دیدگاهها

بحران بازتولیداقتدار! اگر متابولیسم یا مکانیزم سوخت و سازسیاسی رژیم را ( که سرنوشت سایرحوزه های را تعیین می کند) در دو مؤلفه پایه ای و مکمل القاء مشارکت کاذب انتخاباتی و جناح بندی های کذائی معطوف به آن از یکسو و دوگانه سازی نظام و دشمن با هدف ایجادوضعیت اضطراری و بحران دایمی بدانیم، که هدف نهائی آن ها جلوگیری از قطب بندی مستقل جامعه علیه کلیت سیستم و تثبیت قدرت بوده است، اینک با بی خاصیت شدن نسبی هردو آن ها شاهدغروب اقتداررژیم هستیم.
تازه ترین پژوهش های تاریخی نشان میدهند که سرچشمۀِ دین اسلام به واژگونه باور یک میلیارد و نیم مسلمان، عربستان نبوده بلکه ایران است. سرچشمۀِ اسلام باورهای یک کیش مسیحی به نام نستوری است. پس از کوچ اجباری پیروان کیش نستوری از سوریه به ایران بدست اشکانیان و سپس تر ساسانیان و جایگزین شدن آنها در عراق امروزی، خراسان و مرو، آنها در پی 400 سال ماندگاری در ایران، شهروند این کشور شدند و پس از شکست خسرو پرویز از هراکیلیوس در جنگ های 30 ساله ایران و روم، قدرت سیاسی در ایران را در پی چندین جنگ بدست گرفتند.
محمد علی اصفهانی     Mohammad Ali Esfahani
در یک جامعه ی در حال گذار، مناسبات و معادلاتی که زندگی روزمره ی جامعه را تشکیل می دهند، دچار گسست های اجتناب ناپذیر می شوند.
روحانیت سیاسی می دید که:
ـ همزمان با متزلزل شدن پایه های فئودالیسم، بازار سنتی را نیز بورژوازی مدرن دارد از دستش می رباید.
ـ و فرهنگی که این بورژوازی با خود می آورَد، بنیان «ارزش» های او را و نظام ارزشی او را زیر سئوال می برَد و زیر ضرب می گیرد و از متن جامعه ی جدید، خارج می کند.
و از همین رو، به تقلا افتاد، و از کنش پذیری معمول به کنش گری روی آورد.


مینوی در صحبت های خود به نیما اشاره کرد و به تمسخر لباس طبری اش پرداخت. او که در باره مناسبتی و دیداری با نیما صحبت می کرد گفت : « نیما لباس محلی طبری پوشیده بود و با آن شکل و شمایل مسخره آمده بود که من به او گفتم این چیست که پوشیده ای، برو و از تن بیرون کن» و کلی در این باره سخن گفت و به تحقیر جامه طبری پدر شعر نو فارسی پرداخت. شفیعی که آن هنگام حدود سی ویک دو سال داشت رو به من کرد و لبخندی زد. اما من این تعرض و تحقیر نیما یوشیج را فراموش نکرده ام. شفیعی هم هنوز شاش اش نگرفته بود تا به روی زبان
میدان جنگ واقعی و سنگرهای راستین مبارزه اکنون در ایران هستند و ترجمان جنبش ضد جنگ در ایران، ادامه قیام آبانماه است.
با توجه به۴۰ سال جنگ آئینی, فرهنگی, اقتصادی, سیاسی و نظامی علیه مردم ایران توسط اسلامگرایان حاکم، پرسش اینست که چه جنبش ضد جنگی ضروری تر از پایان دادن به جنگ حکومت اسلامی علیه کشور و ملت ایران است؟
ترور قاسم سلیمانی، ( 2 ژانویه 2020) یک هفته بعد از مانور مشترک دریایی روسیه، چین و ایران در دریای عمان، همه رشته ها ی آمریکا را پنبه کرد. سمت نارضایتی و خشم مردم به طرف آمریکا تغییر یافت، و این درست نقطه ای بود که جمهوری اسلامی با مهارت ذاتی خود در این زمینه، حداکثر بهره برداری را کرد.
سرنگونی هواپیمای اوکرایینی در ایران و اعتراف رژیم به این جنایت به سوءتفاهماتی راه برده است. پرسش های بی جواب زیادی در زمینه سرنگونی هواپیمای اوکرایین وجود دارد و توضیحات رژیم در تشریح حادثه هولناک سرنگونی هواپیما بیشتر به توجیه نزدیک است تا توضیح منطقی و تکنیکی حادثه. در این نوشته من باتکیه بر فعل و انفعالات موجود به نتیجه ایی تحلیلی نزدیک شده ام.
با توجە بە پتانسیل اعتراضی مردم ایران و خیزشهای اخیر، شاید بە ظاهر وجود چنین وضعیتی صد در صد بە نفع جنبش مردم باشد، اما در شرایط فشار و تهدید خارجی، احتمال شروع جنگ، و قدرت گیری بیشتر نیروهای امنیتی و نظامی، ما ضرورتا بە سوی گسترش شکافها در جهت تعارضات بیشتر خیابانی نخواهیم رفت. زیرا خیزشها بنوعی رابطە مستقیم با امید مردم بە تحولات و یا اقدامات درون حاکمیتی هم دارد (درست مانند زمان شاە کە رشد اقتصادی توقع مردم را از حاکمیت بالا برد و این یکی از عوامل حرکت مردم بود).
انقلاب مشروطه ایران در چند حوزه، تأثیرگذار بود و مهم‌ترین حوزه، که برجسته‌ترین آثار نیز در آن نمایان شد، حوزه اندیشه بود.
سئوال پیش میاید که " جامعه معترض" چگونه میتواند بر فاشیسم حاکم پیروز شود؟ این بمانند پرسشی ست که " شهروندان معترض آلمانی بر حکومت هیتلر" در جنگ جهانی دوم مطرح میکردند. آنموقع هم " جامعه معترض" زورش به هیتلر نمی رسید. هیتلر توسط یک " ائتلاف جهانی علیه او" شکست خورد.
"خیزشهای" شهروندان معترض ایران، هنوز ضعیف است. باید دید وقتی با "قدرت تمام" حکومت را کنار بزنند، زورشان خواهد رسید، یا نه؟...