🔻 ایران بیش از هر زمان دیگری به بازسازی «همبستگی ملی» نیاز دارد.🔻
⬅️ اگر دغدغه حفظ ایران را داریم، باید بدانیم که « تمامیت ارضی» فقط با حفاظت از مرزها و استانهای مرزیِ کشور حفظ نمیشود؛ حفظ آن در گرو تقویت سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و احساس تعلق به یک سرنوشت مشترک ملی است.
تجزیه جغرافیایی، معمولاً آغاز یک فرایند نیست، بلکه برآیند و یا پایان آن است. زیرا پیش از آنکه نقشهها تغییر کنند، ذهنها از هم جدا میشوند؛ پیش از آنکه مرزها جابهجا شوند، پیوندهای اجتماعی سست میگردند؛ و پیش از آنکه تهدیدی از بیرون شکل بگیرد، انسجام ملی در داخل آسیب میبیند. با همین استدلال میشود نتیجه گرفت که تجزیۀ جغرافیایی در ایران، تقریباً ناممکن است چونکه همۀ اقوام ایرانی در هم تنیده و در سراسر ایرانزمین پراکنده هستند.
🟣 در طی 47 سال گذشته، با تجزیۀ مذهبی، فرهنگی و جنسیتی مواجه بودیم که این شکاف همچنان در بین حاکمان مرتجع و مردم مدرن به چشم میخورد و حال، آنچهکه ایران و ایرانی را تهدید میکند و یکی از مشکلاتِ بزرگِ این فاز از مبارزه و انقلاب نوین مردم ایران محسوب میشود، تجزیه اجتماعی و گروهی است که عامل و مسببِ اصلی آن، احزاب و سازمانهایِ قدرتطلب و تمامیتخواه هستند.
🔴 بله، خطری که شاید بیش از تجزیه جغرافیایی یا اتنیکی، آینده ایران را تهدید کند، تجزیه اجتماعی است؛ پدیدهای که این روزها نشانههای آن بیش از گذشته دیده میشود و کمتر کسی به این خطر بزرگ توجه دارد.
بسیاری از مردم، وقتی از تهدید علیه ایران سخن میگویند، ذهنشان بلافاصله به سمت تجزیه جغرافیایی، به سمت مرزها، نقشهها و خطر جدا شدن بخشی از خاک کشور میرود. برخی نیز از شکافهای اتنیکی و قومی سخن میگویند و گمان میکنند که بزرگترین خطر، شکلگیری جنبشهای جداییطلبانه در مناطق مرزی کشور است. اما شاید خطر اصلی، نه در مرزهای جغرافیایی، بلکه در درون جامعه ایران در حال شکلگیری باشد؛ خطری آرام، تدریجی و عمیق که میتواند زیانآورترین تجزیه، یعنی تجزیه اجتماعی را در پی داشته باشد.
🟢 تجزیه اجتماعی زمانی رخ میدهد که مردمان یک سرزمین، با وجود زندگی در یک جغرافیا، دیگر احساس تعلق مشترک، سرنوشت مشترک و اعتماد متقابل نداشته باشند. جامعهای که دچار تجزیه اجتماعی میشود، ممکن است همچنان از نظر سیاسی یکپارچه به نظر برسد، اما در واقع به مجموعهای از جزایر جدا از هم تبدیل شده است؛ جزایری که هر کدام زبان ذهنی، منافع، نگرانیها و حتی روایت تاریخی متفاوتی دارند. نشانههای این وضعیت را امروز میتوان در لایههای مختلف جامعه ایران، از شکاف میان نسلها گرفته تا شکافهای روزافزون در بین گروههای سیاسی مشاهده کرد. بخشهایی از یک جامعه که نهتنها یکدیگر را درک نمیکنند و حقی برای هم قائل نیستند، بلکه گاه با سوءظن، خشم یا نفرت به هم مینگرند. سرمایه اجتماعی کاهش یافته، اعتماد عمومی فرسوده شده و حس همبستگی ملی، نسبت به دهههای گذشته، آسیب جدی دیده است. در چنین شرایطی، حتی اگر هیچ تهدید خارجی مستقیمی نیز وجود نداشته باشد، جامعه از درون ضعیف میشود.
