ذهنیت چراغ نفتی در عصر دیجیتال، حاشیهساز میشود
جناب محسن کردی، با لحن طعنهآمیز، همراه با تمسخر، اتهام و تخریب، بارها درباره من مطالبی نوشتهاند. نمیدانم هدفشان چیست و از کجا هدایت میشود؛ هرچند حدسهایی دارم، اما مدرک معتبری در دست ندارم. آنچه روشن است این است که برخی ادعاهای ایشان، در خوشبینانهترین حالت، ناشی از ناآگاهی نسبت به واقعیتهای دنیای مدرن دیجیتال است.
نمونهاش همین نوشته اخیر جناب کردی که در آن با طرح سناریویی عجیب درباره تغییر یا حذف نام من از مقالهای در وبسایت مجاهدین، نتیجهگیریهای طنزگونهای کردهاند. این نوع برداشتها در دنیای امروز، که شفافیت و بایگانی آنلاین امری رایج است، جایگاهی ندارد.
واقعیت فنی این است که وقتی مطلبی در یک وبسایت منتشر میشود، نسخههای آن بهطور خودکار توسط موتورهای جستجو و بایگانیهای مستقل ذخیره میشود. حتی اگر صاحب سایت بعداً تغییری ایجاد کند، نسخههای قبلی همچنان قابل دسترسی خواهند بود. برای نمونه:
- Internet Archive – Wayback Machine
بایگانی جهانی که نسخههای قدیمی صفحات وب را ذخیره میکند:
https://archive.org/web - Google Cache
گوگل نسخههای کششده صفحات را نگه میدارد، حتی اگر از سایت اصلی حذف یا ویرایش شده باشند. - Archive.today
سرویس مستقل بایگانی که نسخه هر صفحه را برای همیشه ذخیره میکند:
https://archive.today - مراجع قضایی و سرویسهای هاستینگ
در صورت نیاز رسمی، امکان دریافت نسخه اصلی و تاریخچه تغییرات از طریق دیتابیسها و لاگهای سرویسدهندهها وجود دارد و این اطلاعات از نظر حقوقی ۱۰۰٪ معتبر است.
بنابراین، ادعای حذف کامل نام نویسنده به شکلی که هیچ اثری باقی نماند، از نظر فنی تقریباً غیرممکن است، مگر اینکه نهتنها سایت بلکه همه نسخههای بایگانیشده نیز حذف شوند؛ امری که تنها با روند قضایی پیچیده امکانپذیر است.
برای پایان دادن به این ابهام، پیشنهاد میکنم لینک نسخه بایگانیشده صفحه مورد ادعای خود را در Wayback Machine یا Archive.today ارائه دهید تا همه بتوانند حقیقت را بدون تفسیر شخصی مشاهده کنند.
نوشته جناب محسن کردی به این شکل است:
»از هوش مصنوعی کمک گرفتم. مرا برد سراغ یک مقاله دیگر که نامی از آقای مرادی نبود. ازش خواستم مقالهای نشان بدهد که نام اسماعیل مرادی پای آن باشد و مرا برد به سایت مجاهدین و مقالهای که لینکش را گذاشتم. چک کردم حتماً نام اسماعیل مرادی آنجا باشد که گز نکرده پاره نکرده باشم. نامش آنجا بود ولی امروز نام اسماعیل مرادی را پای مقاله ندیدم».
اگر جناب کردی واقعاً ادعایشان درست است، لطفاً لینک پاسخ هوش مصنوعی را همینجا قرار دهند تا همه بتوانند آن را ببینند.
احتمالاً جناب کردی نمیدانند که هر گفتوگو و پاسخ در سیستمهای هوش مصنوعی تحت یک لینک اختصاصی ذخیره میشود و این لینک را میتوان در اختیار دیگران گذاشت تا دقیقاً همان سؤال و پاسخ را مشاهده کنند.
بنابراین، اگر واقعاً چنین پرسوجو و پاسخی از هوش مصنوعی گرفته شده است، ارائه همان لینک رسمی، بهترین و شفافترین راه برای اثبات صحت گفتهها خواهد بود.
اسماعیل مرادی
پانوشت: نوشته مورد اشاره، در بخش کامنتها در لینک زیر قابل مشاهده است:
https://www.iranglobal.info/fa/node/197146
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
منبع
بحث جالبی است.
