در دنیای اقتصاد فعلی کشورمان چه می گذرد ؟
(با بیانی ساده بدون موضع گیری سیاسی )
🔹در شرایط کنونی به دلیل وضعیت بیثبات ناشی ازادامه تحریمها ، ادامه نگرش دشمن پنداری در سیاست خارجی ،گرانی ها وادامه تورم ،نباید چندان روی سرمایهگذاری خارجی حساب باز کرد .
* در میان مدت باید از سرمایهها و پتانسیل سرمایههای داخلی استفاده کرد و سعی شود سرمایه به بخشهای واقعی اقتصاد تزریق شودتا به بخشهای غیرمولد.
*مبارزه با فساد- کاری بسیار دشوار وخطرش انسان را تهدید میکند.
*فساد، مردم را ناامید ومیل به سلامت را در افراد کاهش میدهد و موجب هلاک جامعه میشود .
*رابطه دولت با شرکتها که سرمایه و درامدانها متعلق به دولتست باید تنظیم و مدیران متخصص با سلامت عمل و فعال در این شرکتها حمایت بشوند و هم چنین در بخش خصوصی .
*بهترین حمایت از یک مدیر کارآفرین اینکه بتوان برای محصول شرکت تحت مدیریت او بازار فراهم شود ، قدرت رقابتپذیری داده شود و برای بالا بردن کیفیت انها را یاری نمود .
* ظرفیتهای زیادی در کشورموجود است ،امکانات سختافزاری ، منابع طبیعی وموقعیت جغرافیا ئی ، زیرساختهای اقتصادی ، کارخانجات، نیروی انسانی خلّاق ، جوانهای پرانگیزه ، ظرفیتهای علمی و فناوری ، فکرهای نو ، امکانات اجرایی ، تقنینی ، قضایی ، رسانهای ، تجربهها و عناصر مجرّب و کارآزموده ....
* اقتصاد نابسامان بر روی فرهنگ جامعه هم اثر میگذارد.
* تورم بالا.... روی نظام توزیع درآمدها در کشور اثرو انها را ناموزون میکند عدهای محروم وگروهی از طرق مختلف منفعت کلان می برند هر دو ایجاد فساد میکند.
🔹ابرتورم، در تعریف کلاسیک به «افزایش پرشتاب و مداوم قیمتها همراه با افزایش سریع حجم پول و غالبا معادل با تورمهای ۳ رقمی »گفته میشود ،برای اولین بار تورم رسمی برای ۵ سال متوالی بالای ۴۰ درصد بود ..
*نگاهی کارشناسی میگوید *نوسانات نرخ دلار موجب تعجب و نگرانی مردم وعجله آنان در تصمیمگیریهای اقتصادی و تبدیل ریال به دلار یا سایر کالاها شده .....هر چند حکومت مدعیست وضع ارزیمان خوبست ! و یا دستور داده شد بجای دلار با ارزهای محلی کار کنند !!
*رابطه مستقیمی بین افزایش نرخ تورم و بالا رفتن نرخ ارزهای معتبر خارجی وجود دارد که شاخصه آن دلار است .
* افزایش ارزش ارزهای معتبر خارجی با کاهش ارزش ریال نسبت معکوس دارند.
*طی سالها ارزش ریال به دلیل تورم بسیار بالا که ناشی ازعملکردحکومت در بسیاری موارد منجمله « حجم نقدینگی نامتعارف »بوده کاهش یافته ، اگر قرار باشد بر اساس نظریه اقتصادی نرخ دلار را کاهش دهند باید ابتدا تورم را کنترل کنند.
* به عبارتی : یکی از وظایف بانک مرکزی کنترل تورم و حفظ ارزش پول میباشد که خود به رشد اقتصادی و تراز پرداختها که از دیگر وظائف بانک مرکزی است کمک میکند.
*قطعاً بانک مرکزی از ذخائر ارزی کافی برخوردار نیست ،اگر چنین نبود، نرخ دلار تا 7 هزار برابر سقوط نمیکرد ، طی سالها درآمدهای هنگفت نفتی را هدر دادهاند حتی حساب ذخیره ارزی و صندوق توسعه ملی را .
