دیدگاهها

در برخی از گفتگوهای اینترنتی و نیز شبنامه های پخش شده در درون ایران، لزوم آغاز ایستادگی ضربتی و دفاع مسلحانه در برابر خشونت های رژیم به روشنی تبلیغ می شود

زیاد بعید بنظر نمی رسد که تظاهرات اخیر در ایران چیزی شبیه مانور نظامی، برای زهره چشم گرفتن از مردم و واکسینه کردن نیروهای سرکوب در ایران صورت گرفته باشد
یاران رفته با خط خونین نوشته اند
اوج ستم همیشه به طغیان رسیده است. حسین منزوی
جنایت هولناک ، کشت و کشتارظاهرا به پایان رسیده است .شنحه گان مست از بوی خون در کوچه ها می گردند.جنازه های جوان بر گور ها آرام می گیرند. بیمارستان ها لبریز از زخمی ها ، زندان ها انباشته
در طی ده روز گذشته اکثر رسانه های فارسی زبان برونمرزی رسالت ژورنالیستی خود را به نحو احسن انجام دادند. با کمی ارفاق, این جمله را شاید بتوان تا حدی در مورد رادیو فردا نیز به کار برد. اما بر خلاف بقیه رسانه ها, زاویه نگاه اصلاح طلبی و بعد ملی مذهبی گزارشات و تحلیل های رادیو فردا و بخصوص باندبازی جناحی و فرقه گرایی شیب دار این رسانه بسوی مفسرین و به اصطلاح کارشناسان تحلیلگر عمدتا اصلاح طلب و ملی مذهبی که عقبه روزنامه نگاری در نشریه های رسمی جمهوری اسلامی داشتند, آن را از بقیه رسانه های فارسی زبان

از ٩٦سال شاهد حضور نوع جدیدی از شکل اعتراضات هستیم، حضوری کە در شکل فراتر از پارامترهای جنبش مدنی است، بە بیانی دیگر این حضور اگرچە ریشە در جنبش مدنی هم دارد (بشکلی کە در اول مطلب توصیف شد)، اما از این چهارچوب فراتر رفت و میل بە ساختارشکنی داشت.
بنابراین آیا بهتر نیست ( پیشنهاد میشود ) هر چه زودتر ، با همه اما و اگرها بدون کوچکترین تهدید وخشونت ، التهاب و خسارت – البته بدون تاخیر جنابان متولیان مانده بر مسند بقیمت نا بودی اخلاق ، ارزشها وسلامت رفتار و گفتار- بدون دلهره ازعواقبت اعمال خود ، قبل از دقیقه نود
مشاهده این حد از وحشیگری پلیس (یگان های ضد شورش) که نام بی مسمای نیروی انتظامی روی آن گذاشته شده، در آغاز برای توده ها شوکه آور بود به طوری که در برخی ویدئو ها دیده می شود که آن ها با شگفتی می گویند، ببین! نیروی انتظامی شلیک کرد! گلوله مشقی نبود! کشتند! آشکاری تیراندازی به سوی مردم غیر مسلح از طرف آن مزدوران تا آن جاست که امروز شاهدان عینی در شهرهای مختلف گواهی می دهند که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی کاملاً به قصد کشت به سوی مردم تیراندازی می کنند...
از هنگامی که خودکامگی واپسگرا، برده پرور و هزاررنگ اسلامی با فرار خدایگان محمدرضا یهلوی شاه شاهان حاکم شد، کشور ما بیش از هرزمانی دکان چهاربر رنگرزان پلید شیعی، آرمانگرایان مکار الهی و سیاستورزان چپ ستیز و ضد مردمی بی چشم و رو شد
ملت بحق معترض به همه بی تدبیری هاو فساد حاکم ، با استفاده از این موقعیت که برای فشار بیشتر و در پی آن «تحمل فجایع اقتصادی ، افت ارزشها و روابط انسانی» آنهم سازمان یافته ایجاد شد دیدگاههای خود رابا سعی در حفظ آرامش مطرح ساختند .
در اینکه مشت و درفش با هم همخوانی ندارند یک واقعیت است. اما یک مشکل دیگر تفسیرها و استنباط هایی است که در این سال ها از مبارزه مدنی و بدون خشونت به عمل آمده است