روزهای سختی در پیش است! سخت نه تنها برای حکومت و حکومتیان که می دانند رفتنی هستند و بایستی که دست از قدرت بشورند.دست شستنی سخت که تا حد امکان تلاش خواهند کرد بهر بهائی که شده مقاومت کنند و چند صباحی بر طول حکومت خود بیافزایند. امری که جز از طریق کشت کشتار وحشیانه امکان پذیر نیست. مسلما آنها از چنین سرکوبی خشنی سربازنخواهند زد.
در حالی که اعتراضها در سراسر ایران گسترش پیدا کرده است، یک تصویر از تظاهرات در رسانههای اجتماعی دستبهدست میشود. این تصویر معترضی شجاع را نشان میدهد که در خیابان، مقابل نیروهای امنیتی مسلح سوار بر موتورسیکلت نشسته است.
در چهارمین روز از اعتراضات به گرانی در ایران، تصاویری که در شبکههای اجتماعی منتشر شده، تجمع شماری از اهالی فسا در مقابل فرمانداری این شهر در استان فارس را نشان میدهد. پیشتر دادستان کل ایران گفت اعتراضات معیشتی مسالمتآمیز قابل درک است اما نباید ابزار ناامنی شو
گفت : من پیام انقلاب شما ملت ایران را شنیدم. اما در شرائطی این سخنان به گوش مردم رسید که خیابان پر از صدا شده بود. صدای انقلاب. همان صدایی که بارها فریاد زده بود من آزادی می خواهم. دنبال اصلاحات بود
مردم دو مهرهی نمادین را روبهروی هم میبینند. ما دقیقاً باید همین واقعیت را بفهمیم. طرح رهبری جمعی در شرایط کنونیِ خیابان، یا نادیده گرفتن واقعیت است یا نوعی رویاپردازی.
چنین مینماید که حزب چپ ایران ( که من هم عضو آن هستم.) بدهیای پایانناپذیری به فرقه دموکرات آذربایجان دارد. بدهیای که سررسید آن هر سال ۲۱ آذر است. صدور بیانیه های سالانه در این روز، شباهتی آشکار به آیینهای عاشورایی شیعیان دوازده امامی دارد که هر سال برای «شهادت» امام حسین سوگواری میکنند. فرهنگ عاشورایی چنان ریشه دار است ک
سال 2026، با آرزوی تندرستی، شادی و بهروزی برای ملت ایران، مردم جهان و به امید برچیدن حکومت اسلامی، پیروزی انقلاب زن زندگی آزادی و پایان دیکتاتوری و غارتگری در ایران عزیزمان.
امروزاین خیزش که می رود به خیزش همگانی بدل شود بسیار جدی تر و حیاتی تراز خیزش های قبلی است. خیزشی که با توچه به وضعیت اقتصادی مردم ،تورم افسار گسیخته ،ناتوانی مسئولین در پاسخ گوئی به نیاز های حداقلی جامعه وتجربه کافی مردم از نزدیک به نیم قرن حکومت اسلامی که در تمام این مدت اجازه نداد یک روز آب خوش از گلوی خشگ شده مردم پائین برود!حاصل شده .
نظریه «دولت ورشکسته» نخستین بار توسط «هلمند» و «رتنر» مطرح گردیده است. منظور آنها دولتهایی بودند که زیرساختهای آن فرو ریخته و قادر به تأمین امنیت نبودند و مهمتر از همه مردم آنها، دولت را ناکارآمد میدانستند(Helman, & Ratner, 1992). مفهوم دولتهای شکننده را میتوان به عنوان یک جمع کامل از آسیبشناسی دولتهای مسئلهدار در نظر گرفت که طی سالیان مختلف به صور گوناگون به عنوان ضعیف، سُست، بیمارگونه، نامشروع، فقیر، بیقاعده، بیریشه، یاغی، فروپاشیده، ناموفق و ناکارآمد توصیف شدهاست (Osaghae, 2007: 69