکر مشکی در پستو نهان است, شما تشریف بیاورید ما چای درویشانه خود را می خوریم و برای شما از آن عصاره ناب غربی سرو می کنیم.
لاکن ما نه خواب می بینیم و نه علاقه ای به پنبه دانه داریم, بلکه به این واقعیت پی برده ایم که از پشت کامپیوتر و از آنسوی دنیا, صحبت نمودن راحت و است و بی خرج و تز دادن مصداق دید روشنفکرانه. اما هم وطن کسی است که در کنار ما در اینجا زندگی می کند و چوب و باتومی که ما می خوریم, می خورد و زجر و دردی که ما تحمل می کنیم, می کند. فی الواقع کمی ثقیل است که افرادی از آنسر دنیا در کنار بانوی آزادی چشم بسته, برای ما دم از انحطاط اخلاق و تمدن ایرانی بزنند در حالی که خودشان فرار را به قرار و تلاش ترجیح داده اند ! به همین دلیل هم عرض کردم که تشریف بیاورید به مملکت تا صحبت از هم وطنی کنیم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خوب شد که تخفیفی هم قائل شدی و رهبری ایرانیان را به فارسها دادی و خودت به تنهایی به عهده نگرفتی. چون با این همه نبوغ آریایی که در شما مشاهده میشود، بعید نیست که به زودی از این ادعاها هم بکنی. با این همه استعداد در حل بحرانهای بین المللی، قویا پیشنهاد می شود که هر چه سریعتر خودتان را به دفتر ریاست جمهوری آمریکا معرفی بکنید تا باراک اوباما با مشاهده شما نواده تیزهوش کوروش کبیر، خودش کرسی ریاست جمهوری آمریکا را دو دستی تحویلتان داده، پی حرفه ی بی مقدار کشک سابی اش برود. خلاصه حیف شماست که وقتی میتوانید در دو - سه سطر با ادبیات اصیل و ریشه دار چاله میدان این همه بحران به ظاهر پیچیده را بخوابانید، اینجا ویلان و سرگردان بچرخید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب من, ممنون از دعوت و سخاوتمندی, ولی گمان نمیکنم چای قند پهلو زمینه را برای گفتگوی رک و راست آماده کند. اگر از اجناس قاچاق غیر تقلبی چیزی موجود باشد شاید جبران این راه دراز را بنماید, بشرطی که شما هم هم پیاله باشید. اما چون بنظر شما بنده نه هموطن و نه هم جوار و هم نه همسایه میباشم بنا بر این فرمایشات جناب استخوانلو به هم وطنی چون شما بر میگردد و اگر شما و دیگر هم وطنانی که خواب پنبه دانه میبینند به شتر بودن راضی و خرسند باشند بنده نا هم وطن کی باشم که مزاحم گردم؟ همیشه خوش باشید و خواب شیرین ببینید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پان ترک تجزیه طلب تا چند روز پیش در این صفحه تبلیغات فاشیستی و راسیستی علیه ارمنستان می نمود . و اکنون متوجه کردستان شده و با تئوری های خنده دار توطئه از خطر جهانی کرد دم میزند . و نمیداند که ترکها قبلا وحدت با اسرائیل و از آن بدترها را متحدین خود نموده اند . دوستان فارس و ایرانی بد نیست هر از گاهی به این صفحه سر بزنند تا موجب لبخند شان فراهم گردد .
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برخی دوستان اشاره میکنند که چرا از «تز آذربایجان بزرگ» سخن نگفته ام؟
این نوشته موضوعش تز کرد بود. در مورد آذربایجان بزرگ یا واحد در مقالاتم به اندازه ی کافی سخن گفته ام.
مختصر اشاره کنم که :
« همانطور که تز کردستان بزرگ غیر عملی و خونبار است، بدانسان نیز تز آذربایجان بزرگ هم غیر عملی و خون بار است.»
اندیشه و تجربه ی من بر آن است که ضرورت دارد روی این دو تز قلم قرمز کشید و کنار گذاشت.
