هر سخنی جایی و هر نکته مکانی دارد
نقدی بر سخنان آقای داریوش اقبالی در میان کنسرت
برای آقای داریوش اقبالی دانسته بود مردم با گرایشات سیاسی گوناگون با صرف زمان و هزینه و سفر از راه دور و نزدیک برای شنیدن ترانه و صدای ایشان، میهمان کنسرت او هستند وسط کنسرت جای موضعگیری سیاسی علیه این یا آن نظرگاه سیاسی از جمله: «نه شاه - نه شیخ» نیست.
این اقدام ناسنجیده، غیر اخلاقی، بدور از پرنسیبهای هنری، از قضا از سوی ایشان سنجیده انتخاب شده بود تا بیشترین بازتاب ممکن رسانهای را داشته و البته بیشترین نیش و زخم را وارد سازد.
داریوش در میان کنسرت از لازمه دمکراسی و... سخن گفت و سپس موضع گرفت: «نه شاه، نه شیخ»
به طبع حق ایشان است نظر خودشان را داشته باشند و من به نظرشان احترام میگذارم. اما با سوء استفاده از کنسرت
که طیف وسیع و متنوعی از مردم با دلبستگیها و گرایشات سیاسی گوناگون حضور دارند و در واقع علاقمند صدای او و همچنین میهمان کنسرت ایشان هستند، کنسرت مکانی برای اعلام مواضع و تصفیه حساب علیه طیف بندی سیاسی درون جنبش نیست.
اگر آقای داریوش اقبالی بر علیه رژیم جمهوری اسلامی و خامنهای موضع میگرفتید هیچ منافاتی با کنسرت ندارد بلکه ایرانیان استقبال میکنند اما وقتی شعار میدهند: «نه شیخ و نه شاه» ایشان هیچ احترامی به حضور بخشی از ایرانیان حاضر در کنسرت نمیگذارند، همان بخشی که به رغم اختلاف فکری و گرایش سیاسی با آقای داریوش، اما در صحنه هنر و بزم ایرانی در کنسرت ایشان شرکت میکنند. کما اینکه پس از این شعار «نه شاه - نه شیخ» بخشی از حاضرین در کنسرت کف زدند و بخشی علیه گفته ایشان و درحمایت از رضا پهلوی شعار دادند.
داریوش باید در انتخاب منافع و منویات خود و منافع و خواست ایرانیانی که برای شنیدن صدا و ترانه ایشان و حسّ و حال شادی و خاطره انگیز که خواننده محبوبی بودند به کنسرت آمدهاند. ایرانیان نیامده بودند تا ایشان حال و شادی و روز آنها را خراب کنید و زهر به روح آنها بریزد و آزرده خاطرشان ساخته و در یک رفتار شوک آمیز با صحنه تصفیه حساب سیاسی داریوش مواجه شوند.
نباید کنسرت هنری را تبدیل به میتینگ سیاسی و جبهه گیری علیه «این و آن» در درون جنبش ملی ایران بدل ساخت، این بی احترامی و توهین به بخشی از حاضرین در کنسرت و کار نسنجیده و غیر اخلاقی و خارج از پرنسیبهای «دمکراتیک» است که خود در ابتدای سخن آنرا «لازمه دمکراسی» می نامند و این نشانه عدم رعایت احترام، شأن و مرتب حاضرین در کنسرت و عدم رعایت دمکراسی در کردار است مگر اینکه اقای داریوش پیش از اجرای کنسرت اعلام میکردند که من میخواهم موضعگیری سیاسی علیه «نه شاه و نه شیخ» انجام دهم تا همگان با آگاهی از این موضوع، در حضور و عدم حضور حق انتخاب داشته باشند. ایشان میتوانستند همین سخنان و موضعگیری سیاسی علیه اقای رضا پهلوی را در یک مصاحبه با رسانهها انجام داده و یا به شکل ویدیویی ارائه دهند.تکرار خطاهایی که ضرب المثل شده اند در شأن هنر و هنرمند وصد البته در عرصه سیاسی نیست.
