دیدگاهها

بطور کلی تا آنجا که من در خاطرم مانده و درطی بر رسی های بعد از دوران انشعاب صحت نسبی آنها تأیید شده، سه عامل اصلی در این انشعاب نقش ایفا کردند که عبارت بودند از: تحلیل طبقاتی حکومت مستقر در قدرت یعنی حکومت دینی، تعیین تکلیف قطعی با خط مشی مبارزه مسلحانه در گذشته و وزن ناچیز رهبران اقلیت در رهبری سازمان که متناسب با میزان نفوذ ونیروی آن در صفوف سازمان نبود
مطلع شدم که دوست و همبند سابقم امرالله ابراهیمی در سایت ایران گلوبال مقاله ای با عنوان چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است، نوشت و در آن مقاله اسم مرا در کنار چند نفری که خودمان را از واحدهای جنگل قائم شهر به سپاه پاسداران معرفی کردند آورده است. مقاله را خواندم و گلایه و یا اعتراضی هم ندارم چون دروغ و یا غیر واقعی نبود اما بهتر بود که معرفی کردن مرا با جزئیات می نوشت تا خوانندگان بفهمند که من بعد از یک سال خودم را معرفی کرده بودم و همه چیز دیگر تمام شده بود.
نویسندە متن از تگزیت تا کالگزیت؛ صدای استقلال‌طلبی آمریکایی‌ها مدام بلندتر می‌شود در جایی دلایل روشن برای استقلال خواهی مردم ایالت کالیفرنیا اوردە و می نویسد کە ( استقلال‌طلبی در کالیفرنیا معمولا دلایل اقتصادی ندارد؛ دلایل مهم‌تری دارد. شاید از همه مهم‌تر اینکه ساکنان کالیفرنیا گمان می‌کنند از جریان قدرت و روند تصمیم‌گیری‌های کلان برای ایالات متحده کنار گذاشته شده‌اند…. ). از نوشتە یادشدە میتوان ایالت کالیفرنیا را با ایالت خوزستان ایران مقایسە کردو متوجە شد کە شباهتهایی میان ان دو ایالت هست.
در حالی که نژاد پرستی در ایران بیداد می کند و ایران در صدر جدول کشورهای نژاد پرست دنیا قرار دارد، با تظاهرات مردم در ایران می خواهند چه چیزی را اثبات کنند؟ می خواهند بگویند در کشور گل و بلبل ایران اصلا از این خبرها نیست، و بر روی نژادپرستی خود سرپوش بگذارند، طبیعتا همه دنیا می داند که در ایران ملتهای غیر فارس صد سال است که از تحصیل بزبان مادری محروم هستند، و به اشکال مختلف به آنها توهین می شود، و همچنین به معتقدین ادیان و مذاهبی بجز شیعه شدیدا فشار وارد می شود.
خاطره چاپ یک پوستر شاید بتواند حال و هوای روزهای نزدیکی سازمان فدائیان وبخشی از رهبری آنرابه حزب توده را باز گو کند .سرنوشت یک پوستر سرنوشت دگردیسی یک سازمان بود. باز خوانی وتجدید نظر در نگاه خود به انقلاب وشخص خمینی وبگونه ای جاری شدن اتوریته حزب در سازمان.
پیامدهای خسارت بار این آتش سوزی های عامدانه تماما برعهده حکومت است. جمهوری اسلامی بیش از چهار دهه فرصت داشته است که با اقدامات پیشگیرانه از صدمات آتش سوزی و...جلوگیری کند. میتوانست از پيش تمهيدات لازم را برای اطفاء حریق تامین کمک رسانی فوری به مردم در شرایط اضطراری فراهم نمايد. اما حکومت استبدادي اختلاسگر و مختلس اسلامی بجای این، فعالین محیط زیست را که بارها نسبت به این مصائب هشدار داده اند به زندان می اندازد. نه اقدامی برای پیشگیری از این مصائب و نه بهنگام بروز این حوادث کار چندانی میکند.
شاید بگوئید اما ببینید باز مرتب صدای پای فاشیسم می آید. آری می آید، و باید بە آن اهمیت داد و از آن غافل نبود؛ اما این همان صدای پای هفتاد سال قبل نیست. صدا می لنگد. بد هم می لنگد.
ازموضع فراتاریخی واز بیرون وحسرت نحوه تعامل های گذشته راخوردن و لاجرم در حالت دفاعی صرف قرارگرفتن، نمیتوان باخلق اشکال نوینی اززندگی که بشرامروزمشغول تولیدآن است،مواجهه سازنده ای داشت. باید ازتقابل دوگانه و کاذب جهان باصطلاح آنالوگ ودیجیتال عبورکرد وبه پوست اندازی مناسبات نوینی که در متن بحران جاری است وتهدیدها و فرصت ها وافق های جدیدی که بشکل توأمان در برابرما قرار میگیرنداندیشیدومبارزه کرد.بی تردیدرابطه این دوجامعه چالش برانگیزاست امانه ازبیرون،بلکه ازدرون برای ترکیب خلاق وسازنده بین دو جامعه
رهبران سیستم نئولیبرال غرب که در مقابله با ویروس کرونا درمانده شده و هزاران شهروند خود را به امان خدا رها کردند، بی کفایتی و "غافلگیری" خود را بر گردن چین انداخته آنرا پیراهن عثمان کردند.