انتظار میرود در رابطه با اجماع جهانی شکل گرفته : در پی اعتراضات وماجراهای مربوط به روسری خانمها بعنوان نمادی از مخالفت با تصمیمات جاهلانه حکومت که بصور دیگری ادامه دارد .... همچنین به دلیل نفوذ حکومت در منطقه و کمک به روسیه در ارسال پهبادها و تعاملات نظامی دو طرف...تا انجا که «جناب پوتین »بحث دیکتا تور ها را مطرح و میخواهد کلاسهای اموزش زبان روسی را گسترش دهد ....... منافذ ورود دلار بیش از گذشته کنترل خواهد شد ..
*امضای تفاهم نامه 450 میلیارد دلاری 25 ساله با چین ، توافقات با عربستان و تبادل زندانیهای دو تابعیتی با آمریکا و … قطعاً عوامل مهمی در انتظارات تورمی و ثابت ماندن بهای دلار «هر چند موقت » بودهاند.
* پول رایج «این شاخص توانمندی دولتها » بر اساس آمار بانک جهانی به عنوان کمارزشترین پول در جهان شناخته شده است.
*نا گفته نماند پول بی دردسری مانند سپرده خریداران اتومبیل و .... بدون بهره وارد بانک شده میتواند بخش زیادی از کمبود بودجه حکومت را جبران تا بتواند تا حدودی رشد حجم نقدینگی را کنترل کند، زیرا پول پرقدرتی وارد بازار نشده و پولی که در کشور بوده دست به دست شده .
* در بلند مدت مجموعه باور مندان به تعلق اقتصاد به غیر ادمیان !؟ میخواهند در این تنگنا سیاست پولی و مالیشان را چگونه و با چه هدفی جلو ببرند، اگر واقعاً قصد مهار تورم را دارند نباید از بانک مرکزی یا سایر بانکها وام بگیرند، زیرا این امر به رشد پایه پولی و افزایش نقدینگی منجر میشودو یا بدون پشتوانه به چاپ پول - روی اورند ....
*بی توجهی یا تحلیل نادرست از شرایط پیشرو- در همه جهات ، گسترش فقر و نارضایتی مردم و افزایش نابرابریها و به تبع آن توسعه ناهنجاریهای اجتماعی را درپی می اورد .
***وصول درآمدهای مالیاتی « مستقیم و غیر مستقیم » قطعاً با فشار بر مردم همراه است، مردمی که زیر بار مشکلات بسیاری همچون تند روی های رایج در مسیر نادیده گرفتن حقوق فردی و اجتماعی ،تورم ، فضای نامطلوب کسب ،کاهش رشد اقتصادی ،افزایش بیکاری ، رکود و بی ثباتی اقتصادی - کمر خم کرده اند .
*با تاکید براین مهم که « روابط اصولی بین المللی » قطعا تاثیر به سزایی در اقتصاد دارد.....باید تاکید داشت :
*درحال حاظر رکود تورمی بی سابقهای در بازارحاکمست، این بازار تحت تاثیر تنشهای بینالمللی و تجارت خارجی وادامه تحریمها قرار دارد - زیرا با محدود شدن صادرات و واردات که کالاهای مبادلهای هستند، کالاهای غیر مبادلهای مثل «ملک » قیمت شان حتی در همین دوران رکود بالا میرود و...
در حال حاظر حدود 30 میلیون اجاره نشین هستند که توان خرید 10 متر آپارتمان را هم ندارند.
** بورس نیز به یک «کازینوی بزرگ» میماند ، به دلیل اطلاعات نامتقارن که شرکتهای بزرگ دولتی و فرادولتی از آن بهره مند ند، به نفع خودشان بازارسازی میکنند. عدهای افراد حقیقی و بخش خصوصی به امید کسب سود زود هنگام وارد باز سرمایه میشوند، اما بدلیل ناآگاهی نسبت به سازوکار- و بازارسازیهای شرکتهای دولتی و فرادولتی همسو با منافع خویش، اکثرا میبازند.
هر چند بازار سرمایه پر ریسک و خریداران بهای سنگینی بابت این ریسکها پرداختهاند..
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
افزودن دیدگاه جدید