دیدگاهها

می
دانم که کار تئوریک خوانندة چندانی ندارد و به ویژه خوانندگان ایرانی از خواندن کار تئوریک بیزارند.
مقاله خود را در مورد نشست نه گروه جمهوری خواه اپوزیسیون ایران در هانور آلمان آغاز كرده بوديد ، اما بلافاصله آن را به اقوام ايراني ربط داده و با ترمزي بريده پاي خود را بروي پدال تعصب فشار داده و در سرا
مدرنیت و جهان غرب، سیستم پیشرفته و رفاه غربی، برای ایرانی جذاب است و هم‌زمان او هراس از دست‌ دادن سنت و هرج و مرج اخلاقی را دارد. یک نمونه آن سایتی مثل سایت زمانه است که مبانی‌اش مدرن است.
در سلسله بحث
هائی که تحت نام «نتایج وارو» خواهم داشت، می
کوشم نتایج گشت و گذاری را که در فلسفة سیاست و اقتصاد سیاسی به عنوان یک دانش
جو، داشته
ام در میان بگذارم اگر دکتر عباس میلانی و دکتر ناصر زراف
بازبینی در گذشته ی ِ ناشاد برای ِ فرهنگ ِ سیاسی ِ ایرانی دستاوردهای ِ زیادی به همراه داشته است، یکی از این دستاوردها ظهور ِ طبقه ی ِ جدیدی از سیاسیون است که ما نام ِ آنان را «پشیمانان ِ حرفه ای» گذاشت
خواستن از رژیم که به قطعنامه های شورای امنیت گردن گذارد اگر نه یگانه ترین رویکرد درست ، حد اقل بهترین گزینه و در حکم مخالفت با جنگ است.
از اين پس بايد جايگاه اين واژه را عوض کرد و هر خري که در کار روز مره خود کم فروشي و تنبلي کرد و از دست رنج ديگر همکاران يا همنوعان خود انگل وار تغذيه کرد و با عر عر نا بجايش با عث بدبختي ملتي شد و اين
مقالة زیر شاید آغازه
ای باشد بر یک بحث تئوریک و اندکی ریشه
ای
تر پیرامون همانچه که دکتر ناصر زرافشان و دکتر عباس میلانی را رودرروی هم قرار داده است منطق نولیبرالها و مراکز جهانی تحت استیلای آنان ـ یع
اگر از دین اسلام سلب دارایی های اقتصادی و مُلکی شود و در ساختار حکومت و فرمانروایی سیاسی شرکت داده نشود [ لائیسیته یا سکولاریسم] از آن چیزی جز آداب و رسوم و فرهنگِ ویژهء جوامع عربی باقی نخواهد ماند.
مطمئنا هر کشوري که رئيس دولت ان جانوري مثل احمدي نژاد باشد در دنيا هيچ نيازي به دشمن خارجي نخواهد داشت چرا که او و رهبرش و همه اسلافشان با سرزمينمان چنان کردند که هيچ دشمني نميتوانست ان رهبرش که خود ر
با دستیابی به مفهوم ِ منافع ِ ملی، قرار دادن ِ ایران در جایگاه ِ موضوع ِ یک نظریه ی ِ تمدن و حل ِ مسئله ی ِ غرب، و در نهایت، ترمیم ِ مفهوم ِ دولت-ملت، نه تنها زمینه برای ِ یک ائتلاف ِ اصولی میان ِ چپ
. سیاست بدون ِ شخصیت های ِ بزرگ ِ سیاسی سر ِ پا نمی ایستد، و این در حالی ست که در آنان نیز نمی توان و نباید که فروی اش کاست.
حالا اگر قرار باشد اقوام مختلف از يکديگر جدا شوند تکليف اين فرزندان چه مي شود حتما پدر به کردستان و مادر به آذربايجان و بچه ها وسط اين دو استان .
همینجا اضافه میکنم نیاز مبرم تاریخی ما ، امروزه قبل از جمهوریت ، دموکراسی و حقوق بشر سکولاریسم است .
يادم مياد در کودکي از پدرم پرسيدم رمز موفقيت در چيست؟گفت پسرم به هر جائي رفتي سعي کن خانه اي بسازي و من که بچه بودم فکر ميکردم چه طور ميشود در هر کجا خانه اي ساخت مگر با داشتن گنج قارون ولي بعدها که ب