کشورها همیشه ابتدا در ذهن و روان جامعه دچار فروپاشی میشوند و سپس آثار آن در سیاست و جغرافیا نمایان میگردد. تاریخ نشان داده است که بسیاری از فروپاشیهای بزرگ، پیش از آنکه نظامی یا مرزی باشند، اجتماعی و روانی بودهاند.
🔵 امروز شاید مهمترین پرسش این نباشد که آیا مرزهای ایران تغییر خواهد کرد یا نه؛ بلکه این باشد که آیا ایرانیان هنوز میتوانند خود را بخشی از یک «ما»ی مشترک بدانند؟ زیرا پیش از تجزیه نقشهها، این ذهنها و پیوندهای اجتماعی هستند که تجزیه میشوند؛ لذا، با تأکید میتوان گفت و نوشت که خطر واقعی امروز ایران نه در مرزها، بلکه در شکافهای اجتماعی است. کشوری که در آن اعتماد عمومی فرسوده شود، شکافهای اقتصادی و فرهنگی عمیقتر شوند و گروههای مختلف جامعه احساس کنند که سرنوشت مشترکی با هم ندارند، حتی اگر از نظر جغرافیایی یکپارچه بماند، از درون دچار فرسایش خواهد شد و این همانی است که این روزها شاهد آن هستیم.
🔶 از سوی دیگر، مسئله تغییرات جمعیتی نیز موضوعی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. مهاجرت گسترده و کنترلنشده، اگر بدون برنامهریزی دقیق اقتصادی، فرهنگی و امنیتی ادامه یابد، میتواند در بلندمدت بر بافت جمعیتی برخی از مناطق کشور اثر بگذارد. این مسئله، بهویژه در شرق کشور، نیازمند سیاستگذاری واقعبینانه و مدیریت هوشمندانه است.
✅ طبعاً هر کشوری حق دارد که درباره ترکیب جمعیتی، ظرفیت اقتصادی و انسجام اجتماعی خود حساس باشد ولی در کشور ما متأسفانه از این حساسیت خبری نیست. باندهای مافیایی – تروریستی حاکم بر ایران دنبال مزدور میگردند که توسط آنها در داخل و خارج کشور آدم بکُشند و اپوزیسیونِ فعال در خارج کشور هم متأسفانه چنان درگیر و سرگم حذفِ رقبای فرضی است که اصلاً وقتِ فکر کردن به چنین موضوعاتی را ندارد و حتی کشتار وحشیانه مردم تحتِستم ایرانزمین که توسط لشکر فاطمیون و گروه حشدالشعبی صورت گرفت را محکوم نکرد. شاید هم نداند که اگر به خواستههایِ برحق مردم توجه نداشته باشد و بهجای همسویی با آن، در جهت مخالف حرکت کند، پایگاه اجتماعی خود را از دست میدهد.
🔷 البته به این نکته هم باید توجه داشت که مسئله مزبور، زمانی به بحران تبدیل میشود که جامعه میزبان از درون دچار ضعف و گسست شده باشد. جامعهای که دارای انسجام، اعتماد و هویت ملی قدرتمند باشد، توانایی بیشتری برای مدیریت بحرانها و جذب تغییرات خواهد داشت. در مقابل، جامعهای که از درون چندپاره شده باشد، کوچکترین فشار بیرونی را نیز به تهدیدی بزرگ تبدیل میکند و من بیم آن دارم که با ورود بیحساب و کتاب و روزافزون افغانها به ایران و فرهنگ چند همسری و زادوولد نامتعارف آنان که حتی در حال حاضر هم توانست بافت جمعیتی ایران را تغییر دهد، در آیندهای نه چندان دور شاهدِ معضلی بزرگ و کشور مستقلی به نام خراسان باشیم.