راه عملی و مسالمت آمیز و همبستگی آفرین تز «ایران فدرال» است. یعنی نظریه ی «حاکمیت قدرت غیر متمرکز در ایران». برپایه ی تقسیمات جغرافیایی. با در نظر گرفتن خصوصیات بومی. به ایالتها و واحد های مختلف. و خودگرانی یا خودمختاری امور محلی. در واحد های کل کشوری. مثل آلمان یا دیگر کشورهای اروپایی یا آمریکا. که مجلس مؤسسان لازم است تصمیم بگیرد. و در مقاله ی «ملاحظاتی پیرامون آزادی خلقهای تحت ستم»توضیح داده ام.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مظلوم نمایی نفرمایید. شتر در خواب بیند پنبه دانه ضرب المثلیست با قدمت بسیار و ربطی به شتر نام بردن این و آن ندارد. ربطی به کرد و لر و فارس و بلوچ هم ندارد, زمینه کاربردی آن یونیورسال است ! معنایش هم خوش خیالی و خواب دیدن است, آرزوی دیدن و دست یافتن به ناممکن ها. در ضمن شما که در ایالات متحده سکنی گزیده اید, در حال حاضر نه هم وطن ما هستید و نه هم جوار و نه همسایه. تشریف بیاورید به ایران خودمان و چای قند پهلویی مهمان ما باشید و با هم صحبت از هم وطنی کنیم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ازهم اکنون! دول غرب اکراد را تا دندان مسلح میکنند، و منتظرند که روزی در خیابانهای تهران جنگ داخلی علیه رژیم اسلامی شروع بشود. و روزی که پایه های پوسیده رژیم جنایتکاراسلامی تهران، در اثرعصیان مردم بجان آمده درحال فرو ریزی است، در جغرافیای ایران دیگر دولتی حاکم نخواهد بود. بنطرمیرسد در خلا رژیم دیکتاتور اسلامی که مورد تنفر مردم است، مانند اوایل انقلاب بهمن سال 57 که اکراد به شهر های آذربایجان جنوبی با سلاحهای سنگین و توپ و تنفگ و رگبارهای مسلسل که از ارتش به غنیمت گرفته بودند حمله ور شدند، و با قساوت تمام سرها بریدند، و دهها کشته و صد ها زخمی بر جای گذاشتند، اینبار نیز بنا بر تهدیدهایشان نسب به خلقهای غیرکرد، بنظر میرسد دومرتبه قصد دارند، فرصت را مغتنم شمرده با کمک چراغ سبز دول غرب، و تبلیغات رسانه ای آنها برای ایجاد کردستان بزرگ! به مناطق غربی آذربایجان جنوبی حمله ور شوند.ازاین جهت

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من کاری به درستی و غلطی این ادعا های سرزمینی نگارنده ندارم. فقط برای من سواله که نویسنده چگونه در این عمق از توهم فرو رفته که فکر می کنه کرد هایی که بدون حمایت آمریکا و متحدان غربی و شرقی ( راه دور نرویم, یکی از عوامل بسیار مهم ایستادگی کرد های عراق در برابر داعش به جز حملات بی امان هوایی آمریکا؛ جمهوری اسلامی بود ! ) حتی توان ایستادگی در مقابل یک گروهک تروریستی با تعداد انگشت شماری سلاح سنگین و هواپیما رو دارا نیستند, به یکباره می خواهند که با ارتش سازمان یافته و مجهزی مثل ارتش ترکیه یا ایران درگیر شوند !
نگارنده حواسش جمع باشه, درسته که ترکیه به علل مختلفی نمی خواد و نمی تونه که تمام قد علیه گروه های مسلح کرد وارد عمل بشه, اما امثال فرماندهان جمهوری اسلامی در صورت احساس خطر از جانب کردهای داخل و خارج, کوچکترین ابایی از صاف و یکسان نمودن شهر ها و روستاهای کرد نشین با خاک نخواهند داشت.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بارها ادعا کرده ام که جوک های اتنیکی ما اساسا نه به علت تعصبات قومی, زبانی, " نژادی !" و غیره است بلکه ناشی از بی تربیتی و فقدان مراعات اصول ادب و فرهنگ و تمدن میباشد. ما در این باب هنوز در دوران " جاهلیت " زندگی میکنیم. یکی از بستگان که چندی پیش برای دیدار به امریکا آمده بود با تعجب میگفت اینجا فروشندگان مغازه ها چقدر خوشرو و با ادبند؛ در ایران نمیشود به روی کسی نگاه کرد و حرفی زد. ممنون از جناب استخانلو که این ادعای مرا تایید مینمایند و بعد از هزاران سال هموطنی و یا همجواری و یا همسایگی, هم نوع خود را شتر مینامند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خوب بود نقشه خیالی و رویایی آذربادگان را هم در کنار نقشه اتوپیستی کردستان بطور رنگین علامت میزدید تا تداخل نقشه هر دو و ادعاها و طلبکاری ها ملموش شود و آینده خونین شونیسم و جنگ و آدمکشی مشخص تر گردد .ایرانیان به رهبری فارسها نیز باید نقشه ای از جغرافیای ایران امروز و قفقاز و افغانستان و گرجستان چاپ کنند . کردهای سوریه و ترکیه و عراق بدلیل ایرانی بودن در نقشه امپراتوری ایران بزرگ قرار خواهند گرفت .موضوع قره باغ هم حل میشود چون در کنار گنجه و باکو و ایروان و تفلیس جزو شهرهای ایران بزرگ خواهند بود . شتر در خواب بیند پنبه دانه . گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هدف از این نقشه دروهله اول قطع ارتباط زمینی ترکیه و آذربایجان است. آنها میخواهند با این نقشه تخیلی، جهان یکپارچه و جغرافیای یکپارچه، و سرزمین تاریخی ترکان را که از هزاره های دور بر روی آن زندگی میکنند، و برای آن در تمام اعصار و تاریخ خون داده اند، از طریق گروههای تروریستی کرد مانند، پ.ک.ک و امثالهم قطع بکنند. درست براساس همین ادعاست که کردها خود را درلیست دشمنان شماره یک ترکان قرارمیدهند. آنها برای پیش برد چنین نقشه ای باید بیش از دویست میلیون مردم ترک زبان، و دهها میلیون مردم عرب، و دیگرملیتها را قتل عام بکنند، تا به کردستان خیالی دست یابند. اجرای چنین نقشه امپریالیستی که موجودیت ملل دیگر را تهدید میکند، منطقه را به دریای خون واژگون خواهد ساخت، و در آخر بر کسی معلوم نیست که دراین جنگ و کشتار، از مردم کرد چیزی باقی خواهد ماند یا نه! هرصورت بازی بسیارخطرناکی است.