دیدگاهها

در اساس گوهر اصلی انقلاب 57 یعنی انتخابِ کنسبت بازگشت به ارزشها و پارامترهای دینی و ایدئولوژیک اسلام سنتّی برای حلّ تضادهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی باز مانده ازحکومت قبل و اضافه بر آن بحرانهای عمیق ب
اخیرا جمعی بنام هواداران سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) در داخل کشور دست به انتشار اطلاعیه ومقالاتی دراینترنت زده اند.
من یکی از کادر های فدائیان اکثریت در آن سالها بودم و سالهاست که پی به اشتباه خط مشی بغایت نادرست "ضد امپریالیستی و شکوفایی جمهوری اسلامی ..." برده ام و به سهم خود نیز این دوران را نقد کرده ا
نيروهاي مترقي و روشنفكر، از زندان اشتباهات خارج شويد، گذشته، گذشته است و هيچ دليلي ندارد براي دفاع از تفكر امروز خود سعي در توجيه عملکرد گذشته كنيد، مشروطه دلم را سوزاند، 28 مرداد کمرم را شکست وبهمن 5
اين فاصله گذاري همجنس خواهان که نمي خواهند با قمارباز و دختر باز همسان ديده شوند،خودش نمادي از وجود تبعيض نگاهي در ميان همجنس گرايان است. زيرا کي گفته است قماربازي و دختربازي بد است.
خبر چيني ،بدگوئي و دو به هم زني يكي از مسائل رايج در شركتهاست كه بين كاركنان رواج شديد دارد .
من اگر افتخاري يا پيروزي براي ملت آورده ام دليل نمي شود كه بتوانم دوباره ناجي ملت باشم همينطور اگر اشتباهي كردم دليل نميشودكه درس نگرفته باشم و امروز باز هم همان خاطي ديروز باشم ، امروز من چندين ارماي
اکنون راوی را نیز از چشم انداز لکاته می بینیم و نقد می کنیم و اینگونه به درک بهتر و عمیقتر این تراژدی دست می باییم.
اما در حالت اروتیسم هنری و عکس هنری برهنگی، ما شاهد دیالوگی چرخشی هستیم. یعنی نگاه کننده باید شروع کند به درک و سنجش نگاه زن یا مرد لخت و حالت جسم و تن او.
انقلاب 57 به رهبری خمینی در ایران فقط کودتایی برای کسب قدرت سیاسی و فروپاشی ارتش و در هم شکستن ساختارهای اجتماعی و فرهنگی بود.
من اکنون شما و حزبتان را در مقابل آزمونی قرار ميدهم تا هم دموکرات بودن خود و حزبتان را ثابت کنيد و هم نشان دهيد که اين در غربت و زندگی در دموکراسی های ليبرال که همه انسانها از لحاظ حقوقی برابر هستند ع
حکومتگران اسلامی كه پنهانی دلال سکس و عامل فروش دختران هستند براي آنكه ملت سراغ اصل موضوع و همان پاشنه آشيل اصلي نروند با موضوع فساد اجتماعی !!! اذهان ملت را منحرف میکنند .
تنها با تن دادن به این ملاقات همه جانبه با گذشته و حال و آینده خویش و تلاش برای دست یابی به جهان سمبلیک و تلفیق سمبلیک خویش است که فردیت ایرانی و هنرمدرن ایرانی ساخته میشود.و طبیعتا این تلفیق سخت است.
در واقع، به گمان من ـ درميان انديشه‌ورزان ما ـ نيما تنها کسي بود که (در تقابل سنت و مدرنيت) تنها به بيان واماندگي‌هاي فرهنگي و اجتماعي ما و عوارض ناشي از سنت بسنده نکرد، بلکه راه برون رفت از پوستة چغر
اولا این "مار" ضد امپریالیستی را قبل از کیانوری در فضای جنگ سرد توسط اتحاد شوروی در کشورهای اسلامی ول شد ه بود؛ کیانوری و خمینی هم از این "مار" بسیار سود جستند !