با برخی گفته هایتان موافقم با برخی خیر. نوشته اید:
جناب محسن کردی، با لحن طعنهآمیز، همراه با تمسخر، اتهام و تخریب، بارها درباره من مطالبی نوشتهاند. نمیدانم هدفشان چیست و از کجا هدایت میشود؛ هرچند حدسهایی دارم، اما مدرک معتبری در دست ندارم. آنچه روشن است این است که برخی ادعاهای ایشان، در خوشبینانهترین حالت، ناشی از ناآگاهی نسبت به واقعیتهای دنیای مدرن دیجیتال است.
طعنه و تمسخر بله اما اتهام و تخریب خیر. طعنه و تمسخر را فقط برای کسانی بکار میبرم که خواننده را میخواهند گول بزنند و همچنان خیال می کنند که با مردم ناآگاه سال 57 طرف هستند. نگاه این سری به مردم نگاه چوپان به گله بود. گله تا وقتی گوسفند به حساب می آمد که به حرف چوپان گوش کند. اگر چوپان مسعود رجوی بود که گوسفند خوبی بودی اما اگر چوپان کیانوری و از آن بدتر داریوش فروهر بود کلا جزو مردم و گوسفندان نبودی بلکه یکدفعه میشدی گرگ! چون من آن زمان اقرار میکنم که نا آگاه بودم و البته بلانسبت مردم گوسفندی در سیاست بیش نبودم و سالها کتاب خواندم تا به آگاهی رسیدم و توانستم مچ یاران چوپان دروغگو را بگیرم. لذا.. اگر کسی بخواهد مرا گوسفند به حساب بیاورد حتما او را پس از آن که مستدل نواختم... با طعنه و تمسخر مجازاتش میکنم تا ادب شود. اما برخی کسان هستند که اهل ادب شدن نیستند و همچنان ملت را بلانسبت گوسفند به حساب می آورند. برای این مسخره ات می کنم آقای مرادی! برای این که بشدت به شما مشکوک هستم و میدانم که با چراغ برای گزیده تر بردن کالای سیاست آمده ای. من دمبم به هیچ کجا بند نیست و کاملا مستقل هستم این را همه کسانی که در این سالها مقالات مرا دنبال کرده اند میتوانند شهادت بدهند. من شما را از طریق مقالاتی که اینجا نوشته اید شناخته ام و بر اساس تحلیل مقالات تان با شما برخورد می کنم. نکته دیگر در مورد من که صحیح حدس زدید راست حسینیش زیاد از دنیا دیجیتال سر در نمی آورم مثل شما و تیم تان. فقط اینقدر که کارهای روزانه ام راه بیافتد. لذا.. هدف من نزدیکی نیروهای ایرانی به شرط آن که تابلوی شان را بدست بگیرند. شما اگرچه تابلوی واقعی با عکس مسعود و مریم را بدست ندارید اما خواندن مقصودتان از لابلای خطوط تان مشخص است. و چون با نام واقعی مینویسید برایتان احترام قائل هستم و سگ تان میارزد به آن حرامیانی که اینجا با نام ناشناس هتک حرمت میکنند و وقتی پاسخ شان را میدهم که بروند لای قبر پدرشان که معلوم نیست کیست.... فریاد بر می آورند که مسلمانی نیست و چرا محسن کردی توهین می کند. اینها چون در سنگر نام ناشناس تمرگیده اند فحش های من به کله شان نمیخورد اما من هزینه میدهم. امیدوارم در مورد من روشن شده باشید.
بفرمایید
بفرمایید
اینم چراغ تا آنجا که زورم رسید. شما در دادگاه حضور ندارید آقای مرادی، در انظار و افکار عمومی قرار دارید. شاید در دادگاه اثبات کنید که آن مقاله ربطی به شما نداشته باشد اما هیچ کس از شما نمیپذیرد که شما مشکلی با مقاله درج شده در سایت مجاهدین داشته باشید که هیچ از نظر من بدون تردیدی شما نویسنده آن مقاله هستید. شما که راست میگین... ....لعن و نفرین بر هرآنکه در او غش باشد و شجاعت نداشته باشد پای کاری که کرده مرد و مردانه بایستد.
آقای مرادی تا جنایات مجاهدین…
آقای مرادی تا جنایات مجاهدین در جنگ و کشتن و به اسارت گرفتن سربازان ایرانی را محکوم نکنید این صحبت های شما فقط تلاش برای پوشاندن حقیقت و یک عمل بی ارزش خواهد بود.