دیدگاهها

یکی از لابی گران رژیم اسلامی در امریکا، توسط گروههائی برای اداره امور خاور میانه در کابینه پرزیدنت بایدن به او پیشنهاد شده است. نکته مورد تاکید این نوشته تکرار این واقعیت دردناک است که بی عملی ما، و بسنده کردن به شعار و گفتن و نوشتن بوده است که این امکانات را برای لابی گرانی فراهم کرده است آنها با تحریف، سازش و پذیرش رژیم اسلامی را بعنوان صلح در کنار جنگ قرار داده اند و از این طریق پوششی برای جنایات رژیم و نقض روز مره حقوق بشر ایجاد کرده اند. راه کارهای عملی بار دیگر در این نوشته آمده است.
آیا همه اینها تصوراتی بی‌اساس و واهی بودند؟ چرا تا به حال سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) هیچ یک از این اسناد، مقالات، مصاحبه‌ها، گزارش‌ها، تعریف ویکی پدیا و یا بیانات مسئولین خود در تایید وحدت را تکذیب نکرده است؟ آیا واقعیت این نیست که این «تصورات» نه واهی و بی‌پایه بلکه بر اساس واقعیات موجود و قول و قرارهای بین این سه جریان و وعده‌های سازمان اکثریت بیان شده‌اند؟
ترامپ آخرین برگ بازی خود برای ابطال انتخابات را با تاکتیک دوگانه فشار ار درون به مایک پنس و دیگرجمهوری خواهان برای ردکارت های الکترال از یکسو و فشارسنگین از بیرون با بردن سیاست به کف خیابان که منجر به اشغال کاخ کنگره شد از سوی دیگر ترکیب کرده بود. با چنین رویکردی به عنوان رئیس جمهور دست به قماربزرگی علیه ساختارقدرت و عبور از خطوط قرمزآن کرد. گرچه هنوز بدنش گرم است و مستظهر به پشتیبانی حامیانش، اما احتمالا بعدها تاوان آن را که فعلا نمی دانیم چگونه خواهد بود، پس خواهد داد.
امروزه قدرتمداری یکه تاز آمریکا در عرصه جهانی نه به این دلیل است که مثلا آمریکا قدرتمندترین اقتصاد جهان بوده و مهد و سمبل آزادی در جهان میباشد. تنها عامل قدرتمداری آمریکا قدرت نظامی آن در جهان میباشد که از طریق صدها پایگاه نظامی آن در جهان با صدها هزار نیروی نظامی، ناو ها، زیر دریایی ها و دیگر نیروهای هوایی و زمینی خویش در آنها، سلطه کاذب دلار آمریکا بر دیگر واحدهای ارزشی دیگر دنیا را حفظ میکند.
ششم ژانویه سال ۲۰۲۱ به عنوان یکی از سیاه ترین روزها ، در تاریخ آمریکا ثبت خواهد شد ؛ روز یورش به دموکراسی آمریکا و ایجاد شورش - یا به ادعای پاره ای از صاحب نظران شبه کودتای مضحك - به رهبری ترامپ . ساختار قدرت و زیر بنای دموکراسی
قاسم شعله‌سعدی، حقوقدان و نمایندۀ پیشین مجلس شورای اسلامی ایران، با صدور منشوری خواستار گذار از نظام ولایت فقیه به یک نظام سکولار و دموکراتیک مبتنی بر بیانیۀ جهانی حقوق بشر و شهروند شد.
دوستان انقلابی مدرنیست، باید از طریق پارادایم پست مدرنیستی با انقلابی گری ارتباط برقرار کنند. یعنی اینکە در عین اعتقاد بە انقلاب باید معقتد باشند کە الزاما روش آنان درست نیست و در مواجهە با روشهای دیگر برخورد دمکراتیک و غیرحذفی داشتەباشند. باید بە یاد داشتەباشند آنان تنها یکی از نظرات هستند. بە بیانی دیگر باید از انقلابی مدرنیست بە انقلابی پست مدرنیست تغییر هویت یافت.
چند روزی ست که ایدئولوگ کشتارها، آن آخوند کاخ نشین میلیاردر یا سلطان شکر مرده است.
علی جوانمردی همچون رسانه های زرد از هر وسیله ای برای دیده شدن،‌ لانسه شدن، خبرنگاری با ارائه پیش پرده ۰۰۷( دوصفر هفت) از خود و چشم دوختن مستقیم به دوربین، ناگزیر در تلاش است تا همگان را بمدت ۳۰ ثانیه سحر و میخکوب سازد تا بدینگونه بینندگان و عوام منتظر آغاز سخنان ویژه و نوبر رسانه ای و استثنایی او شوند. تفاوت شیوه جوانمردی با مسعود رجوی این است در شیوه مجاهدین خلق، همگان می بایست در آغاز بمدت ۳۰ ثانیه سمفونی شماره ۵ بتهوون را پخش می کند را گوش کنند.
آیا سردمداران رژیم شاه، که از طرفی، در سرکوب مبارزان، بخصوی چپ ها، آن دوران از هیچ شیوه‌ای دریغ نکردند، و از طرف دیگر، بعلت بی‌کفایتی و مماشات آنهاست که امکان و اجازه رشد این چنین گروه های مذهبی را دادند، که رژیم "سیاه" کنونی دستاورد آن است، آیا تا کنون کوچک ترین انتقادی از آنها دیده‌اید؟ آیا رضا پهلوی که اکنون دائیه رهبری را در سر می‌پروراند و از همه کسانی که برعلیه پدرش انقلاب کرده اند طلبکار است، تا کنون از دوران پدرش انتقادی کرده است؟ ...