🔻 جمعبندی 🔻
خطر تجزیه جغرافیایی در غرب کشور وجود ندارد، در جنوب و شمال غربی کشور نامحتمل است اما اگر روند فزاینده مهاجرت اتباع افغان به ایران بهدرستی مدیریت و کنترل نشود، بهخاطر فرهنگ چند همسری و زادوولد نامتعارف آنان که حتی در حال حاضر هم توانست بافت جمعیتی ایران را تغییر دهد، ممکن است در شرق کشور ما، ایده کشور جدیدی به نام خراسان شکل گیرد و تمامیت ارضی ایران را به خطر اندازد. وجود دهها هزار تن از نیروهای وابسته به لشکر فاطمیون که سالها با مردم سوریه جنگیدند و تجارب زیادی در آن قتلعامها کسب کردهاند و همچنین حضور شمار زیادی از نظامیان و فرماندهان سابق ارتش افغانستان در ایران که تجربه فعالیت نظامی فراوانی در جنگ دارند، میتواند میلیونها افغان مقیم ایران و حتی کشور خودشان را هم با خود همراه سازد و تحقق این هدف را آسان نماید. 😭
برای دیدن و شنیدنِ افشاگریهایم که در یوتیوب آپلود شدند، به اینجا کلیک کنید
برخی از نوشتههایم در سایت ایرانگلوبال درج شد که اکثر آنها افشاگری است. اگر میخواهید نگاهی به آنها هم بیاندازید، به اینجا کلیک کنید
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
انگِ تجزیهطلبی به هموطنان کُرد، ترک و بلوچ ما دور از انصاف است.
🔷 کشورها معمولاً ابتدا روی نقشهها تجزیه نمیشوند؛ ابتدا در ذهن مردم، در اعتماد عمومی، در احساس تعلق مشترک و در پیوندهای اجتماعی دچار شکاف میشوند. زمانی که گروههای مختلف جامعه دیگر نتوانند یکدیگر را بفهمند، به هم اعتماد کنند یا خود را بخشی از یک سرنوشت مشترک بدانند، زنگ خطر به صدا درآمده است.
🔶 سالهاست که درباره تجزیه جغرافیایی ایران هشدار داده میشود؛ اما شاید تهدید اصلی جای دیگری باشد. همانطوری که در «جمعبندی» متن زیر نوشتم، خطر تجزیه جغرافیایی در غرب کشور وجود ندارد، در جنوب و شمال غربی کشور نامحتمل است اما اگر روند فزاینده مهاجرت اتباع افغان به ایران بهدرستی مدیریت و کنترل نشود، بهخاطر فرهنگ چند همسری و زادوولد نامتعارف آنان که حتی در حال حاضر هم توانست بافت جمعیتی ایران را تغییر دهد، ممکن است در شرق کشور ما، ایده کشور جدیدی به نام خراسان شکل گیرد و تمامیت ارضی ایران را به خطر اندازد. وجود دهها هزار تن از نیروهای وابسته به لشکر فاطمیون که سالها با مردم سوریه جنگیدند و تجارب زیادی در آن قتلعامها کسب کردهاند و همچنین حضور شمار زیادی از نظامیان و فرماندهان سابق ارتش افغانستان در ایران که تجربه فعالیت نظامی فراوانی در جنگ دارند، میتواند میلیونها افغان مقیم ایران و حتی کشور خودشان را هم با خود همراه سازد و تحقق این هدف را آسان نماید. 😭
✅ لطفاً برای به تأمل واداشتن افرادی که از روی ناآگاهی انگِ تجزیهطلبی به هموطنان کُرد، ترک و بلوچ ما میزنند، با ما همراه شوید.❤️ 🌹🌹 ❤️