دیدگاهها

در شرایط حاکمیت، سلطه و تسلط مطلق قدرتمداری کلان سرمایه داری، از طریق نظام پر زرق و برق لیبرال دموکراسی ، نه تنها نیروهای جبهه سوسیالیستی در زمین نئولیبرالیسم، بر اساس قوانین و ضوابط آنها به بازی کش
• رهبر پاک پندار و معتقد به توانمندی ایرانیان مبری از هر گونه آلودگی و فساد که با همه مرارتها در سالهای پایانی عمر با افتخار و بدور از هر گونه آلایش زیست ، میگوید: « به من گناهان زیادی نسبت دادند
هر ساله بیش از یکصد تن از کردهای ناراضی ایران، که بعضی از آنها تنها پانزده سال دارند، با به خطر انداختن جان خود در عبور از مرزهای کوهستانی، خود را به اقلیم کردستان عراق می رسانند.
فرض کنید که جمهوری اسلامی سرنگون شده و فردا صبحش همه از خواب برمی‌خیزیم. قطعاً پرسش‌ها و نگرانی‌های فراوانی به ذهن می‌رسد.
هیچ چیزی آزار دهنده تر از دویدن در مسیری نیست که پایانی برای آن متصور نباشد، احساس ناگوار تعلیق، تلاش کردن و نرسیدن، درجازدگی پس از گذشت یکصد سال پرداخت هزینه، ناامیدی فزاینده و احساس ژرف بی قدرتی سی
1 کامنت
در این که ریشه ی عمیق حوادث سالهای ۵۶ و ۵۷ فقدان آزادی سیاسی و حکومت قانون بوده و حوادث بنام اعترض به آن آغاز شده نمی توان شک کرد.
در جهانی که پیچیدگی های سیاست به اندازه‌ای گسترش یافته و پویایی اش عملاً همه چیز را تحت تأثیر خود قرار داده است، اجرایی کردن و پیشبرد فرآیندهای هر تغییری در هر زمینه‌ای هر لحظه دشوارتر میگردد، و زم
اگر انقلاب مشروطه در اساس برای کنترل و مشروط کردن اقتدار و استبدادپادشاهان و گشودن دریچه تجدد و پیشرفت دنیای جدید به روی کشور بوده است، امری که ظاهرا و لااقل به شکل رسمی کسی آن را انکار نمی کند، دیگر
قاتلان شهروندان ایران در بلوچستان، کردستان، لرستان، خوزستان … و سراسر کشور، در تهران مخفی شده اند. باید آنها را از بیت های فساد بیرون کشید و روی صندلی های دادگاه های عادلانه نشاند.
آقای تجلی مهر در مقاله شان به نکات مهمی اشاره داشته اند. در کل مقاله را مانند مقالات پیشین ایشان روشنگر یافتم. اما نقدی بر بخشی از مقاله دارم که خطاب به ایشان در زیر می آورم
4 کامنت
تخلیه آذربایجان و پراکنده کردن نیرو های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به یکی از اهداف اساسی حاکمیت در تهران شده بود که برخی به تبعید ناخواسته و برخی دیگر از ترس پیگرد نیرو های نظامی و امنیتی خود به مناطق د
بند 2 اصل چهل و سوم همین قانون اساسی با همه نارسائی ها که اصلاح آن با توجه به ضرورت زمان و خواسته جامعه میلیونی جوان فرهیخته - چندان دوراز ذهن نیست .....
در سال های پس از 1989 که دیوار برلین فرو ریخت و اردوگاه شرق و "سوسیالیسم واقعا موجود" به سراشیب افتادند، من در برلین غربی گرم تحصیل و کار بودم و از نزدیک شاهد آن چه در برلین می گذشت.
هدف این نیست که فقط تصویری سیاه و یک بعدی و منفی از کشورهای غربی ارائه داده شود.