هنگامی که جماعت بیشماری را در حمایت از حکومت آنهم پس از چهل و هشت سال جنایات بیشمارش مینگریم این پرسش در ذهن متبادر میشود که چگونه حکومتی را که گمان میرود در واپسین دقایق ماندگاری خود سیر میکند قادر می یابیم تصویری چنین از محبوبیت خود به نمایش بگذارد ؟ یافتن پاسخ مبتنی بر حقیقت بدین پرسش نمی بایست با مشاهدات ظاهری انسانهای بیشمار و حامی حکومت ما را به وفاداری جمعی از حکومت قانع سازد، بلکه باید ما را متوجه ظرفیت بالای این نظام برای بسیج سازمانیافته جامعه نماید ، این آن نگاهیست که میتوان پاسخ درست را بدست آورد!
در حکومتهایی که طی دههها شبکهای گسترده از نهادهای حکومتی، امنیتی، نظامی، اداری، مذهبی و رسانهای در آن شکل داده شده است، امکان سازماندهی تجمعهای بزرگ امر پیچیده ای نیست . این توانایی لزوما بیانگر آن نیست که همه شرکتکنندگان از حامیان واقعی حکومت هستند. این آن برداشتیست که حکومت با تصویر سازی میخواهد در بیننده القا کند . قبل از هر چیز باید در نظر گرفت که انگیزهٔ افراد برای حضور در چنین مراسمی میتواند بسیار متنوع باشد، از اعتقاد و وفاداری ایدئولوژیک گرفته تا احساس وظیفه، فشارهای اداری، نگرانی از پیامدهای شغلی، ملاحظات اجتماعی، امید به دریافت امتیاز، یا حتی صرفاً کنجکاوی و همراهی با اطرافیان.
از این رو، مشاهدهٔ یک جمعیت میلیونی بهتنهایی نه اثباتکنندهٔ محبوبیت یک حکومت است و نه اثباتکننده اجبار همگانی. آنچه از بیرون به صورت یک توده یکپارچه دیده میشود، در واقع مجموعهای از انسانهایی با انگیزهها و محاسبات متفاوت است.
این حکومت طی دههها ساختاری گسترده برای بسیج اجتماعی و سازماندهی مراسم عمومی ایجاد کرده و در چنین مناسبتهایی از مجموعهای از ابزارهای رسمی و غیررسمی بهره میگیرد، از ظرفیت نهادهای حکومتی و رسانهای گرفته تا تشویق، ایجاد انگیزه، فشارهای اداری و اجتماعی و، در برخی موارد، نگرانی افراد از پیامدهای مخالفت یا عدم حضور. در کنار همهٔ این عوامل، وجود بخشی از جامعه که همچنان از حکومت حمایت میکند نیز واقعیتی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
بنابراین، اگر حکومت بتواند جمعیت بسیار بزرگی را در مراسمی عمومی گرد آورد، این امر بهخودیخود شگفتآور نیست. شگفتآور زمانی خواهد بود که از چنین تصویری، بدون در نظر گرفتن سازوکارهای بسیج و تنوع انگیزههای شرکتکنندگان، نتیجه گرفته شود که حکومت از حمایت یکدست و فراگیر جامعه برخوردار است.
س.ملکوتی
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
سوال مهم
سوال مهم
سوال مهمی که لازم است در این گونه موارد از خود پرسید این است: اگر از این جمعیت سوال شود که چنانچه رژیم چنج شود و ایران پادشاهی برقرار شود و شما شغل مناسب و درآمدی که کفاف زندگی عادی تان را بدهد داشته باشید آیا موافق این رژیم چنج هستید؟ حال این سوال را با بقیه 80 میلیون ایرانی در میان بگذارید. رژیم پادشاهی را بخاطر مطرح بودنش آوردم اگرنه هر رژیمی که در ایران روی کار بیاید و پاسخ به نیازهای مردم و آزادی های اجتماعی را بدهد - سیاسی را تا دهسالی میتواند درز بگیرد - میتواند موفق به حکومت کردن بی درد سر شود. لذا پاسخ واقعی در این سوال و جواب نهفته است. آنچه امروز روی زمین رخ میدهد مسائل گذر زمان است و موقت.
.
.
تحلیل آقای ملکوتی از یک جهت درست است، اما باید یک نکته مهمتر را هم دید. جمهوری اسلامی فقط با باور ایدئولوژیک جمعیت نمیآورد؛ با پول، فقر، وابستگی شغلی، فشار اداری، اتوبوس، غذا، بستههای کوچک و وعده امتیاز هم جمعیت میسازد. حکومتی که منابع کشور را در دست دارد، خوب میداند چگونه از احتیاج مردم سوءاستفاده کند. وقتی مردم برای یک شانه تخممرغ، یک وعده غذا یا یک کمک ناچیز زیر فشار زندگی قرار میگیرند، حضورشان در چنین مراسمهایی را نمیتوان نشانه محبوبیت حکومت دانست. این بیشتر نشانه فقر تحمیلشده، شبکه حامیپروری و قدرت سازماندهی حکومتی است، نه رضایت ملی. البته بخشی از حاضران ممکن است حامی واقعی نظام باشند، اما تصویر جمعیت حکومتی به هیچوجه ثابت نمیکند که ملت ایران پشت جمهوری اسلامی ایستاده است.