دیدگاهها

خبر چيني ،بدگوئي و دو به هم زني يكي از مسائل رايج در شركتهاست كه بين كاركنان رواج شديد دارد .
من اگر افتخاري يا پيروزي براي ملت آورده ام دليل نمي شود كه بتوانم دوباره ناجي ملت باشم همينطور اگر اشتباهي كردم دليل نميشودكه درس نگرفته باشم و امروز باز هم همان خاطي ديروز باشم ، امروز من چندين ارماي
اکنون راوی را نیز از چشم انداز لکاته می بینیم و نقد می کنیم و اینگونه به درک بهتر و عمیقتر این تراژدی دست می باییم.
اما در حالت اروتیسم هنری و عکس هنری برهنگی، ما شاهد دیالوگی چرخشی هستیم. یعنی نگاه کننده باید شروع کند به درک و سنجش نگاه زن یا مرد لخت و حالت جسم و تن او.
انقلاب 57 به رهبری خمینی در ایران فقط کودتایی برای کسب قدرت سیاسی و فروپاشی ارتش و در هم شکستن ساختارهای اجتماعی و فرهنگی بود.
من اکنون شما و حزبتان را در مقابل آزمونی قرار ميدهم تا هم دموکرات بودن خود و حزبتان را ثابت کنيد و هم نشان دهيد که اين در غربت و زندگی در دموکراسی های ليبرال که همه انسانها از لحاظ حقوقی برابر هستند ع
حکومتگران اسلامی كه پنهانی دلال سکس و عامل فروش دختران هستند براي آنكه ملت سراغ اصل موضوع و همان پاشنه آشيل اصلي نروند با موضوع فساد اجتماعی !!! اذهان ملت را منحرف میکنند .
تنها با تن دادن به این ملاقات همه جانبه با گذشته و حال و آینده خویش و تلاش برای دست یابی به جهان سمبلیک و تلفیق سمبلیک خویش است که فردیت ایرانی و هنرمدرن ایرانی ساخته میشود.و طبیعتا این تلفیق سخت است.
در واقع، به گمان من ـ درميان انديشه‌ورزان ما ـ نيما تنها کسي بود که (در تقابل سنت و مدرنيت) تنها به بيان واماندگي‌هاي فرهنگي و اجتماعي ما و عوارض ناشي از سنت بسنده نکرد، بلکه راه برون رفت از پوستة چغر
اولا این "مار" ضد امپریالیستی را قبل از کیانوری در فضای جنگ سرد توسط اتحاد شوروی در کشورهای اسلامی ول شد ه بود؛ کیانوری و خمینی هم از این "مار" بسیار سود جستند !
از سوی دیگر با نا باوری جهان غیر ایرانی شاهد این است که بخشی از اپوزیسیون برای تغییر رزیم و دمکراتیک کردن حکومت ایران، بدنبال استراتژی نابودی "اسلام " است بیناد گرایی اسلامی( شیعه و سنی) چ
در ایران تنها پارلمان و پرزیدنتی میتواند رفُرمهایی را عملی کند که با پشتوانهء مردم در مقابل دستگاه ولایت فقیه که در رأس آن "رهبر انقلاب سیّد علی خامنه ای" قرار دارد با ارگانهای ایدئولوژیک تح
سرمایه گذاری همواره با نا اطمینانی های استراتژیک متعددی روبروست که کنترل آنها خارج ازحیطه امکانات سرمایه گذار میباشند.
آنچه که می ماند، جدا از عزاداری واقعی بر مزار مقتولین و قاتل و درک بی پناهی خویش در برابر کابوسهای زندگی و ناممکنی کنترل همه جانبه هستی و زندگی، قبول نیاز خویش به دیالوگ و ارتباط انسانی از یکسو و جستج
نيما، با شناخت نهضت شعرنو فرانسه ـ که با سمبولسيم آغاز شد ـ و ضرورت‌هايي که تحول در شعر فرانسه را اجتناب‌ناپذير مي‌کرد، از پس ساليان دراز کلنجار رفتن با شعرکهن فارسي و اشراف به محدوديت‌ها، موانع، امکا