هر سخنی جایی و هر نکته مکانی دارد
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
In reply to چرا فرافکنی میکنید؟ by ع.ب.تورک اوغلی
یاوه میگویید جناب ترک زبان…
یاوه میگویید جناب ترک زبان هموطن من
عزیز من یاوه میگویی
اول اینکه داریوش اقبالی صرفا یک خواننده هست. نه شاعر هست نه هنر خاص دیگری دارد. ایشان صرفا خواننده ای هست که مشکلات اخلاقی بسیار فراوانی هم دارد و موضع گیری های سیاسی این آدم هم بسیار مشکلات فراوان دارد. میتواند حرف بزند اما ما هم باید جواب این یاوه گو را بدهیم
پان فارسیسم؟ لطیفه میگید؟ زبان پارسی در دوران قاجار که یک حکومت ترک زبان بود رسمیت پیدا کرد چون پادشاهان قاجار بر نقش و اهمیت زبان پارسی در همبستگی ملت ایران واقف بودند. خجالت بکشید از نیاکان ما. نگذارید دشمنان ایران با دروغ های این چنینی مملکت چند هزارساله ی ما رو چند پاره کنن
مردم پارس چه گناهی در حق شما کردن؟ نزدیک به هزارسال قوم ترک زبان بر ایران حکمرانی کردن کجا این حرفها بود؟ حکومت پهلوی آمد و در ادامه آنها ایران رو متحول کرد، تحول ایران به مدرنیته شما رو ناراحت کرده؟ لابد کثافتی که تهران و تبریز در 57به ایران زدند خوب بوده؟ یکم تاریخ موثق رو مطالعه کنید. اینقدر پای شبکه های ترکیه ای نشینید که مغز شما رو شتسشو بدهند. جانم فدای ایران
عذرخواهی
سالام
ببخشید،جناب مرادی،
بایدسیامک نادری می نوشتم
بازهم دراین مورد عذرخواهی میکنم.
چرا فرافکنی میکنید؟
سالام
داریوش فرزند آسیمله شده
آزربايجان با نگاه پان فارسی
است،
ایشان ازجوانی سیاسی بود،
ولی ازسیاسیونی که درجوانی بودیم نیروی خودرا به توهمات صرف کردیم،
استادشهریار،رضابراهنی،
وخیلی های دیگر جوانی
خودرا صرف کاری کردند،
که پس از آگاه شدن همان
همفکران خودش به آنها بی
حرمتی کردند،
داریوش هم ازهمان جنس است،
داریوش در برخوردبامادرش
مقداری تکان هویتی خورد،
آگاهی مردم تورک وملل درون ایران ،که پان فارسیسم چه بلایی سرایران
ومردم دراین صدسال آورده اند،
وخیزش ملل درون ایران،
به امثال داریوش ها بی اثر
نبوده است،
جناب مرادی و شاه میرزا،
شماها از سیاست عصرکنونی
جدا حرکت میکنید،
مگر ویکتور خارا شاعر ونوازنده وخواننده، شیلی
سیاسی نبود؟
مگربرای مردم شعر و ترانه نمی خواند؟
شما ها درکجای کارید؟
مگرمحمدرضا و رضا شاه پدربزرگ همین عنتر میدان
که آمریکا ولابی های آمریکا
اورا میرقصانند،
بدترازپینوشه درایران جنایت
نکردند؟
والله شما خودنیز بعنوان خائن باید به مردم جوابگو باشید.
همه مردم داریوش را سیاسی میشناسند،
اگرازاین دزد زاده شما حمایت میکرد،خوشتان می آمد ،خوب میشد؟
خود ساواک داریوش را معتادکرد،
چرا اینهارا نمی بینید؟
دروطنپرستی،و مردم وایراندوستی
خانواده وطرفداران پالانی
ها،
باید برای بازماندگان قاجار
گاو چرانی بکنند.
واقعن شماها ول معطلید.
مومنت مومنت
شک نکنید... آنهائیکه این روزها در قامت ارتجاع سرخ و ارتجاع سیاه به پادشاهان پهلوی درس میهندوستی میدهند از جنس جمهوری اسلامی هستند که همه شان وطن را بیگانه هستند.
پس به یقین باید گفت و نوشت این لات بازی ها و رجاله گری هایِ این جماعت بیشتر در خدمت و اتحاد و همدلی با جمهوری اسلامی است.