دیدگاهها

جنبش دانشجويي ايران از سال 72 فعاليت دوباره خويش را آغاز كرد كه در قياس با جنبش دانشجويي آذربايجان 4 سال ديرتر به حركت پرداخته است.
حکومت اسلا می ا زهمان آغاز به قدرت رسیدن خود به تبدیل اتحادیه ها و سندیکاها کار گری به دستجات مذهبی همت گماشت .
اینکه می گویند ای ایران مرز پر گوهر، دروغ است!
ایرانیان خارج از کشور حق دارند که به ایران رفت و آمد کنند و در این رابطه نباید مانعی از طرف جمهوری اسلامی برای آنها ایجادشود ولی گویا خود این هموطنان عزیز این را حق خود نمی دانند و لطفی از سوی جمهروری
شکست اردوگاه سوسیالیستی و گندی که جمهوری اسلامی به هست و نیست آن مردم زده
است، بسیاری از مارکسیست
های دین
خو و کین
خو (و همة مارکسیست
ها البته دین
خو و کین
خو نیستند.) را به تکاپوی کسب هویتی دیگر اندا
دلیل بی اعتمادی مردم نسبت به اپوزیسیون و پراکندگی در بین اپوزیسیون نتیجه دوگانه گویی ها و تزلزل جامعه سیاسی در برخورد با نهاد دین، ارزشهای دینی و حاکمیت دینی در کشور بوده است.
اخیرا سایت ایران گلوبال شباهت زیادی پیدا کرده است به بحث های روبروی دانشگاه تهران در سالهای 57 ،58 ،59 واوائل60 که هرکسی از تلاش فکری و توشه ائی که اندوخته بود می توانست آنجا عرضه نماید.خوبی ایران گلو
می
توان از سطوح گوناگون آگاهی سخن گفت؛ اما، جهان امروز با همة تنهائی و انزوائی که بدرود با جهان
های کهن به همراه دارد، ما را فرا می
خواند که تکلیفمان را با آگاهی
های کاذب روشن کنیم؛ و چیست این آگاهی ک
برای انسان بودن یک شرایطی لازم است.
من دانشجوی جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی تهران هستم. یکی از دوستانم این سایت را به من برای مطالعه پیشنهاد کرد و من مدتی است که به نظاره مشغولم.
بدین ترتیب گلنر و همه کسانیکه در صدد توضیح دادن مسئله ی ملیگرائی با استفاده از یک تئوری جهانشمول هستند و یا اینکه بر کلی و عمومی بودن توضیحات و یا قرائت خود از ناسیونالیسم اصرار می ورزند همانند همسانا
باندبازان معروف بار دیگر لینک مقاله شما را که در هفتان درج شده بود حذف کردند.
آیا به راستی قاضی حداد مذهبی
ست؟ یعنی آیا او به عقوبتی آن جهانی اعتقاد دارد؟ شاید هم.
چه کسی این فاچعه را بر سر ملت آورد جز خود ملت ؟ چه کسی مسئول اوضاع امروز ما است جز خود ما ؟ لعنت بر هر کسی یا عاملی که مانع اپوزسیون است . از این فرصت برای آزادی ملت بهتر وجود ندارد .
سلام بر تو «سحر» باد و ظهر و عصر و 
شبان. ندانم این که تو شاعر بوی و یا چوپان؟ ز پشت کوه رسیدی دوان دوان به فرنگ. که در فرانسه چرانی تو گلة گاوان؟ ................. آقا! دوست من!